نسیم خوش روزهای زندگی
 
قالب وبلاگ
نويسندگان
لینک دوستان

[ ۱۳٩٤/٢/٦ ] [ ٩:٠٠ ‎ق.ظ ] [ برات نیا ]

[ ۱۳٩٤/٢/٦ ] [ ۸:٥٥ ‎ق.ظ ] [ برات نیا ]

[ ۱۳٩٤/٢/٦ ] [ ۸:٥٢ ‎ق.ظ ] [ برات نیا ]

امروز رفتم نمایشگاه فته ی مشاغل ناحیه 4 که در محل سالن شهید حاتمی در خیابان شهید فرامرز عباسی افتتاح گردید. دقایقی بعد از افتتاح چند تابلوی نقاشی زیر و در پشت که در جلوی سن کذاشته شده بود توجه مرا جلب کرد ، جلوتر که رفتم دیدم دختر خانمی با انگشتان پا مشغول کشیدن نقاشی است. با دقت به کارش نگاه کردم. متوجه شدم دختر خانم که حالا نامش را از روی نقاشی هاییش یاد گرفته بودم از ناحیه دست معلولیت دارد، فاطمه وقتی دید من و جلیل عباسی داریم به دقت به کارهایش نگاه می کنیم از ما خواست اگر دوست داشته باشیم می تواند موضوع تابلوهایش را برایمان توضیح دهد.

دوتا از تابلوها را انتخاب کردیم و خواستیم که راجع به ان ها برایمان توضیح دهد. با توجه به محدودیت های که در کلام داشت با دقت تمام برایمان توضیح داد که خورشید منشاء تمام انرژی و نیروی پاکی در جهان است و این اندیشه اگر در ذهن انسان جای بگیردکه می تواند به دیگران انرژی خوب بدهد باعث خوشحالی او خواهد گردید.

فاطمه گفت : ذهن آدم مثل خورشید است می تواند گرما و انرژی ببخشد و می تواند اندیشه های بد از ساطع گردد.

در تابلوی دیگرش اندیشه های آدمی که در قالب دعا و نیایش در آمده بود را به تصویر کشیده بود او معتقد بود اندیشه های خوب رنگ سبز دارد و رو به سوی خدا می رود.

از فاطمه به خاطر اندیشه های و انسانی اش و از همتش تشکر کردیم. دفتر خاطراتش را هم برایش نوشتیم. من شعر : خلوت گزیده را به ...... برایش نوشتم.

از ما خواست که از آثارش کپی برداری نکنیم، چند تصویر زیر را با هم می بینیم، به احترام فاطمه لطفاً کپی نکنید.

سایر عکس های نمایشگاه

 

[ ۱۳٩٤/٢/٦ ] [ ۸:٤٠ ‎ق.ظ ] [ برات نیا ]

[ ۱۳٩٤/٢/٢ ] [ ۱٠:٤۱ ‎ق.ظ ] [ برات نیا ]

[ ۱۳٩٤/٢/٢ ] [ ۱٠:٠۱ ‎ق.ظ ] [ برات نیا ]

ستم اقتصادی

اساس ستم بر زنان در تمامی عرصه ها

 

ستم بر زنان ابعاد گوناگون اقتصادی، سیاسی، فرهنگی، اجتماعی و خانوادگی دارد. ریشه و اساس این ستم گسترده را ستم اقتصادی تشکیل می دهد.

تا زمانی که مناسبات اقتصادی اشتراکی در میان انسان ها بر قرار بود و مالکیت خصوصی و استثمار طبقاتی وجود نداشت، زنان از لحاظ اقتصادی تحت ستم نبودند و حتی بالاتر از آن، از نقش برتر اقتصادی برخوردار بودند. در ارتباط با این وضعیت اقتصادی، در آن زمان نظام مادر سالاری مسلط بود و پدر سالاری یا مرد سالاری وجود نداشت. برین اساس زنان در عرصه های گوناگون حیات تحت ستم قرار نداشتند و حقوق شان پامال نمی گردید.

همزمان با پیدایش ترقیات و پیشرفت های اقتصادی و بالاتر رفتن توان تولیدی انسان ها، این امکان به وجود آمد که آنها بتوانند از کار همدیگر به نفع خود استفاده نمایند. درین زمان، زورمندان دیگران را به خدمت گرفتند و با سلب حقوق مستقل آنان، استثمار اقتصادی را بر آنها تحمیل نمودند. مالکیت خصوصی و طبقات دارا و نادار یا طبقات استثمارگر و تحت استثمار به وجود آمد و نظام طبقاتی استثمارگرانه جای نظام اشتراکی اولیه در جوامع انسانی را گرفت.

همزمان با این تحول اقتصادی، در مناسبات میان انسان ها در عرصه تولید نسل نیز تحول رونما گردید. این مناسبات در جامعه اشتراکی اولیه مبتنی بر سلطه خصوصی مردان نبود، بلکه مبتنی بر سلطه زنان بود و این سلطه نیز شکل اشتراکی داشت. از بین رفتن سلطه اشتراکی زنان در عرصه تولید نسل و بر قراری سلطه خصوصی مردان بر این عرصه، نقش مهمی در فروپاشی مناسبات اشتراکی اولیه و ایجاد مناسبات استثمارگرانه و ستمگرانه بازی نمود. زمانی که زنان نقش مستقل و موثر تولیدی خود را از دست دادند و تحت سلطه اقتصادی مردان قرار گرفتند، سائر اشکال ستم نیز بر آنها تحمیل گردید و کلا به جنس تحت ستم مبدل گردیدند.

اگر جامعه کنونی افغانستان را بطور مشخص در نظر بگیریم، حقیقت مطرح شده در فوق بطور روشن و واضح درک می گردد. درین جامعه نیز همانند تمامی جوامع دیگر انسانی، تحت ستم بودن زنان از لحاظ تولیدی و اقتصادی، ریشه و اساس تمامی انواع ستم بر زنان را تشکیل می دهد.

در جامعه افغانستان بطور کل، زنان از لحاظ تولیدی و اقتصادی استقلال ندارند و وابسته به مردان هستند. این وضعیت بخاطر این به وجود نیامده است که گویا زنان تولید و کار نمی کنند و نقشی در تولید و اقتصاد جامعه و خانواده ندارند، بلکه به این خاطر به وجود آمده است که قدرت تولیدی و کار زنان تحت سلطه مردان قرار دارد. 

نقش زنان در تولید نسل انسانی یا نیروی کار تعیین کننده است. تا زمانی که زنان این نقش شان را مستقلانه بازی می کردند و توان تولیدی شان در اختیار خود شان قرار داشت، فرزندان شان متعلق به خود شان بود و هویت شان در چوکات مادر تباری معین و مشخص می گردید. اما پس از آنکه توان تولیدی زنان در تولید نسل از اختیار خود شان بیرون رفت و تحت اختیار و کنترل مردان قرار گرفت، فرزندان دیگر متعلق به مردان شدند و جای مادر تباری را پدر تباری گرفت. تحت چنین نظامی، زنان که زندگی بخش فرزندان شان هستند، اساسا اختیاری در مورد آنان ندارند و این اختیار در اصل و قانونا به مردان تعلق دارد.

امور اقتصادی یک خانواده روی فعالیت های اقتصادی زن و مرد استوار است. چنانچه یک زن کار اقتصادی بیرون از خانه هم نداشته باشد و صرفا به کار خانه داری مصروف باشد، باز هم نقش مهمی در اقتصاد خانواده بازی می نماید. ذره ذره کار خانگی زنان ارزش افزا است و در اصل بخشی از کار تولیدی خانواده محسوب می گردد. اما ارزش این کار تولیدی موثر اساسا مدنظر قرار نمی گیرد و مورد محاسبه قرار نمی گیرد. نه تنها در افغانستان عقب مانده، بلکه حتی در پیشرفته ترین کشور های سرمایه داری، کار خانگی زنان را در محاسبات اقتصادی و تولیدی نمی گنجانند و کلا نادیده می گیرند.

زنان از توان کار تولیدی در بیرون از خانه نیز برخوردار هستند. در مناطق نورستان و پشه یی نشین سمت مشرقی و همچنان در مناطق جدران در سمت جنوبی، امور زراعتی اساسا توسط زنان پیش برده می شود و در بسیاری از سائر مناطق کشور و همچنان در میان کوچی ها نیز زنان نقش مهمی در امور زراعتی و مالداری بر عهده دارند. اما در تمامی این موارد، توان کاری شان در کنترل مردان خانواده قرار دارد و آنها اساسا اختیاری در مورد در آمد های  اقتصادی خود ندارند.

جریان رشد نسبی سرمایه داری در شهر ها و تا حدی در روستا های کشور، خواهی نخواهی نیروی کار زنان را به بیرون از خانه پرتاب می نماید تا سرمایه های خارجی و داخلی بتواند نیروی کار آنان را مورد استفاده و استثمار قرار دهد. زنان نیز به دلیل افزایش روز افزون احتیاجات اقتصادی به کار بیرون از خانه نیاز دارند. اما از انجائیکه نیروی کار آنان در اختیار خود شان قرار ندارد، در اکثر موارد محدودیت های خانوادگی و اجتماعی به آنها فرصت نمی دهد به چنین فعالیت هایی بپردازند. حتی در مواردی که چنین فرصت هایی بدست می آورند، معمولا قادر نیستند مستقلانه در آمد ناشی از کار شان را در اختیار داشته باشند، در برابر کار مساوی با مردان، مزد مساوی به آنها داده نمی شود، کمتر قادر اند به مسئولیت های شغلی عالی دست یابند، همیشه در صدر لیست اخراجی ها از کار قرار می گیرند و عرصه های اقتصادی معینی برای آنها غیر قابل ورود تلقی می گردد.

بنابرین تا زمانی که زنان نتوانند استقلال اقتصادی داشته باشند، ستم بر آنان در اشکال گوناگون ادامه می یابد. تا زمانی که ساختار طبقاتی استثمارگرانه و مالکیت خصوصی در جامعه وجود داشته باشد، زنان نمی توانند استقلال اقتصادی کامل بدست بیاورند. بنابرین سرنگونی قطعی و اساسی مرد سالاری و ستم بر زنان مستلزم دستیابی به جامعه عاری از ساختار طبقاتی، جنسی و ملی استثمارگرانه و ستمگرانه یعنی جامعه فارغ از هر گونه استثمار و ستم است. پیشبرد مبارزات موفقیت آمیز درین راستا یک جریان طولانی و پر از پیچ و خم و فراز ونشیب است. این نبرد طولانی در شرایط کنونی عمدتا روی محور مبارزه علیه اشغالگران و رژیم دست نشانده یعنی قدرت حاکم اصلی حامی مرد سالاری متمرکز است و مبارزه علیه سائر نیروهای شوونیست را نیز در بر می گیرد.

زنان افغانستان می توانند و باید درین مسیر مبارزاتی با موفقیت به پیش روند، به شرطی که آگاهی خود را ارتقا دهند، متشکل و بسیج شوند و بطور خستگی ناپذیر و فداکارانه مبارزه نمایند.   

 

  «تحقیقات و تجربه های علمی نشان می دهد که آن اندازه ای که مرد از نگاه کردن به تن و اندام زن تحریک می شود، زن از مشاهده مرد تحریک نمی شود. در روان شناسی جنسی نیز ثابت شده است که تمامی سطح بدن زن برای مرد محرک است، اما در مرد چنین نیست ».

 

وقتی که ما زن و مرد را با هم مقایسه می کنیم متوجه می شویم که از جهت انسانیت با هم مساوی هستند اما از جهت علایق و احساسات یکی نیستند و خیلی با هم متفاوتند. و همین علایق و احساسات باعث می شود که احکام الهی هم نسبت به آن ها تغییر پیدا کند .

فکر کنید اگر احکامی که بر مردها واجب بود، بر زن ها هم واجب می شد مثل (جهاد، خرجی خانواده، مهریه ووو)آیا این لطمه ای به احساسات زن وارد نمی کرد.آیا رفتن به جنگ با احساسات لطیف زن سازگار  هست. وقتی که این نکات و تفاوت ها را در کنار تحقیقات علمی دانشمندان قرار می دهیم خیلی جواب زیبایی  می شنویم در باب تفاوت ها جسمی و روحی زن و مرد که مرتبط است به بحث حجاب، آن ها می گویند :
زن با مرد تفاوت های زیادی دارد، از آن جمله این است، مردان نسبت به محرک های چشمی حساس تر از زنان اند و بر عکس، زنان در مقابل محرک های لمسی حساسیت بیشتری دارند .(۱)
تحقیقات و تجربه های علمی نشان می دهد که آن اندازه ای که مرد از نگاه کردن به تن و اندام زن تحریک می شود، زن از مشاهده مرد تحریک نمی شود. در روان شناسی جنسی نیز ثابت شده است که تمامی سطح بدن زن برای مرد محرک است، اما در مرد چنین نیست .
پس آن چه که می توان در این جا نتیجه گرفت این است که دین اسلام با توجه به حقیقت هر وجودی برای او احکامی وضع کرده مثلا از آن جا که مردان به محرک های چشمی حساسند، آن ها را به مراقبت و کنترل چشم در برخورد با نامحرم مامور کرده است. در حدیثی زیبا از امام رضا علیه السلام نقل شده است :
خداوند نگاه کردن به موهای زنان ازدواج کرده ی محجوبه و غیر آن ها را حرام کرده است؛ زیرا نگاه شهوت انگیز مردان، باعث تهییج جنسی، و تهییج جنسی باعث فساد است. (۲)در مقابل، به دلیل لطافت و حساسیت بیش تر زنان نسبت به محرک های لمسی، برای حفاظت آنان از مفاسد ناشی از این ویژگی، آن ها را به حجاب و پوشش بیش تر در مواجه با مردان نامحرم دستور داده است؛ و این حکم اسلام غیر عادلانه و تبعیض آمیز نیست، زیرا متناسب با حقیقت متفاوت زن و مرد است .

(۱)غلام علی حداد عادل ،فرهنگ برهنگی و برهنگی فرهنگی
(۲)حر عاملی ،وسائل الشیعه ،ج ۱۴

http://naye-ney-hijab.blogfa.com/post/95

 

 

امیرالمؤمنان حضرت علی (علیه اسلام) می فرماید:

 

پوشیدگی زن به حالش بهتر است و زیبایی اش را پایدارتر می سازد.

 

 

 

-زن دراسلام چه جایگاهی دارد؟

 

زن دراسلام، همان مقام شامخ انسان را دارد؛ زیرا زن و مرد درانسان بودن تفاوتی ندارند.در

قرآن آیه ای نیست که زن را به خاطر زن بودن نکوهش کرده باشد. زن یا مرد بودن به

تنهایی ارزش و عیار برتری محسوب نمی شود؛بلکه رعایت پرهیزگاری ملاک برتری هریک

از زن و مرد معرفی شده است. خداوند می فرماید:

« ای مردم! ما شمارا از زن و مرد آفریدیم و شما را گروه گروه و قبیله قبیله قرار

دادیم تا شناخته شوید. ارزشمندترین شما نزد خداوند پرهیزکارترین افراد است

(حجرات،آیه 13).

 

حکمت پوشش اسلامی چیست؟

 

اسلام درباب حجاب، پوشش معین نکرده است، بلکه مقصود را معین کرده است و مقصود

این است که دیدار زن و مرد و ملاقات طبیعی آنها به صورت روزمره، تبدیل به یک عامل

تحریک نشود و این، هدف اسلام است.

پوشش زن دراسلام، این است که زن درمعاشرت خود با مردان بدن خود را بپوشاند و به

جلوه گری و خودنمایی نپردازد.

 

-حجاب از کجا سرچشمه می گیرد؟

 

حجاب دراسلام از یک مسأله کلی تر و اساسی تری ریشه می گیرد و آن این است که

اسلام می خواهد انواع التذاذهای جنسی، چه بصری و لمسی و چه نوع دیگر، به محیط

خانوادگی و در قالب ازدواج قانونی اختصاص یابد؛ اجتماع، منحصرا" برای کار و فعالیت باشد.

برخلاف سیستم غربی عصر حاضر که کار و فعالیت را با لذت جویی های جنسی به هم

می آمیزد، ولی اسلام می خواهد این دو محیط را کاملا" از یکدیگر تفکیک کند.

 

-آب را گل نکنیم و راه خود و دیگری را غبارآلود نکنیم!

 

قانون و توصیه اسلام این است که: فضای عمومی و ملأ عام، باید عادی، آرام و انسانی

باشد تا همه، به تمام کارهای خود رسیدگی کنند. هیچ کس حق ندارد راه یا ذهن یا دل

کسی را بگنداند و آلوده کند.فضای عمومی باید پاک و بهداشتی باشد تا دلهای پاک و

آسوده، گرفتار هوس و شهوت نشود. فضای جامعه باید پاک و انسانی باشد تا مردهای

خانواده دار، دنبال نیازهای خانه و خانواده و جامعه باشند.

دریک کلام: نباید با برخی از رفتارها، گردی به پاکرده و دل کسی آلوده شود. همانگونه که

سیگارکشیدن درفضای عمومی، بهداشت بدنی دیگران را به خطر می اندازدغ قطعا"

بدحجابی و آشکار نمودن زیباییهای زنان و مردانه، روح و روان جوان، نوجوان بلکه مردهای

همسردار را غبارآلود نموده، حرکت درمسیر زندگی پاک و حرکت در جهت فعالیت های

علمی و اقتصادی را منحرف یا کند خواهد نمود.

 

-بحث و جدل برسرچیست؟ ادعای اصلی و واقعی کدام است؟

 

در مسأله پوشش (حجاب) سخن دراین نیست که آیا زن خوب است پوشیده دراجتماع

ظاهر شود یا عریان؟ روی سخن دراین است که آیا زن و تمتعات مرد از زن را باید رایگان

باشد؟

آیا مرد باید حق داشته باشد که از هر زنی درهر مفلی حداکثر تمتعات را به استثنا زنا ببرد

یا نه؟ اسلام که به روح مسائل می نگرد جواب می دهدذ: خیر، مردان فقط درمحیط

خانوادگی و درچارچوب قانون ازدواج و همراه با یک سلسله تعهدات سنگین می توانند از

زنان به عنوان همسران قانونی کامجویی کنند، اما درمحیط اجتماع استفاده از زنان بیگانه

ممنوع است.

درست است که صورت ظاهر مسأله این است که زن چه بکند؟ پوشیده بیرون بیاید یا

عریان؟ و احیانا" مسأله با لحن دلسوزانه ای طرح می شود که آیا بهتر است زن آزاد باشد

یا محکوم و اسیر و در حجاب؟ اما روح مسأله و باطن مطلب چیزی دیگر است و آن اینکه:

آیا مرد باید در بهره کشی جنسی از زن، جز از جهت زنا، آزلدی مطلق داشته باشد یا نه؟

یعنی آنکه دراین مسأله ذی نفع است، مرداست نه زن؛ و لااقل مرد از زن دراین مسأله ذی

نفع تراست.

از نظر اسلام محدودیت کامیابی های جنسی به محیط خانوادگی و همسران مشروع، از

جنبه روانی به بهداشت روانی اجتماع کمک می کند و از جنبه خانوادگی سبب تحکیم

روابط افراد خانواده و برقراری صمیمیت کامل بین زوجین می گردد واز جنبه اجتماعی موجب

حفظ و استیفاء نیروی کار و فعالیت اجتماع می گردد و از نظر وضع زن دربرابر مرد، سبب

می گردد که ارزش زن د ربرابر مرد بالا رود.

 

-همه خوشی ها و کامیابی ها که درهوسرانی خلاصه نمی شود!

 

پوشش الهی یا حجاب، با درنظر گرفتن دیگر خواسته ها ومصلحت ها وهدف های زن و

مرد، تنظیم و توصیه شده است؛ وگرنه با نبود و قطع نظر از دیگر مصالح خانواده و

جامعه،همان برهنگی ،آزادی حداکثری و سایر خواهش های حیوانی، بهتر بود.

اگر همه خوشیها، همه نیازها و همه کامیابی هامنحصر می شد درلذتهای شهوی، آزادی

حداکثری و برهنگی بیشتر و آزادی جنسی بیشتر معقول بود. ولی آیا...؟

آیا انسان به عنوان برترین موجود، نیازها واهداف دیگری دارد؟

آیا زن و مرد و دختر وپسر، آرمانها وهدفهای دنیایی و اخروی دیگری ندارند؟

آیا افراد یک جامعه، نمی خواهند درعلم دانش، امور اقتصادی، ارزش های انسانی و...

پیشرفت کنند؟

آیا با آزاد گذاشتن و رها کردن میل جنسی، مجاز شدن برهنگی و ارتباط آزاد زن و مرد،

ممکن است به دیگر نیازها و هدف ها رسیدگی کرد؟

حالا که اهداف و نیازهای دیگری داریم یا می خواهیم، نمی توانیم همه چیز را بسپاریم به

دست هوس و شهوت.

 

-خانواده می خواهیم یا نمی خواهیم؟

 

اگر جمع و خانواده صمیمی می خواهیم، اگر خواهان این هستیم که زن و مرد برسر پیمان

مقدس ازدواج بمانند، اگر نگران از هم پاشیدن خانواده ها بوده و از طلاق های پرشمار

ناراحتیم و اگر آرزو داریم نگاه ومحبت مرد و زن به همسر باشد و نه دیگران ، پس...

پس ضروری است که فضای عمومی  وخارج از خانه، ازهرگونه تحریک های جنسی و جلوه

های سمعی و بصری شهوی، خالی باشد.

 

-زمانی که برهنگی و بدحجابی، مد و ارزش شد...

 

زمانی که دختران و زنان و حتی پسران با آرایش و آشکارنمودن زیبایی های جنسی

و بدنی، وارد جامعه وفضای عمومی شوند، نگاه، توجه و بالاخره خواست مردهای متأهل،

محدود به همسر و خانواده نخواهد شد و کم کم بنای محکم خانواده، سست خواهد شد.

 

یک پرسش: به راستی چرا برخی از مردها با داشتن چند فرزند ویک زندگی صمیمی، کم

کم رفتارشان عوض شده وبه بهانه نداشتن تفاهم، همه چیزها را رها کرده دنبال دختران

جوان میافتند؟ مگر او چه دیده و اصلا" چرا آن عشق سوزان کم کم سرد شد؟

 

-ترویج برهنگی و فحشا، بهترین راه تهاجم!

 

میشل هولبک نویسنده معروف اسلام ستیز فرانسوی، دراین باب، فاش می گوید: « ما از

طریق زور نمی توانیم تندروی دینی را متوقف کنیم؛ بنابراین بهتر است مسلمانان را فاسد

کنیم. نبرد علیه افراط گرایی اسلامی با کشتن مسلمانان میسر نیست وتنها می توان با به

فسادکشیدن آنان به پیروزی رسید. باید به جای بمب، دامن های کوتاه و تعدادی گوشواره

فرو بریزیم، چون ضعف واقعی مسلمانان درهمین جاست.

 

-بهره برداری از هنر و هنرمند برای شایع نمودن بی عفتی...

 

مورخ معاصر، رسول جعفریان دراین باره می نویسد: یکی از ابزارهای مهم طرفداران کشف

حجاب درترویج بی حجابی، استفاده از ادبیات منظوم است. دراین زمینه،شاعران نوگرا و

متجدد، اشعار زیادی درستایش از کشف حجاب سرودند وکوشیدند تا با استفاده از این

زمینه ادبی، حجاب را تحت عنوان کفن تیره و سیاه و تعابیری مانندآن ، تحقیر کرده و در

میان مردم ،سبک و آن را عامل انحطاط جامعه ایرانی نشان دهند.

 

 

 

 

-بدحجاب یا بی حجاب، بی دین نیست ، اما...

 

دختر یا پسری که پوشش لازم و بایسته را رعایت نمی کند، بی دین نیست، اما یکی از

توصیه های خداوند را نادیده می گیرد.زن و مرد با ظاهر نمودن جلوه های سمعی و بصری

جنسی وشهوی، امنیت و بهداشت روانی خود و دیگران را خواسته یا ناخواسته تهدید می

کند.

 

-به خاطر چند تارمو!

 

برخی می گویند: خدا بزرگتر و مهربان تر ازآن است که به خاطر چند تارمو که بیرون از

روسری مانده، کسی را مجازات کند. اصلا" بیرون افتادن چند تارمو به کجا ضرر می زند؟

پاسخ: انسان به طور طبیعی تمایل به جلوه گری و خودنمایی دارد و این خودنمایی و

آشکارکردن خویشتن، درهیچ حد و مرزی متوقف نمی شود. خواسته های هوس، بیشمار

و همیشگی وحداکثری اند ونفس انسان با قناعت، بیگانه است. پس: بحث، سرچندتارمو

نیست؛ مقصود این است که با جایز شمردن نمایش چندتارمو یا خوردن چند قطره شراب

حرام، زمینه برای خودنمایی بیشتر و برای گناه و بدحجابی و سوء استفاده نفس فراهم

می شود.

 

-چرا برخی به عفاف و پوشش دینی بی توجه اند؟

 

عوامل مختلفی می تواند داشته باشد؛ ازجمله:

آشنا نبودن با باورها و مبانی اسلام و آگاه نبودن به آثار مثبت عفاف و حجاب درجامعه.

خودکم بینی و پیروی محض ازدیگران، ایشان دایما" چشم وگوششان به دیگران است.

انگیزه های سیاسی: مثلا" نوعی مقابله با ارزش های نظام اسلامی.

بهبود رتبه شخصیتی درمیان شهروندان!!! یعنی چه؟

یعنی برخی با آرایش کامل و برجسته نمودن زیبایی های ظاهری و رسیدگی به جلوه های

بصری، دنبال این هستند که جایگاه و رتبه شخصیتی ومن واقعی خویش را بالا ببرند. یعنی

توجه ها را جلب کنند. یعنی دیگران بیشتر به او و هویت او احترام گذاشته و تکریمش

کنند!!! ولی آیا...؟

آیا واقعا" با تزیین و آرایش سطح بیرونی خود، نگاه ها توجه ها به« من» و «خودِ واقعی»

بیشتر می شود؟

آیا همین فراوان کردن جلوه های جسمانی، باعث نمی شود که غالب مردم به حاشیه

های من توجه کنند نه خودواقعی من؟ آیا من، جلب نظر می کند یا ظاهر من؟ آیا دراین

صورت، من دختر یا پسر، خلاصه نمی شوم درلایه رویین و سطح ظاهری؟

و آیا دراین صورت، ارزش من، وابسته به میزان خوشگلی نخواهد بود؟ و در واقع اگر

برهنگی و آرایش ظاهری اصل و ارزش شود، تأمین نیازهای شهوی هوسرانها، اصیل

خواهد شد. وشخصیت زنان از زاویه مردهای شهوت ران، نمره قبولی یا رد خواهد گرفت.

لازمه سخنان گذشته این می شود که : رعایت عفاف و پوشش، باعث می شود

«خودِ واقعی» زنان، مورد توجه قرار گیرد و پوشش دینی، سبب احترام، تکریم و بالا رفتن

ارزش من انسانی می شود.

 

-کم شدن مصونیت و امنیت زنان و دختران ...

 

یکی از آثار مثبت رعایت حجاب و عفاف، بالابردن درجه امنیت جانی و ناموسی خانم

هاست. به عبارتی، برهنگی وبدحجابی و ترک حیا و عفاف، اولین ضربه را به دختران و زنان وارد می کند.دریک جامعه، به هرمیزان که برهنگی و بدحجابی،شیوع پیدا می کند، آمار حمله، اذیت و تجاوز به عنف بالا می رود و یک محقق غربی، درخصوص آثار زیانبار برهنگی و بی عفتی درسطح جامعه می گوید: بدیهی است وقتی اجازه دادیم هرکاری آزاد باشد، آزار جنسی، مزاحمت ها و تجاوزها هم افزایش پیدا می کند. جامعه ای که علیه شرم و حیا اعلام جنگ کرده، دشمن زنان است.آری، دنیای کنونی، زن را درمعرض نمایش گذاشت، اما نه تنها مردان وجامعه آرام نشده و شهوت ها سیر نشدند، بلکه عطش جنسی صدبرابر شده و خیلی از جوانان غربی درنده تر شده اند.

 

-آیا حجاب و پوشش دینی، از اختراعات اسلام است؟

 

به هیچ وجه چنین نیست.حجاب و پوشش دراغلب فرقه ها، مذاهب و تمدنها بوده است.

ولی سبکی که اسلام برای پوشش دارد، دارای اعتدال بوده و به دور از افراط و تفریط

است.

اسلام نه سختگیری طالبانی را می پذیرد که زن باید درصندوق یا خانه زندانی باشد و نه

آزادی بی قید و شرط لیبرالی را معقول می داند؛ بلکه اسلام، زن رایکی از دو رکن جامعه

می داند که حضور و وجودش در میدان زندگی و عرصه های مختلف اجتماع ضروری است؛

اما این حضور درفضای عمومی، باید به دور از جلوه های زنانه باشد تا بهداشت روانی خود

و دیگران مصون بماند.

به عنوان نمونه، درمسیحیت، همانند دین زرتشت ویهود، حجاب زنان امری واجب به شمار

می آمده است.«جرجی زیدان»، دانشمند مسیحی دراین باره می گوید:

« اگر مقصود از حجاب، پوشانیدن تن و بدن است، این وضع، قبل از اسلام و حتی پیش از

ظهور دین مسیح، معمول بوده است و آثار آن هنوز درخود اروپا باقی مانده است.»

دراین ارتباط در انجیل می خوانیم: « و همچنین زنان خویشتن را بیرایند به لباس مزین به

حیا و پرهیز، نه به زلف ها و طلا و مروارید و رخت گرانبها.»

(انجیل، رساله پولس به تیموناوس، باب دوم، فقره 9-15)

«همچنین ای زنان، شوهران خود را اطاعت نمایید تا اگر بعضی نیز مطیع کلان نشوند،

سیرت زنان ایشان را بدون کلام دریابد، چون که سیرت طاهر و خداترس شما را ببینند. و

شما را زینت ظاهری نباشدازبافتن موی و متحلی شدن به طلا و پوشیدن لباس؛ بلکه

انسانیت باطنی قلبی درلباس غیرمفاسد روح حلیم و آرام که نزد خدا گرانبهاست.زیرا بدین

گونه، زنان مقدسه درسابق نیز که متوکل به خد بودند، خویشتن را زینت می نمودند

و شوهران خود را اطاعت می کردند. مانند ساره که ابراهیم(ع) را مطیع بود و او را آقا می

خواند و شما دختران او شده اید.»

(اجیل، رساله پطرس، باب سوم،فقره 1-6)

در روایات ما نیز آمده است: « حضرت عیسی(ع) فرمود: از نگاه کردن به زنان بپرهیزید، زیرا

شهوت را درقلب می رویاند و همین، برای ایجاد فتنه درشخص نگاه کننده کافی است.»

(سفینة البحار، ج2،ص596)

حواریون و پس از آنها پاپ ها وکاردینال های بزرگ که دستورهای دینی آنان از طرف کلیسا

و مذهب مسیحیت لازم الاجرا می شد، با شدتی هرچه تمامتر زنان را به پوشش کامل  و

دوری از آرایش های جسمی فرا می خوانده اند.

 

نام کتاب: ناموس

ناشر: معاونت فرهنگی سازمان اوقاف و امور خیریه

 

اللهم صلی علی محمد و آل محمد

 

الحمدلله کما هو اهله

 

السلام علیک یا اباعبدالله الحسین 

اکبری

http://www.velayat.in/%D8%AE%D8%A7%D9%86%D9%88%D8%A7%D8%AF%D9%87-%D9%88-%D9%85%D8%B4%D8%A7%D9%88%D8%B1%D9%87/%D8%B9%D9%81%D8%A7%D9%81-%D9%88-%D8%AD%D8%AC%D8%A7%D8%A8/%D9%85%D9%82%D8%A7%D9%84%D9%87/%D8%A7%D8%AB%D8%B1%D8%A7%D8%AA-%D8%B9%D9%81%D8%A7%D9%81-%D9%88-%D8%AD%D8%AC%D8%A7%D8%A8-%D8%A7%D8%B2-%D9%86%D8%B8%D8%B1-%D8%B9%D9%84%D9%85%DB%8C

 

 

http://naye-ney-hijab.blogfa.com/post/95

 

 

عفاف و حجاب از نگاه علم

 

 

علم هم تجربه کرده است...

جاذبه زن و مرد                                                  
 

دانشمندان آلمانی به وسیله آزمایشاتی ثابت کرده اند که امواج نامرئی الکتریکی مثبت از مردان و الکتریسیته منفی از زنان ساطع می شود و بر طبق آن یکدیگر را جذب می کنند.

( از کتاب برای چشمهایت ، ص 31 )

در میان کلیه موجودات عالم اعم از انسان و حیوان و غیره اینها رابطه ی مغناطیسی و الکتریک « قوه جاذبه » وجود دارد و به وسیله آن یکدیگر را جذب می کنند.

( آیت الله مصطفی نورانی ، سعادت خانواده در ازدواج ، ص 136 )

الکتریسیته و جاذبه مثبت که در مرد و جنس نر بطور کلی موجود می باشد ، جنس مقابلش را که دارای الکتریسیته منفی است به طرف خود می کشاند و آنرا بسوی خود جذب می نماید و این نیروی موجود چیزی است که هیچ عاملی نمی تواند از آن جلوگیری به عمل آورد زیرا آن یکی از بزرگترین نوامیس طبیعی به شمار می رود و یگانه وسیله برای دوام بقای نسل می باشد. اما باید به این موضوع توجه داشت که الکتریسیته و قوه مغناطیسی یا جاذبه در شرایط خاصی بوجود می آید و هرچه این شروط مهیاتر باشد نتیجه یا راندمان آن بیشتر خواهد بود.

( از کتاب برای چشمهایت ص 32 و نیز سعادت خانواده در ازدواج ، ص 136 )

  انحراف روانی
 

کلیه روانشناسان چشم چرانی را یک نوع انحراف روانی قلمداد می کنند ( vojuerism و Inspectionhism ) این انحراف هرگاه در کسی بوجود آید قابل توقف نخواهد بود و هر لحظه بر میزان آن افزوده خواهد شد.
یک فرد چشم چران هرگز با چند ساعت چشم چرانی نمودن در روز قانع نمی شود و این حالت کم کم در او یک حالت وحشیانه و حیوانی خاصی به وجود می آورد و رفته رفته او را به یک بیماری و انحراف روانی دیگر به نام ( vojeurisme ) مبتلا می سازد.

در این حال بیمار از تماشای بدن عریان و... لذت می برد و این مرحله مقدمه ایجاد سادیسم است.

