نسیم خوش روزهای زندگی
 
قالب وبلاگ
نويسندگان
لینک دوستان

یکی از شاگردهای مدرسهء دارالفنون پسر شاهزاده آجودان بود.او هر وقت به پسرش در بین دانش آموزان برخورد می کرد،اعتراضی به او می کرد.یک روز که نتوانست چیزی از او پیدا کندو نخواست بی اعتراض هم رهایش کند،به او گفت:"صمد!زهر مار!باز تو جوراب رقیه را پات کردی؟!"
مرحوم عبدالله مستوفی در کتاب "زندگی من" ادامه می دهند:
با همه این سخت گیری ها شاهزاده صمد چیزی از آب در نیامد و در مجالس خصوصی اعیان زاده ها ضرب می گرفت و تصنیف می خواند و مسخرگی و مطربی می کرد. و پس از سی سال زندگی بی نظم و آلوده به افیون و الکل بدرود حیات گفت.
روزی در یکی از مجالس،شاهزاده صمد تنبک بر روی زانو گذاشته و رباعی زیر را می خواند:
صد داد ز دست فلک شعبده باز / شهزاده به ذلت و گدا زاده به ناز
نرگس ز برهنگی سرافکنده به پیش / صد پیرهن حریر پوشیده پیازو در هنگام خواندن مصرع دوم ،که "شهزاده به ذلت" را می خواند اشاره به سمت خود می کرد و در "گدازاده به ناز" به سمت صاحبخانه اشاره می کرد.

[ ۱۳٩٥/٩/۱٥ ] [ ٩:٢٥ ‎ب.ظ ] [ برات نیا ]

ای داد ز دست فلک شعبده باز
شهزاده به ذلت و گدازاده به ناز
نرگس ز برهنگی سرافکنده به زیر
صد پیرهن حریر پوشیده پیاز!
افسوس که نان پخته ،خامان دارند
اسباب تمام ، ناتمامان دارند
آنان که به بردگی نمی ارزیدند
اکنون کنیزان و غلامان دارند!

[ ۱۳٩٥/٩/۱٥ ] [ ٩:٢٢ ‎ب.ظ ] [ برات نیا ]

👑 #رازهای_زندگی

🎩کلمات قدرت آزار دادن شما را ندارندمگر آنکه گوینده ی کلمات ؛برایتان بسیار عزیز باشد
🎩آدم های دنیای ما تا وقتی خودمان هستیم قبولمان ندارند …
🎩اگر خود را تغییر دهی ، تغییر جهان را آغاز کرده ای ؛ با تغییر تو ، بخشی از جهان تغییر کرده است
🎩هر قدیس گذشته‌ای دارد و هر گناهکار آینده‌ای …
🎩به یاد داشته باش درست در لحظه ای که می گویی من تسلیمم ،شخص دیگری که در حال نظاره همان موقعیت است با خود می گوید :چه فرصت بزرگی …
🎩کسانی که پشت سر شما حرف می زنند بی اعتنا باشید ؛آنها به همانجا تعلق دارند یعنی دقیقا پشت سر شما …
🎩اگر تو انتخاب کنی که تصمیم نگیری باز هم یک تصمیم گرفته ای …
🎩پول خوشبختی نمی آورد ولی نبودنش بدبختی می آورد …
🎩هر که درکش بیش دردش بیشتر …

منبع: هما - دادار عشق - تلگرام

[ ۱۳٩٥/۸/۳٠ ] [ ۳:۳٤ ‎ب.ظ ] [ برات نیا ]

نظریه های پایه ی گوناگونی برای آغاز حرکت به سمت توضیح و بررسی خلقیات اجتماعی ما ایرانیان وجود دارد.

یکی از آنها رویکرد "کارکردگرایی" است که الگوهای آموخته ی رفتاری را به مثابه سازوکاری برای تامین نیازهای زیستی، روانی و اجتماعی بررسی می‌کند. مثلا اگر فرد دروغ می‌گوید، اقتضای زندگی در آن سرزمین دروغ گفتن بوده و این یک مکانیسم زیستی است و کارکرد روانی یا اجتماعی دارد و در نتیجه، نهادینه شده و رواج پیدا می کند.

