نسیم خوش روزهای زندگی
 
قالب وبلاگ
نويسندگان
لینک دوستان

آن دلبر من آمد بر من

زنده شد از او بام و در من

گفتم قنقی امشب تو مرا

ای فتنه من شور و شر من

گفتا بروم کاری است مهم

در شهر مرا جان و سر من

گفتم به خدا گر تو بروی

امشب نزید این پیکر من

آخر تو شبی رحمی نکنی

بر رنگ و رخ همچون زر من

رحمی نکند چشم خوش تو

بر نوحه و این چشم تر من

بفشاند گل گلزار رخت

بر اشک خوش چون کوثر من

گفتا چه کنم چون ریخت قضا

خون همه را در ساغر من

مریخیم و جز خون نبود

در طالع من در اختر من

عودی نشود مقبول خدا

تا درنرود در مجمر من

گفتم چو تو را قصد است به جان

جز خون نبود نقل و خور من

تو سرو و گلی من سایه تو

من کشته تو تو حیدر من

گفتا نشود قربانی من

جز نادره‌ای ای چاکر من

جرجیس رسد کو هر نفسی

نو کشته شود در کشور من

اسحاق نبی باید که بود

قربان شده بر خاک در من

من عشقم و چون ریزم ز تو خون

زنده کنمت در محشر من

هان تا نطپی در پنجه من

هان تا نرمی از خنجر من

با مرگ مکن تو روی ترش

تا شکر کند از تو بر من

می‌خند چو گل چون برکندت

تا به سر شدت در شکر من

اسحاق تویی من والد تو

کی بشکنمت ای گوهر من

عشق است پدر عاشق رمه را

زاینده از او کر و فر من

این گفت و بشد چون باد صبا

شد اشک روان از منظر من

گفتم چه شود گر لطف کنی

آهسته روی ای سرور من

اشتاب مکن آهسته ترک

ای جان و جهان ای صدپر من

کس هیچ ندید اشتاب مرا

این است تک کاهلتر من

این چرخ فلک گر جهد کند

هرگز نرسد در معبر من

گفتا که خمش کاین خنگ فلک

لنگانه رود در محضر من

خامش که اگر خامش نکنی

در بیشه فتد این آذر من

باقیش مگو تا روز دگر

تا دل نپرد از مصدر من

 
[ ۱۳٩۳/۱۱/٧ ] [ ٧:٢٢ ‎ق.ظ ] [ برات نیا ]
[ ۱۳٩۳/۱۱/٦ ] [ ۱:۱٧ ‎ب.ظ ] [ برات نیا ]

گروه سرگرمی ROZANEH

چرا ما جوان ها این قدر کمردرد می گیریم؟

ما و دردهای ما
یک نگاه به دور و برتان بیندازید. چندتا از دوستان و همسن و سال های خودتان را می شناسید که هرازچندگاهی به خاطر کمردرد به یک کیسه آب گرم الصاق می شوند و می افتند روی تخت؟ به نظرتان این عیجب نیست که دردی که همیشه مال پیرها بود، این قدر بین جوان ها شایع شده؟ شاید واقعا پیرها راست می گویند که ما نسل روغن نباتی هستیم و جان و قوت آن نسل روغن حیوانی اعلا خورده را نداریم. شاید هم پای چیزهای دیگری در میان است!

ما چاقیم
وزن زیاد، یعنی کمر بیچاره مجبور است در تمام لحظاتی که شما سرپا هستید، باری سنگین تر از توانش را حمل کند. اگر چاقید، مستعد ابتلا به انواع کمردرد و زانودرد هستید. کسانی که کمردرد مزمن دارند و چاقند، باید در اولین قدم وزنشان را کم کنند. قاعدتا دو کیلو اضافه وزن کمر هیچ کس را نشکسته، اما اگر بین رفقا به صفت گردی ملقب هستید، یا شکمتان از سایز بدنتان بیرون زده، باید یک فکر جدی برایش بکنید؛ وگرنه کمردرد هی بدتر و بدتر می شود.