( از کتاب برای چشمهایت ص 34 )

اصولا اکثر بیماری جوانان از این ره گذر آغاز می شود زیرا چشم می بیند و دل می خواهد و قلب برای بدست آوردن خواسته خود فعالیت می کند و روح تسخیر می شود و چون کار به جایی نمی رسد و جو طبیعی این رشته را پاره می کند و پاره شدن رشته ی این لذت عاماً ایجاد یک عقده ی روانی می شود و روحش متزلزل می شود.

( داستانهایی از چشم و نگاه ، علی میر خلف زاده ، ص 178 - 179 )

  خودنمایی
  یکی از بیماریهایی که در اثر عدم تعادل در استفاده از انگیزه جنسی بوجود می آید ، بیماری خودنمایی است ( exhibisionism ) که حالتی است که شخص با نشان دادن قسمتی از بدن میل جنسی خود را ارضاء می کند. نشان دادن بدن از طریق ماهواره ، مجلات ، فیلمها و... از این مواردند اینها سه دسته هستند.
الف ) خفیف ، افرادی هستند که با پوشیدن لباسهای عجیب و غریب و یا انتخاب رنگهای تند و زننده توجه دیگران را جلب می کنند.
ب ) متوسط ، بیرون گذاشتن قسمتی از بدن
ج ) حاد ، منحرفین ( برهنگان )

بیماری خودنمایی در زنان مشهورتر است.

( کتاب روانشناسی و فرهنگ پوشش ، ص 43 ، انتشارات دانشگاه تهران )

 غریزه جنسی
  غریزه جنسی در مواقعی که مناظر شهوت انگیز از قبیل تصاویر ننگین یا فیلم های سکسی با بدن های نیمه عریان در معرض دید انسان قرار گیرد به صورت انقلاب جنسی در می آید که اگر مرتباً ارضاء شود از نظر تکرار و اگر ارضا نشود از لحاظ وارد شدن شکهای مکرر به مغز و قلب بیماری هایی غیر قابل علاج را به وجود می آورد. پس غریزه ای که به حال قلیان و انقلاب درآید و به موقع ارضاء نشود آثار بدی در ارگانیزم بدن به جای می نهد که غالبا درمان ناپذیر است.

( از کتاب حجاب در ادیان الهی ، ص 44 - 45 و از کتاب برای چشمانت ، ص 36 )

  ناراحتیهای عصبی
  روانپزشکان در کسانی که مدتی گرفتار تحریکات جنسی بدون ارضاء شده اند بیشتر ناراحتیهای عصبی و ( روان تنی ) زیر یا پاره ای از آنها را ملاحظه کرده اند:
1- دشواری در تنفس
2- درد اطراف قلب
3- بالا رفتن طپش قلب
4- ضعف و خستگی و کوفتگی عمومی
5- درد و مالش معده
6- سر درد
7- هراس و دلهره از خطرات غیر قابل توصیف
8- بی قراری و ناآرامی
9- بی خوابی
10- کم اشتهائی
11- خستگی فکری و دماغی
 

( جوانی پر رنج ص 235؛ به نقل از کتاب برای چشمهایت ص 36 و 37 )

 

عوارض پوشش نامناسب                                    

بعضی با دیدن فرم لباس که بدن را نمایان می سازد ، تحریک می شوند ، برجستگی های بدن اگر در لباس ظاهر شوند ، مرد آن را تعمیم داده و لذت می برد. اینجاست که نشان دادن برجستگی های بدن با لباس همانند عریان بودن است. بعضی با دیدن افراد چاق و بعضی با دیدن افراد لاغر تحریک می شوند ، و بعضی با نوع راه رفتن و... همه از این موارداند. ( روانشناسی رنگ ، ص 65 ، دکتر مارکس لوتر )

بسیاری از تجار بزرگ جهان ، از زن برای فروش کالا استفاده می کنند ، عکس بدن آنها را روی جوراب و... می اندازند یا او را در کنار اشیاء قرار می دهند ، مردها در حقیقت عکس زن را می خرند نه کالا را [از نظر فروید مرد با دیدن تصاویر و عکس ها که نمایانگر چیزی از زن باشد ، لذت برده و ارضاء می شود.

( ص 65 ، روانشناسی در خدمت سیاست ، زیگموند فروید )

http://fair.miyanali.com/429/%D8%B9%D9%81%D8%A7%D9%81_%D9%88_%D8%AD%D8%AC%D8%A7%D8%A8_%D8%A7%D8%B2_%D9%86%DA%AF%D8%A7%D9%87_%D8%B9%D9%84%D9%85

 

 

حجاب و بیماریهای پوستی زنان

انجمن سلامت شمال آمریکا در تحقیقات خود به طور علمی و با آمار ثابت کرد که زنان محجبه کمتر به بیماری های پوستی دچار می شوند.

 

در این تحقیقات که دو گروه از زنان محجبه و غیرمحجبه در آن شرکت داشتند در مرحله اول افرادی با شرایط جسمانی، سنی و مشاغل یکسان انتخاب شدند و به مدت 3 ماه در روزهای مشخص، مورد آزمایش های ویژه قرار گرفتند. بعد از گذشت سه ماه محققان به این نتیجه رسیدند که افراد محجبه از پوست لطیف تری برخوردارند و علایم هیچ بیماری پوستی در آنها دیده نمی شود در حالی که زنان غیرمحجبه با استفاده از کرم های ضدآفتاب سعی در حفظ سلامتی پوست خود داشتند اما این اقدام در طولانی مدت باعث از بین رفتن پوست آنها شده بود.

هنگامی که پوست زنان غیرمحجبه به طور کامل از اثر این کرم ها پاک می شد، چین و چروک ها و لک های فراوانی در پوست آنها به چشم می خورد.

محققان اعلام کردند: از آنجا که پوست زنان مسلمان کمتر در معرض پرتوهای فرابنفش خورشید قرار دارد از سلامت بیشتری برخوردار است.

http://www.1doost.com/posts/14037/%D8%AD%D8%AC%D8%A7%D8%A8%20%D9%88%20%D8%A8%DB%8C%D9%85%D8%A7%D8%B1%DB%8C%D9%87%D8%A7%DB%8C%20%D9%BE%D9%88%D8%B3%D8%AA%DB%8C%20%D8%B2%D9%86%D8%A7%D9%86.htm

 

 

حجاب وآثار روانشناسی آن قسمت اول

 

باسمه تعالی

نوشتار حاضر حجاب درادیان الهی وتاثیر آن برسلامت روانی بانوان و همچنین اهمیت پوشش زنان در خانواده را مورد بررسی قرار می دهد.
حجاب
حجاب در لغت به معنای مانع، پرده و پوشش آمده است. استعمال این کلمه، بیش‌تر به معنی پرده است . این کلمه از آن جهت مفهوم پوشش می‌دهد که پرده، وسیله‌ی پوشش است، ولی هر پوششی حجاب نیست؛ بلکه آن پوششی حجاب نامیده می‌شود که از طریق پشت پرده واقع شدن صورت گیرد.
حجاب، به معنای پوشش اسلامی بانوان، دارای دو بعد ایجابی و سلبی است. بعد ایجابی آن، وجوب پوشش بدن و بعد سلبی آن، جرم بودن خودنمایی به نامحرم است؛ و این دو بعد باید در کنار یکدیگر باشد تا حجاب اسلامی محقق شود؛ گاهی ممکن است بعد اول باشد، ولی بعد دوم نباشد، در این صورت نمی‌توان گفت که حجاب اسلامی محقق شده است .

تاثیر حجاب بر سلامت روانی بانوان

شکی نیست که حجاب و پوشش تأثیر زیادی بر روح و روان زن دارد.عفاف و پوشیدگی برای زن همچون سد و حفاظی است که در سایه آن از هر ذلّت و تحقیری در امان می ماند. دین اسلام با واجب کردن حجاب، می خواهد زن بازیچه دست شهوت پرستان نباشد و ارزش او به میزانی تنزّل نکند که تنها وسیله ای شود برای اطفاء شهوت ها.

اهمیت حجاب زن از آن جهت است که نه تنها حافظ اخلاق و تجسم تقوی و عفت در سطح جامعه است، بلکه وجود چنین حکمی در اسلام نوعی احترام گذاردن به زن مسلمان و محفوظ نگهداشتن وی از نگاه های گناه آلود مردان است. چنانکه در روایتی از رسول خدا (صلی الله علیه و آله) نقل شده که فرمودند:" زنان غیر مسلمان چون در حریم دین داری و ایمان نیستند، نگاه کردن به آنها [تا وقتی به قصد لذت بردن نباشد] اشکال ندارد ".

شهید مطهری می گوید: حقیقت این است که بدبختی ها و سیه روزی های قدیم زن غالبا معلول این جهت بود که انسان بودن او به فراموشی سپرده شده بود و بدبختی های جدید او از آن جهت است که عمدا یا سهوا زن بودن او و موقعیت طبیعی و فطری اش، رسالتش، تقاضای غریزی اش و استعدادهای ویژه اش به فراموشی سپرده شده است .

زن به دلیل این که عواطف و احساسات قوی تری نسبت به مرد دارد، از نظر روانی نفوذ پذیرتر از مرد است و در بین عوامل بیرونی، بیشتر از مرد متأثّر می شود. این تأثّر ونفوذپذیری وقتی از سوی شوهر باشد، باعث می شود وحدت و یگانگی روانی زن حفظ شود، اما وقتی از چند منبع باشد و آن زمانی است که زن بدون حجاب در اجتماع مردان نامحرم حاضرمی شود، به آسانی تحت تأثیر روانی و عاطفی آنان قرار    می گیرد و وحدت روانی او از بین می رود و با از بین رفتن وحدت روانی، دچار اضطراب و آشفتگی می شود.
حجاب از مبدعات و مخترعات شریعت اسلام نیست ،‌به گواهی تاریخ اقوام مختلف در ادیان و ملت متمدن قدیم چون: مصر ،‌ یونان ، روم ،‌ایران ضرورت حجاب احساس شده و مورد عمل بوده و حجاب در میان همه ملل و اقوام سابقه داشته و حتی در روسیه تا زمان سلطنت )پطر کبیر ) حجاب معمول آن بوده پس از این مقدمه کوتاه باید گفت حجاب یکی از عوامل موثر حفظ خانواده که هسته مرکزی اجتماع است می باشد .
حجاب از آزادی مطلق زن در نمایاندن بدن عریان خود و تحریک مردان بیگانه می کاهد و آن را در (عائله وخانواده ( و مصالح اجتماع محدود می کند .
در منابع اسلامی درباره آثار روانی حجاب و بی حجابی مطالب زیادی وجود دارد. مثلاً در آیه 60 سوره نور درباره فلسفه حجاب می فرماید: و اگر «زنان» خود را بپوشانند برای آنها (خیر) بهتر است. کلمه «خیر» که به معنای سود و نفع است، مطلق است و به دلیل اطلاقش، هم شامل نفع مادی می شود و هم نفع معنوی. در آیه 53 سوره احزاب، سود و نفع حجاب مشخص تر بیان شده است، در آنجا که می فرماید: این کار (حفظ حریم بین زن و مرد) برای پاکی دل های شما و آنها بهتر است. بنابراین طبق این دو آیه می توان گفت، اثر مهم حجاب برای زن، طهارت و پاکی قلبی است که مقدمه ای برای رسیدن به سلامت قلبی (قلب سلیم) است و از آن در روانشناسی به «سلامت روانی» تعبیر می شود.در روایات نیز به تأثیر روانی حجاب بر زن اشاره شده است. امام علی (علیه السلام) در وصیّت خود به امام حسن (علیه السلام)     می فرماید: (زنان را) در پرده حجاب نگاه دار تا نامحرمان را ننگرند، زیرا که سخت گیری در پوشش، عامل سلامت و استواری آنان است. همچنین آن حضرت در حدیث دیگری می فرماید: پوشش و حجاب برای حال زن بهتر است و سبب دوام زیبایی او می شود. منظور از حال زن در این حدیث، وضعیت روانی اوست که رعایت حجاب سبب تعادل آن می شود. و نیز پیامبر خدا (صلی الله علیه و آله) می فرماید: بهترین زنان شما زنان پاکدامن و عفیف اند. این روایت نیز همان چیزی را می گوید که در آیه60 سوره نور گذشت .

در یک بررسی ساده می توان به طور جزئی تر به آثار حجاب در سلامت روانی زن پی برد. در این جا به بعضی از آثاری که به حجاب در سلامتی و آرامش روانی زنان دارد، اشاره می کند 1- امنیت: اگر انسان ها در زندگی روزمرّه خود و در کوچه و خیابان، محل کار، تحصیل و حتی داخل منزل احساس امنیت نکنند و دائما در ترس و دلهره باشند، به تدریج دچار اضطراب می شوند. در این میان زنان به دلیل ویژگی های شخصیتی و موقعیت اجتماعی شان، آسیب پذیری بیشتری دارند و طبعا نیاز بیشتری به امنیت دارند. زیرا در بین جوامع بشری همیشه مردانی وجود دارند که به جهت نداشتن تربیت صحیح انسانی، به دنبال فرصتی هستند تا زنان را مورد سوء استفاده های جنسی قرار دهند و یا حداقل مردانی که زمینه های انحرافی در آنها وجود دارد، و به تعبیر قرآن یعنی بیمار دل هستند، با دیدن کوچک ترین محرّک جنسی، عنان اختیار را از کف داده و نسبت به زنان بی حرمتی روا می دارند.در تفسیر علی بن ابراهیم قمی ج 2، ص 196، آمده است: زنان مسلمان به مسجد می رفتند و نماز جماعت را با پیامبر می خواندند. هنگامی که ایشان برای خواندن نماز صبح و یا مغرب و عشا از خانه بیرون      می رفتند، جوان ها بر سر راهشان می نشستند و به تعرّض و آزار آنان می پرداختند. در این زمان آیه 59 سوره احزاب نازل گردید و بر پوشش زنان به عنوان حفاظ در مقابل آزار و اذیت دیگران تأکید کرد.2- ارزشمند شدن زن یکی دیگر از ثمرات حجاب برای زن، گران بهاتر شدن او برای مرد و در نتیجه، به وجود آمدن عشق است که لذّت بخش ترین عواطف انسانی است.نیاز به دوست داشن و محبوب دیگران واقع شدن، همچنان که «مزلو» روانشناس غربی در سلسله مراتب خود به آن اشاره کرده، یکی از نیازهای مهم هر انسان است. میزان این نیاز در زنان بیش از مردان است؛ زیرا موجودیت روانی و شخصیتی زن به این است که مورد توجّه و محبت دیگران، به ویژه نزدیکانش مثل پدر، مادر، شوهر و فرزندان واقع شود، به طوری که اگر این جایگاه را نداشته باشد امید خود را در زندگی از دست می دهد؛ به عبارت دیگر، شکست در عشق، شکست در همه چیز اوست.

http://www.popezeshki.blogfa.com/post/6

 

 

 

 

 

 

 

مجله:شمیم یاس-تیر 1385، شماره 40

بررسی رابطه حجاب با سلامت روانی زنان

نویسنده : عباس رجبی (کارشناس ارشد روانشناسی) ، صفحه 2

شکی نیست که حجاب و پوشش تأثیر زیادی بر روح و روان زن دارد. عفاف و پوشیدگی برای زن همچون سد و حفاظی است که در سایه آن از هر ذلّت و تحقیری در امان می ماند. دین اسلام با واجب کردن حجاب، می خواهد زن بازیچه دست شهوت پرستان نباشد و ارزش او به میزانی تنزّل نکند که تنها وسیله ای شود برای اطفاء شهوت ها.

اهمیت حجاب زن از آن جهت است که نه تنها حافظ اخلاق و تجسم تقوی و عفت در سطح جامعه است، بلکه وجود چنین حکمی در اسلام نوعی احترام گذاردن به زن مسلمان و محفوظ نگهداشتن وی از نگاه های گناه آلود مردان است. چنانکه در روایتی از رسول خدا (صلی الله علیه و آله) نقل شده که فرمودند: «لا حُرْمَهِ لِنِساءِ اَهْلِ الذِّمَّه اَنْ یُنْظَرَ اِلی شُعُورِهِنَّ وَ اَیْدیِهِنَّ» (تفسیر نور الثقلین، ج 3، ص 591) یعنی زنان غیر مسلمان چون در حریم دین داری و ایمان نیستند، نگاه کردن به آنها [تا وقتی به قصد لذت بردن نباشد] اشکال ندارد.

شهید مطهری می گوید: حقیقت این است که بدبختی ها و سیه روزی های قدیم زن غالبا معلول این جهت بود که انسان بودن او به فراموشی سپرده شده بود و بدبختی های جدید او از آن جهت است که عمدا یا سهوا زن بودن او و موقعیت طبیعی و فطری اش، رسالتش، تقاضای غریزی اش و استعدادهای ویژه اش به فراموشی سپرده شده است (مجموعه آثار، ج 19، ص 30).

زن به دلیل این که عواطف و احساسات قوی تری نسبت به مرد دارد، از نظر روانی نفوذ پذیرتر از مرد است و در بین عوامل بیرونی، بیشتر از مرد متأثّر می شود. این تأثّر و نفوذپذیری وقتی از سوی شوهر باشد، باعث می شود وحدت و یگانگی روانی زن حفظ شود، اما وقتی از چند منبع باشد و آن زمانی است که زن بدون حجاب در اجتماع مردان نامحرم حاضر می شود، به آسانی تحت تأثیر روانی و عاطفی آنان قرار می گیرد و وحدت روانی او از بین می رود و با از بین رفتن وحدت روانی، دچار اضطراب و آشفتگی می شود (حجاب از دیدگاه روانشناسی).

در منابع اسلامی درباره آثار روانی حجاب و بی حجابی مطالب زیادی وجود دارد. مثلاً در آیه 60 سوره نور درباره فلسفه حجاب می فرماید: «وَ اَنْ یَسْتَعْفِفْنَ خَیْرُ لَهُنَّ»؛ و اگر «زنان» خود را بپوشانند برای آنها (خیر) بهتر است. کلمه «خیر» که به معنای سود و نفع است، مطلق است و به دلیل اطلاقش، هم شامل نفع مادی می شود و هم نفع معنوی. در آیه 53 سوره احزاب، سود و نفع حجاب مشخص تر بیان شده است، در آنجا که می فرماید: «ذلِکُم اَطْهَرُ لِقُلُوبِکُمْ وَ قُلُوبِهِنَّ»؛ این کار (حفظ حریم بین زن و مرد) برای پاکی دل های شما و آنها بهتر است. بنابراین طبق این دو آیه می توان گفت، اثر مهم حجاب برای زن، طهارت و پاکی قلبی است که مقدمه ای برای رسیدن به سلامت قلبی (قلب سلیم) است و از آن در روانشناسی به «سلامت روانی» تعبیر می شود.

در روایات نیز به تأثیر روانی حجاب بر زن اشاره شده است. امام علی (علیه السلام) در وصیّت خود به امام حسن (علیه السلام) می فرماید: «وَاکْفُفْ عَلَیْهِنَّ مِنْ اَبْصارِهِنَّ بِحِجابِکَ اِیّاهُنَّ، فَاِنَّ شِدَّهَ الْحِجابِ اَبْقی عَلَیْهِنَّ.»؛ (زنان را) در پرده حجاب نگاه دار تا نامحرمان را ننگرند، زیرا که سخت گیری در پوشش، عامل سلامت و استواری آنان است. (نهج البلاغه نامه 31)

همچنین آن حضرت در حدیث دیگری می فرماید: «صِیانَهُ الْمَرْاَهِ اَنْعَمُ لِحالِها وَ (اَدْوَمُ) لِجَمالِها»؛ پوشش و حجاب برای حال زن بهتر است و سبب دوام زیبایی او می شود. (مستدرک الوسائل، ج 14، ص 255)؛ منظور از حال زن در این حدیث، وضعیت روانی اوست که رعایت حجاب سبب تعادل آن می شود. و نیز پیامبر خدا (صلی الله علیه و آله) می فرماید: «خَیْرُ نِسائِکُم اَلْعَفیفَهُ»؛ بهترین زنان شما زنان پاکدامن و عفیف اند. (الکافی 1367، ج 5، ص 324)؛ این روایت نیز همان چیزی را می گوید که در آیه 60 سوره نور گذشت.

نقش حجاب در سلامت روانی زن

در یک بررسی ساده می توان به طور جزئی تر به آثار حجاب در سلامت روانی زن پی برد. در این جا به بعضی از آثاری که حجاب در سلامتی و آرامش روانی زنان دارد، اشاره می کنیم.

1- امنیت

اگر انسان ها در زندگی روزمرّه خود و در کوچه و خیابان، محل کار، تحصیل و حتی داخل منزل احساس امنیت نکنند و دائما در ترس و دلهره باشند، به تدریج دچار اضطراب می شوند. در این میان زنان به دلیل ویژگی های شخصیتی و موقعیت اجتماعی شان، آسیب پذیری بیشتری دارند و طبعا نیاز بیشتری به امنیت دارند. زیرا در بین جوامع بشری همیشه مردانی وجود دارند که به جهت نداشتن تربیت صحیح انسانی، به دنبال فرصتی هستند تا زنان را مورد سوء استفاده های جنسی قرار دهند و یا حداقل مردانی که زمینه های انحرافی در آنها وجود دارد، و به تعبیر قرآن «فِی قَلْبِهِ مَرَض» (احزاب، 32) یعنی بیمار دل هستند، با دیدن کوچک ترین محرّک جنسی، عنان اختیار را از کف داده و نسبت به زنان بی حرمتی روا می دارند.

در تفسیر علی بن ابراهیم قمی ج 2، ص 196، آمده است: زنان مسلمان به مسجد می رفتند و نماز جماعت را با پیامبر می خواندند. هنگامی که ایشان برای خواندن نماز صبح و یا مغرب و عشا از خانه بیرون می رفتند، جوان ها بر سر راهشان می نشستند و به تعرّض و آزار آنان می پرداختند. در این زمان آیه 59 سوره احزاب نازل گردید و بر پوشش زنان به عنوان حفاظ در مقابل آزار و اذیت دیگران تأکید کرد.

2- ارزشمند شدن زن

یکی دیگر از ثمرات حجاب برای زن، گران بهاتر شدن او برای مرد و در نتیجه، به وجود آمدن عشق است که لذّت بخش ترین عواطف انسانی است. نیاز به دوست داشن و محبوب دیگران واقع شدن، همچنان که «مزلو» روانشناس غربی در سلسله مراتب خود به آن اشاره کرده، یکی از نیازهای مهم هر انسان است. میزان این نیاز در زنان بیش از مردان است؛ زیرا موجودیت روانی و شخصیتی زن به این است که مورد توجّه و محبت دیگران، به ویژه نزدیکانش مثل پدر، مادر، شوهر و فرزندان واقع شود، به طوری که اگر این جایگاه را نداشته باشد امید خود را در زندگی از دست می دهد؛ به عبارت دیگر، شکست در عشق، شکست در همه چیز اوست.

«ویل دورانت» نیاز اصلی زن در زندگی زناشویی را، مورد محبت و توجه مرد واقع شدن می داند و در این باره می نویسد: «زن وقتی زنده است که معشوق باشد و توجه به او مایه حیات اوست» و در جای دیگر می نویسد: «می گویند زنان بیشتر به دنبال ستایش ها و تحسین های مطلق و مبهم مردانند و بیشتر می خواهند که مردان به خواست آنها توجّه کنند و این امر از میل آنها به لذّت جنسی بیشتر است؛ در خیلی از موارد لذّت محبوب بودن آنان را بیشتر خرسند می سازد.» (لذات فلسفه، ص 135 و ص 34).

در مقابل، اگر زنان مورد بی مهری و بی توجهی قرار گیرند و یا تحقیر شوند، بیش از دیگران در معرض ناراحتی ها و مشکلات روانی قرار می گیرند و سلامت روانی خود را از دست می دهند. آنان زمانی می توانند این نیاز را در خود تأمین کنند که ارزش واقعی خود را به عنوان یک انسان از دست ندهند. مسئله مهم این است که زن از چه راهی می تواند ارزش واقعی خود را حفظ کند؟ اسلام و سایر ادیان الهی بهترین عامل حفظ ارزش زن را «حجاب» می دانند. بی تردید حجاب و خودداری های ظریفانه زن، او را در نظر مرد محبوب می کند و مرد را آماده فداکاری و جان فشانی برای او می کند. در واقع نقش مهم حجاب برای زن حفظ جایگاه معشوقیت اوست.

اما اگر زن زیبایی های خود را در معرض نمایش قرار دهد، کم کم برای مردان عادی می شود و به تدریج از ارزش او کاسته می شود؛ ولی وقتی زن خود را می پوشاند، نه تنها ارزش او کم نمی شود، بلکه برای مرد جذاب تر و رؤیایی تر جلوه می کند. زیرا «حجب برای دختر همچون وسیله دفاعی است که به او اجازه می دهد تا از میان خواستگاران خود شایسته ترین آنان را برگزیند، یا خواستگار خود را ناچار سازد که پیش از دست یافتن بر وی به تهذیب خود بپردازد. موانعی که حجب و عفّت زنان در برابر شهوت مردان ایجاد کرده، خود عاملی است که عاطفه و عشق شاعرانه را پدید آورده و ارزش زن را در چشم مرد بالا برده است.» (تاریخ تمدن، ج 1، ص 60).

«سیمون دوبووار» دانشمند و حقوق دان معروف فرانسوی می گوید: «دختران جوان دوست دارند، مردانْ خودِ آنها را بخواهند، نه برقراری رابطه جنسی با آنان را؛ فلذا نگاه های مردان در عین اینکه آنها را می ستاید، آزار هم می دهد. هوس مذکّر به همان اندازه که تحسین است، توهین است. دختران طبیعتا اگر احساس کنند مردان به بدن آنها نظر جنسی دارند، سعی می کنند خود را بپوشانند. شرم و حیا از همین جا معلوم می شود.» (جنس دوم، ص 56).

3- تعدیل غریزه خودنمایی و تبرّج

پوشش و حجاب به دلیل اینکه نقش اساسی در متعادل کردن غریزه خودنمایی و تبرج زن دارد، عامل مهمی برای جلوگیری از بخش بزرگی از اضطراب ها و دغدغه های فکری زن محسوب می شود، زیرا آزادی زن در خودآرایی و به نمایش گذاردن جلوه های زنانه در جامعه، باعث افراط در تجمّل و توجّه به زیبایی های ظاهری می شود، که این توجه افراطی می تواند سبب بروز اختلال های روانی در زن شود.

توضیح این که وقتی زن مکشوف و آرایش کرده در بین مردان ظاهر می شود، طبعا عده ای خوششان می آید و او را مورد تحسین و تکریم (ظاهری) قرار می دهند. به همین جهت دائما سعی می کند وضع ظاهری خود را طوری قرار دهد که بیشتر مورد پسند آنها واقع شود. معمولاً این گونه زنان و دختران برای اینکه زیباتر شوند، هر روز وقت زیادی را صرف آرایش و تقلید از مدهای جدید می نمایند. این روند می تواند ناراحتی های روانی زیادی را برای آنان ایجاد کند و به دلیل اینکه همیشه کارها به دلخواه پیش نمی رود، باعث بروز نگرانی هایی برای آنها می شود. بطور مثال این تصوّر، که آیا با صرف این همه وقت و هزینه مالی توانسته اند جلب نظر دیگران بکنند و مورد پسند آنان شوند یا برعکس، مورد تمسخر و تحقیر آنانند، می تواند دائما ذهن آنها را به خود مشغول کند و آنها را به موجوداتی نگران تبدیل نماید.

دلیل دیگری که می تواند بر نگرانی آنها بیفزاید این تصور است که هر لحظه ممکن است رقیبی زیباتر از راه برسد و شکار آنها را برباید؛ و بالاخره دلیل سومی که باعث ناراحتی و استرس برای آنها می شود این است که می بینند به مرور زمان از زیبایی هایشان کاسته می شود و زنان جوان تر و زیباتر جای آنها را می گیرند و نقش آنها را در ربودن دل ها کم تر می کنند. خصوصا وقتی مشاهده می کنند همان مردانی که چندی پیش خریدار کرشمه هایشان بودند، دیگر حاضر نیستند با آنها مراوده داشته باشند و بهای چندانی به آنها نمی دهند، اینجاست که دچار افسردگی و اضطراب می شوند و حتی گاه دیده شده که دست به انتحار می زنند.

این در حالی است که رعایت حجاب سبب افزایش جذابیت و زیبایی زن می شود. در روایتی از امام علی (علیه السلام) رسیده که فرمودند: «زَکاةُ الْجَمالِ اَلْعِفافُ» (مستدرک الوسائل، ج 7، ص 46).

عفت و حجاب سبب افزایش و رشد زیبایی می شود. و نیز در روایت دیگر می فرماید: «صِیانَهُ الْمَرْأةِ اَنْعَمُ لِحالِها (اَدْوَمُ) لِجَمالِها»؛ پوشش و حجاب به روح و روان زن بیش از هر چیز دیگر سلامتی می بخشد و سبب دوام زیبایی او می شود (همان، ج 14، ص 255).

4- محافظت از عواطف انسانی زن

یکی از تفاوت های آشکار بین زن و مرد تفاوت در میزان عواطف و احساسات است. خداوند متعال احساسات و عواطف زن را قوی تر و متنوع تر از مرد قرار داده است. نقش این عواطف در زندگی انسان بسیار مهمّ و حیاتی است به طوری که بدون وجود آن، ادامه زندگی ناممکن می شود. این نقش می تواند به دو جهت باشد: اول منبعی مهم و عاملی اصلی برای آرامش و سکون در زندگی زناشویی است، (ر.ک: روم /21). و دوم مسئولیت مادری است که آفرینش بر عهده زن قرار داده است. این مسئولیت استعداد مادری زمانی می تواند فعلیّت پیدا کند که روح و روان زن سرشار از عاطفه باشد، تا با تربیت فرزندان، عواطف انسانی را به آنها منتقل کند؛ عواطفی که جامعه انسانی شدیدا به آن نیازمند است و تمام مصائب و مشکلات دنیای کنونی بشریت از کمبود آن نشأت می گیرد.

آنچه در اینجا توجّه به آن بسیار حائز همیّت است، این است که چگونه باید از این منبع بسیار با ارزش حفاظت کرد و در رشد و گسترش آن کوشید تا خرابی و فساد در آن راه نیابد و نسل بشری متضرّر نگردد؟ اسلام با واجب کردن حجاب، بهترین راه را برای حفظ و بقاء عواطف و احساسات با ارزش و انسانی زن تعیین کرده است. عواطفی که اگر در زن نابود شود نه تنها هسته روانی زن را تهدید می کند و او را دچار مشکلات روانی حادّ می کند، بلکه جامعه انسانی را نیز به نابودی می کشاند.

5- پایبندی به اصول اخلاق انسانی

یکی از ضروری ترین نیازهای بشریت در رسیدن به سلامت روانی، اخلاق و پایبندی به اصول آن است. انسان زمانی می تواند به سلامت و آرامش روانی برسد که در سایه ایمان و اخلاق زندگی کند. شرط اصلی پایبندی به اخلاق، پرهیز از سقوط در پرتگاه شهوات حیوانی است. پیامبر اسلام (صلی الله علیه و آله)، در حدیثی بزرگ ترین زمینه سقوط اخلاق را افتادن مردان و زنان در دام شهوات جنسی می داند.

همچنین امام رضا (علیه السلام) وجود روابط آزاد بین زن و مرد را علت بسیاری از جنایات و مفاسد اخلاقی معرفی می کند.

بنابراین می توان نتیجه گرفت، حفظ اخلاق و ایمان جوامع و برقراری صلح و صفا بستگی زیادی به حفظ حجاب و حریم زن و مرد دارد. اینجاست که ما می توانیم به ارزش حجاب و پوشش زن پی ببریم و آن را به عنوان عاملی مهم در حفظ اخلاق و راهی برای رسیدن به سلامت روانی زنان و بالتبع سایر افراد محسوب کنیم. ولتر (به نقل از افکار جاویدان) درباره نقش زن در حفظ اخلاق می گوید: وظیفه زنان تهذیب اخلاق مردان است. و نیز می گوید: زن آفریده شد تا شیرازه سعادت و ارتقاء موجودات پیوسته بماند.

6- حفظ استواری خانواده

یکی دیگر از آثار و فواید حجاب که در سلامت روانی زنان تأثیر دارد، نقشی است که در پایبندی همسران به پیمان مقدّس ازدواج دارد. زیرا حجاب و پوشش باعث می شود زن از نگاه های آلوده مردان هوس باز و گرفتار شدن به دام عشق های آزاد محفوظ بماند و به زندگی و خانواده خود وفادار باشد. از طرف دیگر شیوع بی حجابی و بی بندوباری، باعث می شود شوهران به جای توجّه و محبت به همسران شان، به دنبال لذّت جویی از زنان آرایش کرده کوچه و بازار باشند و زنان نیز از جلوه گری و طنّازی برای به دام انداختن مردان بیگانه، ابایی نداشته باشند و در نتیجه عشق و علاقه بین همسران از بین رفته و باعث فروپاشی خانواده شود.

آزاد شدن از قید خانه و خانواده، به معنای از دست دادن آرامش و امنیت روانی است. خانه را مسکن گویند، زیرا محل سکونت و آرامش روحی برای انسان است. اگر زن این جای امن و سکون و محل شکوفایی استعدادها و نیروهای درونی اش را از دست بدهد، آرامش و سلامت روانی خود را نیز از دست می دهد. استرس ها و فشارهای روانی که امروز دامن گیر زنان غربی شده، به این جهت است که بی بندوباری و داشتن روابط جنسی، سبب شده از زندگی در خانه بیزار شوند، وظیفه مادری خود را فراموش کنند و به جای آن در قید و بند رقابت های زندگی مدرن امروزی بیفتند و تمام ارزش های معنوی خود را فدا کنند.

شهید مطهری نیز در این باره می گوید: «فلسفه پوشش و منع کامیابی جنسی از غیر همسر مشروع، از نظر اجتماع خانوادگی این است که همسر قانونی شخص، از لحاظ روانی، عامل خوشبخت کردن او به شمار می رود؛ در حالی که در سیستم آزادی کامیابی، همسر قانونی از لحاظ روانی یک نفر رقیب و مزاحم و زندانبان به شمار می رود و در نتیجه کانون خانوادگی بر اساس دشمنی و نفرت پایه گذاری می شود.»

لمبروزو، نیز می گوید: «بارها دیده شده است در ممالکی که (زنها) بیشتر طنّازی و دلبری می نمایند، مردها نسبت به آنها بدبین بوده و از قبول زناشویی سرپیچی می کنند و بارها مشاهده شده است که حتی بعد از تشکیل خانواده در اثر آشنایی مردان با این گونه زنان، نفاق و جدایی میان همسرها تولید گشته است»

پی نوشت ها:

1. طبق نظریه مزلو، هر فردی دارای تعدادی نیازهای ذاتی است که فعال کننده و هدایت کننده رفتارهای اوست. این نیازها غریزی هستند اما رفتارهای انسان که برای ارضای این نیازهاست، آموختنی است. نیازهای ذکر شده توسط مزلو دارای سلسله مراتب هستند که از لحاظ اهمیت از کم به زیاد به این ترتیب قرار می گیرند: نیازهای فیزیولوژیکی، نیازهای ایمنی، نیازهای عشق و تعلق، نیازهای حرمت، نیاز به خود شکوفایی (مزلو، 1970، ترجمه رضوانی، 1372).