رویکرد دیگر، ساختارگرایی است و به ساختارهای عمیقی توجه می‌کند که فرهنگ را تشکیل می‌دهد. یعنی ارزش های فرهنگی، معانی فرهنگی و رفتارهای آموخته ی فرهنگی ما ریشه های ژرفِ ساختاری دارند. حتی اگر هم تحول پیدا کنند، قبل از هر چیز در ساختارهای عمیق صورت می پذیرد. نمونه اش ارزش های جنسی مذکر است. اگر در رفتارهای ما نوعی ارزش های تک جنسیتی مذکر وجود داشته و نهادینه و بازتولید شده، علت آن کدهای ساختاری عمیق پدرسالارانه و مردسالارانه است که در فرهنگ و جامعه ریشه دارد.

رویکرد بعدی، رویکرد سنت نظری چپ است که فرهنگ را روبنای مناسبات تولید می داند. فرهنگ در این دیدگاه ابزاری نمادین است با معنا و کارکردی کنترلی(تفوق جویانه). یعنی طبقه مسلط جامعه نوع خاصی از فرهنگ را بازتولید می کند که در ذهن و رفتار مردم شکل می گیرد.

رویکرد دیگر، اشاعه گرایی است، که در آن فرهنگ و از جمله خلقیات و روحیات از طریق انتشار و انتقال از یک جامعه به جامعه ی دیگر تحول پیدا می‌کند.

رویکرد آخر، رویکرد "تحول گرایی" است که توجه آن بر روند تحولات خلقیات مردمان و مراحل مختلف آن معطوف می شود.

درنتیجه این بررسی رفتار ما ایرانیان بدین صورت است که:
در شرایط استبداد، روحیات تلون و تملق کارکرد دارد و رواج پیدا می‌کند(کارکردگرایی). روحیه ی مصرف زدگی چند دهه ی اخیر در میان قشر عظیمی از مردم، حتی دهک های پایین درآمدی در ساخت اقتصادی تقسیم دولتی پول نفت ریشه دارد(ساختارگرایی). گسستگی ها و بحرانی شدن اخیر در خلقیات مبتنی بر ارزش های پدرسالار، چه در سطح زندگی خانوادگی و چه در سطح زندگی سیاسی، به ویژه در قشرهای متوسط از جهانی شدن مدرنیته ی غربی متاثر بوده است( اشاعه گرایی ). گذار بخش هایی از جامعه ی ایران از اخلاق اجتماعی ارباب -رعیتی به اخلاق شهروندی و یا روندهای نوپدید و رو به رشد زنانه شدن فرهنگ و زندگی در طیفی از قشرهای اجتماعی نمونه‌ای از تغییر و تحول فرهنگ عمومی ماست
( تطورگرایی).

"مقصود فراستخواه" ، کتاب "ما ایرانیان"

[ ۱۳٩٥/۸/۳٠ ] [ ۳:۳۳ ‎ب.ظ ] [ برات نیا ]

گزارش 2016  #شادی جهانی

🎾🎾 ایران در رتبه یکصدو پنجم جهان

@IRANSOCIOLOGY


✏️  نابرابریِ شادی، به‌لحاظ روان ‌‌شناختی، هم‌ارز نابرابریِ درآمدی است و از سال ۲۰۱۲، گزارش شادی جهانیْ مؤید این ایده بوده است که «شادی»، نسبت‌ به شاخص‌هایی همچون ثروت، تحصیلات یا تندرستی، سنجۀ مناسب‌تری برای ارزیابی رفاه انسان است.

✏️ به گزارش مطالعه شادی جهانی سال 2016 سازمان ملل متحد، کشور سوییس که سال گذشته اولین کشور در لیست بود، امسال به نفع دانمارک در رتبه دوم جای گرفت. کشورهای ایسلند، نروژ، فنلاند،  هلند، نیوزیلند و  استرالیا به ترتیب شاد ترین کشور های دنیا معرفی شدند. هفت کشور از 10 کشور شاد دنیا، از کشور های کوچک و متوسط اروپای غربی هستند.