ما بد می‌خوریم
آن قدر که قدیمی ها کشک و ماست و شیر و دوغ می خوردند، استخوان داشتند عین فولاد. آن وقت ما توقع داریم با خوردن نوشابه، تراکم استخوانی مان هم برود بالا. تغذیه مملو از مواد قندی و محرک که موجب تحریک عصبی می شوند، هم عوامل درد را زیاد می کند، هم موجب ارسال سیگنال های درد بیشتر می شود. درعوض تغذیه ای که شامل همه مواد مغذی و به خصوص پروتئین و کلسیم برای تقویت عضلات و استخوان ها باشد، مقاومت بدن را در مقابل کمردرد بیشتر می کند.

ما آفتاب نمی خوریم
کمبود ویتامین دی یک مشکل شایع در نسل ما و به خصوص دختران است. ویتامین دی، فقط در اثر تابش آفتاب به پوست تولید می شود که این روزها هیچ کس رنگش را نمی بیند. زنان ایرانی اغلب دچار فقر شدید ویتامین دی هستند. موقعیت هایی که می توانند آفتاب ببینند، یک جوری با کرم ضدآفتاب می پوشانیم که مبادا یک ارزن ویتامین دی در بدن ساخته شود! این طوری می شود که از همان جوانی دچار انواع دردها هستیم و استخوان هایمان شروع به تحلیل رفتن می کنند. اگر به کمبود ویتامین دی مشکوکید (که احتمالا درست هم فکر می کنید!) یک آزمایش بدهید تا سطح آن معلوم شود. کمبود ویتامین دی با مصرف مکمل درمان می شود.

ما از خودمان مراقبت نمی کنیم
همان کوله پشتی سنگینی که تمام زندگی تان را ریخته اید تویش و با خودتان به این طرف و آن طرف می کشانید، عامل کمردرد شماست. ادامه پیدا کردن این وضعیت حتی می تواند شکل کلی ستون فقراتتان را هم عوض کند. شما که حلزون نیستید! لازم نیست همیشه همه زندگیتان را با خودتان همه جا ببرید. لپ تاپ خفن 4 کیلویی تان را بگذارید خانه و سعی کنید دوری اش را تحمل کنید. در غیر این صورت مجبورید به زودی به صورت افقی زندگی تان را بگذرانید.

www.ROZANEHONLINE.com

ما ورزش نمی کنیم
ورزش؟ شیب؟ بام؟ عضلات شل و ول و تنبل ما جان می دهند برای اینکه همه وزنشان را بیندازند روی مهره های کمر و عصب های آن وسط را له و لورده کنند و دردشان را به جان بخرند. بعد هم وسط این زندگی جلبکی، هرچند وقت یک بار توهم ورزشکاری می زنیم و لباس ورزشی هایمان را می پوشیم و ناگهان می زنیم به دل کوه و می رویم برای فتح ایستگاه هفت توچال. بعد بر می گردیم و تا دو هفته آینده از درد گرفتگی عضلات، چنگک هایمان را در تخت فرو می کنیم. نکن خب برادر/ خواهر من! یا ورزش نکن، یا مرتب ورزش کن!

ما سرمان توی کارمان است
چند ساعت در روز پای لب تاپ چنبره زده ایم؟ چند ساعت سرمان پایین است و فرو رفته ایم در گوشی؟ چند ساعت تلفن را گذاشته ایم روی گوش و با کج کردن گردن، گوشی را بین گوش و کتف نگه داشته ایم که مبادا دستمان را از روی دکمه های صفحه کلید برداریم؟ همه اینها ساعت های عذاب ستون فقراتند. ساعت هایی که ما به شدت اعصاب و عضلات ستون فقرات را کشیده ایم و تحت فشار گذاشته ایم. بعد کارمان با لپ تاپ تمام می شود و می بینیم گردنمان راست نمی شود. آن قدر این کار را می کنیم تا یک روز دیگر جدی جدی صاف نشویم.