2. قال رسول اللّه (صلی الله علیه و آله): النساء حبائل الشیطان، (مستدرک الوسایل، ج 14، ص 159).

3. عن الرضا (علیه السلام) فیما کتب الیه من جواب مسائل: و حرم اللّه الزنا لما فیه من المفاسد من قتل النفس و ذهاب الانساب و ترک التربیه للاطفال و فساد المواریث و ما اشبه ذلک من وجوه الفساد.

4. مسئله حجاب، ص 437.

5. روح زن، ص 47.

http://www.hawzah.net/fa/Magazine/View/3674/6062/63862/

 

 

 

چرا دختران باید در 9 سالگی حجاب را رعایت کنند؟

 

پرسش:

چرا دختران باید در 9 سالگی حجاب را رعایت کنند؟ با اینکه دختران در این سن برای فهم نتایج اشتباهات و گناهانشان خیلی جوان هستند.

پاسخ:

یکی از افتخارات اسلام این است، که پیشرفت علوم، توانسته اسرار و فلسفه بسیاری از دستورات آن را کشف کند؛ و مسئله سن بلوغ دختران نیز، یکی از مسائلی است که تحقیقات و نتائج علمی، تقریبا با آن هماهنگی دارد، بعنوان نمونه در این زمینه مطالبی از کتاب جامع "بهداشت عمومی" برای شما نقل می کنیم:مطالب نیامده است.

البته برای توضیح بیشتر چند نکته دیگر را نیز در نظر داشته باشیم:

معمولا احکام و دستورات و قوانین برای اکثریت و افراد معمولی مقرر می شوند و افراد و موارد استنائی باید از قوانینی که برای اکثریت مقرر شده تبعیت کنند.

همانگونه که افراد پیر و ناتوان از انجام تکالیف دینی معذور هستند و در صورتیکه تکلیفی برای آنها طاقت فرساست مجاز هستند که آن تکلیف را ترک کنند، افرادی هم که تازه به سن بلوغ رسیده اند، اگر انجام تکلیفی برای آنها طاقت فرسا باشد تکلیف از آنها ساقط می شود.

در مورد دختران همانطور که از نظر جسمی علم پزشکی اثبات کرد که زودتر از پسران به بلوغ جسمی می رسند از نظر فکری و عقلی نیز علم روانشناسی اثبات نموده است که آنها زودتر از پسران به رشد فکری و عقلی می رسند. در این زمینه می توانید به کتابهای روانشناسی تربیتی و روانشناسی رشد مراجعه بفرمائید. علاوه اینکه هر دو مسئله حتی برای مادرانی که در دامن خود پسران و دخترانی را تربیت کرده اند ملموس و محسوس است.

این که گفتید دختران در این سن برای فهم نتایج اشتباهات و گناهانشان خیلی جوان هستند باید عرض کنیم، فهم نتایج اشتباهات ربطی به تکلیف ندارد، چون چه بسا افرادی که در سنین بالاتری هستند، و نتایج عمل خودشان را درک نمی کنند حال یا بخاطر شرائط محیطی و خانوادگی و عدم آموزش صحیح و یا هر دلیل دیگر؛ خلاصه تکلیف مشروط به فهم نتائج آن نیست. چون بسیاری از نتائج در متن زندگی و در دوران انجام عمل بدست می آید و به این جهت اولیاء دین سفارش نمودند که فرزندان را قبل از رسیدن به سن بلوغ به تکالیف شرعی عادت دهید[1]. تا در موقع رسیدن به سن بلوغ نتایج بعضی از تکالیف برای آنها مقداری ملموس و محسوس باشد. البته از نظر اسلام دادن استقلال اقتصادی به فرزندان مشروط به رشد عقلی است[2]که بحث دیگری است.

در پایان لازم است به این نکته هم توجه بفرمائید که در جعل و تشریح احکام مجموعه ای از عوامل اثر گذار می باشند یعنی در مورد بحث ما ممکن است به لحاظ خود دختر 9 ساله این تکلیف، کمی زود به نظر آید اما به لحاظ مردمی که در مواجهه با این دختر هستند، لازم باشد این دختر مسائلی را مراعات کند و لو اینکه خودش هنوز در این فضا داخل نگشته است و این تکلیف می تواند از آسیب های زیادی که ممکن است متوجه جامعه و حتی همین دختر 9 ساله گردد، جلوگیری نماید و شاید نیاز نباشد که متذکر گردیم که توجه جنسی به کودکان در دنیای کنونی، بیش از هر زمان دیگر، ما را وادار می کند که فکری برای در امان ماندن آنان از آسیب های جنسی و اجتماعی بکنیم و اسلام حجاب را برای دختران و در چنین سنی بخاطر این واجب کرده است که آنها کمتر در معرض تعرضات جنسی انسانهای دیو سیرت قرار گیرند.

[1]وسائل الشیعه ج 1 ص 193.                           

[2]سوره نساء آیه 6

http://www.rwgn.net/index.aspx?siteid=1&pageid=198

 

 

حجاب و نقش آن در سلامت روان

تاریخ انتشار : شنبه ۲۲ تیر ۱۳۹۲ ساعت ۱۱:۱۲

 

ثمره حجاب شناخته شدن جایگاه واقعی زن به عنوان انسانی با ویژگی‌های خاص خود است که این شناخته شدن، به برکت حجاب پدیدار می‌شود. اما بی‌حجابی و برهنگی به زن جنبه جنسی می‌دهد و انسان بودن او را به فراموشی می‌سپارد.

به گزارش جهان به نقل از فارس، بدون تردید حجاب و پوشش، تأثیرات بسیار مثبتی بر روح و روان زن دارد. عفاف و پوشیدگی برای زنان، همچون سد و حفاظی است که زن در سایه ی آن از هر ذلّت و تحقیری در امان می ماند. دین اسلام با واجب کردن حجاب، نمی خواهد زن بازیچهی دست شهوت پرستان شود و ارزش او به میزانی پایین بیاید که تنها وسیله ای برای برطرف ساختن شهوتها باشد. اسلام، خوشی های مشروع را برای زن می پسندد و البته تأمین آن را در سایه ی عفاف می داند. عفاف که ثمره ی حجاب و پوشش است، عامل آرامش و سکون انسان و دور ماندن او از عوامل پریشانی و در نهایت باعث رضآیت وجدان است. چه بسیارند عوامل ناامنی فکری و ذهنی که عفاف مانع بروز آنهاست. عفاف، موجب احساس امنیت و شرف آدمی است و باعث می شود که آدمی بتواند در طول حیاتش درست فکر کند و نیکو تصمیم بگیرد.

زن به دلیل اینکه عواطف و احساسات قویتری در برابر مرد دارد، از نظر روانی نفوذپذیرتر از مرد است؛ یعنی از عوامل بیرونی بیشتر از مرد متاثّر می شود. این تأثّر و نفوذپذیری وقتی از یک منبع، یعنی از سوی شوهر باشد، باعث می شود وحدت و یگانگی روانی زن حفظ شود؛ ولی وقتی زن بدون حجاب در اجتماع مردان نامحرم حاضر می شود، به آسانی تحت تأثیر روانی و عاطفی آنان قرار می گیرد و وحدت روانی او از بین می رود و با از بین رفتن وحدت روانی، دچار اضطراب و آشفتگی میشود.

در منابع اسلامی درباره ی برخی از آثار روانی حجاب و بی حجابی مطالب زیادی وجود دارد. برای مثال در آیه ی ۶۰ سوره ی نور، درباره ی فلسفه ی حجاب می فرماید: «وَ اَن یستَعفِفنَ خَیرٌ لَهُنَّ» و اگر (زنان) خود را بپوشانند برای آنها (خیر) بهتر است. کلمه ی «خیر» که به معنای سود و نفع است، به دلیل اطلاقش، هم نفع مادی و هم نفع معنوی را در برمی گیرد.

در آیه ی ۵۳ سوره ی احزاب، سود و نفع حجاب مشخصتر بیان شده است؛ آن-جا که می فرماید: «ذلِکُم اَطهَرُ لِقُلُوبِکُم وَ قُلُوبِهِنَّ» این کار (حفظ حریم بین زن و مرد) برای پاکی دلهای شما و آنها بهتر است. همچنین در آیه ی ۳۰ نور درباره ی تأثیر حفظ عفّت مرد به واسطه ی نگاه آلوده نکردن به زن، می فرماید: «وَ یحفَظُوا فُرُوجَهُم ذالِکَ اَزکی لَهُم» و عفاف خود را حفظ کنند، این برای آنان پاکیزه تر است..

قرآن کریم، نتیجه ی نهایی عفت را با تعابیری چون «خَیرٌ لَهُنَّ»، «اَطهَرُ لِقُلُوبِکُم وَ قُلُوبِهِنَّ» و «اَزکی لَهُم» بیان میکند که مقدمه ای برای عفیف ماندن و آلوده نشدن به فحشا و در نتیجه، راهی برای رسیدن به سلامت قلبی یا قلب سلیم است که در آیهی ۸۹ سوره ی شعرا به آن اشاره کرده است؛ زیرا صاحب قلب سلیم کسی است که از آلودگیهای معنوی و اخلاقی پاک باشد و این زمانی است که او تعادل فکری و روانی کافی داشته باشد.

در روانشناسی، از این ویژگیها به سلامت روانی تعبیر می شود. البته ملاکهای قلب سلیم از نظر اسلام بسیار ژرفتر و ریشه ی آن ایمان و باور قلبی به خدا و آخرت است. و به عبارت دیگر، سلامت روانی مدنظر اسلام، مفهوم وسیعتری دارد، به طوری که رسیدن به آنچه روانشناسان می گویند بخشی از آن است، ولی به هر حال می توان ادعا کرد از نظر قرآن، رعآیت حجاب و داشتن عفت، راهی به سوی سلامت روانی به شمار می آید.

در روایت نیز به تأثیر روانی حجاب بر زن اشاره شده است. امام علی(ع) در وصیت خود به امام حسن(ع) می فرماید: «وَاکفُف عَلَیهِنَّ مِن اَبصارِهِنَّ بِحِجابِکَ آیهنَّ، فَاِنَّ شِدَّهَ الحِجاب اَبقی عَلَیهِنَّ؛ (زنان را) در پرده ی حجاب نگاه دار تا نامحرمان را ننگرند؛ زیرا سختگیری در پوشش، عامل سلامت و استواری آنان است.»

همچنین آن حضرت در حدیث دیگری می فرماید: «صِیانَهُ المَراَه اَنعَمُ لِحالِها و {اَدوَمُ} لِجَمالِها؛ پوشش و حجاب برای حال زن بهتر است و سبب دوام زیبایی او می شود. منظور از حال زن در این حدیث، می تواند وضعیت روانی باشد که رعآیت حجاب سبب تعادل بیشتر آن می شود. پیامبر خدا نیز می فرماید: «خَیرٌ نِسائِکُم اَلعَفیفَهُ؛ بهترین زنان شما زنان پاک دامن و عفیف اند.» این روآیت نیز همان چیزی را می گوید که در آیه ی ۶۰ سوره ی نور گذشت؛ یعنی منظور از کلمه ی خیر، به طور مطلق مفهومی است که شامل خیر جسمی، روانی، مادی و معنوی می شود.

اکنون پس از بیان این مقدمه، به بعضی از آثاری که حجاب در سلامت و آرامش روانی زنان دارد مانند: امنیت، رشد روانی و عاطفی، ارزشمند شدن زن، تعدیل کننده غریزه ی خودنمایی و تبّرج، افزایش احساس خود ارزشمندی، محافظت از عواطف انسانی زن، پایبندی به اصول اخلاق انسانی و حفظ استواری خانواده اشاره می کنیم.

امنیت

امنیت، یکی از طبیعی ترین و ضروری ترین نیازهای بشری است. به نظر مزلو (۱۹۷۰- ۱۹۰۸)، پدر معنوی جنبش انسان گرایی در روانشناسی، نیاز به امنیت از نیازهای زیربنایی برای رشد و شکوفایی شخصیت انسان است که در صورت ارضا نشدن، رشد شخصیت مختل می شود.مزلو معتقد بود نیاز به ایمنی در نوزادان و بزرگسالان روان رنجور، بیشترین اهمیت را داراست.

بزرگسالان به هنجار و سالم عموماً این نیاز را به خوبی برآورده کردهاند. ارضای این نیاز، مستلزم امنیت، ثبات، حمآیت، ساختار، نظم و رهایی از ترس و اضطراب است. در نوزادان و کودکان خردسال، نیازهای ایمنی با روشنی بیشتری دیده می شود؛ به همین دلیل نوزادان واضحتر و فوریتر به تهدید و ترس واکنش نشان می دهند تا بزرگسالانی که آموخته اند واکنشهای ترس خود را تا حدودی بازداری کنند.

بنابراین، اگر انسانها در زندگی روزمره خود و در کوچه و خیابان و محل کار و تحصیل و حتی داخل منزل احساس امنیت نکنند و همواره در ترس و دلهره باشند، به تدریج دچار اضطراب می شوند. در این میان، زنان به دلیل ویژگیهای شخصیتی و موقعیت اجتماعی، آسیب پذیری بیشتری دارند و طبعاً نیاز به امنیت در آنها بیشتر احساس می شود؛ زیرا در بین جوامع بشری، همیشه مردانی که به دلیل نداشتن تربیت صحیح انسانی، به دنبال فرصتی هستند تا زنان را مورد سوء استفاده های جنسی قرار دهند، یا دست کم مردانی که زمینه های انحرافی در آنها دیده می شود و به تعبیر قرآن « فِی قَلبِهِ مَرَضٌ؛ یعنی بیمار دل هستند» وجود دارند که با دیدن کوچکترین صحنه برانگیزاننده جنسی، عنان اختیار از کف داده و به زنان بی حرمتی روا می دارند.

در این شرایط، زنانی که در انظار عمومی بدن خود را به نمایش می گذارند و باعث تحریک مردان می شوند، ناگزیر باید منتظر آزار و اذیت این افراد لاابالی و فرصت طلب نیز باشند. این آزارها که گاهی به آدم ربایی و قتل می انجامد، به شدت زندگی زنان بدحجاب و نیز آرامش و سلامت روانی آنها را به خطر می اندازد.

به ناامنی و خطری که زنان بدحجاب را تهدید می کند، در بعضی از آیت حجاب نیز توجه شده است:آیه ۵۹ سوره ی احزاب: قرآن در این آیه، بعد از اینکه به همه ی زنان دستور می دهد، بدن خود را از مردان بیگانه بپوشانند، می فرماید: «ذالِکَ اَدنی اَن یعرَفنَ فَلا یوِذَینَ؛ این کار برای اینکه شناخته شوند و مورد آزار قرار نگیرند بهتر است.»

در تفسیر علی بن ابراهیم قمی چنین آمده است: زنان مسلمان به مسجد می رفتند و نماز جماعت را با پیامبر می خواندند. هنگامی که ایشان برای خواندن نماز صبح یا مغرب و عشا از خانه بیرون می رفتند، جوانها بر سر راهشان می نشستند و به آزار آنان می پرداختند. در این زمان آیه ی ۵۹ سوره ی احزاب نازل گردید و بر پوشش زنان به عنوان حفاظ در مقابل آزار و اذیت دیگران تأکید ورزید.

بنابراین پوشش و حجاب باعث می شود همه، به ویژه افراد بیمار دل و کسانی که اسیر هوای نفس اند، بفهمند که این زنان، پاک و باوقارند، پس مزاحم آنان نشوند و امنیت ایشان را به خطر نیندازند. این مطلب در تفسیر المیزان نیز آمده است و با مبحث روانشناسان در مورد کنترل محرک و دادن سرنخ برای رفتار با دیگران کاملاً هماهنگی دارد. بنابراین در اصطلاح روانشناسان رفتارگرا، حجاب، محرک افتراقی برای تقویت تمایلات درونی زنان می شود، که حکآیت از عفاف و صلاح و سداد است.

تفسیر دیگری نیز می توان برای آیه، احتمال داد که برعکس تفسیر بالاست و آن اینکه بگوییم از نظر آیه، ثمره ی حجاب شناخته شدن جایگاه واقعی زن به عنوانی انسانی با ویژگیهای خاص خود است که این شناخته شدن، به برکت حجاب پدیدار می شود. اما بی حجابی و برهنگی به زن جنبه ی جنسی می دهد و انسان بودن او را به فراموشی می سپارد. پس حجاب به عکس آنچه می گویند، بیشتر زن را می شناساند، ولی بی حجابی باعث می شود زن انسان بودن خود را گم کند. زن اگر شناخته نشود، به اذیت می افتد و رنج می بیند؛ رنج جسمی و روانی.

به هر حال حجاب و پوشیدگی، گرچه برای زن تا حدی محدودیت می آورد، ولی به او در برابر بسیاری از خطرها، مصونیت می بخشد و امنیت جانی و روانی او را تأمین می کند. بهترین شاهد این مدعا، وضعیت اسفبار زنان بی حجاب جوامع غربی است. از یک طرف فرهنگ غربی تا جایی پیش رفته که کلمه شرم و حیا را به عنوان کلمات قبیحی در دایرهی واژگان زنان و دختران می داند و می کوشد این ویژگی فطری را از آنان بزداید، و از طرف دیگر این واقعیت تلخ را متوجه ما می کند که برهنگی، وجود روابط آزاد و عدم رعآیت حریم بین زن و مرد، چه مشکلات بزرگی بر سرشان آورده و چگونه امنیت و آسایش آنها را مختل کرده است.

یکی از نویسندگان معاصر از وضعیت امنیت زنان جامعهی انگلیسی می نویسد:داشتن روابط آزاد و بی حجابی، توأم با آرایشهای هوسانگیز زنان در غرب، میل جنسی مردان را چنان برانگیخته است که اکثر نسل جوان حاضر، به بیماریهای جنون جنسی مبتلا شده است. در انگلستان، رسانه ها هر روز اخبار وحشتناک حملههای وحشیانهی این افراد به زنان را منتشر می کند. آمارها حاکی از آن است که زنان این کشورها به خاطر توصیه ی رادیو و تلویزیون برای حفظ جان خود، از وسائل دفاعی از قبیل اسپریهای بیهوش کننده و سلاحهای سرد و غیره استفاده می کنند.

این در حالی است که معمولاً در حمله ی وحشیانه ی مردان به آنها، این سلاحها علیه خودشان به کار گرفته می شود. حتی مجازاتهای شدید برای جنآیتکاران حملات جنسی باعث شده تا جانیان، قربانی خود را که تنها شاهد جنآیت است، به قتل برسانند. یکی دیگر از آمارهای تکان دهنده در انگلستان، حاکی از آن است که آزادی و بی بندوباری در روابط جنسی، سبب سوءاستفاده های جنسی از کودکان شده است که حتی در بعضی موارد، منجر به قتل آنان می شود.

این آمار به حدی بالاست که دولت برای جلوگیری از آن، خط تلفن ویژه ای به نام «خط ارتباطی کودکان» دایر کرده است و از کودکان خواسته که هر زمان به کمک احتیاج داشتند، از این شماره استفاده کنند. طبق این گزارش، در هر ۲۴ ساعت، ۹۰۰۰ تلفن از کودکان به این خط می شود که بسیاری از آنها حاکی از تجاوز جنسی به آنان است که گاهی از طرف اعضای خانواده صورت می گیرد. البته اکثر این قربانیان خردسال، دختربچه هایی هستند که بر اثر این حملات وحشیانه، دچار آسیبهای روانی شدیدی می شوند که معمولاً تا پایان عمر اثرات منفی آن باقی می ماند.

در یک گزارش از وضع امنیتی زنان آمریکا آمده است:در آمریکا در زمستان که مردم مجبورند به جهت سردی هوا خود را پوشانده و پوشش بیشتری داشته باشند، تجاوز به عنف کمتر می شود؛ ولی در تابستان تجاوز به عنف نسبت به زنان و حتی پیرزنان افزایش پیدا می کند و حتی راهب ها هم مصون نمی مانند.بنابراین، یکی از ثمرات مهم حجاب، ایجاد امنیت برای زنان است که در صورت نبود آن، زنان آرامش خود را از دست می دهند و دچار ترس و اضطراب روانی می شوند.

رشد روانی- اجتماعی

یکی از نتایج مهم حجاب و پوشیدگی که در سلامت روانی زن تأثیر مستقیم دارد، بلوغ و تکامل روانی و شخصیتی زن است. یکی از روانشناسان بین نتایج حجاب و عوامل بلوغ روانی در زن مقایسه ای انجام داده و به نتایج جالبی رسیده است. او در کتاب خود می نویسد که بیشتر روانشناسان مانند فروید، اریک فروم، پیاژه، کولبرگ، اریکسون و غیره مراحل و ادوار تکامل روانی انسان را به پنج دوره تقسیم کردهاند این مراحل عبارتاند از:

۱. مرحله ی گیرندگی غیر فعّال؛ ۲. مرحله ی گیرندگی فعّال یا رشد احساسهای بچه گانه؛ ۳. مرحله رشد عضلانی؛ مرحله ی تحرّک و آغاز تشخیص هویت یا دوران نهان تناسلی؛ ۵. مرحله ی کمال هویت زنان یا مردان.نویسنده در ادامه، به توضیحاتی در مورد ویژگیهای این مراحل می پردازد؛ ولی از آن جا که فقط مرحله ی چهارم و پنجم مربوط به بحث حجاب می شود، ما نیز به توضیح این دو مرحله بسنده می کنیم.

مرحله ی چهارم، مرحله ی تحرک یا دوران نهان تناسلی نام دارد که مهمترین مرحله در بازشناسی اثر حجاب است. در سه مرحلهی قبل، بین پسر و دختر تمایز چندانی وجود ندارد؛ ولی با شروع این مرحله، جدایی دو جنس در حالتهای روانی و بروز شخصیت آغاز می شود. در این مرحله تفاوت پسران با دختران، در نحوه ی سلوک اجتماعی یا برخورد با اشیای بیرونی و محیط پیرامون خویش است.

پسران معمولاً حالت تهاجمی، ستیزه جویی و نیز تمایل آشکار برای تسلط بر دیگران از خود نشان می دهند و در نتیجه به افرادی خود رای، کله شق و دارای خویی آمرانه و تقلید از بزرگسالان تبدیل می شوند؛ اما به عکس دختران حالت جذب و انقیاد و قدرت جلب توجه آشکار می شود و در نتیجه، علاقه به پوشیدن لباسهای زیبا، آرایش کردن، با عشوه سخن گفتن، با ناز قدم برداشتن و بروز حالتهای مادرانه در آنان طبیعی است.

مرحله ی پنجم، مرحله ی تکامل بلوغ و تعیین هویت انسانی است. در این مرحله، پسران و دختران ویژگیهای بلوغ و هویت انسانی خود را ظاهر می سازند. مردان، صفتهایی مانند آرامش، پذیرش و صبر را به ویژگیهای پیشین خود اضافه می کنند و به جای تسلط بر همه چیز و از جمله همه ی زنان، میل به تسلط بر زندگی و خانواده ی خود را دارند. زنان نیز به جای تمایل به جذب همه ی مردان و صرف تمام وقت و نیروی حیاتی در این راه، تنها به یک مرد (نامزد، شوهر) توجه کرده و بقیه توانایی های جسمی و روحی خود را صرف سازندگی می کنند.

نویسنده، در مورد نتایج اختلال در مرحله چهارم می گوید: در مرحله ی چهارم، ممکن است دو نوع اختلال به وجود اید. نخست، عوض شدن نقش پسر و دختر که خطر همجنس خواهی از همین جا به وجود می اید، و دوم، تثبیت در این مرحله و متوقف شدن رشد شخصیت است که باعث می شود پسران همیشه تشنه ی قدرت و خواهان تسلط بر دیگران بوده و دختران به موجوداتی کاملاً گیرنده تبدیل شده، همیشه اسیر توجهی دیگران باشند. اینان همواره مجبورند پذیرش خود را به خویشتن و دیگران اثبات کنند؛ از این روی چنین زنانی از سازندگی و به ویژه استقلال شخصیت باز می مانند.

متأسفانه امروز در بیشتر جوامع بشری، این توقف شخصیت به عناوین مختلف تشویق و تبلیغ می شود. عرضه کردن زنان بی بند و بار و عشوه فروش بر پرده ی سینما یا تلویزیون و امثال آن و الگو کردن آنان، یا نمایش شخصیتهای کاذبی که به سرعت آدم می کشند و بر تصاحب زنان بسیار و نداشتن همسر و ویرانگری می بالند، از بدترین نمونه هایی هستند که دختران و پسران را از رشد و رسیدن به مرحله ی بلوغ روانی باز می دارد.

نویسنده در ادامه، به بیان بعضی از نتایج فردی و اجتماعی فرهنگ ابتذال می پردازد و می گوید: زنان و مردانی که از چنین فرهنگی تأثیر می پذیرند، همیشه از زوال قدرتِ جلب و نفوذ، نگران و ناراضی اند، به شدت از روزگار پیری می هراسند و عطش رنج آور آنها برای پیروزی خاموش شدنی نیست. چنین زنان و مردانی، به طور طبیعی طعم محبت واقعی را نچشیده اند و مجالی برای مهرورزی، عشق و قبول مسئولیت ندارند.

شاید به همین دلیل است که اکنون بیش از ۶۳ درصد خانوادههای آمریکایی تک والدی هستند؛ زیرا لازمه ی زندگی مشترک گذشت، قبول مسؤولیت، مهرورزی و محبت انسانی است و چنین ویژگیهایی با ایده آل ها و نمونه های عرض شده در آن جامعه که هنری جز نفوذ بر دیگران و جلب توجه آنها ندارند، در تعارض است. زندگی خانوادگی، نه مکانی است برای تصاحب همه ی زنان، و نه مجالی برای جلب توجه همه ی مردان.

در مقابل، زنانی که به مرحله ی تکامل و بلوغ روانی رسیده اند، زنانی سازنده، دانشمند، ایثارگر و خدمت گزارند و در تمام جوامع از این سبک سریها به دور بوده، در زندگی و سلوک اجتماعی به مراتب از دیگر زنان، ساده تر زیسته و شخصیت بالغ آنها اسیر جلب کردن دیگران نیست. آنها لباسهای جلف نمی پوشند، کمتر از دیگران در انظار آرایش می کنند و عموماً در زندگی خانوادگی موفقاند.

بنابراین، فاصله گرفتن جامعه از فرهنگ حجاب و رعآیت نکردن حریم بین زن و مرد، عامل بسیاری از مشکلات روانی و اجتماعی برای افراد، به ویژه زنان است؛ چنان که نویسنده در ادامه می گوید: «هر چه زنان و دختران در استفاده از وسائل آرایش و زیبایی بیشتر افراط کنند، عطش آنها در خودنمایی و جلب توجه دیگران بیشتر می شود، و وابستگی و بی ارادگیشان شدیدتر می گردد.

روشن است که این روند به خودی خود نفاق، کرنش، قبول اسارت، سبکسری، از خود بیگانگی، بی تفاوتی به دیگر مسائل انسانی، سطحی بودن در اندیشه و عمل، احساس دلتنگی و بالاخره در روزگار میان سالی و پیری، اندوه و رنج پایان پذیری را به ارمغان خواهد آورد و با سپید شدن هر تار مو و آشکار شدن هر خطی بر چهره، گویی ذخیره ی حیاتی این گونه زنان پایان می پذیرد؛ زیرا از تنها وسیله ی دلگرمی و امید برای زندگی، چیزی باقی نمانده است.»

این نویسنده سپس به تأثیر رعآیت حجاب در رشد و تکامل شخصیت زن پرداخته و می گوید: «در برابر این توصیه ها، ادیان توحیدی نیز شیوه ای توصیه کردهاند. یکی از مؤثرترین روشها برای رشد شخصیت زن و آزادی از قید وابستگی به جلب توجه و خودنمایی، پوشیدگی و مستوری است. پوشیدگی برای دختران از زمره نیازهای اساسی برای رشد و بلوغ روانی در این مرحله است که باید در دوران نوجوانی تأمین شود.

دختران با مستور نگه داشتن خویش به غیر از محدوده ی خانواده، در حقیقت اختصاصی بودن جلب توجه دیگران را می آموزند تا بعدها نیز از این گیرندگی و جذابیت در محدوده ی خانواده به طور سازنده استفاده کنند و این نهاد مقدس را تحکیم بخشند. این تمرین (حجاب) در حقیقت تعدیلی است در برابر خواست طبیعی، اما خامِ مرحله ی چهارم رشد که اقتضای آن جذب و گیرندگی بود. پوشیدگی دختران همانند رفتن به مدرسه در یک صبح سرد و زمستانی است که طبیعتاً با قبول رنج و تحمل فشار همراه است، اما برای هرز نرفتن نیروهای تعالی بخش و سازندهی نوجوانان دختر و بعدها زنان، ضروری است؛ چنان که آیت حجاب نیز بدان اشاره کرده است».

نویسنده در پایان، زنان و دختران را متوجه ارزشهای واقعی خود کرده و می گوید: «مواهب خداوند به زنان تنها زیبایی ظاهری نیست که با پایان یافتن آن، زن به پایان نقش خود در حیات اجتماعی نزدیک شود؛ ارزش زنان به کسب کمالات و فضیلتهای اخلاقی و انسانی و جلب رضای خداوند متعال است، نه اصرار بیهوده بر جلب توجه دیگران؛ متأسفانه بزرگترین بازنده ی این بازی، زنان خواهند بود.

http://jahannews.com/vdcb9wb5wrhb9wp.uiur.html

 

 

حجاب از دیدگاه روانشناسان

از آنجایی که زیر بنای شخصیت انسان و همچنین نوع رفتارها و عملکردها را روان تشکیل می دهد و مشخص می سازد توجه به بهداشت و سلامت آن از امور ضروری است. از آنجا که روح و روان انسان ریشه در خلقت الهی او دارد ، حجاب و حیاء ریشه در سلامت روان دارد. بی حجابی و بی عفتی و رعایت نکردن اصول روابط زن و مرد از علل اساسی بروز بیماری های روانی است . نبود حریم میان زن و مرد و آزادی معاشرت های بی بند و بار ، هیجان و التهاب های جنسی را فزونی می بخشد. برای اینکه آرامش روانی زنان و مردان محقق شود و در پی آن بهداشت روانی جامعه تحقق یابدو بیماریهای روانی تشدید و به وجود نیاید ، باید زنان به حجاب و مردان به اصول اخلاقی و ارزش های الهی پایبند شوند.

شهید مطهری در پاسخ به این سئوال که چرا زن باید خودش را از غیر محارم خود بپوشاند می گوید :

اولین خاصیتش خاصیت روانی است یعنی آرامش روانی .لذا از کارکدهای مهم فردی و اجتماعی حجاب پدید آوردن بهداشت روانی است.

حجاب و آرامش روانی

رعایت حجاب در سلامت و پاکی اجنماع مؤثر است. حفظ پوشش مناسب از جانب زنان از تحریک مردان جلوگیری نموده و همین امر موجب آرامش روانی برای مردان جامعه خواهد بود. با توجه به اینکه سلامت روانی در سلامت جسمی تأثیر مستقیم دارد .دکتر الکسسین کارل و دکتر ویل کارنگی در کتابهای خود می گویند : هیجان و تحریکات روانی ، عامل عوارض جسمی همچون بیماری زخم روده می باشد و همچنین توماس اکمبس می گوید : لذت های جسمانی در اول کار بر ما لبخند می زنند ولی عاقبت نیش زهر آلود خود را در روح ما فرو برده و هلاکمان می کنند.

پس با ارتباط سلسله واری که حفظ پوشش و سلامت جسمی و روانی فرد با یکدیگر دارد ، نقش زنان در حفظ سلامتی و بقای اجتماع با رعایت پوشش مناسب مشخص می شود.

به علت تأثیر زیاد آن در استحکام خانواده به عنوان پایه و اساس اجتماع و نیز تأثیر آن در ساخته شدن فرزندان با تربیت صحیح و پاک نگه داشتن محیط اجنماع از عوامل تحریک آمیز حیوانی.

از طرفی نیز با رعایت حجاب ریشه بسیاری از تفاخرها ، تکاثرها ، اسرافها ، تحریک های بی موقع در اجتماع کنده خواهد شدو بذر فساد خشکیده خواهد شد.

رنگ پوشش و تأثیر آن بر روان فرد

روانشناسان در خصوص رنگ سفید و مشکی بر این نظریه که وقتی انسان به اجسام سفید رنگ نگاه می کند احساس می کند که آن شیء به وی نزدیکتر از فاصله اصلی می باشد در حالیکه شیء سیاه رنگ را احساس می کند که از او دورتر می شود. پس پوشش مشکی برای زنان موجب می گردد که از دید مردان دورتر جلوه نماید . عضو دفتر مطالعات و تحقیقات زنان مبحث رنگ را در حداکثر حجاب مطرح نموده و گفته است : اگر چه رنگ مشکی صامت بوده و موجب تحریک و تهیج غرائز نمی شود . هدف از پوشش ، اجاد فضای آزادی برای دختران و پسران در فعالیت های اجتماعی می باشد و مانعی برای تحریک های غیر اخلاقی مردان.

پس این پوشش باید به گونه ای باشد که حیاء و عفت در انسان را متجلی سازد تا زنان بتوانند با بهره گیری از گوهر حیاء در کنار مردان به عالیتریت درجه از کمال برسند که مقصد نهایی همان است.

نتیجه و چکیده مطالب

1- از فوائد شخصی حجاب بهداشت روانی فرد می باشد.

2- حفظ سلامتی روانی فرد ، سلامت روانی اجتماع را در پی دارد.

3- بهداشت روانی موجب توانمندی فکریو ارتقاء سطح علمی در جامعه می شود.

4- عدم پوشش مناسب موجب سست شدن بنیان خانواده می گردد.

5- روان شناسان حیاء را عامل بازدارنده و هدایت گر می داند.

6- نبود پوشش مناسب موجب افسردگی و بحران در هویت زنان می گردد.

7- رنگ مشکی صامت است و غریزه جنس مخالف را تحریک نمی کند.

منابع :

انسان موجودی ناشناخته – در جستجوی خوشبختی – آیین زندگی

نوشته شده در یکشنبه نوزدهم آذر 1391ساعت 14:39 توسط خادمhttp://basiratebasij91.blogfa.com/post/9

 

 

 

حجاب و سلامت جسمانی وروانی

حجاب زمینه فساد را که عامل اصلی بیماریهای مقاربتی است از بین می برد و از این طریق نقش خود را در سلامت جسمانی افراد جامعه ایفا می نماید.