✏️ براساس گزارش شادی جهانی، سه کشور ایرلند، ایسلند و ژاپن پس از بحران اقتصادی سال 2007 و زلزله توانسته اند رتبه خود را در میان شاد ترین کشور های دنیا همچنان حفظ کنند.  از نظر یکی از محققان این مطالعه،  در مورد ژاپن،  شاخص همدلی و همبستگی و حمایت اجتماعی این کشور را نجات داده است.

✏️ کاستاریکا، جلوتر از خیلی کشور های ثروتمند تر از خودش در رتبه 14 قرار گرفته  است. این کشور با وجود اینکه وضعیت اقتصادی چندان خوبی ندارد، می تواند مثالی از یک جامعه سالم و شاد باشد.

✏️براساس این گزارش که چهارمین گزارش شادی جهانی بود (نخستین گزارش سال 2012 توسط سازمان ملل متحد منتشر شد)، آمریکا در رتبه سیزدهم قرار گرفته  است. کشور آلمان در رتبه شانزدهم، بلژیک در رتبه هجدهم و بریتانیا در رتبه 23 جای دارد.

✏️ کشور فرانسه، سی و دومین کشور گزارش شادی جهانی است و دو پله از عربستان سعودی جلوتر است. رتبه کشور های اسپانیا و ایتالیا به ترتیب 37 و 50 است. کشور  آفریقایی بروندی، با رتبه 157 کمترین شاخص شادی را در میان کشور ها دارد. کشور  جنگ زده سوریه رتبه 156 را دارد و یکی مانده به آخر لیست است. کشور  توگو با رتبه 155، افغانستان با 154 و بنین با 153 وضعیتی به مراتب بدتر از روآندا، گینه، لیبریا و تانزانیا دارند.

✏️ به اعتقاد پژوهشگرانی که این مطالعه را انجام دادند، شش عامل سرانه تولید ناخالص داخلی، حمایت های اجتماعی، امید به زندگی، آزادی اجتماعی، سخاوت و عدم فساد از شاخص های بررسی شده برای سنجش شادی کشور ها هستند.

✏️ ایران که در سال های اخیر در این فهرست پیشرفت کرده است، امسال با 5 رتبه پیشرفت نسبت به سال 2015 صد و پنجم شد.

منبع: انجمن آسیب شناسی اجتماعی ایران

[ ۱۳٩٥/۸/۳٠ ] [ ۳:۳۱ ‎ب.ظ ] [ برات نیا ]

رابطه میان جنسیت و فضای شهری:

طراحی فضا و مکان متاثر از خواست ها و اعمال قدرت گروه های مختلف اجتماعی است و شهرسازی قبل از آنکه به جنسیت وابسته باشد به فرهنگ آن جامعه وابسته شده است. برقراری تعادل بین نیازهای جنسیتی و دیگر عوامل موثر در شهرسازی امری ضروری و اجتناب ناپذیر است(زنجانی،۱۳۸۱). رابطه میان جنسیت و فضای شهری یکی از ابعاد ارتباط میان فضای شهر و فرهنگ است. در مطالعه این بُعد با رابطه بدن انسانی و فضا سر و کار داریم. فضاهایی که بنا بر ماهیت خود می توانند به سوی مردانه شدن یا زنانه شدن سوق یابند و یا تجارب متفاوتی برای هر یک از این دو جنس رقم زنند.

در تفکیک فضاهای شهری به مردانه و زنانه و نوع نگرش و رضایت زنان از مواجهه با فضاهای عمومی و یا نیمه عمومی شهر، بدون تردید سهمی را نیز می‌توان برای معماری و غالب شهر در نظر گرفت. تاثیرهای فضایی و جغرافیایی شهر مستقل از شرایط و فرهنگ جنسیتی، می تواند توضیح دهنده تفاوت‌های جنسیتی در رابطه با شهر باشد(ذکایی،۱۳۹۱).