ما خوش تیپیم
پاشنه بلند یک چیز دیگر است، این را همه می دانند! به خصوص وقتی دخترها همه حول و حوش 150 سانت سیر می کنند، پوشیدن کفش پاشنه بلند می تواند هیجان انگیز باشد. حتی اگر به قیمت از دست دادن کمر تمام شود. چند سال با قد بلند بایستیم و بعد چند ده سال روی ویلچر بنشینیم بهتر است، یا یک جوری با قدمان کنار بیاییم و گودی کمر را به فنا ندهیم؟ خب معلوم است که اولی! خوش تیپ باش، اما روی ویلچر باش! خوبه اینجوری؟

 

وقتی کمردرد داریم چه کار بکنیم؟ چه کار نکنیم؟

نیازمند چوب جادو
کمردرد که آدم را روی تخت می اندازد و توان نشستن را هم می گیرد، آدم به هر راهی متوسل می شود که بتواند بلند شود و یک لیوان آب نشسته بخورد. با این حال بعضی کارها ممکن است به قیمت چند هفته اضافه تر روی تخت تمام شوند.

کیسه آب گرم یا یخ؟
برای دردهای مختل متفاوت است. التهاب ها معمولا با کمپرس سرد بهتر می شوند و گرفتگی ها با کمپرس گرم. استفاده از هیچ کدام بیشتر از 20 دقیقه و طولانی تر از دو روز توصیه نمی شود. گرم کردن مداوم عضله موجب شل شدن عضلات و فشار بیشتر روی اعصاب و مهره های کمر می شود و کمردرد را بدتر می کند.

قرص بخورم یا نخورم؟
در حد استامینوفن و بروفن را می شود تجویز کرد. اما یک هفته دیکلوفناک خوردن را هیچ رقمه در برنامه تان نگذارید. درست است که یک شیاف دیکلوفناک می تواند شما را از روی تخت بلند کند، اما آن درد بیخودی رخ نداده. منظور بدن از آن درد این است که کمی استراحت کنید و عضلات را قوی کنید. با مصرف مسکن، درواقع مکانیزم طبیعی بدن را از بین می برید.

ام آر آی یا سی تی اسکن یا چی؟
هرکدام از این انواع عکسبرداری یک چیزهایی را نشان می دهند؛ پس سرخود از دکترتان نخواهید که برایتان ام آر آی بنویسد. عکسبرداری X-Ray مشکلات مربوط به استخوان و مهره ها را نشان می دهد. ام آر آی اطلاعات بیشتری در مورد بافت های نرم مثل عضلات، لیگامان ها، دیسک های بین مهره ای و اعصاب می دهد. سی تی اسکن هم مشکلات استخوانی مهره را نمایش می دهد. بگذارید این را پزشک متخصص تشخیص بدهد.

چه وقت به دکتر مراجعه کنیم؟
کمردرد عادی می تواند با خوددرمانی و رعایت رفتارهای سالم درمان شود. اما اگر هریک از این علائم را داشتید، بی معطلی بروید سراغ پزشک، احساس بی حسی و کرختی در دست یا پا، اشکال در کنترل ادرار، تب و سردرد ادامه دار، درد شدید ناگهانی، درد پس از تصادف یا ضربه و اگر بعد از سه روز خوددرمانی بهتر نشدید.

چطور بخوابم؟
روی تشکی بخوابید که نه خیل سفت باشد، نه خیلی نرم. به پهلو بخوابید، زانوها را کمی خم کنید، شکم را به داخل بکشید و بین زانوها یک بالش بگذارید.