 بیماری ایدز که مهلک ترین بیماری عصر حاضر می باشد از فساد و روابط جنسی ناسالم سرچشمه می گیرد. در این بیماری سیستم دفاعی بدن از کار می افتد و بدن در برخورد با ضعیف ترین میکروبها توانایی دفاع را از دست می دهد و می بایست تسلیم مرگ گردد.

این ویروس اگر چه طبق تحقیقات مدتها قبل در افریقا موجود بوده لکن مرگ و میر ناشی از ان در مقایسه با غرب نا چیز است.

 

قران مجید حجاب را عامل طهارت قلب و روح معرفی می کند و چنین می فرماید:« هرگاه از زنان پیامبر متاعی رامی خواهید، پس ان را از پس پرده بخواهید این کار برای طهارت و پاکی قلوب شما و ایشان بهتر است.»

در کشورهایی که قانون حجاب رعایت نمی گردد افزایش روز افزون بیماریهای روانی بخوبی مشهود است. توماس اکمبس می گوید: « لذت های جسمانی در اول کار به ما لبخند می زند ولی عاقبت نیش زهرالود خود را در روح ما فروبرده هلاکمان می کند.»

امار وحشتناک خودکشی ها در غرب نیز نشان دهنده میزان اختلالات روانی موجود در غرب می باشد.

 بنابراین به نمایش گذاشتن اندام و زیورهای خویش در زنان نه تنها علامت یک بیماری روانی محسوب می گردد بلکه بیماری زا بوده و امراض روانی در دیگران ایجاد خواهد نمود.

افلاطون می گوید:« بزرگترین اشتباهی که پزشکان مرتکب می شوند این است که سعی در معالجه جسم دارند بدون این که لحظه ای هم درصدد شفای فکر و روح برایند. در حالی که جسم و روح توأم بوده و نمی توان انها را جدا انگاشت و به طور جداگانه ای معالجه شان کرد.» امروزه یک رشته جدیدی در علم پزشکی وارد شده است که انرا پیسیکوسماتیک می خوانند. طبی که جسم و فکر را معالجه می کند. امروزه موقع مناسب و شایسته ای برای گشایش این رشته جدید می باشد. زیرا بسیاری از اختلالات فکری و روحی وروانی و جسمی از تحریکات عصبی، نگرانی، وضع اسفبار زندگی امروز یعنی ازدیاد فحشاء و فساد و بی بندوباری و از طرفی سخت شدن ازدواج نصف بیشتر تخت خوابهای بیمارستانها را اشخاصی اشغال کرده اند که بیماری انها اگر چه در شکل ظاهری جسمی است اما ریشه ان عصبی و روحی است.

 

 

منبع: حجاب دختران

مولف: فاطمه قاضی 

http://mashkeatshan.persianblog.ir/post/47/

 

 

آثار فردی

  اطاعت

الهی 

 

جذابیت

جوازحضور

دراجتماع

حفظ

نسل از

خطرسقوط

آرامش روحی

 روانی

 

ایجاد

امنیت

حرمت بخشیدن

به زن

حرمت بخشیدن

به زن

مبارزه

 با نفس

 

حفظ طراوت و

 زیبایی

 

مسیولیت

 پذیری

 

تمرکز

حواس

رشد

شخصیت

آثارفردی حجاب

آثار فردی

مبارزه با

نفس

میل به خودنمایی وجلوه گری در سرشت زن نهفته است اگراین گرایش حد و مرزی معین  نداشته باشد قطعا  فسادآفرین خواهد بود. پوشش را  می توان مهمترین عامل تعدیل این میل دانست.

 

امام علی «علیه السلام » می فرمایند

زکاه الجمال العفاف :      زکات زیبایی ، عفاف است.      [غرررالحکم ودررالکلم]       

جواز کشف حجا ب در مقابل محارم ازجمله شوهر، این غریزه را جهت

 می دهد که خودنمایی زن مختص به شوهر باشد

نتیجه

باوجود این میل قوی در زنان حفظ حجاب و رعایت پوشش در مقابل نامحرم بزرگترین قدم در راه مبارزه با نفس است

آثار فردی

 

اطاعت الهی

رعایت حجاب ، اطاعت امر الهی است

زنان می توانند با رعایت حجاب از امر الهی

اطاعت کنند وعبودیت خویش را با

آن به نمایش بگذارند.

آثار فردی

ارتباط مستقیم بین دوری از شیء و جذابیت وجود دارد بنابراین پوشش وحجاب زن جذابیت او را در نظر جنس مخالف بیشتر کرده و تلاش را برای وصال فزونی می بخشد.

جذابیت

امروزه بی حجابی عامل کاهش جذابیت است.

آلفرد هیچکاک :

زن شرقی تا چند سال پیش به خاطر حجاب و روبندی که

 به کار می برد خود به خود جذاب می نمود و همین  مساله جاذبه

 نیرومندی به آنها می داد اما به تدریج تدبیری که زنان این کشورها برای برابری

 با زنان غرب از خود نشان دادند حجاب و پوششی که دیروز

 بر زن شرقی کشیده شده بود از میان رفت

و همراه آن از جاذبه او هم کاسته شد.

 

آثار فردی

جواز حضور دراجتماع

زن به عنوان نیمی از نیروی انسانی یک جامعه

درابعاد مختلف اجتماعی سیاسی فرهنگی و اقتصادی می تواند

 نقش به سزایی داشته باشد.اسلام با طرح پوشش زن درحقیقت

 جواز حضور او را در اجتماع رقم زده است

حجاب نه تنها این نیروی عظیم را از تباه شدن نجات می دهد بلکه

 جلو فساد و ناهنجاری های ناشی از اختلاط زن و مرد را گرفته است .    

 

همه اقشار جامعه درمقابل سلامت نفسانی جامعه مسئولند و البته مسئولیت مهم تر در این باره بر عهده زن است

حجاب عامل آزادی زن است نه اسارت او

البته

تلقی ما از آزادی باید روشن باشد

آثار فردی

حفظ نسل از خطر سقوط

درجامعه ای که روابط آزاد

و بی بندوباری درآن رایج است نتیجه آن

 افزایش آمار نوزادان نامشروع است .

  زیادشدن این کودکان مساوی است با   

         از بین رفتن نسل سالم در جامعه

آثار فردی

حرمت بخشیدن به زن 

درجه ارزیابی یک فرد از خود را حرمت می نامند

یعنی  تا چه حد مورد قبول دیگران واقع می شود .

قضاوت هایی که اشخاص در مورد او دارند باعث می شود

که شخص خود را موفق و با ارزش یا ناموفق

 و بی ارزش بداند.

برخی اشخاص برای اینکه احساس ارزشمند شدن داشته باشند برهنه شده و با ظاهر نامناسب در اجتماع ظاهر می شوند

خودنمایی و حس مقبول واقع شدن و ارزشمند بودن ارتباط مستقیم با حس حقارت و عقده های درونی شخص دارد وگاه افراد در تشخیص ملاک ارزشیابی به خطا می روند

آثار فردی

حجاب نوعی احترام گذاشتن به زن و محفوظ

 نگهداشتن او از نگاه های شهوانی و حیوانی است.

ویل دورانت : زنان دریافتند که دست و دل بازی مایه طعن و تحقیر است.

راسل:ازلحاظ هنری مایه تاسف است که بتوان به آسانی به زنان دست یافت .

ویل دورانت :آنچه می جوییم و نیابیم عزیز و گرانبهاست

آثار فردی

ایجاد امنیت

بالاترین خواسته های مردان تمایل به جنس زن است

زنان با ارایه زیبایی ها و مواضع بدن خود آتش

 شهوت مردان را شعله ور ترمی کنند واین مسئله موجب

سلب امنیت و آرامش زنان می شود

نکته

سهل انگاری در مسئله حجاب منجر به مسایلی مانند دزدیده شدن ،

تجاوز ، آزار و اذیت و تجارت آنان می گردد.

نکته

برخی براین باورند که بین محدودیت ،طغیان و ناامنی در جامعه رابطه مستقیم وجود دارد حال اینکه آمار ناامنی و تجاوز در کشورهایی مثل آمریکا بسیار بیشتر از جوامع دیگر است

آثار فردی

آرامش روحی و روانی

نبودن حریم میان زن و مرد و آزادی معاشرت های بی بندوبار،

التهاب های جنسی را فزونی می بخشد وتقاضای سکس را به

صورت یک عطش روحی درمی آورد. غریزه جنسی غریزه ای

نیرومند است که هرچه بیشتر اطاعت شود سرکش تر می شود

تدابیر اسلام برای رام کردن این غریزه

زن و مرد نباید به یکدیگر خیره شوند.

زن باید با حجاب و بدون آرایش در جامعه حضور یابد

آثار فردی

حفظ طراوت و زیبایی

حفظ حجاب و رعایت آن باعث آرامش روحی و

روانی زنان شده و این آرامش روحی بر جسم او

 تاثیر می گذارد

نکته

انجمن سلامت شمال آمریکا اعلام کرد که زنان محجبه کمتر به بیماری پوستی دچار می شوند

آثار فردی

زنان با پوشش مناسب آرامش روانی دارند

آرامش سبب می شود طراوت و زیبایی زنان حفظ شود

علم پزشکی ثابت نموده برهنگی اعضای زن در محیط گرم یا سرد ،

تعادل چربی های زیر پوست را بر هم زده و ظرافت و لطافت آن را

از بین می برد .

امیر المؤمنین علیه السلام

صیانه المراه انعم لحالها و ادوم لجمالها          [غررالحکم ، باب الزوجه ... ]

پوشش برای حال زن بهتر است و سبب دوام و زیبایی او می شود .

آثار فردی

تمرکز حواس

با رعایت حجاب

آراستگی ها و زیبایی های ظاهری ، جهتی صحیح می یابد

از انحراف فکر و ذهن که همیشه مورد وسوسه شیطان است کاسته می گردد .

حواس ، فکر و ذهن متوجه ارزش های واقعی و کمال جویی می شود .

فرد راه علم ، ادب و هنر پیش گرفته و استعداد ها و خلاقیت های او شکوفا می شود

فرد با فراغت بیشتر ، می تواند صحیح  بیاندیشد و سرنوشت خود و خانواده اش را طراحی  نماید

آثار فردی

رشد شخصیت

شخصیت مجموعه افکار،عادات و اخلاقیات

انسان است که به تمایز وی از دیگران می انجامد

به عقیده اریک فرم موثرترین عامل در رشد شخصیت انسان ، بر آوردن معقول نیازهای روانی است که حیوان پست این نوع نیازها را ندارد .انسان سالم نیازهای روانی ، نه نیازهای جسمانی مانند گرسنگی ، تشنگی و امورجنسی و... خود را از راه های اخلاقی ارضاء می کند و اشخاص ناسالم از راه های نامعقول

آیا فرصت رشد شخصیت  با رعایت حجاب بیش تر فراهم می گردد یا عدم آن

پاسخ

بی حجاب در اندیشه خود و زیبایی خویش است این امر عقده حقارت انسان را می نمایاند زمینه رشد وتعالی وی را نابود می سازد در حالی که زن مانند مرد یک انسان است و باید از نظر انسانی رشد و تکامل یابد.

آثار فردی

مسئولیت پذیری

انجام موفقیت آمیز مسئولیت به استعداد وبرخورداری

 از توانمندی های مناسب و ظرفیت های روان شناختی

و جسمی نیازمند است

فرد بی حجاب بخشی از زمان خود را صرف رسیدگی های خاص خود می کند که باعث می شود از وقت لازم برای انجام مسئولیت هایش کاسته شود واز طرفی با بی حجابی خود محیط را آلوده می کند و موقعیت را برای فعالیت مسئولیت پذیرانه نامساعد می سازد. بی حجاب نه تنها از قبول مسئولیت های سنگین شانه خالی می کند بلکه دیگران را هم از انجام دادن تعهداتشان باز می دارد و در نتیجه راندمان فعالیت خانوادگی و اجتماعی را کاهش می دهد .

آثار فردی

سلامت جسمانی

حجاب زمینه ی فساد را که عامل اصلی بیماری های مقاربتی است ازبین می برد

بیماری ایدز و بیماری های دیگر از مهلک ترین  بیماری ها در عصر حاضرند که از فساد و

 روابط جنسی ناسالم سرچشمه می گیرند

آثار اجتماعی

پاسداری از سلامت

 اخلاقی اجتماع

استواری اجتماع

امنیت اجتماعی

آثار اجتماعی

پاسداری از سلامت اخلاقی اجتماع

حجاب عفاف اجتماعی را تقویت می کند و عفاف اجتماعی نیز در  تنظیم وسلامت اخلاق اجتماعی نقش موثری دارد.

حجاب ارضای غرایز جنسی را در چارچوب مشروع و قانونی حمیت وهدایت می کند و بر عکس بی حجابی از عوامل موثر در گسترش بی بندوباری و در نتیجه مقدمه ای برای درهم شکستن مرزهای اخلاقی جامعه است .

نکته

از عوامل مؤثر و مهم در ترقی و انحطاط ملت ها اخلاق است.

آثار اجتماعی

استواری اجتماع

بی حجابی و ترویج روابط آزاد جنسی موجب فلج کردن نیروی اجتماع می شود

اسلام نمی خواهد زن بیکار بنشیند و موجودی عاطل و باطل بار آید. و پوشانیدن بدن به استثنای وجه و کفین مانع هیچ گونه فعالیت فرهنگی و اجتماعی نیست

زنانی که با رعایت حجاب و بدون آرایش در محیط جدا و یا مشترک با مردان کار می کنند ، نسبت به زنان بی حجاب موفق ترند

نکته

یکی از راه هایی که کشورهای سرمایه دار غرب برای بی حس کردن اجتماعات

 انسانی و در آوردن آنها به صورت مصرف کننده اجباری کالاهای خویش

به کار می برد ترویج بی حجابی است

آثار اجتماعی

امنیت اجتماعی

از فلسفه های حقیقی وجوب حجاب، مصونیت جامعه از فساد می باشد.زن در سنگر حجاب خود نه تنها از تیر نگاه های زهرآلود و سخنان آزار دهنده در آمان خواهد بود بلکه امنیت و آرامش درونی خود و اجتماع خویش را برقرار خواهد کرد اما در جوامعی که حجاب را رعایت نمی کنند و جذابیت جنسی در معرض دید عموم قرار می گیرد سلامت جنسی جامعه و در نتیجه سلامت فرد فرد اعضای جامعه به خطر می افتد.

ازمهم ترین عواملی که بانوان توسط آن به آرامش روحی و روانی دست یافته وامنیت اجتماعی جامعه را فراهم می نمایند این است که معتقد گردند احکامی که برای بشریت تشریع گردیده بدون نقص و دارای آثار مطلوبی از جانب خدای متعال است پرهیزگاری بانوان ضامن تامین امنیت اجتماعی است وتا این اعتقاد معنوی درقلب بانوان شکل نگیرد ، حجاب را نوعی محدودیت برای خود قلمداد می نمایند و این امر امنیت اجتماعی را تهدید می کندشناخت سیمای زن،حقیقت حجاب،فلسفه وآثار آن از جمله پایه های مستحکم پوشش دینی

وتبلور امنیت اجتماعی است. به عبارت دیگر زن با آگاهی از این ها نه تنها احساس سنگینیازپدیده حجاب نمی کند بلکه از حجاب استقبال هم می نماید

آثار اجتماعی

آثار حجاب برتحقق امنیت اجتماعی

š    ایجاد آرامش روانی بین افراد جامعه

š      حفظ و استیفای نیروی کار درسطح جامعه اسلامی

š      جلوگیری از تهییج و تحریک جنسی و خنثی نمودن لذایذ نفسانی

š      کاهش چشمگیر مفاسد فردی و اجتماعی در جامعه اسلامی

š      حضور و گرایش معنوی زنان و مردان در محیط اجتماعی

š      کاهش تقاضای مدپرستی بانوان

š      حفظ ارزش های انسانی،مانند عفت ،حیا و متانت در جامعه

š      مصونیت زنان در همه مکان ها و زمان ها

š      سلامت و زیبایی موقعیت اجتماعی و فرهنگی مردان وزنان جامعه

š      هدایت،کنترل و بهره مندی صحیح از امیال و غرایز انسانی

š      مبارزه با تهاجم فرهنگی غرب

  ازبین بردن فشارهای اجتماعی نامشروع و نابهنجار

استحکام خانواده

«هن لباس لکم وانتم لباس لهن »

قرآن کریم زن وشوهررامانند لباس  ، مایه وقار و آراستگی یکدیگر می داند اما چنانچه زن

و شوهر از تعهدات خانوادگی رها باشند،نمی نتوانند برای یکدیگر چون لباس به شمار آیند.

حجاب و استحکام خانواده

محبوب ترین بنیاد نزد خداوند خانواده است.

خانواده مهمترین جایگاه پرورش انسان است.

سلامت خانواده نقش موثری در سلامت جامعه دارد.

 خانواده کانون عشق ، محبت وتحقق آرزوهای آدمی است

استحکام خانواده

حجاب از لوازم سامان یافتن این بنیاد است .

قرآن کریم زن و مرد را مایه ی آرامش و مودت و رحمت برای یکدیر معرفی می کند .

ّّاگر بهره گیری های زن و مرد محدود به محیط خانواده باشد :

         طهارت نسل حفظ می شود .

         صمیمی ترین عواطف و اتحاد کامل در خانواده شکل می گیرد.

         حفظ خانواده و همسر بر خواسته های فردی مقدم می شود .

حجاب انصراف از ظاهر و انعطاف به باطن و شخصیت است

 

تحلیل اجتماعی مسأله حجاب

حسین محبوبی منش

چکیده: پوشش و حجاب به مثابة رسانه‌ای ارتباطی و به عنوان کنشی اجتماعی، از یک سو تحت تأثیر ساختارهای فرهنگی، اجتماعی، سیاسی و اقتصادی است و از سوی دیگر، متأثر از کنشگران اجتماعی اعم از زن و مرد می‌باشد. در طی سال‌های پس از انقلاب، بر اثر آسیب‌پذیری درونی جامعه و تهدیدهای بیرونی، انتقال فرهنگی حجاب با اختلال مواجه گردید و عدم رعایت حجاب اسلامی، موجب جریحه‌دار ساختن...

کلمه های کلیدی:

حجاب

کنش اجتماعی

ارتباطات غیرکلامی

تغییر ارزش‌ها

کنترل اجتماعی

فرهنگی

 

1) طرح مسأله

نگاه جامعه‌شناختی به مفهومِ همان رویکرد جامعه‌شناختی است. «رویکرد به طور کلی عبارت است از شیوة نگاه کردن به چیزی. رویکرد جامعه‌شناختی شامل ایدة راهبر اصلی است که مفهوم‌سازی و تحلیل از آن پیروی می‌کند و منعکس‌کنندة مجموعة خاصی از ایده‌ها و فرضیه‌های مربوط به طبیعت مردم و جامعه است» (رابینگتن و واینبرگ، 1386: ص 19) نگاه جامعه‌شناختی ابزاری است برای شناخت ما از محیط اجتماعی، محیط فرهنگی، محیط تاریخی و محیط بین‌المللی و... که از آنها متأثر می‌شویم. نگاه جامعه‌شناختی ما را در فهمیدن این نکته که چرا اصولاً جامعه سرپاست، چگونه نظم و سامان اجتماعی حفظ می‌شود و اینکه چرا افراد جامعه، کنترل اجتماعی را می‌پذیرند و برخی نمی‌پذیرند، توانا ساخته و در انتخاب راهکارهای مطلوب و مـنطقی برای حل مسائل اجتماعی و عوامل مخّل نظم و سامان اجتـماعی مـا را نـیرومند مـی‌سازد. (ترابی و محبـوبی‌منش، 1381: صص 14-13) به هـمیـن جهت «اِرل بَبی»[1] جامعه‌شناسی را اندیشه‌ای می‌نامد که زمانش فرا رسیده است، چرا که به اعتقاد وی «جامعه‌شناسی تغییری در طرز اندیشیدن ایجاد می‌کند که در دنیای امروزی بسیار بدان نیازمند هستیم» (ببی، 1379: ص 19).

بنابراین نگاه جامعه‌شناختی به ما یاد می‌دهـد که به قول سهـراب سپـهری «چشـم‌هایمان را بشوییم و جور دیگری نگاه کنیم» (ترابی و محبوبی‌منش، 1381: ص14).

امروزه حوزه مطالعات مسائل اجتماعی از حوزه‌های خاص و تحت تسلط جامعه‌شناسان است، چرا که جامعه‌شناسی در حدود یک قرن پیش، درست زمانی به وجود آمد که فرآیند صنعتی شدن و شهرنشینی بنیادهای جامعه سنتی را به لرزه در آورده و موجب پیدایش مسائل اجتماعی چالش برانگیزی شد. از آنجا که مسائل اجتماعی برآمده از روابط اجتماعی‌اند، جامعه‌شناسی نیز با روابط اجتماعی، (یعنی شرایطی که در آن دو یا چند نفر رفتارهای یکدیگر را همساز نموده و ارتباط برقرار می‌کنند) سروکار دارد. از نگاه جامعه‌شناسی، مسئله اجتماعی[2] وضعیت اظهار شده‌ای است که با ارزش‌های شمار مهمی از مردم مغایرت دارد و معتقدند باید برای تغییر آن وضعیت اقدام کرد (رابینگتن و وانیبرگ، 1386: ص12).

موضوع حجاب زنان و ناهنجاری در پوشش نیز «وضعیتی اظهار شده» است‌‌؛ یعنی وضعیتی است که گفته می‌شود وجود دارد و مردم در مورد آن صحبت می‌کنند، رسانه‌های جمعی درباره آن بحث می‌کنند و نخبگان سیاسی و اجتماعی نیز آن را مورد تحلیل و مداقه قرار می‌دهند. از آنجا که اختلال در حجاب و طرز پوشش، مغایر با ارزش‌های محوری جامعه مذهبی است، موجب جریحه‌دار شدن وجدان جمعی جامعه می‌گردد، لذا به عنوان یک مسأله اجتماعی، ضروری است مورد شناخت علمی قرار گیرد، زیرا شناخت مسأله در واقع پیمودن نیمی از راه برای حل آن است. مسأله حجاب از منظر شناختی در حوزه مطالعات و مسائل زنان قرار می‌گیرد.

مسأله زنان امری است که به نوعی زنان از جهت فکری و عملی با آن درگیرنـد و در حوزه‌های حقوقی، فرهنگی، اجتماعی، سیاسی و خانوادگی قابل تبیین است. هر چند مسائل زنان را جدا از مسائل مردان نمی‌توان شناسایی کرد، چرا که از یک سو فکر و اندیشه قانونگذاران ومجریان جامعه و از سوی دیگر طبقه زنان و سایر اقشار را به خود مشغول داشته است. مهمترین مسائل زنان، مسائل فرهنگی‌ است که به لحاظ ساختاری دارای اهمیت خاصی می‌باشد، زیرا همچنان که در بستری وسیع و با آهنگی کند ساخته می‌شوند، به همان کندی و بلکه کندتر قابل تغییرند (علاسوند، 1386: صص39-38). یکی از مسائل فرهنگی زنان موضوع نقش‌های زن و مرد و مقوله جنسیت[3] می‌باشد که دیدگاه‌های متفاوتی نیز در این خصوص مطرح است. یک نظریه عمده در این خصوص نظریات فمینیستی می‌باشد، به‌طور نمونه فمینیست‌های «شباهت نگر» که به دنبال ساختار شکنی برای مانند مرد شدن هستند و تا آنجا پیش رفته‌اند که حتی «مادرانگی» را نشانة انزوای اجتماعی و فرهنگی زنان می‌دانند و تفاوت مرد و زن را انکار می‌کنند[4] و دوم، فمینیست‌های «تفاوت‌نگر» که بر جدایی محض میان جهان زنانه و جهان مردانه تأکید کرده و در پی ساختن جهانی زنانه در درون یک خلأ هستند. برآیند هر دو نگاه فمینیستی در عصر حاضر، ظهور زنان پرخاشگر با خویی کلبی‌مسلکانه است که به همه چیز دهن کجی می‌کنند و هیستریک[5] شدن بدن زنانه، تقدیر همه آنهاست. در حقیقت، زن در اقوام و ملل عصر حاضر، «حیات برهنه‌ای» است که «فرهنگ»، سعی در تصاحب آن دارد و قدرت در بدن زنانه دخل و تصرف می‌کند و می‌کوشد به نام دانش و حقیقت، آن را تعریف کند (دانیالی، 1386: صص75-74). در چنین فضایی با یکی از مسائل اجتماعی و فرهنگی زنان به نام مسأله حجاب و پوشش بدن مواجهیم که در بستری از روابط اجتماعی و در عرصه‌ای از ارتباطات میان فردی شکل می‌گیرد. یکی از عناصر محوری در قلمرو موضوعی جامعه‌شناسی، مقوله «روابط اجتماعی» است که جامعه‌شناسان بر آن توافق کامل دارند و به عنوان یک اصل پذیرفته شده می‌باشد که «کمّ و کیف روابط اجتماعی و آرایش آنها، می‌تواند در رفتار موجودیت‌های اجتماعی تأثیر داشته باشد» (چلبی، 1373: ص9) و همچنین، رفتار کنشگران اجتماعی و تفسیر و تأویل آنان از رفتار خود و دیگران و محیط اجتماعی‌شان در ساختار روابط اجتماعی تأثیر متقابل دارد، به طوری که بر مبنای نظریه «کنش متقابل نمادی»[6]، «ارتباط به ویژه ارتباطات نمادین، پایه و اساس تمامی کنش‌های اجتماعی شناخته شده است» (محسنیان راد، 1385: ص39). در همین راستا، با نگاهی جامعه‌شناختی، در واقع حجاب به مفهوم پوشش، در بستری از روابط اجتماعی شکل می‌گیرد که از یک سو ممکن است دارای شکل و قالبی متنوع و جوهر و محتوایی یکسان باشد (یا بالعکس) و از سوی دیگر از منظری ارتباطاتی، حجاب به مثابه رسانه‌ای هویتی و ارتباطی است که نقش نمادینی در عرصه ارتباطات میان فردی دارد، لذا مسأله حجاب دارای ابعاد فرهنگی، اجتماعی، سیاسی و اقتصادی می‌باشد و دارای مؤلفه‌های مذهبی- معنوی، منزلتی، شخصیتی و رفتاری است که می‌توان از زوایا، پارادایم‌ها و منظرهای مختلفی به آن نگریست.

به گفته «هلن واتسون»[7]، از دیدگاه مفسران غربی، هیچ شکلی از لباس، مانند حجاب، این قدر موضوع مناقشه نبوده است (واتسون، 1382: ص311). وی با تکیه بر ابعاد و اهداف عملی و نمادین حجاب که ریشه در حفظ حجب و حیا و شرم از برهنگی دارد، اظهار می‌دارد که مسأله پوشش و حجاب، جایگاه ویژه‌ای در مباحث روز دنیا درباره فرآیند جهانی شدن و پست مدرنیته دارد، به طوری که مرزهای فرهنگی بین شرق و غرب و مسلمان و غیرمسلمان را درنوردیده است و شامل مباحث و نظریات مناقشه برانگیز و پرطمطراقی است که بر مسائل پسامدرنی از قبیل سبک[8]، نمادشناسی[9] مصرف‌گرایی و مسائل قدرت و باز‌نمود[10] آن استناد می‌کند. مسأله حجاب، دغدغه بسیاری از نخبگان سیاسی، اجتماعی و دینی است و موجب جریحه‌دار شدن وجدان جمعی بسیاری از اقشار اجتماعی گردیده است، در نتیجه لـزوم حـل و سـامـان یافتـن آن، بیـش از پـیش احساس می‌شود. ذوالفقاری[11] با اتکا به نظر صاحب‌نظران اذعان می‌دارد که پدیده بدحجابی و فراتر از آن، مسأله زنان، یکی از پیچیده‌ترین مسائلی است که نظام جمهوری اسلامی ایران هم اکنون با آن مواجه است و احتمالاً دامنه این مسأله در آینده گسترده‌تر نیز خواهد شد، بنابراین عدم توجه به پیچیدگی مسأله و برخورد ساده‌انگارانه با آن، امکان دارد به نتایج عکس منجر شود. «پدیده حجاب و پوشش از سه منظر دینی، هویتی و سیاسی قابل بررسی است؛ چرا که از یک سو دستور اکید و صریح دین مبین اسلام است و از سوی دیگر نماد فرهنگ و هویت ایرانی می‌‌باشد و به همین خاطر است که همواره ظرفیت سیاسی شدن[12] را داشته است» (ذوالفقاری، 1385: ص69). طی تحقیقی که در سال 1382 در شهر تهران اجرا گردیده است، 5/77 درصد پاسخگویان، بدحجابی را به عنوان یک معضل شایع در جامعه می‌داند و 6/80 درصد بدحجابی را موجب آسیب‌رسانی به امنیت اخلاقی جـامعه و 2/54 درصد نیز بدحجابی را عامل جرایم اخلاقی و 9/78 درصد نیز بدحجابی را عامل مزاحمت برای بانوان تلقی می‌کنند (کرامتی، 1382: صص138-136).

مسأله حجاب در قالب سؤال‌ها و چالش‌های متعددی قابل طرح و بررسی است، از جمله اینکه:

- حجاب پدیده‌ای فرهنگی- مذهبی است یا سیاسی- امنیتی؟ پایه پذیرش حجاب در میان زنان در یک جامعه دینی، بر اساس سنت است یا قرارداد یا اجبار؟ یا بر مبنای ارزش‌ها، اخلاقیات و عواطف؟ حجاب حق است یا تکلیف یا هر دو آن؟

- حجاب چه رابطه‌ای با مقتضیات زمان و فرآیند مدرنیزاسیون دارد؟ حجاب شرعی و حجاب عرفی چه جایگاهی در وضعیت حجاب دارد؟ فساد اقتصادی، بی‌اعتمادی سیاسی، آشفتگی اجتماعی و رکود فرهنگی چه تأثیر کاهنده‌ای بر رعایت حجاب به عنوان هنجار اجتماعی دارد؟ و...

البته هر کدام از این سؤالات مستلزم مطالعه و بررسی مستقل و پردامنه‌ای است که نگارنده قصد ورود به آنها را ندارد. در این مطالعه تلاش می‌شود با نگاهی جامعه‌شناختی و ارتباطاتی، مسأله حجاب زنان را به عنوان یک پدیده و متغیر فرهنگی، توصیف و اشکال و انواع اختلالات احتمالی آن درعرصه‌ هنجاری را تبیین نمود، سپس برخی از عوامل، چالش‌ها و مشکلات کنترل اجتماعی بیرونی مربوط به ناهنجاری پوششی را به اختصار تحلیل کرده و در نهایت نیز تلاش می‌شود تا برخی از راهکارهای عقلانی در مقابل مسأله حجاب ارائه گردد.

2) تعریف مفاهیم

1-2) حجاب

به زعم استاد شهید مطهری[13]، واژه «حجاب» از نظر لغوی به معنای پوشیدن، پرده و پردگی است که استعمال آن درباره «پوشش زن»، در عصر حاضر شایع شده است و در واقع اصطلاح رایج فقهی، یعنی کلمه «ستر»، به معنی «پوشش» است که در مورد پوشش زن در هنگام نماز و غیرنماز استفاده شده و تنها آیه‌ای که در آن واژه «حجاب» به کار رفته است، آیه 53 از سوره احزاب[14] می‌باشد. مفاد آیات 30 و 31 سوره نور که از آیات اصلی مربوط به تکلیف پوشش است، در واقع مربوط به وظایف زن و مرد در معاشرت (ارتباط) با یکدیگر است که بیان می‌دارد:

1- هر مسلمان، چه مرد و چه زن، باید از چشم‌چرانی و نظر بازی اجتناب کند

2- مسلمان، خواه مرد یا زن، باید پاکدامن باشد و عورت خود را از دیگران بپوشاند.

3- زنان باید پوشش داشته باشند و آرایش و زیور خود را بر دیگران آشکار نسازند و درصدد تحریک و جلب توجه مردان برنیایند، یعنی به جلوه‌گری و خودنمایی نپردازند. به گفته شهید مطهری (ره)، ریشه کلی و اساسی حجاب در اسلام این است که: «اسلام می‌خواهد انواع التذاذهای جنسی، چه بصری و لمسی و چه نوع دیگر، به محیط خانوادگی و در کادر ازدواج قانونی اخـتصاص یابد، (و) اجتماع منحصراً برای کار و فعالیت باشد» (مطهری، 1379: ص76).

با توجه به اینکه موضوع مورد مطالعه جامعه‌شناسی، «کنش اجتماعی»[15] می‌باشد، لازم است حجاب را به عنوان یک کنش اجتماعی بررسی کنیم. از دیدگاه «ماکس‌وبر»[16] کنش انسانی، در صورتی اجتماعی است که فرد یا افرادی که رفتار می‌کنند، برای آن، معنای ذهنی قائل شده و رفتار دیگران را مد نظر قرار ‌دهند و در این جریان، خود از آن متاثر ‌شوند» (روشه، 1379: ص21) بر این اساس تعریف نگارنده درباره مفهوم حجاب با نگاه جامعه‌شناسی عبارت است از اینکه: حجاب به مثابه کنش اجتماعی است که فرد کنشگر برای آن معنایی ذهنی و ارزشی نمادین قائل است و عمل یا کنش او در ارتباط با دیگران در عرصه ارتباطات میان فردی[17] و تحت تأثیر دریافت انتظارات دیگران در حوزه عمومی می‌باشد.

بر مبنای تحلیل فلسفی «برایان»[18] از عمل اجتماعی، یک عمل اجتماعی مبتنی بر چهار لایه مفهومی اصلی است که عبارت‌اند از: فعالیت اجتماعی[19]، ضوابط اجتماعی[20]، معانی مقوّم[21] و مفاهیم بنیادین»[22]. «افتخاری» کنش یا عمل اجتماعی را در سه وجه عینی، اعتباری و ذهنی، در قالب نمودار، جمع‌بندی و ارائه کرده است (افتخاری، 1384: ص48). در این مقاله، با الهام از این نمودار و با جایگزینی عناصر فرهنگ- باورها، ارزش‌ها، هنجارها و نمادها- در آن، تلاش شده است تا لایه‌های مفهومی حجاب به مثابه کنش اجتماعی در قالب نمودار ذیل ترسیم گردد (رک. محبوبی‌منش، 1380).