نوع ارتباطات و نگرش های متفاوت زنان و مردان در محیط، بر فعالیت های آن ها نیز تاثیرگذار است. برای نمونه زنان کمتر از مردان برای فعالیت‌های اختیاری زمان و فرصت دارند. چراکه بیشتر از مردان درگیر و مسئول فعالیت‌های مراقبتی اند. مردان می توانند خود را از محیط جدا نمایند و بنابراین می‌توانند در محیطی که کس دیگری آن را ایجاد و نگهداری می کند زندگی کنند( Frank, 2002 ).

هویت مردانه و زنانه فضاها به واسطه دوگانگی ها و تضادهایی ایجاد شد که جای زن را در خانه و جایگاه مردان را فضای بیرون خانه و قلمروی عمومی بیان نمود. هویت مردانه فضاهای عمومی، حداقل در غرب می تواند به دلیل توجه کمتر به زندگی روزمره و قلمروی محله ای و در عوض آن توجه و ارزش دادن به َشغل و قلمرو عمومی ایجاد شده باشد.

در واقع دو جهان قابل درک است، یکی باارزش است اگر خیالی  و دست نیافتنی باشد و دیگری بی ارزش، بی استفاده و فاقد معنی است و ضروری و واقعی به نظر می‌رسد. این تضادها، پایه هایی برای دوگانگی های سلسله‌مراتبی شدند: خیالی/ واقعی، ذهن/ جسم، فرهنگ/ طبیعت.

بدین ترتیب عناصر اولیه هر جفت کلمه در ارتباط با مردان و جز دوم در ارتباط با زنان در نظر گرفته می شود. برخلاف آن حس زنان در فضای خانه و خانواده شکل می گرفت و بنابراین نیازمند تضاد بین مفهوم واقعی و خیالی و نیازمند همزمانی زندگی روزانه و سطح وسیعی از روابط بود(Franck,  2002 ).

زنان نیز همانند مردان در جریان فعالیت روزانه نیازهای خاص خود را دارند که در اصل آن تفاوتی وجود ندارد اما چون نحوه کمیت و کیفیت برآورده ساختن واقع بینانه نیازها متفاوت است توجه به تفاوت های ظریفی که در زنان نسبت به مردان وجود دارد در هیچ یک از طرح های شهری به چشم نمی‌خورد. نمونه بارز آن در طراحی فضا و اِلِمان های موردنیاز،  نیمکت هایی است که در ایستگاههای اتوبوس یا در مبلمان شهری نصب شده است، چرا که هم ارتفاع مناسب در آنها رعایت نشده و هم راحتی و آسایش لازم را ندارند. گویی آنگونه طراحی شده است تا فقط وجود خود را به رخ شهروندان مخصوصا مادران و کودکان خسته از دوندگی های روزمره بکشد( تاجداری و اکبری، ۱۳۸۷).

بدیهی است که الگوهای رفتاری زنان و مردان در مکان ها و فضاهای شهری یکی نیست و به همین دلیل نمی توان به شیوه یکسان به نیازهای آنان در هنگام کار، رفت و آمد،  حمل و نقل، ورزش ، تفریح و استراحت پاسخ گفت. مسئله بسیار شگفت آور و در عین حال تاسف انگیز این است که در شهرسازی مدرن با حضور وسیع زنان در عرصه های عمومی و فضای شهری، خیلی کم به تفاوت و تنوع این نیازها توجه شده است( مهدی زاده،۱۳۸۷).

سرکار خانم صبا

منبع:https://telegram.me/joinchat/BDSrBDzcoNknXHfFN6FmMw
لینک گروه Geography

[ ۱۳٩٥/۸/۳٠ ] [ ۳:٢۱ ‎ب.ظ ] [ برات نیا ]

[ ۱۳٩٥/۸/٢۳ ] [ ٧:٠٩ ‎ب.ظ ] [ برات نیا ]

[ ۱۳٩٥/۸/٢۳ ] [ ٧:٠٦ ‎ب.ظ ] [ برات نیا ]
.: Weblog Themes By Iran Skin :.

درباره وبلاگ

موضوعات وب
RSS Feed