روزنه آنلاین

چطور بنشینم؟
طوری بنشینید که کف پاهایتان مماس با زمین باشند، نه خیلی فشار رویشان باشد، نه آویزان شوند. زاویه زانوهایتان باید 90 درجه باشد. اگر صندلی تان طبی نیست، از یک بالش کوچک کمک بگیرید تا قوس طبیعی کمر حفظ شود. قوز نکنید و دائم سرتان را پایین نیندازید. گاهی بلند شوید و قدمی بزنید.

چطور بایستم؟
شانه هایتان را عین پرورش اندامی ها عقب ندهید. شل و راحت باشید. قوز نکنید، اما قوس کمرتان را هم زیاد نکنید. عضلات شکمتان را سفت کنید. وقتی به مدت زیاید می ایستید، یک چهارپایه کوچک (یا هر چیز دیگری با ارتفاع کمتر از زانویتان) کنار پا بگذارید و به نوبت یک پا را بالا و یکی را صاف بگذارید.

چطور چیزی را بلند کنم؟
از کمر خم نشوید. بنشینید، جسم را به خودتان بچسبانید و با کمر صاف بلند شوید.

منبع: همشهری جوان

[ ۱۳٩۳/۱۱/٦ ] [ ۸:٤۸ ‎ق.ظ ] [ برات نیا ]

ملودرام، ژانر محبوب تلویزیون های دنیا برای جلب رضایت مخاطبان است. این ژانر برای ما ایرانی ها که عاشق قصه و قضاوتیم و پاورقی مجله ها مورد علاقه مان است و رمان های زرد عامه پسندمان پرفروش، اهمیت زیادی دارد. ما حتی در زندگی روزمره هم عاشق خبرهای خاله زنکی درامیم. خبرهای داغ از در و همسایه درباره عروس و مادر شوهر و ...
این ژانر هم با محور قرار دادن زنان به عنوان عامل موثر در کنترل تلویزیون خانه ها، روایت دغدغه های روزمره، ریتم آرام، موسیقی و فضاسازی تاثیرگذار و حسی، به مرور جایگاه خوبی در سریال سازی ما پیدا کرده. اینجا به مرور مسیر این ژانر در دهه های گذشته پرداخته ایم تا ببینیم در این 33 سال چه اتفاقاتی افتاده است.

دهه 60؛ آغاز یک دوران

در سال های انقلاب و جنگ، فضای ایدئولوژیک جامعه روی تلویزیون هم تاثیرگذار بود. در دوران مدیریت محمد هاشمی - برادر آیت الله هاشمی رفسنجانی - هنوز شورای نظارت و همینطور نظارت سفت و سخت و شدیدی بر سریال ها وجود نداشت، برای همین افسانه بایگان راحت در "سربداران" بازی کرد و بعد از موفقیت سریال "آیینه عبرت" که ملودرام اپیزودیک بود، اولین سریال ملودرام بعد از انقلاب روی آنتن شبکه یک رفت. پاییز صحرا، کل کل عروس و مادرشوهر را نشان داد. حمایت امام خمینی (ره) برای ادامه پخش سریال با وجود اعتراض به نحوه پوشش، نشان می دهد این سریال تا چه حد مورد توجه جامعه بود.

http://www.rozanehonline.com

نمونه اصلی: پاییز صحرا (1365)/ قهرمان مظلوم: صحرا (شهلا میربختیاری)، عروس/ هیولا: ماهرخ (جمیله شیخی)، مادرشوهر/ میزان اشک و آه: با دوبله ژاله کاظمی (عروس)، خسرو خسروشاهی (شوهر) و فهمیه راستکار (مادرشوهر)، این حس تشدید می شد/ سرنوشت: صحرا به خاک سیاه می نشیند/ حوادث سر راه: ماهرخ که از ازدواج پسرش ساسان (داریوش مودبیان) ناراضی است شروع به سنگ اندازی در زندگی آنها می کند. تلاش های پدر عروس (جمشید مشایخی) به جایی نمی رسد و ماهرخ موفق می شود تنها پسر صحرا و ساسان و بعد خود ساسان را به خانه اش بیاورد.