نمودار شماره (1)

«لایحه‌های مفهومی حجاب به مثابه کنش اجتماعی»

وجود عینی

کنش اجتماعی:

حجاب یا پوشش

عمل پوشش توسط کنشگر در عرصه عمومی با سوگیری ارزشی

وجود اعتباری

فعالیت اجتماعی:

ارزش نمادین

ارتباطات غیرکلامی: ژست، نگاه، طرز راه رفتن و....

وجود ذهنی

ضوابط اجتماعی:

اخلاقی هنجار اجتماعی قواعد (ضوابط، قواعد رسمی و غیررسمی)

زنان باید حجاب را رعایت کنند

معانی مقوم:

ارزش‌ها

کرامت زن در حفظ حیاء و عفاف است

مفاهیم بنیادین:

باورها

جهان بینی اسلامی (اعتقاد به اصول دین)

 

نمودار فوق بیانگر این است که حجاب (پوشش) کنش اجتماعی است که مبتنی بر چهار لایه مفهومی اصلی است که عبارتند از: باورها، ارزش‌ها، هنجارها و نمادها، به طوری که باورها، ارزش‌ها و هنجارها دارای وجوه ذهنی و اعتباری است و برای درک عینیت حجاب و تحلیل آن باید به آنها مراجعه و استناد کرد. بدین ترتیب که باورها (اعتقاد به هست‌ها و نیست‌ها) مشروعیت بخش ارزش‌ها (ملاک قضاوت درباره خوب‌ها و بدها) و ارزش‌ها نیز توجیه کننده و مشروعیت بخش هنجارها (بایدها و نبایدها) و نمادها نیز نماینده و تجلی هنجارها هستند که در رفتار و کنش اجتماعی عینیت می‌یابد و از سوی دیگر رفتار و کنش اجتماعی به انضمام نمادهای مربوط به آن مشخص‌کننده هنجارها و هنجارها مشخص‌کننده ارزش‌ها و به همین ترتیب ارزش‌ها مشخص‌کننده باورها هستند. لذا باور به این موضوع که حجاب زنان توصیه صریح قرآن به زنان مؤمنه است، در واقع توجیه کنندة ارزش و کرامت زن و اهمیت حفظ حیاء و عفاف است و مشروعیت بخش این هنجار است که زنان در ارتباطات میان فردی باید حجاب را رعایت کنند. البته نوع پوشش و ارتباطات غیر کلامی (لحن کلام، زبان بدن، نوع نگاه، طرز راه رفتن و...) زنان در عرصه عمومی، مشخص کننده میزان نهادینه شدن آن باورها، ارزش‌ها و هنجارها در جامعه است.

 

 

2-2) رسانه

در معنایی وسیع، گفتار، نوشتار، ایماء و اشاره، بیان چهره‌ای‌[23]، لباس و بازیگری را می‌توان در زمره رسانه‌های ارتباطی گنجاند (سولیوان و دیگران، 1385: صص24-39). به عبارت دیگر، رسانه[24] شیوه خاص انتقال پیام است که مشتمل بر نظامی از نمادها یا رمزهاست (هارجی و دیگران، 1384: ص22). در این مطالعه، حجاب به مثابه یک رسانه ارتباطی و هویتی مفروض است.

3-2) ارتباط

ارتباط[25] (میان فردی) فرآیندی است که افراد طی آن، اطلاعات، معانی و احساسات خود را از طریق پیام‌های کلامی و غیرکلامی با دیگران در میان می‌گذارند (هارجی و دیگران، 1384: ص20).

4-2) ارتباط غیرکلامی

ارتباط غیرکلامی[26] به برقراری ارتباطات میان مردم با ابزارهایی غیر از گفتار اطلاق می‌شود که از چند منبع اصلی شامل: تماس چشمی[27] (میزان نگاه کردن به بدن و صورت دیگری)، دهان (به خصوص تبسم یا اخم در ارتباط با تماس چشمی)، حالت بدن، حرکت سر و دست و ژست، جهت‌گیری، فاصله بدنی، بو، پوست، مو (از جمله بلندی، بافت و سبک آرایش) و لباس (مخصوصاً با توجه به مد) نشأت می‌گیرد. بعضی از جنبه‌های به اصطلاح «زبان بدن»[28] در تحکیم پایه ارتباطات اهمیت بسیاری دارند (سولیوان و دیگران، 1385: صص275-274).

3) مروری تاریخی بر حجاب

لباس پوشیدن، شأنی از شئون انسان است و پدیده‌ای است که تقریباً به اندازه طول تاریخ بشر سابقه و به قدر پهنة جغرافیای امروزین زمین، گسترش دارد (حداد عادل، 1386: ص5).

حجاب و پوشش در مفهوم عام آن همیشه ناظر بر شرم و حیا بوده است، این مقوله خصلتی انسانی داشته و تاریخ را برنمی‌تابد و شامل مرد و زن است[29]. همین خصلت انسانی، یکی از فلسفه‌های اصلی پوشش آدمی بوده و نمی‌تواند تنها برای حفاظت از سرما و گرما باشد.[30] این مطلب، بر اساس مجسمه‌های به جا مانده، کتیبه‌ها و نقش برجسته‌های تاریخی، استنتاج گردیده است و تاریخ بشر قبل از میلاد و پس از آن، پوشش زن و مرد را نشان می‌دهد. نویسندة کتاب «تاریخ لباس» که محققی آمریکایی[31] است، تاریخ پوشاک را تا سال 1950 میلادی بررسی کرده و از هر قوم و ملتی که سخن رانده، پوشش نسبتاً کامل آنها را نشان می‌دهد (مهریزی، 1379: صص44-43). همچنین با مروری بر منابع تاریخی کتب مذهبی، نتیجه گرفته می‌شود که حجاب یکی از اساسی‌ترین مسائل دینی و الهی به شمار می‌رود که اختصاص به دین اسلام ندارد و در تمام ادیان الهی از جمله زرتشت، یهود و مسیحیت، به لزوم رعایت آن تأکید شده است (نک. تاریخ تمدن ویل دورانت، 1381؛ حجازی، 1370؛ محمدی، 1385). «جرجی زیدان»[32] در کتاب «تاریخ تمدن اسلام» می‌نویسد: «اگر مقصود از حجاب پوشانیدن تن و بدن زن است که این وضع در پیش از ظهور اسلام و حتی پیش از ظهور دیانت مسیح معمول بوده و دیانت مسیح هم تغییری در آن نداده است و تا آخر قرون وسطی در اروپا معمول بوده و آثار آن هنوز در خود اروپا باقی مانده است» (جرجی زیدان، 1384: ص942). «ویل دورانت»[33] وقتی از ثروت و ثروتمندان در جوامع غربی می‌نویسد، گویی حجاب امتیاز ویژه طبقه بالای جامعه بوده است. در کتاب مشاهده می‌کنیم «شهرنشین توانگر از آراستن زن و دختر خود با جامه‌ها (ی)... گرانبها بر خود می‌بالید و به یاری آنان آوازة توانگری خویش را در شهر می‌پراکند» (ویل دورانت، 1381: ج3، ص102).

وی در کتاب «مشرق زمین گاهوارة تمدن» می‌نویسد: «هر چه توانگری بیشتر می‌شد، لباس و انواع آن نـیز افزایش می‌یافت» (ویل دورانت، 1381: ج1، ص202) تا جایی که به زعم او «... بهشت برهنگی اولیه را به جهنم تجمل در لباس پوشی مبدل ساخت» (همان، ص203) اما بررسی تاریخی حاکی از آن است که ایرانیان[34]، پوشش را به عنوان امری والا پاس داشتند و بدان مفتخرند و بسیاری از ممالک را هم تحت تأثیر قرار دادند: «در کیش آریایی، زنان محترم محجوب بوده‌اند. زنان محترم ایران، برای حفظ حیثیت طبقه ممتاز و ایجاد حدودی که آنها را از زنان عادی و طبقه چهارم امتیاز دهد، صورت خود را می‌پوشاندند و گیسوان خود را پنهان نگه می‌داشتند» (ماجراجو، 1385: ص114). ویل دورانت می‌نویسد: «زنان طبقات بالای اجتماع، جرأت نداشتند که جز در تخت روان روپوشدار، از خانه بیرون بیایند... در نقش‌هایی که از ایران باستان بر جای مانده است، هیچ صورت زن دیده نمی‌شود...» (ویل دورانـت، 1381: ج1، ص434) تاریخ نشان می‌دهد که زنان ایرانی در دوره‌های مختلفی همچون مادها، پارس‌ها، اشکانیان و سامانیان دارای حجاب بوده‌اند، برای نمونه در کتاب «پوشاک باستانی ایرانیان» می‌خوانیم، «لباس زنان اشکانی، پیراهنی بلند تا روی زمین، گشاد، پرچین، آستین‌دار و یقه راست بوده است. پیراهن دیگری نیز داشته‌اند که روی اولی می‌پوشیدند و قد این یکی نسبت به اولی کوتاه و یقه باز بوده است. روی این دو پیراهن چادری سر می‌کردند. چادر زنان اشکانی به رنگ‌های شاد و ارغوانی یا سفید[35] بوده است» (مومنی، 1386: ص53).

4) حجاب به مثابه رسانه ارتباط نمادین

به‌طور کلی، رسانه، واسطه‌ای است که امکان می‌دهد ارتباطات اتفاق بیفتد (سولیوان و دیگران، 1385: ص239) و «نماد» عنصری اساسی در عرصه ارتباطات انسانی می‌باشد (رک. محسنیان راد، 1385: صص47-46) بدن (و به تبع آن پوشش بدن) به عنوان وسیله‌ای ارتباطی، تقریباً به همان اندازه و گاه بیش از آن پیام را منتقل می‌کند (کولتنر، 1369: ص121). به اعتقاد «دال لترس»[36] «شما با شـکل ظاهـری خـود هـویت خـویش را به دیـگران مـعرفی مـی‌کنید»(Leather. 1976.P 96) و «هیچ چیز هویت پیدا نمی‌کند، مگر در سایة ایجاد ارتباط» (رونالد بنژ، به نقل از محسنیان راد، 1385: ص50) بر این اساس بدن، زبان بدن، پوشش بدن، آرایش و پیرایش بدن، همه نوعی رسانة نمادین است که در قلمروی ارتباطات هویت می‌یابند. بر اساس تعریف ارائه‌ شده از ارتباطات غیرکلامی «رفتار زن به هر شکل که باشد دارای پیام است. راه رفتن، نگاه کردن، سخن گفتن (لحن صـدا) و پوشش او، زبان ارتباط وی با دیگران است» (غلامی، 1385: ص161). بنابراین حجاب به مثابه رسانه امری نیست که صرفاً به مقوله پوشش تقلیل داده شود، بلکه دارای جنبه ارتباطی نمادین است که جوهر و محتوای حجاب را تشکیل می‌دهد.

در واقع در ارتباطات میان فردی، بخش عمده‌ای از تبادل اطلاعات از طریق ارتباط غیرکلامی انجام می‌شود، به طوری که تخمین زده می‌شود در یک برخورد دو نفره معمولی، مـعانی اجتماعی از طریق مؤلفه‌های کلامی و مابقی از طریق کانال غیرکلامی منتقل می‌شوند (هارجی و دیگران، 1384: ص49). لذا قبل از هر گونه سخنی، ظاهر فرد و لباسی که بر تن می‌کند، اطلاعات زیادی را درباره سن، جنس، شخصیت، شغل و حتی پایگاه اقتصادی و اجتماعی وی در اختیار طرف مقابل می‌گذارد. به عبارت دیگر، برای بیشتر افراد، مهمترین وسیله ارتباطی، لباسی است که می‌پوشند. لباس از نقطه نظر ارتباطات، کارکردهای زیادی دارد، از جمله می‌تواند احساسات و هیجانات را نشان دهد. رنگ‌های روشن سرزندگی و جوانی را نشان می‌دهد، در حالی که رنگ‌های تیره و خاکستری، خلق و خوی آرام و ملایم را منعکس می‌کند و لباس‌های کوتاه و تنگ، بی‌متانتی و بی‌وقاری را به بیننده انتقال می‌دهد. لباس فرد هم بر رفتار وی و هم بر رفتار مراودین اثر می‌گذارد. مثلاً لباس متحدالشکل دارای ارزش ارتباطی زیادی است، لباس کمک می‌کند تا بین افراد تمایز قایل شویم. جوانان مانند پیران لباس نمی‌پوشند. لباس‌ها، تفاوت‌های اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی و اخلاقی را نشان می‌دهند.[37] مطالعات «گی بینز»[38] نشان داده است که افراد درباره یکدیگر، بر پایة لباس‌هایی که می‌پوشند، داوری می‌کنند و همچنین افراد درباره معانی نهفته در انواع لباس‌ها توافق زیادی دارند. انتخاب لباس مانند انتخاب واژه‌ها با فرد است و افراد ناگزیر هستند که مسئولیت هر دو را در عرصه عمومی بپذیرند و عواقب ایجاد هر نوع سوء تفاهمی‌ را قبول نمایند. بنابراین اگر افراد بخواهند با دیگران ارتباط مؤثر داشته باشند، نمی‌توانند به گونه‌ای رفتار کنند که گویی آنچه پوشیده‌اند، بخشی از پیام‌های ارسالی آنها نیست، چرا که دیگران همواره بر مبنای ظواهر و انتخاب‌های افراد قضاوت می‌کنند.[39] بنابراین حجاب خوب یا حجاب بد، حجاب کامل یا حجاب ناقص، در واقع همان‌هایی نیستند که در ذهنیت قالبی ما شکل گرفته‌اند، بر این اساس «بدحجاب» فقط کسی نیست که حد واجب شرعی را رعایت نمی‌کند، بلکه ممکن است این حدود کاملاً توسط آن فرد رعایت شود، ولی وضع ظاهر، نوع رفتار با مردان، نوع سخن گفتن، نوع راه رفتن، طرز نگاه به دیگران و محیط اطراف و در یک کلام، نوع رفتار ارتباطی فرد در اجتماع به گونه‌ای باشد که «زبان‌دار» باشد، یعنی با زبان بی‌زبانی، توجه نامحرمان را به خود جلب کند که البته ممکن است این جلب نظر غیرآگاهانه و غیرعمدی باشد (دستگردی، 1382: ص93) البته کسانی نیز هستند که در ظاهر حجاب دارند، اما «آگاهانه یا ناآگاهانه» نظر بیگانه را بیشتر از فرد کم حجاب به خود جلب می‌کنند. آنها از این نکته غافل‌ هستند که حجاب، مجموعه‌ای از رفتارهای (ارتباطی) است که پوشش صحیح، نخستین مرحلة آن است و تمام آن نیست. گاه پوشیدگی مانند برهنگی می‌تواند تحریک آفرین باشد. هر چند لباس وسیلة پوشاندن است، اما در شرایط خاصی می‌تواند حساسیت برانگیز باشد. این نقش دوگانه به طرز استفاده از لباس بستگی دارد. قرآن کریم با بیانی لطیف در این باره می‌فرماید: ... و یحفظن فروجهن (سورة نور، آیه30) یعنی به زنان با ایمان بگو، شرمگاهشان را حفظ کنند. تعبیر یحفظن به جای یَسْتُرْنَ که به معنای پوشاندن است، بدین منظور که هدف، حفظ کردن است، نه فقط پوشاندن و البته بدون پوشاندن نیز، حفظ کردن بی‌معناست. بنابراین حجاب اسلامی صرفاً پارچه‌ای نیست که اندام را بپوشاند، بلکه وسیله‌ای برای مصونیت زن و جامعه است، پوشش اندام و حجاب وقتی کامل است که بیننده را تحریک نکند، صورت آشکار و زیبا شده و هم‌سخنی با نامحرم به شیوه دلربا، عامل تحریک و توجه است، هرچند همة بدن به طور کامل پوشیده شده باشد. در واقع حجاب سلسله‌ای از پیش‌بینی‌ها و عاقبت‌اندیشی‌ها برای دور نگاهداشتن زن از آسیب‌ها و تهدیدات است، پوششی که او را از گزند هر نوع توهین، تحقیر و استفاده نابجا حفظ کند و زن بر اساس آن فریفتة تحسین‌ها و تمجیدهای هوسبازان نشود. چه این تمجیدها از طرف ولگردهای خیابانی ابراز شود، چه از طرف نظریه‌پردازان نظام سرمایه‌داری، چه با عنوان جانبداری از حقوق زن (غلامی، 1385: ص160).

5) اختلال هنجاری در حجاب

حجاب از ارزنده‌ترین نمادهای فرهنگی، اجتماعی در تمدن ایرانی- اسلامی است که پیشینه آن به قبل از ورود اسلام برمی‌گردد و در فرهنگ اسلامی به اوج تعالی و منتهای ارزش و اعتبار خود می‌رسد، در مقابل، بدحجابی به عنوان انحراف از هنجارهای اجتماعی، بر حسب زمان و مکان و علل به وجود آورندة آن، اشکال و صور مختلفی به خود می‌گیرد (ذوالفقاری، 1385: ص69).

از دیدگاه جامعه‌شناسی انحرافات اجتماعی، پدیده انحراف یا کجروی دارای دو بعد ذهنی و عینی (عملی) است که در بعد ذهنی هرگونه فاصله ذهنی از هنجارهای متعارف و مورد قبول جامعه انحراف و کجروی نامیده می‌شود، ولی در بعد عملی با رفتارهای انحرافی مواجه هستیم که شامل «رفتارهای ناسازگار» است؛ بدین معنا که فرد می‌خواهد طرحی نو دراندازد و نظم رفتاری و هنجاری جدیدی را باز تعریف کند؛ از طرف دیگر رفتارهای انحرافی به مفهوم «رفتارهای غیرعادی» است، به ‌طوری که رفتار فرد کجرو با هنجارهای اجتماعی منطبق نیست و همنوایی ندارد، با این وصف، فرد کجرو، نظام یا نظام هنجاری جامعه را قبول دارد و آن را نفی نمی‌کند. در این شرایط، جامعه‌شناسی به دنبال پاسخ به این مسائل است که چه عواملی در شکاف بین ارزش و رفتار مؤثر بوده است؟ آیا تمام کسانی که دچار انحرافات اجتماعی هستند، نظم ارزشی جامعه را قبول ندارند؟! یا آن که در مقابل شرایط اجتماعی این گونه واکنش نشان می‌دهند؟ آیا آنها بدین وسیله می‌خواهند انزجار خود را از وضعیت حاکم نشان دهند؟! (افروغ، 1381: ص39-38).

از آنجا که هر پدیده اجتماعی علاوه بر صورت و شکل، دارای یک جوهر و محتوا هم هست، پدیده حجاب نیز می‌تواند دارای محتوای یکسان و اشکال متنوعی باشد. به گفته واتسون «نوع حجاب» بسیار متنوع است. از چادر مشکی یکدست زنان ایرانی تا روسری‌های رنگارنگ و منحصر به فرد زنان مصری، طیف گسترده‌ای از اشکال پوشش دیده می‌شود که روسری‌های رنگی دختران روستایی ترک، پوشش زنان مسلمان اروپا موسوم به «تای راک»[40]، پوشش سفید زنان الجزایری موسوم به «هایک»[41]و «برقع» زنان عمانی همه را در برمی‌گیرد. (واتسون، 1382، صص330-309) اما محتوای این اشکال متنوع حجاب، در واقع حالتی از متانت و وزانت و عفاف و حیا می‌باشد. در مقابل، ممکن است مقوله حجاب دارای شکل واحد، اما محتوای متفاوت و مختلفی باشد. بدین ترتیب ممکن است که شکل حجاب بر حسب شکل غالب روابط اجتماعی در جامعه، قالبی کلیشه‌ای و ظاهرگرایانه پیدا کند و محتوای آن بر حسب ماهیت‌های معاملاتی، ارتباطی، عاطفی، ابزاری یا اقتداری تغییر کند و در اصل فاقد روح حجب و حیا و شرم از برهنگی باشد. به اعتقاد افروغ نباید فرم با محتوا خلط شود و به محض رؤیت یک فرم غیرعادی، قضاوت شود که این فرد منحرف است. به طور مثال نباید با رؤیت یک فرد بدحجاب، قضاوت کنیم که او اعتقادی به جمهوری اسلامی (یا حتی اعتقادی به دین و معنویت و اخلاق) ندارد. متأسفانه در اوایل سال‌های انقلاب اسلامی دچار فرم گرایی شدیم[42] که به پیامدهای نامطلوبی منجر شد. به طوری که حکم واجب «امر به معروف و نهی از منکر» به فرم و ظاهر افراد محدود و خلاصه شد و در حق مردم و در حق این فریضه جفا گردید؛ چرا که نظام حکومتی در واقع دارای ابعاد مختلف اجتماعی، اقتصادی، سیاسی و فرهنگی است و در هر یک از این ابعاد، نیازمند امر به معروف و نهی از منکر هستیم، اما فرم‌گرایی موجب می‌شود تا اذهان افراد به جای توجه به فلسفه پوشش معطوف به برخورد با افرادی شود که خودشان هم به نفس عمل خویش آگاه نیستند. چنانچه فرهنگ را معرفتی مشترک تعبیر نماییم که مشتمل بر لایه‌های تو در تو می‌باشد، متوجه خواهیم شد که از عمیق‌ترین لایه تا سطحی‌ترین لایه، به ترتیب با جهان‌بینی، ارزش، هنجار، نماد و فن‌آوری مادی و اجتماعی مواجه هستیم (افروغ به نقل از محبوبی‌منش، 1380: ص97) نباید نماد را با جهان‌بینی همسنگ نمود؛ اما در طول دوران پس از انقلاب اسلامی، به «فرم» توجه شد و «محتوا» فراموش گردید. جان کلام اینکه در مورد حجاب یک تعریف جوهری واحد وجود دارد که به معنای پوشش، وزانت و متانت است، ولی همین جوهر واحد، قالب‌های مختلفی دارد و نباید افرادی را که قالب‌شان متفاوت است و حد شرعی را رعایت نمی‌کنند، به بی‌اعتقادی محکوم نمود (افروغ، 1381: ص40).

در واقع حجاب یکی از ده‌ها شرط مسلمانی زن است و دینداری زن فقط به دارا بودن حجاب نیست[43] چرا که:

دشمنان (یا دوستان نادان) همواره کوشیده‌اند که بین حجاب و دین پیوند ناگسستنی به وجود آورند. آنها تمام دینداری زن را در حجاب داری او خلاصه کرده‌اند. سپس با همین دستاویز، تهاجم بزرگی را برای مقابله با حجاب در کشورهای اسلامی آغاز نمودند و چون حجاب را از زن مسلمان گرفتند، گویی همه دینش را به یغما بردند. از آن پس، زن مسلمان نمازش، روزه‌اش و هر چه نمای دین داشت از دست داد. حال آن که در خیلی از کشورها، زن مسلمان هم بی‌حجاب بود و هم دیندار شناخته می‌شد. بنابراین بی‌مبالاتی نسبت به حجاب هرگز نباید به بی‌دینی پایان ‌پذیرد یا به مفهوم آن انگاشته شود (غلامی، 1385: صص172-171).

یکی از انواع اختلال اجتماعی[44]، اختلال هنجاری[45] است. منظور از اختلال هنجاری تقریباً همان چیزی است که دورکیم آن را «آنومی اجتماعی»[46] می‌نامد که از نظر او از عوارض عمده مرحله گذر است (چلبی، 1375: ص107) یعنی همان مرحله‌ای که جوامع از سنت به مدرنیته طی می‌کنند. چنانچه «حجاب» را به عنوان یک پدیده اجتماعی یا واقعیت اجتماعی در جامعه مذهبی تلقی نماییم، در این صورت تا زمانی که جاذبه و میل درونی برای تبعیت از آن باشد، تحت تأثیر سه نیروی هنجاری اجبار[47]، خارجی بودن[48] و عمومیت[49] است. با کاهش قدرت این سه نیرو یا عدم تعادل میان آنها با مسأله حجاب یا اختلال هنجاری در حجاب به عنوان پدیده‌ اجتماعی روبرو می‌شویم که می‌توان آن را نوع «آنومی پوششی» تلقی نمود که در واقع تابعی از «آنومی اجتماعی» است. بی‌حجابی، کم‌حجابی، بدحجابی یا شل حجابی بر حسب اختلال در عرصه هنجاری جامعه مذهبی به عنوان اشکالی از انحرافات اجتماعی قابل تفسیر و تحلیل است که بر مبنای پنج شکل اختلال هنجاری جامعه [50]، می‌تواند پنج شکل مختلف داشته باشد:

- قطبی شدن هنجاری

چنانچه رفتارها و نگرش‌های اجتماعی را در یک طیف تصور کنیم، در یک وضعیت متعادل، بخش بزرگی از مردم در میانه طیف قرار می‌گیرند که تحت تأثیر فشار هنجاری هستند و بخش کوچکی در دو انتهای طیف قرار دارند که کمتر از حد متوسط تحت فشار هنجاری‌اند. اما چنانچه دو مجموعه اکثریت وجود داشته باشد که یکی از آنها نسبت به حجاب و طرز پوشش، بیش از حد متوسط فشار هنجاری احساس تعهد کند و دیگری احساس تعهد کمتری نماید، در این حالت با اختلال قطبی‌ شدن هنجاری درباره «پوشش» در جامعه رو به رو می‌شویم.

- تضاد هنجاری

در وضعیت تضاد هنجاری، وفاق ارزشی و هنجاری لازم وجود ندارد، به طوری که برای مقولات اجتماعی، دو هنجار یا چند مجموعه هنجار متضاد وجود دارد. برای مثال، درباره سبک پوشش زن در جامعه، یک هنجار قائل به پوشش چادر و مقنعه به رنگ مشکی یا تیره است و یک هنجار نیز قائل به پوشش به وسیله کت و دامن همراه با روسری و جوراب با رنگ‌های روشن یا مانتویی متوسط (نه بلند و کوتاه و نه تنگ و چسبان) با روسری متوسط و شلوار معمولی (نه گشاد و نه تنگ و کوتاه) با رنگ روشنو شاد و یا... در این صورت با یک جامعة قطعه‌ای روبرو هستیم که در آن تنظیم اجتماعی مشکل بوده و انسجام کلی نیز تضعیف گردیده است. در واقع تضادهای هنجاری، هزینه نظارت رسمی جامعه را افزایش داده و اعتماد متقابل تعمیم یافته را کاهش می‌دهد، به‌طوری که نقش زر و زور در تنظیم روابط اجتماعی پررنگ می‌شود. در این وضعیت افراد دایرة دوستی خود را محدود و در مقابل دایره دشمنی را گسترده تعریف می‌کنند. در چنین شرایطی نیروهای هنجاری جامعه یکدیگر را خنثی نموده و بر توسعه اجتماعی اثری کاهنده خواهند داشت (چلبی، 1375: ص117).

- ناپایداری هنجاری

ناپایداری هنجاری مبتنی بر تناقض منطقی بین دو یا چند هنجار در یک نظام هنجاری است، به‌طور مثال درباره سبک پوشش زنان، هنجار قانونی فرد را ملزم می‌کند «حجابت را رعایت کن» و هنجار اخلاقی به فرد توصیه می‌کند که «رفتارت با متانت باشد» و هنجار سومی هم سفارش می‌نماید که «باید به دنبال مد روز غربی باشی»؛ لذا این سه هنجار تا حدودی با هم تناقض دارند. به عبارت دیگر، پایداری منطقی بین آنها ضعیف است. بر این اساس در جامعه‌ای که دائماً از طریق رسانه‌های جمعی، تکنولوژی نوین، ورود توریست‌ها و... شبه ارزش‌های غربی تبلیغ و ترویج می‌شود و به نیازهای کاذب جهت مصرف کالاهای غربی و نوع پوشش غربی دامن زده می‌شود؛ این مسأله موجب عدم ثبات و پایداری درباره هنجارهای قانونی و اخلاقی درباره حجاب، عفاف و حیا می‌شود.

- ضعف هنجاری

منظور از ضعف هنجاری کمبود علقه و تعهد نسبت به هنجار در میان اکثریت افراد جامعه است. به عبارت دیگر، فشار هنجاری مورد نظر برای اکثریت جمعیت، به دلایلی کم است (همان، ص118). در این وضعیت ممکن است در زمینه رعایت حجاب هنجارهای گوناگونی وجود داشته باشد، نظیر اینکه «موهای سر خود را کاملاً بپوشان» یا «زینت‌های خود را از نامحرمان بپوشان» یا اینکه «مانتو و شلوار و لباس به رنگ‌های روشن و شاد نپوش» و... لذا چنانچه فشار هنجاری و جاذبه اجتماعی و درونی برای رعایت و سازگاری با این هنجارها در میان اکثریت جامعه پایین باشد و تنها عده معدودی درباره آنها، احساس تعهد بالایی داشته باشند، در این صورت ضعف هنجاری درباره حجاب وجود دارد.

- بی‌هنجاری

حالت بی‌هنجاری[51] «مربوط به وضعیتی می‌شود که انجام امور فارغ از هر گونه هنجاری صورت می‌پذیرد» (همان). البته اینکه در عرصه اجتماع و ارتباطات انسانی، با یک وضعیت بی‌قاعدگی و خلأ هنجاری مواجه شویم، کمتر دیده می‌شود و شکل نسبی آن بیشتر مربوط به دوران گذر و تغییر و تحولات سریع اقتصادی و اجتماعی است. با این وصف وقتی تغییرات سریع و شتابان جامعه ایران را در نیم قرن اخیر مرور کنیم با نوعی آنومی و آشفتگی اجتماعی روبرو می‌شویم. این تغییرات جامعه را از فرآیند معمول زندگی روزمره جدا کرده است. جامعه ما در نیم قرن اخیر، تغییرات بسیاری از جمله تغییر نظام و دولت‌ها، جنگ خارجی، جنگ داخلی، افزایش بی‌رویه جمعیت، ورود آخرین تکنولوژی‌های ارتباطی و... را پشت سر گذاشته است، تحولاتی که در اغلب جوامع در طی یک یا چند قرن رخ داده است، در ایران در چند دهه اتفاق افتاده است. این تغییرات شدید، جامعه ما را مصداقی از نظریه «غلیان اجتماعی» دورکیم کرده که در آن رویدادی کم اهمیت می‌تواند مردم را از خود بی‌خود کند. این تغییرات سریع و بی‌وقفه سیاسی و اجتماعی، جامعه ما را به یک جامعة ناهمگون، آنومیک و قطعه‌ای بدل کرده که هر قطعة آن، هنجارهای خاص خودش را دارد و میان این بخش‌ها رابطه منظمی برقرار نیست (شریعتی، 1386: ص1و ص7). در وضعیت بی‌هنجاری، برای نوع پوشش و طرز لباس پوشیدن زنان با یک حالت آشفتگی و بی‌قاعدگی روبرو می‌شویم که در آن، افراد باحجاب در برخی عرصه‌های عمومی و رسمی دارای احترامند و در برخی محیط‌های دیگر فاقد احترام، و افراد کم حجاب و شل حجاب با شکل و شمایل نابهنجار در عرصه عمومی ظاهر می‌شوند که در آن مانتوها کوتاه و کوتاه‌تر و چسبان و چسبان‌تر، روسری‌ها هم کوچک‌تر، باریک‌تر و نازک‌تر شده و شلوارها هم کوتاه، چسبان و کوچکتر شده تا جایی که از حالت برهنگی و عریانی نیز تحریک‌کننده‌تر می‌شود به نحوی که ممکن است فرد در ظاهر پوشیده باشد، ولی در واقع پوشید‌ه‌ای برهنه است.

1-5)تبیین اختلال هنجاری در پوشش

اختلال هنجاری به اشکال قطبی شدن هنجاری، تضاد هنجاری، ضعف هنجاری و بی‌هنجاری، هر کدام به تنهایی یا آمیخته‌ای از آنها می‌تواند نوعی توصیف کلی از وضعیت ناهنجار پوششی در جامعه ایران باشد، اما برای تبیین ناهمنوایی و کجروی زنان در نحوة پوشش کافی نیست. البته کجروی و تخطی از ارزش‌ها و هنجارهای اجتماعی به عنوان انحرافات اجتماعی، نقض قانون است و قانون شکنی، در طول تاریخ زندگی اجتماعی بشر وجود داشته و از سوی بسیاری از جامعه‌شناسان از جمله «دورکیم»[52]، «مرتون»[53] و «ساترلند»[54]، پدیده کجروی و کجرفتاری رویدادی طبیعی در جامعه محسوب ‌شده است؛ چنان که دورکیم، تصوّر وجود جامعه‌ای عاری از جرم را محال می‌داند؛ با این وصف اختلال در ساختارهای هنجاری، تضعیف ارزش‌ها و وجدان جمعی جامعه را حاصل تغییرات ساختاری ناشی از پیشرفت یا پسرفت اقتصادی تلقی می‌کند و مرتن به پیروی از دورکیم، در سطح ساختار اجتماعی، کجروی اجتماعی را پاسخی عادی به شرایط اجتماعی غیرعادی دانست و ریشه انحرافات اجتماعی را در شکاف و عدم تعادل میان دو عنصر اساسی ساختار فرهنگی، یعنی اهداف و آرمان‌های فرهنگی و شیوه‌ها، راهها و هنجارهای مشروع دستیابی بدان‌ها جستجو نمود. «ساترلند» در سطح تعامل اجتماعی مدعی شد که افراد به همان شیوه‌ای که یاد می‌گیرند از قوانین تبعیت ‌کنند، به همان شیوه نیز یاد می‌گیرند که ناهمنوا و کجرو باشند و همنشینی با گروه‌های کجرو و رسانه‌های جمعی نقش مؤثری در یادگیری کجروی دارد (رک. محبوبی‌منش، 1381).

در اختلالات هنجاری پوشش زنان در جامعه مذهبی ایران، احتمالاً تغییرات ساختاری در عرصه اقتصادی و تغییرات ارزشی در عرصه فرهنگی و تغییرات سریع ارتباطات در عرصه جهانی شدن نقش عمده‌ای داشته،‌ به گونه‌ای که وفاق اجتماعی و انسجام اجتماعی جامعه را تحت شعاع قرار داده است. در واقع مسأله حجاب و پوشش در جامعه، در وضعیت فقدان یا کمبود وفاق ارزشی و انسجام اجتماعی رخ می‌دهد و نتیجة تغییر ارزش‌ها در فرآیند توسعه سریع، نامتوازن و برون‌زا است که نابرابری را نیز در جامعه بازتولید می‌کند. نابرابری در ثروت مادی به ویژه نابرابری در درآمد می‌تواند زمینه تضادهای توزیعی در جامعه را فراهم نماید. این تضاد نیز می‌تواند به دو شکل تظاهر نماید: یکی به صورت به اصطلاح تضاد انتشاری (یا کلی و غیرمشخص) مانند جرح، قتل و آدم کشی و دیگری به صورت تضاد سیاسی. هر دو شکل تضاد به نوبه خود می‌توانند وفاق و انسجام اجتماعی را تحت الشعاع قرار دهند» (چلبی، 1375: ص27) چنانچه امنیت را به مثابه یک گفتمان تعریف کنیم که به سبب ماهیت گفتمانی‌اش سیال است و می‌تواند بر حسب شرایط زمان و متغیرهای مختلف تغییر نماید، گفتمان امنیت کشور در سطح ملی، در سه گفتمان[55] عمده قابل طبقه‌بندی است: گفتمان بسط محور، گفتمان حفظ محور و گفتمان رشد محور.

گفتمان بسط محور، محصول شرایط و محیط عمومی اوایل انقلاب اسلامی است که مرز امنیتی، مرزهای ایدئولوژیک است نه مرزهای جغرافیایی.

گفتمان حفظ محور، مربوط به دوران جنگ تحمیلی است که در آن حفظ نظام واجب می‌شود و در رأس همه امور قرار می‌گیرد.

گفتمان رشد محور، نیز مربوط به دوران پس از پایان جنگ تحمیلی است که در آن گفتمان رشد و توسعه به خصوص رکن اقتصادی آن در اولویت سیاستگذاری ملی قرار گرفت (تاجیک، 1380: صص45-44).

اختلال در نظم اخلاقی و هنجاری جامعه در واقع وضعیتی معطوف به دوره گفتمان رشد محور از سال 1368 به بعد است که بعد از هشت سال دفاع مقدس، کارگزاران سیاسی جامعه به طور طبیعی راهبرد توسعه اقتصادی را برای رشد و پیشرفت کشور انتخاب نمودند که آهنگ این توسعه، سریع و شتابان، و جهت‌گیری آن ناموزون و نامتوازن بود، به طوری که الگوی توسعه بیشتر سمت و سوی اقتصادی داشته و به سطوح سیاسی، فرهنگی و اجتماعی توجه متناسبی نداشت و صرفاً از یک نگاه و منظر اقتصادی مدون گردیده بود. ماهیت این برنامه‌های توسعه‌ای، برون‌زا، غیردرونی و بر اساس الگوی سرمایه‌دارانه غربی بود که ویژگی‌های عمدة آن فردگرایی و انباشت به نفس انباشت و هدف آن رسیدگی به قله‌های پیشرفت، ثروت و شهرت بدون توجه به عدالت، معنویت و منزلت انسانی بود. الگویی که با مانور تجمل و ترویج مصرف‌گرایی، به تک ساحتی شدن جامعه منجر شده و افراد جامعه را اسیر نیازهای کاذب و روزآمد نمود، به‌طوری که برای ارضای این نیازهای مصنوعی، ثروت (اقتصادی) در نزد افراد جامعه دارای ارزش گردید. مطابق این مدل از توسعه با ارزش شدن ثروت، جامعه را در یک فاز اقتصادی قرار می‌دهد که نابرابری را بازتولید می‌کند و نظم اجتماعی، بیشتر متکی به پول و ثروت شده و ابعاد دیگر نظم اجتماعی یعنی فرهنگ، اجتماع و سیاست، تحت‌الشعاع قرار می‌گیرد و در نتیجه ارزش‌های متناظر نظم اجتماعی، بر اساس ثروت و مقایسه آن ارزیابی می‌گردد.

به عبارت دیگر، ارزش‌های فرهنگی، اجتماعی و سیاسی، تحت تأثیر ارزش ثروت و دارندگان آن یعنی ارزش‌های ثروتمندان و اقشار متمول جامعه قرار می‌گیرد. این گروه که اکثراً تقلیدگر شبه ارزش‌های غربی از طریق رسانه‌های جمعی و ارتباطات جمعی نوین جهانی هستند، از یک سو انتقال دهنده شبه‌ارزش‌ها در جامعه و از سوی دیگر مروّج نیازهای کاذب و ارزش‌های مادی در جامعه، به عنوان اهداف فرهنگی هستند.

بر اساس تحقیق دکتر رفیع‌پور در زمینه فرآیند تغییر ارزش‌ها، مشخص گردید که از سال 1365 تا سال 1371 (و سال‌های بعد) یک تغییر ارزشی از ارزش‌های فرامادی به سمت ارزش‌های مادی روی داده است که علت عمده این تغییر ارزشی در ایران نابرابری اجتماعی است که از یک سو موجب گسترش فقر و از سوی دیگر سبب با ارزش شدن ثروت در جامعه شده و عواملی نظیر نمایش ثروت، نیازآفرینی و مقایسه اجتماعی، فرآیند تغییر نظام ارزشی را تشدید نموده و منجر به افزایش حقوق اجتماعی ثروتمندان و اشاعه ارزش‌های مادی می‌شود (رفیع‌پور، 1376: صص225-224). رفیع پور در تحقیق خود نشان می‌دهد که فشار هنجاری و کنترل درونی که در زمینه رعایت حجاب در سال‌های 65 وجود داشته در سال 71 بسیار کاهش یافته است و همچنین احترام به زنان با حجاب نیز پایین آمده است؛ چرا که «وقتی ارزش‌های یک جامعه تغییر کند و از ارزش مذهبی به طرف غیرمذهبی برود، یعنی ارزش‌های مذهبی از نظر اجتماعی بی‌ارزش ‌شوند، طبعاً دارندگان سمبل‌های[56] آن (از جمله حجاب) نیز از نظر افراد کم یا بی‌ارزش می‌شوند» (رفیع پور، 1376: ص166). البته «اگر چه سمبل‌ها می‌توانند تحت شرایطی در پایداری و کارکرد یک نظام اجتماعی مؤثر باشند، اما آنها عامل اساسی نیستند. عامل پایه‌ای و اساسی‌تر برای یک نظام اجتماعی نابرابری اقتصادی- اجتماعی است» (همان، ص232) که در پی آن اخلاقیات و ارزش‌های مذهبی تضعیف می‌گردد و این برای جامعه ما که پایه و اساس نظم اجتماعی آن، احساسات دینی و ارزش‌های مذهبی است، بسیار هشدار دهنده می‌باشد.

دکتر رفیع‌پور در تحقیق دیگری با تحلیل محتوای پرفروش‌ترین فیلم‌های سینمایی سال 1360(برزخی‌ها)، (بایکوت)، 1370 (عروس) و 1372 (هنرپیشه)، تغییر ارزش‌های جامعه از فرامادی به مادی را در آیینه سینما جستجو کرده و فرضیه اصلی خود مبنی بر تغییر نظام ارزشی جامعه ایران از سال 1368 به بعد را مجدداً تأکید و تأیید نموده است. وی در ارتباط با تحقیق خود اظهار می‌دارد «یکی از مهمترین سمبل (نماد)های مذهبی که پس از انقلاب بر رفتار و ارزش‌های افراد بسیار تأثیر داشته، حجاب و پوشش زنان است. این نماد به مثابه یک معرف مهم برای نشان دادن میزان اعتقاد هنجاری (نه اعتقاد فردی) و میزان نفوذ نهاد مذهب در جامعه است. از این رو در فیلم‌های مذکور، هدف، بررسی این نکته بود که پوشش بازیگران تا چه حد مروّج و مبلّغ این نماد یا نفی کنندة آن است» (رفیع‌پور، 1378: صص15-14). تحلیل محتوای دو فیلم «برزخی‌ها» و «بایکوت» در مقایسه با فیلم «عروس» نشان می‌دهد که در دو فیلم نخست، زنان در پوششی متوسط یا بیشتر ظاهر شده‌اند، اما در فیلم عروس (پرفروش‌ترین فیلم 1370) از مجموع 47 تصویری که از هنرپیشه زن نشان داده شده، 34 مورد (72 درصد) با پوشش و حجاب نسبتاً کمتر از متوسط بوده است و برخلاف دو فیلم مذکور که حاوی ارزش‌های ملی- مذهبی و انقلابی است، روحیه مصرف‌گرایی و نیز ارزش‌های مادی، ثروت، نابرابری و سودجویی به مثابه ارزش‌های مثبت اشاعه داده شده است و در فیلم هنرپیشه (پرفروش‌ترین فیلم1372) بی‌توجهی به نمادهای مذهبی را حتی بیشتر از فیلم عروس اشاعه داده است (همان، صص15-14).

با نفوذ و گسترش شبه ارزش‌های فرهنگ غربی بعد از سال 1370 «بدحجابی» تنها یکی از مظاهر سطحی تغییر ارزش‌ها از فرامادی به مادی است که در نتیجه توسعه ناموزون و نامتوازن نمایان گردیده است. مسأله مدرنیزاسیون و توسعه و تهاجم فرهنگی یا اشاعه و نفوذ فرهنگ غرب، مسأله‌ای است که اساساً کشورهای جهان سوم از جمله ایران را با یک نوع پارادوکس و «دیالکتیک سوردل»[57] مواجه نموده است. «دیالکتیک سوردل به این معناست که برای فرار از تهدید قدرت به قدرت پناه ببریم، مانند بچه‌ای که از ترس مادر به خود او پناه می‌برد. در اینجا مجبورید برای توسعه به دیگران مراجعه کنید. به قول‌هایدگر[58]، نمی‌توانید تکنولوژی را وارد کنید، بدون اینکه فرهنگ آن را وارد کنید (تاجیک، 1380: ص51) و بدون پویایی و بالندگی فرهنگ بومی، استحاله ارزشی در همه عرصه‌های فرهنگی، سیاسی، اقتصادی و اجتماعی رخ خواهد داد که برای مثال در زمینه ارزش‌های فرهنگی مرتبط با ارزش حجب و عفاف؛ ظاهرگرایی به‌جای محتواگرایی، زیبایی چهره به‌جای زیبایی اندیشه، تناسب اندام به جای تناسب شخصیت، مصرف‌گرایی و تجمل‌گرایی به جای قناعت و ساده زیستی، سبکسری و جلف‌گری به جای متانت و وزانت، برهنگی و بی‌مبالاتی جسمی و جنسی به جای حجب و حیا و حرمت جسم و جنسیت و ... ارزش و هنجار می‌گردد بنابراین مسأله حجاب از جمله آسیب‌های اجتماعی است که در سطح و لایه‌های ظاهری جامعه نمایان می‌شود و می‌تواند برای متفکرین اجتماعی، علامت و نمادی از آسیب‌های اجتماعی (رک. محبوبی‌منش، 1382، محبوبی‌منش، 1385). در عمق و لایه‌های زیرین و پنهان جامعه باشد که توسعه سریع، برون‌زا و ناموزون و تغییرات ارزشی حاصل از آن یکی از عوامل عمده آن می‌باشد.

6) چالش‌های کنترل اجتماعی در مسأله حجاب

نظریه کنترل از نظریه‌های مطرح در حوزه جامعه‌شناسی انحرافات اجتماعی محسوب می‌شود و مفروض اصلی آن، این است که ناهمنوایی و کجروی اجتماعی، نتیجه کمبود یا فقدان کنترل اجتماعی اعم از رسمی (قضات، ضابطین قضایی، پلیس، زندان و...) و غیررسمی (خویشاوندان، دوستان، همسایگان، همکاران و...) می‌باشد.

طبق تبصره ماده 638 قانون مجازات اسلامی[59]، فقدان حجاب شرعی نوعی جرم است و پلیس در این زمینه ملزم به اجرای قانون است، با این وصف، به دلیل عدم شفافیت قانون و حساسیت و پیچیدگی موضوع در این ارتباط سه دیدگاه عمده وجود دارد: دیدگاهی که به صورت مستقیم معتقد است نیروی انتظامی موظف به اصلاح و فراهم نمودن فضایی است که در آن بدحجابی ایجاد نشود، دیدگاه دوم، صرفاً بر وظیفه کنترل بدحجابی تأکید دارد و توسعه حجاب را وظیفه نهادهای فرهنگی می‌داند و دیدگاه سوم «بر این تأکید دارد که موضوع حجاب امری شخصی است و به هیچ وجه نباید با آمریت قانونی و قوه قهریه با آن برخورد کرد» (ذوالفقاری، 1375: صص71-70) در زمینه چالش‌های نیروی انتظامی در برخورد با مسأله حجاب، در یک تحقیق علمی دیدگاه فرماندهان انتظامی، مسئولین قضایی، روحانیون در امور اجرایی ذی ربط و گروهی از اساتید دانشگاه‌های تهران، بررسی گردید و مشخص شد بین متولیان و مسئولین جامعه در رابطه با کنترل بدحجابی و حدود حجاب، وحدت نظر وجود ندارد و متولیان و مسئولین ذی ربط در رابطه با کنترل بدحجابی معتقدند که قانون از شفافیت لازم برخوردار نیست و بین قوانین موضوعه و عرف جامعه با حدود حجاب هماهنگی وجود ندارد. همچنین از جمله نتایج دیگر تحقیق مذکور عبارتند از:

1- بین دیدگاه‌های چهار گروه مذکور در زمینه برخوردهای سلیقه‌ای با پدیده بدحجابی و ابهامات قانونی هم‌پوشانی وجود دارد.

2- در زمینه نوع مجازات، گرایش‌های مطرح شده عمدتاً به سمت کاهش سخت‌گیری است.

3- اکثریت قریب به اتفاق پاسخگویان ضمن موافقت با مسأله بدحجابی به عنوان یک پدیده فرهنگی، تأکید کرده‌اند که کنترل آن نیز باید به شیوه‌های فرهنگی انجام شود.

4- 1/95 درصد مسئولین قضایی، 5/92 درصد روحانیون، 1/87 درصد فرماندهان انتظامی و 5/76 درصد دانشگاهیان مورد مطالعه معتقدند که ناجا می‌بایست از طریق روش‌های ارشادی و آگاهی دهنده اقدام نماید.

5- بالاخره این که اکثر پاسخگویان، اعتقاد خود را به عدم وحدت نظر میان مسئولین و متولّیان جامعه در رابطه با کنترل بدحجابی، ابراز داشته‌اند (رک. ذوالفقاری، 1385).

پلیس به عنوان بخشی از دولت، باید نقش نظارت و کنترل بیرونی و رسمی در مدیریت امنیت عمومی جامعه‌ داشته باشد و لذا نقش و کارکرد پلیس، ویژگی‌ها و مسئولیت‌های اجتماعی و مشکلات پلیس در برخورد با انحرافات اجتماعی و چالش‌های پلیس در به کارگیری شیوه‌های تصمیم‌گیری در اجرای قوانین از موضوعات تحقیقات جامعه‌شناسی است (رک. احمدی، 1384؛ محبوبی‌منش، 1385).

فرآیند مدرنیزاسیون و توسعة برون‌زا، سریع و نامتوازن، سبب تغییرات اجتماعی سریع، از جمله رشد شهرنشینی، مهاجرت، صنعتی شدن، شکاف طبقاتی، افزایش سطح تحصیلات (خصوصاً در بین زنان)، افزایش ارتباطات میان فردی، حضور و مشارکت زنان در حوزه عمومی، انتظارات فزاینده و افزایش احساس محرومیت نسبی می‌شود، به علاوة ظهور پدیده جهانی شدن که با ادغام زمان و فضا، خصوصاً در عرصه‌های فرهنگ و اجتماع، هویت‌های فرهنگی و جنسیتی (عریضی و دیگران، 1385: صص100-76) را تهدید نموده و به «ناامنی هستی شناختی»[60] دامن می‌زند، به همراه انقلاب انفورماتیک که با شبکه‌ای نمودن جامعه انسانی و ایجاد جامعه اطلاعاتی و گسترش ارتباطات جمعی، شرایط انتقال و اشاعه سریع، وسیع و آسان شبه ارزش‌های غربی را به جامعه فراهم ساخته و به افزایش فزاینده آسیب‌های اجتماعی و افزایش حساسیت امنیتی پدیده‌های فرهنگی و اجتماعی از یک سو و عرفی شدن (به معنای عبور مفاهیم و مقولات از ساحت قدسی به ساحت ناسوتی) احکام شریعت از جمله حجاب زنان از سوی دیگر انجامیده است، نظارت و کنترل اجتماعی و مدیریت آسیب‌های اجتماعی را با تنگناها و چالش‌های پیچیده‌ای مواجه ساخته است، لذا برخورد انتظامی با پدیدة فرهنگی ناهنجاری پوششی زنان بدون اتخاذ استراتژی و تاکتیک‌های عقلانی و همه‌جانبه و فقدان مشارکت عمومی، مشارکت مدنی و مشارکت دولتی، کارآمدی، اقتدار، مقبولیت و محبوبیت پلیس را علی‌رغم تلاش‌ها و فداکاری‌های آن در جامعه تحت شعاع قرار می‌دهد (رک. محبوبی منش، 1385).

7) آسیب‌شناسی کنترل اجتماعی رسمی در مسأله حجاب

ارزش‌های مذهبی در جامعه اسلامی ما از ارزش‌های محوری است که آحاد جامعه متعهد به حفظ و دفاع از آن می‌باشند؛ اما به گفته دکتر شریعتی «برای خراب کردن یک حقیقت، خوب به آن حمله مکنید، بد از آن دفاع کنید» (شریعتی، 1361: ص375). تاریخ گواه است که دین با حمله خوب، عقب نرفته، بلکه جلوتر آمده است، آن چه دین از آن زیان دیده، دفاع بد از آن است و عرضه ضعیف آن(اسفندیاری 1385، صص 45-42). استاد شهید مطهری منشأ انحطاط مسلمین را اعتقاد غلط نسبت به مفاهیم دینی می‌داند و آسیب‌شناسی در این قلمرو را ضروری می‌شمارد (خسرو پناه، 1386: ص21). کنترل اجتماعی- اعم از رسمی یا غیررسمی- در مسأله حجاب، همواره در معرض آسیب نگرش غلط به مسأله، دفاع بد و سوء عملکرد و... می‌باشد، لذا آنچه مهم است نقد همدلانه و درون گفتمانی برای بهبود بخشی نوع رویکرد و شیوه‌های عمل در مقابل آن است که در اینجا به برخی از دیدگاه‌های انتقادی درباره نوع برخورد با مسأله حجاب اشاره می‌گردد.

از جمله آسیب‌ها و آفت‌های کنترل اجتماعی رسمی در مسأله حجاب، تفکیک عفاف و حجاب از یکدیگر است؛ «به نظر می‌رسد امروز پیش از عفاف به حجاب توجه می‌شود که این امر از درون خطر آفرین است، چرا که ممکن است با برخی از الزام‌ها، بتوان پوششی به شکل پوسته‌ای نازک بر پدیده ناسالم بدحجابی کشید، اما از درون فاسد می‌نماید» (صنایع، 1385: ص2). آفت دیگر در کنترل اجتماعی رسمی حجاب، دولتی شدن فریضه امر به معروف و نهـی از منکر است؛ به‌طوری که آیت‌الله حائری شیـرازی اظهار می‌دارد: «در امر به معروف و نهی از منکر، مردم باید متولی آن باشند و اجرای این فریضه را بدست بگیرند، زیرا امر به معروف و نهی از منکر دولتی به جایی نخواهد رسید و نتیجه مطلوب ندارد» (شیرازی، 1385، ص1). اساساً همان گونه که دولتی شدن و فربه شدن آن در حوزه‌های اقتصادی بدون توجه به بخش خصوصی فسادآور است (ن ک. مجموعه مقالات ساخت رانتی و فساد، 1383). عدم توجه به گروه‌های مدنی و نیروهای اجتماعی در حوزه‌های فرهنگی و اجتماعی نیز فسادآور، بلکه خطرناک‌تر است، زیرا موجب واکنش‌های منفی و احساس بیگانگی جامعه نسبت به اهداف فرهنگی و دینی خواهد شد، وضعیت امروز جوامع غربی از لحاظ بحران معنویت و فساد اجتماعی آن که در نتیجه افراط و تفریط‌های قرون وسطی می‌باشد، شاهد خوبی برای این مسأله است. شاید اگر کلیسا (که در دوران قرون وسطی دارای قدرت سیاسی بود)، ازدواج را امری مغایر با معنویت محسوب نمی‌کرد و روحانیت را مستلزم پرهیز از ازدواج نمی‌دانست، امروزه شاهد داغی بازار سکس و برهنگی و کالا شدن زن در تمدن جدید غرب نبودیم. باید قبول کرد که لازمة هر تفریطی یک افراط است (حدادعادل، 1386: ص36) به طوری که در نتیجه این افراط و تفریط‌های قرون وسطی «بیش از چهار قرن است که در اروپا، خدا از صحنه زندگی غایب شده و در کلیسا عزلت گزیده است، معنویت به حاشیه زندگی خزیده و استخوان‌بندی فرهنگ و تمدن غربی یک استخوان‌بندی مادی شده است» (حدادعادل، 1386: ص27).

آسیب دیگر کنترل اجتماعی بیرونی و رسمی در مقوله حجاب، غفلت از کار فرهنگی و نگاه فرهنگی به مسأله و درونی‌سازی حجاب به مثابه ارزش انسانی و دینی و باور قلبی است. چنانکه ایوبی[61] می‌گوید: «اساساً پوشش مسأله‌ای است که جنس‌اش فرهنگی است و کار زیربنایی و اساسی در این حوزه، کار فرهنـگی است» (ایوبی، 1386: ص 22).

گلزاده[62] نیز اظهار می‌دارد: «در برخورد با مقوله‌های جوان، حجاب، عفاف و مسایل تربیتی و نظیر آن که از جنس مسایلی فرهنگی هستند، نگاه غیر فرهنگی و حتی برخوردهای فیزیکی ناکارآمد است و باید نگاه فرهنگی، تربیتی، اخلاقی، خصوصاً دینی به مسایل مانند رابطه دختر و پسر، حجاب و... حکم‌فرما شود که این خود باید با اعتدال و لطافت انجام شود» (گلزاده، 1385: ص7). عشرت شایق[63] نیز با اشاره به مصوبه توسعه فرهنگ حجاب و عفاف در شورای عالی انقلاب فرهنگی تاکید می‌نماید: «به طور کلی در این مصوبه توجه دادن به رعایت و باور پوشش نه به عنوان یک اجبار اجتماعی، بلکه به عنوان یک ارزش انسانی، دینی و معنوی و یک باور قلبی جهت مصونیت از زشتی‌ها و آسیب‌های اجتماعی مورد تاکید قرار گرفته است» (رک، شایق1385). در همین ارتباط محمدعلی کی‌نژاد[64] ضمن تاکید کردن بر پرهیز از یک‌جانبه‌نگری و نگرش یک سویه به مسأله حجاب و عفاف زنان اظهار می‌دارد: «وضعیت عفاف و حجاب از ابتدای انقلاب تاکنون دستخوش تغییرات و فراز و نشیب‌هایی شده که عوامل مختلفی از جمله سلیقه‌مداری، افراط و تفریط در امر حجاب، نبود هماهنگی و وحدت رویه میان دستگاه‌های مختلف، نبود برنامه‌‌های درازمدت و اصولی، ارایه الگوهای متضاد و ضعف معرفت جوانان و خانواده‌ها از حجاب و فلسفه آن، دخالت داشته است» (رک، کی‌نژاد، 1385). غفلت از بسترسازی فرهنگی و عدم توجه به مقتضیات زمان و مکان نیز از دیگر آسیب‌های کنترل اجتماعی رسمی محض است. صدیق سروستانی[65] اظهار می‌دارد: «در مسأله حجاب 50 درصد تقصیر متوجه سازمان‌هایی نظیر سازمان تبلیغات اسلامی، وزارت ارشاد و آموزش عالی و... است که بستر مناسب فرهنگی را فراهم نکرده‌اند... هنجاری که مستمراً شکسته می‌شود از حیثیت یک مسأله می‌افتد.... لذا باید حجاب را بازتعریف نموده و قوانین را بازخوانی کنیم و اساساً هنجارهای مربوط به عرصه عمومی باید با توجه به مصلحت زمان و مکان و سیرة نبوی از نو تعریف شود» (صدیق سروستانی، 1386: ص 23).

صادق طباطبایی[66] طی مقاله‌ای تحت عنوان «شل حجابی» با مقایسه جامعه ایران با برخی کشورهای دیگر، روش‌های سلبی و قهری در مقابل مسأله حجاب را زیر سؤال می‌برد که خلاصه‌ای از نکات عمده آن به شرح ذیل است:

... باید پرسید در کشورهایی مانند لبنان، سوریه و الجزایر که از ناحیه حکومت اعمال فشاری برای حفظ شعارهای دینی و سنن مذهبی وجود ندارد، یا در ترکیه با وجود حکومت لائیک، یا در اروپای امروز علی‌رغم محدودیت‌های شغلی، آموزشی و اجتماعی، شاهد گسترش گرایش به حجاب و کیفیت حجاب مبتنی بر عمق باور دینی زنان مسلمان هستیم، در هیچکدام از این کشورها، ماهواره‌های تصویری، اثرات تربیت دینی جوانان را خنثی نساخته است و ناهیان منکر هم به رویکرد سلبی توسل نمی‌جویند و با وجود همه گونه امکانات و ابزار و شرایط طرب و عیش و عشرت و بی‌بندوباری، دختران و زنان مسلمان متعهدانه در پی حفظ حجاب خود هستند، ولی در جامعه‌ای مانند ایران که هیچکدام از این عوامل مهیا نیست یا حداقل رایج نیست و بدون هزینه گزاف فراهم نمی‌گردد و از آن طرف تمامی امکانات رسانه‌ای، انتشاراتی، تبلیغی، آموزشی و تربیتی و... در کنار ابزارهای برحذر دارنده و مجازات کننده، سرزنش‌های روحی و احتمال محرومیت‌های تحصیلی، مالی، شغلی و... چرا هر از چندی باید به شیوه‌های کنترل سلبی متوسل شویم؟ اگر تاکنون این روش‌های قهری کارساز بوده‌اند، چه نیازی به تکرار آنها وجود دارد؟ (رک. طباطبایی، 1385). رفیع‌پور[67] در کتاب آنومی یا آشفتگی اجتماعی با تاکید بر توسعه اقتصادی برون‌زا، نابرابری، فساد اقتصادی و جابه جایی ارزش‌ها، سیستم کنترل بیرونی را بی‌اثر دانسته و می‌نویسد: «این تصور که بتوان با نیروهای انتظامی این فرآیند ]آنومی یا آشفتگی اجتماعی[ را کنترل نمود مانند دادن قرص‌های مسکن، اما بی‌تأثیر به بیماری پردرد است» (رفیع‌پور، 1378: ص158). افروغ[68] نیز در مصاحبه با خبرگزاری انتخاب درباره مسأله حجاب اظهار می‌دارد: «هیچ اعتقادی به رویکردهای سلبی، اجباری و تحمیلی ندارم». از آسیب‌های دیگر کنترل اجتماعی بیرونی و رسمی، مقوله ظاهرگرایی و قالب‌گرایی و غفلت از محتوا است (رک. افروغ،1381 و علیخانی، 1386) و بالاخره این که، چنانچه این کنترل رسمی بدون جذب مشارکت‌های عمومی مردم و مشارکت سازمان‌های مردم نهاد (سمن) و مشارکت سازمان‌های دولتی باشد، به هدف مطلوب خود نخواهد رسید؛ چرا که سازمان متولی کنترل رسمی و بیرونی جامعه بایستی متکی و دلگرم به این مشارکت‌های سه گانه باشد. برای مثال وقتی دستگاه دولت[69] خود را مبرا از برخوردهای کنترلی و انتظامی در زمینه ناهنجارهای پوششی می‌داند چگونه می‌توان به این رویکردهای کنترلی برای حفظ و گسترش هنجار حجاب امیدوار بود هر چند با قصد و نیت دلسوزانه و ارزش‌مدارانه باشد.

بنابراین، به نظر می‌رسد برای اینکه حجاب که یکی از ضرورت‌های دین اسلام است به عنوان یک باور و ارزش اجتماعی در جامعه تثبیت و در شخصیت دختران و زنان مسلمان درونی شود، بایستی از رویکرد قهری و اجباری پرهیز نمود، بلکه از طریق راهکارهای فرهنگی و جلب مشارکت‌های عمومی، مدنی و دولتی حجاب را به عنوان یک مسئولیت خطیر و حقی مسلم در نگرش آنان وارد کرد، چرا که حجاب با اجبار و بدون عقیده، به یک یونیفرم سنگین تبدیل می‌شود و ماهیت معطوف به عفاف خود را از دست می‌دهد. اجبار بدون اقناع و فرهنگ‌سازی موجب لجبازی و عناد یا نفاق و دورویی و ظاهرگرایی و غفلت از محتوا می‌گردد. جان کلام این که گسترش امر فرهنگی و دینی با رویکرد سلبی و اجباری نه تنها با روح دین منافات دارد، بلکه با وفاق عمومی و انسجام اجتماعی نیز متعارض است و با ایده جهانی شدن جامعه دینی فرسنگ‌ها سال نوری فاصله دارد.

8) سخن آخر

از نگاه جامعه‌شناختی، حجاب به مثابه رسانه ارتباطی نمادین و کنش اجتماعی است که فرد کنشگر برای آن معنای ذهنی و ارزشی نمادین قائل است، به نحوی که کنش او در ارتباط با دیگران در عرصه ارتباطات میان فردی و تحت تأثیر انتظارات دیگران در حوزه عمومی است. از این نگاه، حجاب امری نیست که صرفاً به مقوله پوشش بدن تقلیل داده شود، بلکه شامل زبان بدن، مدیریت بدن و آرایش و پیرایش بدن و زبان اشیاء در عرصه ارتباطات غیرکلامی نیز می‌شود که ممکن است تحت شرایط اجتماعی و فرهنگی دارای شکل و قالب متنوع با جوهر و محتوایی یکسان یا برعکس باشد. مسأله حجاب در واقع در بستری از روابط اجتماعی شکل می‌گیرد که در چارچوب مسائل زنان دارای ابعاد فرهنگی، اجتماعی، سیاسی و اقتصادی و همچنین مؤلفه‌های مذهبی- معنوی، منزلتی، شخصیتی و رفتاری است که از پارادایم و منظرهای مختلفی قابل بررسی است. مسأله حجاب زنان در واقع به عنوان یک پدیده فرهنگی است که در قالب اختلالات هنجاری جامعه به اشکال قطبی شدن هنجاری، تضاد هنجاری، ناپایداری هنجاری، ضعف هنجاری و بی‌هنجاری پدیدار می‌گردد و در فرآیند تغییرات ارزشی از فرامادی به مادی حاصل توسعه سریع، برون‌زا و نامتوازن بعد از پایان جنگ تحمیلی در گفتمان امنیتی رشد محور قابل تبیین و تفسیر می‌باشد. در واقع، مسأله حجاب از جمله آسیب‌های اجتماعی است که در سطح و لایه‌های رویین جامعه نمایان است و علامت و نمادی از آسیب‌ها و مسائل اجتماعی است در عمق و لایه‌های زیرین جامعه می‌باشد. نتایج تحقیقات علمی حاکی از آن است که بین متولیان و مسئولین جامعه در رابطه با کنترل بدحجابی و حدود حجاب وحدت نظر وجود ندارد و اینکه قانون از شفافیت لازم برخوردار نیست و بین قوانین و عرف جامعه با حدود حجاب هماهنگی وجود ندارد. در این شرایط از میان بیست و اندی دستگاه دولتی که برای توسعه عفاف و حجاب دارای ماموریت و وظیفه هستند، چنانچه صرفاً نیروی انتظامی بخواهد برای کنترل اجتماعی حجاب اقدام نماید و بدون مشارکت عمومی، مشارکت مدنی و مشارکت سازمان‌های دولتی در مقابل مسأله حجاب پیشگام باشد، چه با رویکرد ایجابی و نرم و چه با رویکرد قهری و سلبی در هر دو صورت کارآمدی و مقبولیت آن تحت الشعاع قرار گرفته و احتمال دارد مسأله اجتماعی حجاب تبدیل به مسأله امنیتی شود که در این صورت نظام سیاسی به چالش کشیده می‌شود.

پیشنهادها:

حل مسأله حجاب به عنوان مسأله اجتماعی و پدیده‌ای فرهنگی مستلزم راهکارهای اجتماعی در دو سطح خرد و کلان به‌طور همزمان می‌باشد که به برخی از آنها به شرح ذیل اشاره می‌شود:

1- مهندسی فرهنگی و اصلاح به موقع ساختار ارزشی و روابط اجتماعی جامعه بر محوریت معرفت دینی و باورهای مذهبی؛

2- اتخاذ راهبرد توسعه درون‌زا، متوازن و متعادل و همه جانبه مبتنی بر عدالت، آزادی و معنویت؛

3- گسترش وفاق و انسجام اجتماعی از طریق وسعت بخشیدن دایره دوستی‌ها در مقابل دشمنی‌ها، افزایش پیوندهای اجتماعی، کاهش کنترل اجتماعی رسمی و افزایش احساس تعلق خاطر، تعهد، اعتقاد به اعتبار اخلاقی هنجارهای اجتماعی، احساس مسئولیت نسبت به رعایت قوانین و مقررات، احساس وظیفه اخلاقی نسبت به دیگران، پرنمودن وقت و صرف انرژی افراد در فعالیت‌های اجتماعی و محتوایی زندگی روزمره، افزایش امید نسبت به آینده و اعتماد نسبت به نظام سیاسی؛

4- جلب مشارکت عمومی، مدنی و دولتی برای توسعه فرهنگ عفاف و توسعه فرهنگی، زدودن مظاهر غرب زدگی، آراستن جامعه به فضایل اخلاقی، تعمیق عفاف در خانواده و جامعه، تبیین دایمی جایگاه والای زن در اسلام؛

5- توسعه فرهنگ عفاف و حجاب از طریق روش‌های ذیل (ذوالفقاری، 1385: ص91 با تصرف و اصلاح نگارنده):

الف) روش‌ اقناعی: استدلال عقلی، شرعی و اجتماعی در مورد آثار مطلوب فردی و اجتماعی حجاب. این روش با توجه به اینکه افراد بر اساس باورها و استدلال خود، الگوهای رفتاری و پوشش را انتخاب می‌نمایند، به عنوان اثرگذارترین روش می‌باشد.