دهه 70؛ در تقابل سنت و مدرنیته

در سال هایی که علی لاریجانی رییس صدا و سیما بود، ابتدا ساعات کاری 2 شبکه افزوده و بعد در آذر 1373 با افتتاح شبکه 3، مسیر شبکه سازی باز شد. با لغو ممنوعیت استفاده از ویدئو، ویدئوکلوپ ها افتتاح و پای فیلم های کرایه ای به خانه ها باز شد. افزایش ساعات و شبکه ها، ساخت سریال ها را بیشتر کرد و سیما فیلم راه افتاد.در این دهه همانطور که جامعه شاهد تضاد سنت و مدرنیته و دوران گذار بود، تنش سریال های ملودرام حول همین محور شکل می گرفت. پدرسالار (اکبر خواجویی) به تنش 2 نسل اشاره داشت. در 2 سریال حمید لبخنده یعنی "در پناه تو" و "در قلب من"، عاشقانه های جوانانه روی آنتن رفت و قاسم جعفری با "خط قرمز"، "کمکم کن" و "مسافری از هند" از راه رسید. بازیگران جوانی در این سریال ها بازی کردند که در دهه 80 به ستاره های سینما و تلویزیون تبدیل شدند و نقش موسیقی پررنگ شد.

www.ROZANEHONLINE.com

نمونه اصلی: در پناه تو (1374) / قهرمان مظلوم: مریم افشار (لعیا زنگنه) / هیولا: مادر رامین (پری امیر حمزه) / میزان اشک و آه: از میانه سریال که مریم درگیر رامین دست و پا چلفتی (رامین پرچمی) و مادرش می شد و محمد منصوری (حسن جوهرچی) چلمنگ بازی درمی آورد، اشک و آه به اوج می رسد / سرنوشت: مریم بعد از ترک رامین با محمد ازدواج می کند / حوادث سر راه: محمد به خاطر رامین پا پس می کشد تا رامین با مریم ازدواج کند. مادر رامین، مخالف مریم است و قضیه بچه دار نشدن او را چماق می کند تا عاقبت مریم، تنها و افسرده طلاق می گیرد.

نمونه مشابه: در قلب من، پدرسالار، آوای فاخته، پس از باران و ...


دهه 80؛ دوران طلایی

دهه طلایی ملودرام. سال های سیروس مقدم و اولین ملودرام هر شبی (نرگس) که در دوران ابتدایی مدیریت ضرغامی شکل گرفت. ورود شبکه های ماهواره ای با انواع سریال های ترک و کلمبیایی و همینطور باز شدن پای سریال های مطرح جهانی روی سی دی، راهی جز ساخت ملودرام داخلی نگذاشته بود.تلویزیون هم با کشف پتانسیل ایام مناسبتی توانست از این ظرفیت هم برای ملودرام سازی استفاده کند و کارهایی مثل "میوه ممنوعه" را روانه آنتن کند. در این دهه، پیچیدگی روابط، غالب شدن فضای اقتصادی و همینطور شکاف بین نسلی، تم اصلی ملودرام ها را می ساخت:

www.ROZANEHONLINE.com

نمونه اصلی: نرگس (1385) / قهرمان مظلوم: نرگس (پوپک گلدره - ستاره اسکندری) / هیولا: محمود شوکت (حسن پورشیرازی) / میزان اشک و آه: کم، چون سریال پهنه مچ اندازی و وزن کشی نرگس و شوکت بود / سرنوشت: خوشبختی نرگس و ازدواج با احسان و فلج شدن شوکت / حوادث سر راه: نسرین، خواهر نرگس (عاطفه نوری) با بهروز، پسر شوکت (مهدی سلوکی) ازدواج می کند اما شوکت مخالف این ازدواج است و می خواهد با فرستادن بهروز به ایتالیا، نسرین را دک کند. نرگس، جلوی شوکت می ایستد و کم کم خانواده شوکت را جذب خودش می کند.