ب) روش ترغیبی: ترغیب و آماده سازی فرد برای تغییر رفتار از طریق اصرار و تشویق، آموزش‌های جذاب همگانی از طریق بهره‌گیری از گروه‌های مرجع تاثیرگذار و توجه به ذائقه‌های روان شناختی و زیبایی‌شناختی؛

ج) روش تسهیلی: ایجاد تسهیل برای تغییر رفتار از طریق در دسترس قراردادن رفتار مورد نظر از لحاظ ذهنی و عینی با توجه به الگوهای پوشش ملی، متناسب و سازگار با فرهنگ بومی و رفع هر گونه موانع در این فرآیند؛

د) روش تلفیقی: با بهره‌گیری همزمان سه روش قبلی و تاکید بر جلب مشارکت‌های سه گانه عمومی، مدنی و دولتی برای مدیریت امنیت عمومی با توجه به لحاظ قرار دادن مواردی از جمله: تعریف مفهومی و تعیین حدود حجاب و بدحجابی به صورت عینی و مصداقی، تشکیل شورای فرابخشی در راستای کنترل ناهنجاری در پوشش، بازنگری در قانون فعلی بدحجابی و تبصره 638 قانون مجازات اسلامی، توجه بیشتر به عرف اجتماعی و تفاوت‌های فرهنگی، عدم تحریک جامعه از طریق پرهیز از هرگونه برخوردهای فیزیکی، تنبیهی و مجازاتی، جلب مشارکت نهادها، دستگاه‌ها و مدیریت‌های اجرایی و فرهنگی کشور در زمینه ترویج، تشویق و اقدامات فرهنگی متناسب با پوشش اسلامی؛ کنترل مستمر مراکز تهیه و توزیع البسه زنان و پرهیز از رواج مدهای نامناسب و قرار دادن البسه‌های نامناسب در ویترین فروشگاه‌ها و بالاخره توجه و دقت مراکز فرهنگی از قبیل صدا و سیمای جمهوری اسلامی و تهیه‌کنندگان فیلم‌های سینمایی از طریق نظارت وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی و دقت در مورد نوع البسه زنان هنرپیشه و رواج مدهای ناپسند و نامناسب با فضای فرهنگی کشور از طریق فیلم‌های داستانی.

 

 

فهرست منابع:

× اسفندیاری، محمد، «سوء تبلیغ و تبلیغ سوء»، ماهنامه خرد نامه همشهری، ش7، 1385.

× افتخاری، اصغر، «مصلحت و سیاست، رویکردهای اسلامی»، تهران، دانشگاه امام صادق (ع)، 1384.

× افروغ، عماد، «جامعه‌شناسی انحرافات در حکومت دینی»، فصلنامه کتاب زنان، سال پنجم، ش 18، 1381.

× افروغ، عماد، 4 اردیبهشت 1385، خبرگزاری انتخاب.

× امان‌پور، کریستین، «انقلاب بعدی ایران ممکن است از سالن رقص آغاز شود»، مجموعه مقالات چهره جدید ایران به کوشش مهری جدی‌نیا، تهران: نقش جهان هنر، 1379.

× ایوبی، حـجت الله، «نگـذاریم مـسائل اجـتماعی، امنیتی شود»، روزنامه شرق، ش883، 1386.

× ببی، ارل، «جامعه‌شناسی علمی انتقادی»، ترجمه محمدحسین پناهی، تهران، انتشارات باز، 1379.

× تاجیک، محمدرضا، «گفتمان امنیت ملی در جمهوری اسلامی ایران»، کتاب: نگاهی به مسائل امنیتی ایران، به اهتمام امیر حسین علینقی، تهران، پژوهشکده مطالعات راهبردی، 1380.

× ترابی، یوسف و حسین محبوبی‌منش، «درآمدی بر جامعه‌شناسی پلیسی در ایران معاصر» فصلنامه دانش انتظامی، سال چهارم، شماره 1، بهار 1381.

× چلبی، مسعود، «تحلیل شبکه در جامعه‌شناسی»، فصلنامه علوم اجتماعی، دوره دوم، ش 6 و 5، 1373.

× چلبی، مسعود، «جامعه‌شناسی نظم، تشریح و تحلیل نظم اجتماعی»، تهران، نشرنی، 1375.

× حائری شیرازی، «امر به معروف و نهی از منکر دولتی به جایی نخواهید رسید»، مجله راه رشد، شماره 88 (ضمیمه خبرنامه) ش 28، 1385.

× حدادعادل، غلامعلی، «فرهنگ برهنگی و برهنگی فرهنگی»، چاپ هفدهم، تهران، سروش، 1386.

× دانیالی، عارف، «فمینیسم همچون هیستریک شدن زنانگی»، ماهنامه خرد نامه همشهری، شماره 16، 1386.

× دورانت، ویل، «تاریخ تمدن، مشرق زمین، گاهواره تمدن»، ترجمه احمد آرام، ع، پاشایی و امیر حسین آریان ‌پور، تهران، شرکت انتشارات علمی ـ فرهنگی، 1380.

× دورانت، ویل، «تاریخ تمدن، قیصر و مسیح»، ترجمه حمید عنایت، پرویز داریوش و علی اصغر سروش، تهران، شرکت انتشارات علمی ـ فرهنگی، 1381.

× ذوالفقاری، حسین، «موانع و مشکلات ناجا در کنترل بدحجابی»، فصلنامه مطالعات مدیریت انتظامی، سال اول، ش اول، 1385.

× رابینگتن، ارل و مارتین واینبرگ، «رویکردهای نظری هفتگانه در بررسی مسائل اجتماعی»، ترجمه رحمت‌اله صدیق سروستانی، تهران، دانشگاه تهران، 1386.

× رفیع‌پور، فرامرز، «توسعه و تضاد»، تهران: دانشگاه شهید بهشتی، 1376.

× رفیع‌پور، فرامرز، «آنومی یا آشفتگی اجتماعی»، تهران، سروش، 1378.

× رفیع‌پور، فرامرز، «تغییر ارزش‌ها در آیینه سینما و مطبوعات» فصلنامه نامه پژوهش، سال چهارم، پاییز و زمستان 1378.

× روشه، گی، «کنش اجتماعی» ترجمه هما زنجانی زاده، مشهد، دانشگاه فردوسی، 1379.

× زیدان، جرجی، «تاریخ تمدن اسلام»، ترجمه علی جواهر کلام، تهران، امیرکبیر، 1384.

× سولیوان، تام و دیگران، «مفاهیم کلیدی ارتباطات»، ترجمه امیر حسن میش‌زاده، تهران، فصل نو، 1384.

× شایق، عشرت، مصاحبه با خبرگزاری ایسنا، (www.Isna.com)، 1385.

× شریعتی: علی، «علی (ع)»، تهران، نیلوفر، 1361.

× شریعتی، سوسن، «الگوهای رفتار انتخاباتی ایرانیان» روزنـامه اعتماد، ش1467، 1386.

× صدیق اورعی، غلامرضا، «نفوذ فرهنگ غرب در ایران»، فصلنامه نامه پژوهش، ش 15 و 14، سال چهارم، 1378.

× صدیق سروستانی، رحمت الله، «همه متهمیم»، روزنامه همشهری، ش 4268، 1386.

× صفار دستگردی، مهدی‌، «بدحجابی در نگرش جامعه‌شناختی»، فصلنامه کتاب زنان، سال ششم، ش22، 1382.

× صنایع، محمد، «عفاف»، مجله راه رشد، ش 87.

× طباطبایی، صادق (1385):«شل حجابی»، سایت بازتاب(www. Baztab News. Net)، 1385.

× عریضی، فروغ السادات، وحیدا، فریدون؛ دانش، پروانه «ماهواره و هویت جنسی دختران جوان»، مجله جامعه‌شناسی ایران، دوره هفتم، ش2، 1385.

× علاسوند، فریبا، «ماهنامه خردنامه همشهری»، ش 16، 1386.

× غلامی، یوسف، «اخلاق و رفتارهای جنسی»، تهران، معارف، 1385.

× علیخانی، سایت آفتاب نیوز (www.Afrab&News.com)، 1386.

× کرامتی، مهری، «حجاب از دیدگاه شهروندان تهرانی»، فصلنامه مطالعات مدیریت انتظامی، سال اول، ش اول، 1382.

× کولتنر، جان دابلیو، «ارتباط گفتاری میان مردم»، ترجمه سید اکبر میرحسنی و قاسم کبیری، تهران، امیرکبیر، 1369.

× کی‌نژاد، محمدعلی به نقل از سایت بازتاب (www.Baztab.News.com)، 1385.

× گلزاده، مصاحبه با خبرگزاری قرآن (ایکنا)، مجله راه رشد، شماره 87، خبرنامه ضمیمه ش27، تیرماه 1385.

× مـؤمنی، مینو، «بازار سیاه چادر مشکی»، مجله شهروند امروز، ش 33، 1386.

× ماجراجو، محسن، «نیازها و حجاب دختران»، قم، عطر یاس، 1385.

× مایرز، گیل، ای و مایرز، میشله‌تی، «پویایی ارتباطات انسانی»، ترجمه حوا صابر آملی، تهران، دانشکده صدا و سیما، 1383.

× گروه مؤلفان: «مجموعه مقالات ساخت رانتی و فساد»، فصلنامه فرهنگ اندیشه، سال سوم، شماره یازدهم، 1383.

× محبوبی منش، حسین، «امام، فرهنگ و اصلاحات»، فصلنامه دانش انتظامی، سال سوم، ش 3، 1380.

× محبوبی منش، حسین، «امنیت و انحرافات اجتماعی»، فصلنامه کتاب زنان، سال پنجم، ش 18، 1381.

× محبوبی منش، حسین، «تأملی کوتاه درباره آسیب‌های اجتماعی به عنوان مسأله امنیت عمومی»، فصلنامه دانش انتظامی، سال هفتم، شماره سوم، 1385.

× محسنیان‌راد، مهدی: «ارتباط شناسی»، تهران، سروش، 1385.

× مطهری، مرتضی: «مسأله حجاب»، تهران، صدرا، 1379.

× مصاحبه سخنگوی دولت به نقل از روزنامه اعتماد ملی، ش 535، 1386.

× مهریزی، مهری: «آسیب‌شناسی حجاب»، تهران، جوانه رشد، 1379.

× هارجی، اون و دیگران: «مهارت‌های اجتماعی در ارتباطات میان فردی»، ترجمه مهرداد فیروز بخت و خشایاربیگی، تهران، رشد، 1384.

× واتسون، هلن: «زنان و حجاب»، ترجمه مرتضی بحرانی، فصلنامه کتاب زنان، سال پنجم، ش 20، 1382.

* Freedman. J. “Feminism”, open University Press, 2001.

* Leather. D. “Nonverbal Communication System”. Boston, 1976.

* Reid. S.T. “Crime and criminology”. Mc Grow hill Higher Education. USA, 2000.

 

 

پی نوشتها:

* - عضو هیأت علمی دانشگاه علوم انتظامی، دانشجوی دکترای علوم ارتباطات، مربی پایه 8

[1]- Earl Babbie

[2]- Social Problem

[3]- Gender

[4]- رک. سهیلا صادقی، چالش فمینیسم با مادری، فصلنامه کتاب زنان، ش28، 1384.

[5] - نوعی اختلال روانی است که به صورت بدنی و فیزیولوژیک بروز می‌کند.

[6]. Symbolic Interaction

[7]. Helen Watson

[8]. Style

[9]. Icongraphy

[10]. Representation

[11]- جانشین فرماندهی نیروی انتظامی، 1385.

[12]- سیاسی شدن مسأله حجاب یکی از مسائلی است که نظام جمهوری اسلامی ایران بایستی همواره از آن پرهیز کند، چرا که محور و ثقل نظام سیاسی بر اساس ارزش‌های دینی است و لذا به دنبال سیاسی شدن مسأله حجاب و بدحجابی، امکان تبدیل شدن آن به مسأله امنیتی افزایش می‌یابد، در این صورت است که گزارش کریستین امان‌پور، گزارشگر CNN قابل تأمل می‌گردد که تیتر گزارش خود را با این عنوان آغاز می‌کند که: «ممکن است انقلاب بعدی ایران از سالن رقص آغاز شود» (به نقل از جدی‌نیا، 1379: ص241). هرچند که مسأله حجاب هم اکنون در نظام‌های سکولاریستی غرب تبدیل به یک مسأله سیاسی شده است و حجاب زنان و دختران مسلمان به مثابه نماد اعتراض به ماهیت نظام سرمایه‌داری و مصرف‌گرایی است، امّا از آنجا که ثقل نظام سیاسی آنها بر محور ارزش‌های مذهبی و اخلاقی نیست، لذا ضریب تبدیل شدن آن به مسأله امنیتی و تهدید بسیار کم است.

[13]- نگارنده با شناخت در مورد منابع مربوط به حجاب و مواردی که تاکنون مطالعه نموده‌ام، تنها کتابی را که می‌تواند به عنوان کتاب مرجع مورد استناد قرار گیرد، کتاب «مسأله حجاب» اثر استاد شهید مطهری می‌دانم که به طور همه جانبه به شیوه‌ای اقناعی، مسأله حجاب را مورد بررسی قرار داده است. این مطلب، از یک سو نشان دهنده جامع‌نگری، آگاه بودن بر زمان و جسارت علمی شهید مطهری است و از سوی دیگر، احتمالاً نمایانگر رکود فکری و فرهنگی در جامعه دانشگاهی و حوزوی می‌باشد که بعد از گذشت 30 سال از انقلاب اسلامی هنوز کتاب مرجع دیگری را تولید نکرده‌اند.

[14]- و اذا سألتموهن متاعا فاسالوهن من وراء حجاب (اگر از آنها متاع و کالای مورد نیازی مطالبه می‌کنید از پشت پرده از آنها بخواهید).

[15]. Social Action

[16]. Max Weber

[17]. Interpersonal Communication

[18]. Brain

[19]. Social Practice

[20]. Social Rules

[21]. Constitutive Meaning

[22]. Basic Nation

[23]. Facial Expression

[24]. Media

[25]. Communication

[26]. Non- Verbal Communication

[27]. Eye Contact

[28]. Body Language

[29]- نگاه کنید به آیه 7 سوره اعراف: «و آن دم که چشیدند از آن درخت، پدیدار شد برای ایشان عورتشان و آغاز کردند که بچسبانند بر عورتشان از برگ درخت بهشت».

[30]- از مجموع تحقیقاتی که به عمل آمده مسلم شده که لباس دست کم پاسخگوی سه‌ نیاز آدمی است، یکی این که او را از سرما و گرما و برف و باران حفظ می‌کند، دیگر این که در جهت حفظ عفت و شرم به او کمک می‌کند و بالاخره به او آراستگی و زیبایی و وقار می‌بخشد (حدادعادل، 1386: ص6).

[31]- ترونویل کاکس- 1372.

[32]. Gorgy zeidan

[33]. William James Durant

[34]- در زبان فارسی برای لباس، واژه‌های «پوشش»، «تن‌پوش» و «پوشاک» را داریم. لفظ لباس که همان پوشش است، از مصدر پوشیدن گرفته شده که به معنی پنهان کردن و از نظر دور کردن است، بدین مفهوم که لباس برای مردم ما، وسیله‌ای برای پوشاندن تن و ننمایاندن آن است که به طور طبیعی و به دلایل فرهنگی و معنوی در انتخاب این واژه جلوه‌گر شده است (حدادعادل، 1386: ص41).

[35]- شایان ذکر است، آیت الله جناتی با ادلة فراوان درصدد آن هستند که اثبات کنند در این عصر، رنگ مشکی کراهت دارد (به نقل از منصور نژاد، 1384: ص41).

[36]. Dale Leathers

[37]- لباس هر انسان پرچم کشور وجود اوست، پرچمی است که او بر سردر خانة وجود خود نصب کرده است و با آن اعلام می‌کند که از کدام فرهنگ تبعیت می‌کند (حدادعادل، 1386: ص40).

[38]. Gibbins

[39]- برداشت آزاد همراه با تصرف از: مایرز و مایرز، 1383: صص306-304.

[40]. Tie Rack

[41]. Haik

[42]- البته در زمان کنونی نیز در معرض این آفت فرم‌گرایی و ذهنیت قالبی هستیم.

[43]- سخن در این نیست که زن می‌تواند بدون حجاب هم دیندار باشد، سخن در این است که همه دینداری در حجاب خلاصه نمی‌شود.

[44]. Social Disorder

[45]. Normative Disorder

[46]. Social Anomie

[47]- Constraint یعنی فشار ناشی از تعهد، اعمال اقتدار با پشتوانه ضمانت اجرا برای مجبور کردن فرد به سازگاری با قواعد.

[48]- Externality، یعنی تقدم زمانی پدیده نسبت به فرد، انتقال پذیری فرهنگی پدیده به فرد و احساس ترس از جانب عضو فاقد حس تعهد نسبت به آن پدیده.

[49]- Generality، یعنی تعداد افرادی که دارای احساس تعهد مشترک هستند (حجم اجتماعی) (به نقل از چلبی، 1385)

[50]- برای اطلاع بیشتر درباره این بحث به چلبی (1375) مراجعه کنید.

[51]- Anomie، این واژه از ریشه یونانی- لاتینی A به معنی «بی» (یعنی حرف نفی کننده) و nomos به معنی «قانون»، «نظم»، «قاعده» یا «هنجار» ‌می‌باشد (برای اطلاع بیشتر نـگاه کنید به رفیع‌پور، 1378 و محبوبی‌منش، 1381).

[52]. Durkheim

[53]. Merton

[54]. Saterland

[55]. Discourse

[56]. Symbol

[57]. Dialectic

[58]. M. Hiedegger

[59] - زنانی که بدون حجاب شرعی در معابر و انظار عمومی ظاهر شوند به حبس از ده روز تا دو ماه یا از پنجاه هزار تا پانصد هزار ریال جزای نقدی محکوم خواهند شد.

[60]- واژه «ناامنی هستی شناختی» را از «گیدنز» وام گرفته‌ام که به معنای نوعی بی‌هویتی است و این که انسان نمی‌داند کیست؟ چیست؟ از کجاست؟ به کجا می‌رود؟ ولذا دچار نوعی ناامنی می‌گردد.

[61]- معاون وزیر کشور در امور اجتماعی.

[62]- مدیرکل روابط عمومی دفتر تبلیغات حوزه علمیه قم.

[63]- نمایندة تبریز در مجلس شورای اسلامی و نمایندة ناظر مجلس شورای اسلامی در شورای فرهنگی، اجتماعی زنان

[64]- دبیر (سابق) شورای عالی انقلاب فرهنگی به نقل از سایت بازتاب.

[65]- عضو گروه جامعه‌شناسی دانشکده علوم اجتماعی دانشگاه تهران

[66]- مترجم کتاب زندگی در عیش، مردن در خوشی، اثرنیل پستمن و مؤلف کتاب تکنوپولی.

[67]- عضو هیأت علمی دانشگاه شهید بهشتی

[68]- رئیس سابق کمیسیون فرهنگی و نمایندة مجلس شورای اسلامی در دوره هفتم.

[69]- نگاه کنید به مصاحبه سخنگوی دولت و گزارش ایسنا به نقل از روزنامه اعتماد ملی (24/9/86) ص13

 

 

منابع:

مطالعات راهبردی زنان 1386 شماره 38

 

نظرات بینندگان

 

جایگاه عفاف و حجاب در جامعه اسلامی

 

مقدمه:

زن جلوه‌ای از جمال، محبت، خلاقیت و ربوبیت الهی و رکن اساسی در تعلیم و تربیت است. اگر زنان به این منزلت واقف شوند و در پاسداری از آن بکوشند فرایند تربیتی و شخصیتی آنان و همه اجتماع سالم مانده و بخوبی پیش می‌رود. تجربه ملت‌های گذشته نیز نشان‌دهنده این نکته است که هرگاه زنان، بلندای مقام و رسالت اصلی خود را درک نموده و در رشد شخصیت خود اهتمام ورزیده‌اند. منزلت و محبوبیت آنان حفظ شده، اجتماع در سلامت زیسته و ناهنجاری‌ها کمتر بوده است.

گرایش به پوشش وعفاف یک گرایش فطری در میان زنان و مردان است اما میزان و شکل آن رابطة مستقیمی با اخلاق و فرهنگ جوامع داشته و دارد. در سرزمین‌های مختلف، انسان‌هایی که به ارزش‌های اخلاقی اعتقاد بیشتری داشته‌اند. از پوشش کامل‌تر و متین‌تری استفاده کرده‌اند و هر قدر سطح ارزش‌های اخلاقی در آن جوامع پآیین آمده، پوشش مردان و زنان نیز در سطح پآیین‌تری قرار گرفته و شکل نامناسبی پیدا کرده است.

در این بین ادیان الهی، همواره بر پوشش تأکید کرده و آن را لازمة دینداری شمرده‌اند ، البته چگونگی و حدود آن متفاوت بوده است.

اسلام نیز حجاب را بر زنان واجب کرده است زیرا حجاب بهترین وسیله‌ای است که زن را از خطر بیگانه حفظ می‌کند.مثلی است که می گوید زن بی‌حجاب همچون میوه درختی است که شاخه آن از دیوار باغ به بیرون آویزان است که هر رهگذری ممکن است در آن طمع کند.

در این مقاله سعی شده با پرداختن به مباحث گوناگون در خصوص حجاب با آسیب شناسی این موضوع راهکارهایی را که می تواند موجب بسط و گسترش فرهنگ حجاب اسلامی گردد ارائه شود انشا...

 

حدود و ثغور حجاب:

از جمله مباحثى که همواره به عنوان یک موضوع بحث برانگیز و جنجالى، مطرح بوده، ذهن و ضمیر انسان ها و جوامع بشرى را به خود معطوف و مشغول ساخته است، مقوله حجاب و تعیین حدود و ثغور آن بوده است

1-حجاب مانع حضور زن در اجتماع

عده اى رعایت حجاب و پوشش اسلامى را مانع حضور زنان در اجتماع تلقى کرده و مدعى هستند که رعایت حجاب براى خانم ها، دست و پاگیر بوده و مانع فعالیت هاى آنها در عرصه هاى سیاسى، اجتماعى و فرهنگى مى شود و از این ناحیه آسیب هاى اقتصادى به جامعه و پیامدهاى روحى و روانى براى خانم ها به ارمغان مى آورد

2-حجاب مغایر اصل آزادی و دموکراسی

برخى دیگر، قانون حجاب را مغایر اصل آزادى و دموکراسى معرفى نموده و با جدیت تمام با آن مخالفت مى کنند و با کسانى که با میل و رغبت، حجاب و پوشش شان را به عنوان یک وظیفه و تکلیف رعایت کرده و در اجتماع ظاهر مى شوند با شدت برخورد کرده و از امتیازات اساسى و مهم اجتماعى مثل رفتن به مدرسه، دانشگاه، استخدام در ادارات دولتى و گرفتن گذرنامه و... محروم مى کنند، آن هم درکشورهایى که خود را مهد فرهنگ و تمدن و پایه گذار دموکراسى معرفى کرده و از آزادى هاى فردى و اجتماعى  دم مى زنند.

3-حجاب بعنوان یک اصل ضروری و لازم

عده اى قابل توجه نیز حجاب را به عنوان یک اصل و رعایت آن را در جامعه لازم و ضرورى دانسته و از آن دفاع و حمایت مى کنند. هر یک از این گروه ها از راه و روش خاصى پیروى کرده و ضرورت رعایت حجاب را از منظرهاى مختلفى بیان داشته اند.

جنبه های ضرورت حجاب

الف-برخى ضرورت رعایت حجاب را از منظر روان شناسى مطرح کرده و به بحث و ارزیابى آن پرداخته اند و با توجه به نیازهاى روحى و روانى انسان، ضرورت رعایت حجاب را براى رشد و ترقى و 1تمرین تعالى او، معرفى کرده اند.

ب-برخى دیگر حجاب را به عنوان یک امر فطرى، تلقى کرده و براى اثبات ادعاى خود به شواهدى از اوستا، تلمود، تورات و انجیل تمسک نموده اند این دسته مدعى هستند که حجاب به عنوان یک اصل مشترک 2در تمام ادیان، جایگاه خاصى داشته و دارد.

ج-دسته اى دیگر با توجه به فرهنگ مبتذل غرب و رواج برهنگى و آسیب هاى فراوان و پیامدهاى منفى آن «که از این رهگذر متوجه قشر حساس خانم ها شده، آمار و ارقام به خوبى آن را نشان داده و حکایت مى کند» به ضرورت رعایت حجاب استدلال کرده و آن را حریم امن براى خانم ها و رشد و سلامت 3خانواده و اجتماع دیده اند و معرفى کرده اند.»

د-عده اى دیگر حجاب را به عنوان تکلیفى الهى تلقى کرده و در انجام رعایت آن، مثل سایر واجبات الهى، خود و دیگران را ملزم مى دانند و در انجام تکلیف و پوشش اسلامى از سرزنش و ملامت ملامتگران و توهین و تحقیر این و آن، افسرده و عصبانى نمى شوند بلکه آن را به عنوان تکلیف الهى که باعث عفاف و پاکدامنى افراد و بهداشت و سلامت خانواده و اجتماع شده و رشد، ترقى و کمال آنان را به همراه دارد با عشق و علاقه رعایت مى کنند و رعایت آن را به دیگران نیز توصیه نموده و به انجام آن تشویق و ترغیب مى نمایند. البته طرح و دسته بندى نظریات به معناى مخالفت آنها با یکدیگر نیست به گونه اى که قابل جمع نباشد. بلکه مى توان گفت: رعایت حجاب را همه قبول دارند منتهى هر دسته از زاویه اى خاص بر ضرورت آن استدلال کرده اند

و-در این میان اگر آیات شریفه قرآن کریم در ارتباط با مقوله حجاب را ارزیابى کنیم متوجه خواهیم شد که مسأله حجاب و پوشش که به عنوان یک پدیده بحث برانگیز و جنجالى در دنیاى امروزى مطرح است امر جدید و نوظهورى نیست که با آمدن دین مبین اسلام، تشریع شده باشد، بلکه اگر نگوییم این مسأله ریشه در فطرت انسان دارد، لااقل مى توان ادعا کرد که همراه با خلقت انسان، حتى قبل از هبوطش در عالم خاکى، مطرح بوده است، هنگامى که آدم ابوالبشر و همسرش حوا، توسط دشمن قسم خورده اى به نام ابلیس، وسوسه شده و به منطقه ممنوعه نزدیک، و از حد و مرز تعیین شده تجاوز مى نمایند، یک باره خود را عریان و برهنه احساس مى کنند، سراسیمه این طرف و آن طرف، دنبال پناهگاهى مى روند و بالاخره قسمت هایى از بدن خود را با برگ درختان مى پوشانند «هنگامى که از آن درخت، چشیدند، عورت شان 4نمایان شد و آن دو براى پوشاندن عورت خود، به برگ درخت روى آوردند.»

بنابراین مسأله حجاب، ریشه در تاریخ انسان داشته، همراه و همزاد او از ابتدا تا حال و تا امتداد تاریخ، بوده و خواهد بود

دلایل عدم تعارض حجاب با حضور زن در اجتماع برخى مدعى هستند رعایت حجاب و پوشش اسلامى، مانع حضور زنان در اجتماع بوده و فعالیت هاى :سیاسى، فرهنگى و اجتماعى آنان را محدود مى سازد. در جواب و رد این ادعا باید گفت

دلیل اول: ادعاى ذکر شده، فریب و نیرنگى بیش نیست و این نیرنگ هم از سوى کسانى مطرح مى شود که از یک طرف حضور زنان را در مجامع عمومى و خصوصى براى تلذذ، عیاشى و خوشگذرانى مى خواهند و از سوى دیگر، به خاطر خصومت و دشمنى که با اسلام و پیروان آن دارند، براى مخدوش ساختن چهره و حیثیت آن، از هر وسیله و ابزارى استفاده مى کنند. از جمله ابزار و وسایلى که براى رسیدن به اهداف شوم و استعمارى خود، بهره بردارى مى کنند این است که ارزش هاى اسلامى را به عنوان قوانین دست و پاگیر، غیر کار آمد و ارتجاعى، معرفى کرده و به خورد جامعه و مردم مى دهند. :متن ذیل را که گوینده آن یکى از مزدوران انگلیسى است به عنوان نمونه مرور مى کنیم

«در مسأله بى حجابى زنان باید کوشش فوق العاده به عمل آوریم تا زنان مسلمان به بى حجابى و رها کردن چادر، مشتاق شوند، باید به استناد شواهد و دلایل تاریخى ثبت کنیم که پوشیدگى زن از دوران بنى عباس، متداول شده و مطلقاً سنت اسلام نیست. مردم همسران پیامبر را بدون حجاب مى دیدند و زنان صدر اسلام در تمام شئون زندگى، دوش به دوش مردان فعالیت داشته اند پس از آن که حجاب زن، با تبلیغات وسیعى از میان رفت، وظیفه مأموران ما آن است که جوانان را به عشق باز و روابط جنسى نامشروع با زنان غیر مسلمان کشانده و زنان کاملاً بدون حجاب ظاهر شوند تا زنان مسلمان از آن تقلید کنند.»

دلیل دوم: اگر به تاریخ اسلام نگاه منصفانه داشته باشیم متوجه خواهیم شد که فراوان بوده اند زنان مؤمن متدین و پاکدامنى که با رعایت حجاب و پوشش اسلامى در کنار مردان مؤمن و مسلمان در صحنه هاى سیاسى، فرهنگى و حتى نظامى، حضور داشته و فعالیت نموده در شرایط فعلى زنان مسلمان در جاهاى مختلف از جمله زنان ایرانى با رعایت حجاب و پوشش اسلامى در کنار سایر اقشار جامعه، در پست ها و مناصب گوناگون، مشغول تلاش و فعالیت هستند، رعایت حجاب را نه تنها مانع فعالیت هاى اجتماعى خود نمى بینند بلکه آن را به عنوان سدّ محکم و دژ نفوذناپذیرى مى دانند که گوهر گران سنگ عفاف و حریم حرمت شان در برابر تیرهاى زهرآلود هوسبازان شرور و خداشناس حفاظت مى نماید.

دلیل سوم: رعایت حجاب و پوشش اسلامى، نه تنها مانع حضور زنان در صحنه هاى سیاسى و اجتماعى نمى باشد بلکه بر عکس، تشریع حکم حجاب از سوى شارع مقدس، در حقیقت مجوز حضور زنان در صحنه هاى اجتماعى به حساب مى آید، و اِلاّ نشستن در منزل و ماندن در کنار اعضاى خانواده، رعایت نوع حجاب مورد نظر را نمى خواهد تا درباره آن حکمى صادر شود لذا صدور حکم پوشش اسلامى از سوى شرع مقدس بهترین دلیل بر این مطلب است که دین مبین اسلام نه تنها با فعالیت هاى اجتماعى و فرهنگى زنان مخالف نیست بلکه خود زمینه حضور آنان را در فعالیت هاى اجتماعى فراهم کرده است

منتهى شرط حضور در اجتماع و فعالیت هاى سیاسى، فرهنگى و اقتصادى به خصوص براى قشر خانم ها، ایجاد امنیت لازم در جامعه خواهد بود و از جمله عوامل بسیار مهم و اساسى که در جهت آرامش و آسایش فرد و خانواده و امنیت در اجتماع، نقش ایفاد مى کند، داشتن حجب و حیا، رعایت اصول و ارزش هاى دینى و مذهبى از جمله رعایت حجاب و پوشش اسلامى توسط زنان و مردان مؤمن و متدین خواهد بود.

 قرآن کریم، زنان و مردان مؤمن را مورد خطاب قرار داده و به آنان دستور مى دهد: «چشم چرانى نکنید،   دامن هاى خود را آلوده نساخته و حفظش کنید»

به زنان تأکید بیشترى نموده مى گوید: «حجاب و پوشش اسلامى را رعایت کرده، زینت هاى خود را آشکار نسازید... و در نشست و برخواست هم به گونه اى عمل نمائید که متوجه زیور آلات شما نشوند.»

و در صحبت ها و مکالمات روزمره نیز با ناز و کرشمه، صحبت نکرده، ادا و اطوار زنانه که آتش شهوت را شعله ور سازد، از خود نشان ندهند.»

و مانند زنان نیمه عریان دوران جاهلیت، تبرج نکرده و با خودنمایى و خودآرایى و لباس هاى نازک و بدن نما از خانه خارج نشوید.»

همه این دستورات براى آن است که رعایت آن، علاوه بر اسقاط تکلیف و امتثال اوامر الهى، سلامت و بهداشت روحى و روانى و آرامش و امنیت فردى و اجتماعى را به دنبال دارد. و تخلف و سرپیچى از آن، یعنى چشم چرانى، آلوده کردن دامن، آشکار ساختن زینت و زیور آلات، صحبت کردن با ناز و کرشمه و لهجه هاى مخصوص و مهیج و پوشیدن لباس هاى نازک و بدن نما، هر کدام به نوبه خود، باعث فساد، .عیاشى، تجاوزگرى و اضطراب و ناامنى مى شود و جامعه را به هرج و مرج مى کشاند

در احادیث نورانى که از معصومین نقل شده است، نگاه کردن به نامحرم و چشم چرانى، به عنوان تیر زهرآلود شیطانى، معرفى شده است، لذا امام صادق(علیه السلام) مى فرماید: «نگاه (و چشم چرانى) تیرى از تیرهاى مسموم شیطان است.»

در حدیث دیگرى باز هم از امام صادق(علیه السلام) مى خوانیم «نگاه کردن تیر زهرآلودى از ناحیه شیطان است چه بسیار نگاه هایى که بعدها، حسرت و تأسف طولانى را به دنبال خواهد داشت»

امام على(علیه السلام) نیز مى فرماید: کسى که نگاهى را رها سازد، حسرت و تأسف او زیاد مى شود» 

14در جاى دیگرى مى فرماید: چه بسیار نگاههایى که آه و حسرت به دنبال دارد.»

15و در جملات دیگرى آن امام همام مى فرماید: «نگاه و چشم چرانى، پیشاهنگ تمام فتنه هاست»

16چشم ها دام هاى شیطان هستند.»

17و «چشم راهبر دل است»

:به قول شاعر

زدست دیده و دل هر دو فریاد *** هر آنچه دیده بیند دل کند یاد

بسازم خنجرى نوکش زفولاد *** زنم بردیده تا دل گردد آزاد

اگر به این آیات شریفه قرآن کریم و احادیث معصومین که در ارتباط با پوشش اسلامى آمده دقت شود و اشارت ظریف و لطیف آن، مورد ارزیابى قرار گیرد. این اصل و استنباط به دست خواهد آمد که حجاب محدودیت نیست بلکه مصونیت است، مصونیتى که فرایند و محصول مبارک آن، سلامت، بهداشت و آرامش افراد خانواده ها و حضور بالنده در جامعه همراه با امنیت  خواهد بود.

 

آثار بد حجابی و بی حجابی

بی حجابی یا حضور تحریک کننده زنان در جامعه آثار زیانبار اخلاقی ،فرهنگی ، سیاسی ، اجتماعی و...به همراه دارد که در اینجا به برخی از آنها اشاره می کنیم:

ایجاد ناامنی و سلب آرامش

آرامش و امنیت والاترین نعمتی است که خداوند به جامعه عنایت می فرماید و می توان گفت، اگر جامعه ای فاقد آن باشد به یک معنا، هیچ چیز ندارد و با وجود امنیت، همه چیز دارد. سلامت جسمی و روحی ـ روانی جامعه در سایه امنیت حفظ می شود و خلاقیت و نوآوری بروز می کند. زنان بدحجاب نمی دانند که چه ضربه های و جبران ناپذیر خانمان براندازی بر پیکره جامعه وارد می سازند.