نمونه مشابه: رستگاران، تولدی دیگر، زیر هشت، زیر تیغ، مدار صفر درجه، شب دهم، فاصله ها، دلنوازان، مهر مادری، خانه ای در تاریکی و ...


دهه 90؛ دهه تازه ای در راه است

تحلیل این دهه در حالی که تنها 3 سال و اندی از آن گذشته، کمی زود است اما به نظر می رسد در فضای ملودرام های این دهه، ابتدا تلخی و بعد فضای اقتصادی - اجتماعی سایه انداخته. در سریال های ملودرام این دهه که همچنان سیروس مقدم، طلایه دار آن است می توان به حضور پررنگ اسپانسرها اشاره کرد و همینطور بسته شدن دست نویسندگان به دلیل اعتراضات پی در پی اصناف و اقوام را دید.

گروه سرگرمی ROZANEH

نمونه اصلی: آوای باران (1392) / قهرمان مظلوم: باران (آزاده زارعی) / هیولا: شکیب (مهران احمدی) / میزان اشک و آه: در حد مطلوب / سرنوشت: باران به پدرش طاها (حمیدرضا پگاه) می رسید / حوادث سر راه: طاها در ترکیه به زندان می افتد و نادر، خواهرزاده طاها (سام درخشانی) و همسرش زیور (الهام چرخنده)، دختر بی پناه او را در خیابان رها می کنند. سال ها بعد که طاها برمی گردد، نادر و زیور، دخترشان را به جای باران جا می زنند اما ماجرا لو می رود و متوجه می شوند باران زیر نظر شکیبا به گدایی مشغول است.

نمونه مشابه: تا ثریا، مدینه

منبع: همشهری جوان

[ ۱۳٩۳/۱۱/٦ ] [ ۸:٤۳ ‎ق.ظ ] [ برات نیا ]

 

[ ۱۳٩۳/۱۱/٤ ] [ ٧:٤٩ ‎ق.ظ ] [ برات نیا ]

گروه سرگرمی روزنه


 برایم مهم نیست از بیرون چگونه به نظر میآیم...
کسانی که درونم را میبینند برایم کافیند...
برای آنهایی که از روی ظاهرم قضاوت میکنند حرفی ندارم...
با خود میگویم بگذار همان بیرون بمانند...




قـرار نـیـسـتــــــ مـن طـوری زنـدگی کـنـم کـه دنـیـا دوسـت داره ،
خـب طـبـعـا قـرارهـم نـیـست دنـیـا هـمـونطـوری بـچـرخـه کـه مـن دوسـتــــــ دارم.
"جـروم دیـویـد سـالـیـنجـر"...

[ ۱۳٩۳/۱۱/۱ ] [ ۱٢:٠۳ ‎ب.ظ ] [ برات نیا ]

تو باید باشی
درست در همین هوای برفی
در همین روزها که دستانم
لحظه لحظه گرمی دستانت را طلب میکند.
تو باید باشی و نیستی
ودیریست دستانم را
لمس تن فنجان قهوهام گرم میکند...

 

گروه سرگرمی روزنه


به یک زن نگو :
تو که خانه بودی چیکار کردی؟
خستگیت واسه چیه؟
باید دقیقتر نگاه کنی
ریزبین باشی !
او هیچ کاری هم نکرده باشد ، امیدت را در این خانه زنده نگه داشته است

[ ۱۳٩۳/۱۱/۱ ] [ ۱٢:٠٢ ‎ب.ظ ] [ برات نیا ]

[ ۱۳٩۳/۱٠/۳٠ ] [ ۸:۳٥ ‎ب.ظ ] [ برات نیا ]
.: Weblog Themes By Iran Skin :.

درباره وبلاگ

موضوعات وب
RSS Feed