در جامعه ای که بدحجابی رواج پیدا کند، چشم و هم چشمی ها و ارائه هر چه بهتر زینت آرایی، تمامی نخواهد داشت و زنان سعی می کنند تا چشمان بیشتری را متوجه خود سازند و در معرض دید همگان قرار گیرند و این امر تمامی نخواهد داشت تا جایی که تمام افراد جامعه را آلوده سازد. در نتیجه، ناامنی نه تنها دامان خود بدحجاب را می گیرد بلکه خیلی سریع به اجتماع سرایت می کند و جامعه را از فعالیت های سالم باز می دارد.

بسیاری از کجروی های گوناگون اجتماعی مانند مدگرایی، شورش ها و درگیری های خیابانی، ناهم نوایی اجتماعی و آزارهای جنسی، از بدحجابی و بی هویتی اجتماعی سرچشمه می گیرند.

زنان بدحجاب که به نمودهای ظاهری و تجمل و تنوع می پردازند و هر روز به سراغ اسباب آرایش و زیورآلات جالب تر و کفش و لباس شیک تر می روند، از سرمایه های معنوی محرومند و جمال معنوی برای آنان نامفهوم است. اینان کمبود خویش را بدین گونه جبران می کنند و عطش شخصیت یابی را از این طریق فرومی نشانند.

«آری، بدحجابی، ارزش های راستین دختران را تحت الشعاع ظواهر جنسی شان قرار می دهد و آنان را فدای هرزگی ها و هوس رانی های شیادان می سازد. بدحجابی ارزش زن را از بین می برد و او را تا حد یک کالا پست می کند. زنی که تن و اندام خود را در معرض دید همگان می گذارد و آن چه را که به جنسیت او مربوط می شود، به کوچه و بازار می کشد، در حقیقت می خواهد با تکیه بر زنانگی خویش، جای خود را در جامعه باز کند نه با تکیه بر انسانیت خویش. در واقع او بدین ترتیب اعلام می کند که آن چه برای او اصل است، زن بودن اوست، نه انسان بودن و نه اندیشه و لیاقت و کارآیی او. چنین زنی قبل از هر چیز اسیر خود است. او به مغازه داری شبیه است که دائما در فکر تزیین و تغییر دکوراسیون ویترین مغازه است.

ترویج رذایل اخلاقی

بدحجابی علاوه بر این که خود یک ناهنجار اجتماعی به شمار می آید و جامعه را به بی بند و باری می کشد، زمینه ساز بسیاری از زشتی های اخلاقی است. وقتی به پوشش و متانت بی اعتنایی می شود، مسائل اخلاقی دیگر هم از جامعه رخت بر می بندد. بدلباسی، بداخلاقی به دنبال دارد، چنان که مدپرستی، هواپرستی می آورد. جامعه ای که هر روز مد جدیدی را به شکل های گوناگون بپذیرد، دچار بسیاری از بیماری های اخلاقی چون غرور تکبر، عصیان، قساوت قلب و فخرفروشی خواهد شد. هرگاه جامعه ای به انجام دادن گناه جسارت پیدا کرد و مفاسد و معاصی رواج پیدا کرد، زشتی گناه از بین می رود و این خود گناه بزرگتری است. یعنی جامعه ای که گناه را گناه نداند، به سبب رواج زیاد و همگانی شدن آن، سقوط خواهد کرد. بنابراین، بدحجابی قبح و زشتی گناه رااز بین می برد و باعث رواج گناهان دیگر می شود. امام صادق(ع) می فرماید:

وَ اَمّا اللِّباسُ یَحْمِلُکَ عَلَی الْعُجْبِ وَ الرِّیاء وَ التَّزْییِنِ وَ التَّفاخُرِ وَ الْخُیَلاءِ فَاِنَّها مِن آفاتِ الدِّینِ وَ مُورِثُهُ الْقَسْوَةُ فِی الْقَلْبِ؛ لباست، لباسی نباشد که تو را به گناه خودپسندی، ریا، آراسته نشان دادن، مباهات به دیگران، فخرفروشی و تکبر، آلوده کند که تمام اینها از آفات دین و موجب سختی دل است..

بدحجابی موجب سوء ظن نیز می گردد. پوشش، نشانه ترس از خدا و آتش جهنم است و زن باحجاب، خود را به احکام الهی پای بند می داند. از آن طرف زنان بدحجاب به راحتی احکام الهی را زیر پا می گذارند و بی مبالاتی خود را به موازین اسلامی اعلام می دارند. چنین زنانی در معرض گناه هستند و افراد جامعه به آنها گمان بد می برند و زمینه این گناه را تنها زنان بدحجاب به وجود می آورند. پس زنان پاک دامن و با عفاف، باید کاری کنند که در معرض تهمت قرار نگیرند.

کم رنگ شدن حضور مثبت زنان در جامعه

زن در بسیاری از جوامع در فعالیت های اجتماعی، فرهنگی، اقتصادی، سیاسی و... شرکت می کند و سهم بسزایی در این زمینه ها دارد. بنابراین، حضور زنان در جامعه امری انکارکردنی نیست و روز به روز به این فعالیت ها اضافه می شود و زنان دوش به دوش مردان در تمامی زمینه ها به فعالیت می پردازند. حال آیا پوشش می تواند بر حضور زن در جامعه تأثیر داشته باشد یا خیر؟ پاسخ بسیار روشن است؛ زیرا اسلام همان گونه که به اختلاط مرد و زن نامحرم هشدار داده و آنان را از پی آمدهای بد و زشت آن بازداشته است، به پوشش و حجاب او توجه خاصی داشته تا حضور او را در جامعه حفظ و سلامت نفسانی جامعه را تضمین کند.

زنان بدحجاب در محل کار، به دلیل خودآرایی و خودنمایی، تمرکز فکری لازم را از دست می دهند؛ در حالی که لازمه کار و تلاش جدی در محل کار، حضور قلب و تمرکز حواس است. زن با بدحجابی و آرایش، نه تنها به کار جدی نمی پردازد، بلکه نیروی کارآمد دیگران را نیز دچار سستی و رکود

می نماید، در نتیجه چرخه فعالیت کاری جامعه را به کندی رهنمون می سازد.

از طرفی خانواده هایی که غیرت دینی بالایی دارند،از حضور دختران و زنان خود در چنین جامعه ای نگران هستند و نخواهند گذاشت حضور پرشور آن ها در فعالیت های اجتماعی جلوگیری می کنند. در نتیجه، جامعه ضرر خواهد کرد و بخش بزرگی از نیروهای کاری را از دست خواهد داد.

پوشش و حجاب، نه تنها باعث سلامت اخلاقی جامعه و پای بندی به هنجارهای دینی می شود، بلکه زمینه بروز و شکل گیری بزه کاری های جنسی را به حداقل می رساند و اعضای جامعه را نیز به سوی تشکیل خانواده، تنظیم روابط جنسی و عاطفی و قاعده مند کردن آن سوق می دهد.

اختلالات روحی و روانی

اختلال روحی و روانی از آثار ناگوار بدحجابی در جامعه است. برخی از دختران و زنان، بر اساس نیاز ذاتی خود برای جلب رضایت محیط و توجه بیشتر بینندگان، به خودآرایی و جلوه گری و ارائه پوشش غیرمتعارف می پردازند و افکار خود را در بعد تمایلات و تخیلات موهوم، تقویت می کنند. بنابراین، پوشش و حجاب ناقص فشارهای فراوانی را بر روح و روان افراد وارد می سازد. چنین افرادی همیشه در پی آنند که خود را به گونه ای ارائه دهند که افکار و نگاه های آلوده و هوس انگیز را به خود جلب کنند و شخصیت خود را با خواسته های دیگران همگون سازند. این خواسته ها محدود نیست و وقتی دختران نتوانند خود را مطابق خواست ها ارائه دهند. افراد جامعه ثبات روحی و روانی خود را از دست می دهند و امیدها و آرزوها به ناامیدی می گراید. شهید مطهری؛ می فرماید:

روح بشر فوق العاده تحریک پذیر است. اشتباه است که گمان می کنیم تحریک پذیری روح بشر، محدود به حد خاصی است و از آن پس آرام می گیرد. همان طور که بشر در ناحیه ثروت و مقام، از تصاحب ثروت و از تملک جاه و مقام سیر نمی شود و اشباع نمی گردد، در امور جنسی نیز چنین است. هیچ مردی از تصاحب زیبارویان و هیچ زنی از متوجه کردن مردان و تصاحب قلب آنان و بالاخره هیچ دلی از هوس سیر نمی شود. از طرفی تقاضای نامحدود خواه ناخواه انجام ناشدنی است و همیشه مقرون است با نوعی احساس محرومیت و دست نیافتن به آرزوها که به نوبه خود منجر به اختلالات روحی و بیمارهای روانی می گردد. چرا در دنیای غرب این همه بیماری های روانی زیاد شده است؟ علتش آزادی اخلاقی جنسی و تحریکات فراوان سکسی است که به وسیله جراید و مجلات و سینماها و تئاترها و محافل و مجالس رسمی و غیر رسمی انجام می شود.اگر بتوان از لحاظ پوشش، الگوی مناسبی به جامعه ارائه داد، سلطه ای آگاهانه به افراد جامعه پیدا خواهیم کرد و جامعه را از بی ارادگی و بی اختیاری نجات خواهیم داد. اما با بدحجابی، به افراد جامعه اجازه داده ایم که هرگونه می خواهند، برای پوشش خود تصمیم بگیرند و مدل های متنوع را جای گزین کنند و دل ها را به سمت و سوی انحرافات اجتماعی سوق دهند که در این صورت، اداره و اختیار از افراد جامعه گرفته می شود و جامعه ای که از خود اراده ای نداشته باشد، اختلالات روحی و بیماری های روانی به سراغ آن خواهد آمد و به منجلاب کشیده خواهد شد. «بدحجابی زن در جامعه، سبب نقش بازی کردن او در اسلوب ها و مدل های گوناگون می شود. این اعمال او را به صورت موجودی بی اختیار و بی اراده، به هر طرف می کشد و دیگر بر زندگی اش تسلط آگاهانه نخواهد داشت. در زندگی و اعمال خود، نظر دیگران را ترجیح می دهد که برای جلوگیری از این امور منفی، حجاب بهترین درمان می باشد

تزلزل نهاد خانواده

تشکیل نهاد خانواده، مقدس ترین پیوند زناشویی است. برای ثبات این نهاد، عفت و حجاب خانوادگی مهم ترین عامل به شمار می آید. اگر زن لذت های جنسی خود را از محیط خانواده بیرون نبرد و دستورهای اسلام را اطاعت کند، محیط خانه سالم و آرام بخش خواهد بود. ولی اگر عفت را رعایت نکند و لذت های جنسی و خودنمایی ها را به بیرون منزل بکشاند، مورد نگاه های هوس آلود نامحرمان قرار خواهد گرفت و ناخواسته عامل پاشیدگی و تیرگی روابط افراد خانواده خواهد شد.وقتی اختلافات زن و شوهر در محکمه های قضایی، را ریشه یابی می کنیم، پی می بریم که بسیاری از ناسازگاری ها به دلیل رعایت نکردن حجاب است. وقتی زن با آرایش و بدحجابی در جامعه ظاهر می شود، چشم ها، به سوی او نشانه می روند و او هم دل باخته و فریفته چشم چرانان می شود و کم کم از نگاه های شوهرش لذت نمی برد و از او سرد می شود و سرانجام باعث جدایی می گردد. گاهی همین امر از طرف شوهر صورت می گیرد. بر اثر چشم چرانی و نگاه های هوس آلود به دختران و زنان بدحجاب، از همسرش دل سرد می گردد و لذات ها و محبت هایش در بیرون از خانه صرف می شود. در نتیجه، بنای ناسازگاری با همسرش شروع می شود و تیرگی بر کانون خانواده سایه می افکند.

بنابراین، برای حفظ نظام خانواده و به وجود آوردن محیطی سالم و فرزندان پاک رعایت حجاب ضروری است و باید بالاترین امنیت، یعنی امنیت ناموسی، در خانه حاکم شود. از طرفی بدیهی است، اگر خانواده سالم باشد و پوشش را رعایت کند، جامعه که از اجتماع خانواده ها تشکیل شده، سالم و پایدار خواهد ماند. در جامعه ای که بیشتر اعضای آن را جوانان تشکیل می دهند باید در برابر این فرآیند حساس تر باشند؛ زیرا جوانان در برابر مناظر شهوت انگیز و تهییج کننده، زودتر تحریک می شوند و چنین مناظری عامل مهمی در سوق دادن آنان به فساد خواهد شد. در نتیجه، نیروی فعال اجتماع به راه های فساد و تباهی کشانده می شوند و به جامعه ضربه جبران ناپذیری از جهات اقتصادی مادی، اجتماعی و اخلاقی وارد خواهد شد.

«آمارهای قطعی و مستند نشان می دهد که با افزایش بی حجابی و بدحجابی در جهان، طلاق و از هم گسیختگی زندگی زناشویی در دنیا به طور مدام بالا رفته است؛ چرا که «هر آن چه دیده بیند دل کند یاد» و هر چه دل در این جا یعنی هوس های سرکش، بخواهد، به هر قیمتی باشد به دنبال آن می رود و به این ترتیب هر روز دل به دل بری می بندد و با دیگری وداع می گوید.

 

افت تحصیلی و آموزشی

فرهنگ هر جامعه ای، به آموزش های آن بستگی دارد. هر قدر آموزش ها از غنای بیشتری برخوردار باشد، فرهنگ آن جامعه بالاتر خواهد بود. نخبگان و فرهیختگان، در پرتو تحصیلات شناخته می شوند. جامعه ای که دانش مندان آن بیشتر باشد، معمولاً از تمدن بالاتری برخوردار است و پویایی در تمامی زمینه های فرهنگی، اقتصادی، سیاسی و نظامی کاملاً مشاهده می شود. خلاصه، پیشرفت هر جامعه ای در گرو آموزش آن است.

دختران و پسران اگر در کنار تحصیل، دل مشغولی های دیگری داشته باشند، از تحصیل باز می مانند و وقت زیادی از فرصت های مطالعاتی و تحصیلی آنان به هدر می رود. بسیاری از مشاوران از صحبت های دختران و پسران جوان درباره مدهای روز و آرایش های جدید گله مند هستند. نمی خواهیم بگوییم دختران و پسران باید در دانشگاه ها کاملاً از هم جدا باشند و دیواری بین آنها کشیده شود. اگر اینها فضای آموزشی را رعایت کنند و محیط را محیط درس بدانند و از آن چه برازنده فضای آموزشی نیست پرهیز کنند، بسیار تحسین برانگیز خواهد بود. به گفته مربیان تربیتی، در مدارسی که دختر و پسر با هم درس می خوانند، کم کاری، عقب افتادگی و بی مسئولیتی به خوبی مشاهده شده است. زیرا دختران در چنین محیطی، با بدحجابی توجه دیگران را به خود جلب می کنند و تمرکز ذهنی و روحی را از آنان می گیرند و باعث افت تحصیلی آنان می شوند و خود نیز دیگر حوصله درس خواندن ندارند و تمام حواسشان به لباس و نوع پوشش است. روح مطالعه و تحقیق در آنها خاموش می شود و افت تحصیلی پیدا می کنند.

تضعیف اعتقادات دینی در جامعه

جامعه ای که در سطح بالایی از باورهای دینی باشد، در سایه ایمان، در برابر بسیاری از آسیب ها مصون می ماند و دشمنان نمی توانند در صفوف آن رخنه کنند و نقشه های آنان نقش بر آب می شود. این جامعه که دل به خدا سپرده و سرانجام زندگی را رسیدن به خالق خود می داند، دل به دیگری نمی سپارد و عقاید خود را متزلزل نمی کند. در این جامعه، حجاب و پوشش جزء احکام مسلم دین و مذهب به شمار می رود و زنان حاضر نمی شوند خود را به زینت های زودگذر و دنیایی مزین کنند و در پرتو آن عقاید دیگران را متزلزل نمایند و خود نیز زمینه ساز فساد در جامعه شوند.

تظاهر به بدحجابی نشانه پای بند نبودن و بی مبالاتی فرد به احکام و اعتقادات اسلامی است؛ زیرا زنان با بدحجابی، چشم های هوس آلود را متوجه خود می سازند و پایه های ایمانی مردم را سست می کنند و جامعه را به فساد می کشانند. «هیچ راهی برای امریکا و ابرقدرت ها بهتر از این نیست که بدون جنگ و کشتار و بدون این که پولی خرج کنند و حساسیتی ایجاد نمایند، ایمان را از دل های مردم بدزدند و بزدایند. این کار به سادگی انجام می شود؛ با فیلم ها، نمایش نامه ها و چیزهایی از این قبیل به نام پیشرفت علم و... هیچ راهی بهتر و موفق تر از این وجود ندارد.» و می دانیم که باورها و ایمان های راسخ نقش بسزایی در بالندگی زندگی جامعه ایفا می کنند و زمانی که ایمان به سستی گراید، نفوذ دشمن و به انحراف کشیدن آن جامعه به راحتی صورت می پذیرد.

 

آثار و فواید حجاب اسلامی

آثار و فواید حجاب و عفاف بسیار گسترده و بر همگان آشکار است منتهی از باب اشاره بخشی از این آثار  بصورت اجمال بیان می گردد:

آرامش روانی

.یکى از فواید و آثار مهم حجاب در بُعد فردى، ایجاد آرامش روانى در افراد جامعه است .نفس آدمی دریایی از خواستنی ها و تمایلات است. زمانی که به چیزی رغبت پیدا کند همانند دریا، توفانی می شود و تنها راه آرام شدن جزر و مد این دریا، رسیدن او به خواسته خویش است. لذا برای جلوگیری از چنین موقعیت مهلک و درد طاقت فرسایی، حجاب؛ داروی درمان کننده و موجد امنیّت و صفای روحی است. همانطور که یک بانوی تازه مسلمان آمریکایی می گوید: «سلامت روح مرد و جامعه با نوع و کیفیت 18پوشش زنان، رابطه مستقیم و غیرقابل انکار دارد.

جامعه ای دارای امنیت و آرامش کامل است که امنیت را در ابعاد مختلف برای همه افراد آن جامعه فراهم نماید. می دانیم بخش عمده ای از این مهم به عهده زنان است که با حفظ پوشش صحیح به این امر جامه عمل بپوشانند.

اگر این حریم بین زن و مرد در جامعه از بین برود، آزادی معاشرت ها، بی بند و باری، هیجان ها و التهاب های جنسی افزایش یافته، به صورت یک عطش اشباع نشدنی در می آید. آری! اگر این حریم دریده شود، ضمانتی برای سلامتی شخص وجود ندارد. زن چون از صدف حجاب در آید، در معرض ضربات دیده های آلوده و قلوب منحرف قرار می گیرد و آرامش و آسایش خود را از دست داده و در نتیجه امنیت و آسایش افراد دیگر جامعه را نیز از بین می برد. در سایه رعایت عفاف، زن با شهامت هر چه تمام تر به وظیفه خود مشغول می گردد و خطری از ناحیه اجتماع متوجه وی نمی شود و او هم به آسایش و آرامش روانی جامعه آسیبی نخواهد رساند. قرآن مجید در خطاب به رسول گرامی اسلام(صلی الله علیه وآله) می فرمایند: «ای پیامبر! به همسران و دخترانت و به زنان مؤمنین بگو که مقنعه های خویش را به خود نزدیک سازند که این پوشش نزدیک تر است که زنان به حیا و عفاف شناخته شوند و مورد اذیت نااهلان 19واقع نشوند.»

بدین سان با قاطعیت تمام می توان گفت: حجاب در امنیت و آرامش روانی جامعه نقش بسزایی دارد. و زنان در حریم حجاب می توانند با خیالی آسوده در جامعه حضور یابند و به فعالیت های اجتماعی مفید بپردازند.

 پایداری خانواده

بدیهی است رعایت حجاب صحیح عامل مؤثری در حفظ زینت های زنان از نامحرمان و عامل مهمی در تقویت بنیان های خانواده است. اختصاص لذت های جنسی به محیط خانوادگی و در چارچوب ازدواج مشروع، پیوند زناشویی را محکم می سازد و موجب اتصال بیشتر زوجین می گردد. حجاب و پوشش برای زنان، محیط جامعه را از بی بند و باری و آزادی های جنسی حفظ می نماید و جلوی جلوه نمایی های زنان و دختران گرفته می شود و ارضای نیازهای جنسی را در همان محیط خانواده محدود می نماید. آری! با بی حجابی روابط آزاد و نامشروع جنسی جامعه را فرامی گیرد و به همان نسبت کانون خانواده ها سست شده و آمار ازدواج کاهش می یابد و ازدواج های گذشته هم به جدایی و طلاق منجر می شود. بنابراین وجود خانواده سالم و مستحکم در گرو گسترش فرهنگ حجاب خواهد بود.

اگر حجاب با کیفیت خاص خود در خانواده برقرار باشد و زن به جز مرد خود به کسی نگاه نکند و تمام توجهش به مردش باشد عشق و محبت خود را در او خلاصه خواهد کرد و مرد هم اگر این طور باشد زندگیشان بسیار شیرین و با صفا خواهدشد.

 برعکس، فقدان حجاب باعث انهدام نهاد خانواده مى گردد. یکى از نویسندگان، تأثیر برهنگى را در اضمحلال و خشکیدن درخت تنومند خانواده، این گونه بیان کرده است:

در جامعه اى که برهنگى بر آن حاکم است، هر زن و مردى، همواره در حال مقایسه است; مقایسه ى آنچه دارد با آنچه ندارد; و آنچه ریشه ى خانوده را مى سوزاند این است که این مقایسه آتش هوس را در زن و شوهر و مخصوصاً در وجود شوهر دامن مى زند. زنى که بیست یا سى سال در کنار شوهر خود زندگى کرده و با مشکلات زندگى جنگیده و در غم و شادى او شریک بوده است، پیداست که اندک اندک بهار چهره اش شکفتگى خود را از دست مى دهد و روى در خزان مى گذارد. در چنین حالى که سخت محتاج عشق و مهربانى و وفادارى همسر خویش است، ناگهان زن جوان ترى از راه مى رسد و در کوچه و بازار، اداره و مدرسه، با پوشش نامناسب خود، به همسر او فرصت مقایسه اى مى دهد; و این مقدمه اى مى شود براى ویرانى اساس خانواده و بر باد رفتن امیدِ زنى که جوانى خود را نیز بر باد داده است; و همه ى خواهران جوان لابد مى دانند که هیچ جوانى نیست که به میان سالى و پیرى نرسد و لابد مى دانند که اگر امروز آنان جوان و با طراوت اند در فرداى بى طراوتى آنان، باز هم جوانانى هستند که بتوانند براى خانواده ى فرداى آنها، همان خطرى را ایجاد کنند که خود آنان امروز براى خانواده ها ایجاد مى کنند.

زن مسلمان با حجاب اسلامی خود را در حصن و حریم الهی می یابد چرا که او سرباز سپاه الهی است که باید بر تعهدی که با خدای متعال بسته پای بند بوده و از آنچه که گزندی به این تعهد برساند در هراس باشد.

گو اینکه لباس ظاهرش نشان از این وظیفه و تعهد دارد.حجاب به گونه ای برای او طراحی شده که نه تنها عاطفه زندگی را حفظ کرده و امکان فعالیت را برای او فراهم می سازد بلکه زن مسلمان محجبه با حضور همیشگی خود در صحنه بر اقتدار و تداوم حرکت صحیح اجتماع به سوی اهداف متعالی نقش آفرین بوده است.

کاهش مفاسد واستواری جامعه

از عواملی که موجب تقویت بنیان جامعه و رشد و پویایی آن می شود، تلاش در جهت کاهش مفاسد و به همان نسبت رشد و توسعه ارزش ها و فضایل اخلاقی در بین افراد جامعه است. جامعه ای که فساد و تباهی در آن رو به گسترش باشد، محکوم به نابودی و انحطاط است و زندگی افراد در آن از سعادت و خوشبختی به شقاوت و پستی کشیده خواهد شد. در این میان حجاب زن در جامعه که خودنمایی و جلوه گری آنان را محدود می کند عامل مهمی در کاهش مفاسد اجتماعی و به همان نسبت رشد فضایل اخلاقی و استواری جامعه خواهد بود.

اگر زن و مرد هر یک به آنچه وظیفه اسلامی آنان است عمل کنند، یعنی زنان با حجاب کامل وارد اجتماع شوند چشم طماع مردان هوسباز را از خود دور نگه داشته و بدون دغدغه کار خود را به نحو احسن انجام می دهند، مردان هم به کارها و فعالیتهای اجتماعی خود ادامه می دهند.

اما بر عکس اگر زنان با لباسهای نامناسب و آرایش بیرون روند; نیروی مردان کم شده و به جای کار و فعالیت، نیروی شهوانی در وجود ایشان فعال می شود. زنان هم به جای کار در اجتماع مشغول خودنمایی و هوسبازی می شوند. در این جاست که می بینیم کار اجتماعی پیشرفت نکرده و رو به تنزل می گذارد.

 حفظ ارزش و مقام زن

چون مردان خود را نسبت به زنان نیازمند می بینند; اگر زن خود را از نظرهای شهوانی آنان دور نگه دارد موجب ارزش او می شود. زیرا مردان با مشاهده مرز میان خواهش و رسیدن به زن، وی را به چشم مروارید گرانبهایی می بینند که به علت قرار گرفتن در صدف حجاب، به آسانی نمی توان به آن دست یافت. از نظر اسلام نیز زن هر اندازه عفیف تر باشد ارزش و احترامش بهتر محفوظ می ماند.

زن مسلمان، تجسّم حرمت و عفت در جامعه است و حفظ پوشش نوعی احترام گذاردن به زن و حفظ وی از نگاه های شهوانی است. کلام گهربار حضرت صدیقه طاهره(علیها السلام) نشانگر لزوم محافظت از جایگاه والای زن است که فرمودند: «خیر النساء أن لایَرینَ الرِجال و لایراهُنَّ الرجال؛ بهترین زنان، زنی است که مردی را نبیند و مردی هم او را نبیند.»

چنانچه زن، حدود را رعایت نکند، هر بیماردلی به او طمع می نماید و با نگاه آلوده اش حریم او رامی شکند. زن شخصیتی است که باید سالم بماند و نسل سالم تربیت کند تا جامعه ای سالم داشته باشیم. اما چنانچه تحت تأثیر چشمان آلوده به گناه، به طرف شهوات سوق داده شود و در نتیجه هویت واقعی اش را فراموش کند و در چنگال بیماردلان و هوسبازان، گرفتار آید، از منش انسانی سقوط می کند و در این حالت او چگونه می تواند فرزندانی سالم به جامعه عرضه نماید؛ جامعه ای که سلامت و پویایی آن در گرو داشتن نسلی سالم است. بنابراین حجاب و پوشش عامل مؤثری در حرمت بخشی و تکریم زنان است و این حرمت بخشی موجب سلامت جامعه و نسل آینده خواهد شد.

شکوفایی علمی و اقتصادی

بدون شک شکوفایی علمی و اقتصادی عامل مؤثری در پویایی و توسعه همه جانبه جامعه است و از آنجا که زنان نیمی از جمعیت جامعه را تشکیل می دهند، لذا می توانند نقش مؤثری در شکوفایی علمی و اقتصادی آن داشته باشند. از آن گذشته باید این حقیقت را پذیرفت که ابتذال و بی حجابی زنان نه تنها شرایط مناسب جامعه را برای رشد و شکوفایی علمی و اقتصادی مردان بر هم خواهد زد؛ بلکه تأثیر بسزایی در تضعیف روحیه علم جویی خود زنان و هدر رفتن منابع مالی آنان خواهد داشت. زنی که هر روز برای خودنمایی بیشتر و استفاده از مدهای جدید مبالغ هنگفتی هزینه می کند، دیگر نه تنها علاقه به فراگیری علم و بالابردن سطح معلومات خود ندارد، بلکه وقت و زمانی برای او باقی نخواهد ماند.

بنابراین، باید گفت رعایت حجاب و پوشش اسلامی که عامل مهمی در جلوگیری از خودنمایی زنان است، ۱- از ورود زنان به ورطه مد ها و پوشش های کاذب و غیر اسلامی جلوگیری می کند و موجب هزینه شدن درست منابع مالی آنها و در نتیجه تقویت بنیه اقتصادی کشور خواهد شد. ۲- زمینه های لازم را برای حضور سازنده زنان در عرصه های علمی و پژوهشی فراهم خواهد کرد که در نهایت منجر به رشد و شکوفایی علمی جامعه خواهد شد.

پوشش اسلامی و سلامت نسل آینده جامعه

بدون شک جامعه ای سالم است که سلامت نسل آینده آن تأمین شده باشد و رعایت حجاب اسلامی نقش اساسی در حفظ نسل آینده و تأمین سلامت آنها دارد؛ چرا که زنان مربیان اصلی جامعه اند و انسان ها از دامن آنها به رشد و کمال می رسند. زنان با داشتن حجاب صحیح و کامل سعادت فرزندان آینده را تضمین می نمایند. همگان بر این مطلب اذعان دارند که بی بند و باری و رعایت نکردن حجاب، سبب افزایش روابط نامشروع در ابعاد گسترده خواهد شد و یکی از آثار آن همچنان که در مجامع غربی مشاهده می شود، افزایش فرزندان غیرقانونی و نامشروع و به طور کلی سقوط و انحطاط اخلاقی نسل آینده آن جوامع است.

در حدیثی که از امام صادق(علیه السلام) آمده است: «فرزند نامشروع به گناه و تحقیر کردن دین خدا و نیز بدرفتاری با مردم تمایل دارد.»

اگر بخواهیم نسل آینده جامعه ما از سلامت کامل برخوردار باشد، باید از به دنیا آمدن کودکان نامشروع و غیرقانونی جلوگیری کنیم و ناچاریم به امر حجاب بیش از پیش اهمیت دهیم؛ زیرا در سایه حجاب و پوشش اسلامی بانوان است که خودنمایی های مفسده انگیز و روابط نامشروع مردان و زنان تا حدود زیادی از بین خواهد رفت.

 

 علل کم‌توجهی به عفاف و حجاب اسلامی

 اهمیت ندادن به عفاف و حجاب از سوی برخی از زنان ،کم‌توجهی مسئولان و متولیان امور فرهنگی به اجرای آن در جامعه، آثار زیانبار فردی و اجتماعی به دنبال خواهد داشت و ممکن است به تدریج بنیادهای ارزشی و اخلاقی را سست و متزلزل کند و زمینه‌های انحطاط فرهنگی و معنوی را فراهم سازد، از این رو شناخت عوامل مؤثر در سیر نزولی توجه به عفاف و حجاب بسیار مهم است و می‌تواند ما را در تبیین و تقویت هرچه بهتر راهکارهای اجرایی عفاف و حجاب یاری دهد، آنچه در ادامه از آن سخن به میان می‌اید اشاره به این عوامل می‌باشد:

تبیین نشدن شایسته فرهنگ اسلام

پس از انقلاب اسلامی گرایش به دین و معنویت و انجام دستورات دینی به نحو خوبی رشد یافت و متولیان فرهنگ کشور وضعیت اجتماعی را پاک و سالم دانسته و به تصور اینکه این روند و این فضا ادامه خواهد داشت، کمتر برای تبیین و استمرار فرهنگ دینی که حجاب و عفاف نیز جزو آن است، سرمایه گذاردند و به مسائل دیگری که گمان می‌کردند از اولویت و اهمیت بیشتری برخوردار است پرداختند.

نبودن مجال برنامه‌ریزی

کینه‌توزی دشمنان اسلامی و توطئه‌های استکبار جهانی به سر کردگی امریکای جهانخوار و راه‌اندازی بحران‌های اقتصادی، سیاسی، امنیتی و تنش‌های اجتماعی که همة ما مصادیق بسیاری از آن را از اول انقلاب تا حال، شاهد بوده‌ایم و از همه مهم‌تر راه انداختن جنگ تحمیلی که بیشترین منابع و سرمایه‌های مادی و معنوی کشور را به خود اختصاص داد، باعث شد که فرصت برای برنامه‌ریزی صحیح از مسؤلان سلب گردد.

سیاست‌های فرهنگی

عرصه‌های فرهنگی به افراد خوش‌ذوق، متعهد، متدین و متخصص نیازمند است که به صورت دقیق و عمیق بتوانند مسائل اسلامی را از منابع غنی اسلامی فهمیده و به شیوه صحیح و در کتاب‌های معارف اسلامی دبیرستان‌ها و دانشگاه‌ها و همه سطوح آموزشی جامعه ارائه دهند به صورتی که مطالب این کتاب‌ها جوانان را جذب کند و توجه به معنویت، اخلاق و ارزش‌های دینی را در وجود آنان نهادینه سازد البته کارهای زیادی در این زمینه شده است ولی کافی نیست و ما هنوز در آغاز راهیم.

ترویج تساهل و تسامح

افرادی، که از طرفی آگاهی و شناخت درستی از اسلام ندارند و از طرف دیگر، در معرض بمباران تبلیغات سوء دشمنان قرار دارند، چه بسا حجاب را قید و بندی برای خود احساس کرده و مراعات آن را با آزادی مادی و جسمی خود سازگار نبینند و به دنبال دست یافتن به راحتی و آسان بودن زندگی، خیلی زود به افکار و عقاید دشمن که در این زمینه القاء می‌شود، گرایش پیدا کنند و در دامی که برای آنان نهاده شده گرفتار آیند.

نبودن الگوهای مناسب

متأسفانه ما نتوانسته‌ایم الگوهای مناسب فرهنگی از نظر پوشش، رفتار و بسیاری از مناسبات اجتماعی به دختران و زنان ارائه دهیم که مورد توجه آنها قرار گیرد و آن را الگوی خود سازند در حالی که دشمن از این خلاء فرهنگی سود جسته و با ترویج الگوهای مصرفی، بی‌بندوباری در میان جوانان و نوجوانان را بسط داده و قبح بسیاری از مسائل غیر اخلاقی را از بین برده است.

بالا رفتن سن ازدواج

تردیدی نیست که میانگین سن ازدواج در سال‌های اخیر بالا رفته است و جوانان به دلایل زیادی از جمله مشکلات معیشتی، نبود مسکن، نداشتن شغل و یا امور دیگری همچون سختگیری خانواده‌ها، و مطالبات و خواسته‌های غیر منطقی و مسائل دیگری از این قبیل نمی توانند در سال‌ها‌ی آغاز دورة بلوغ ازدواج کنند و این امر به سهم خود می‌تواند مشکلات و عواقب زیادی را در پی داشته باشد که در جای خود باید مورد بررسی قرار گیرد و مسئولان باید برای حل آن تدبیری بیندیشند. در رابطه با موضوع بحث ما نیز بسیاری معتقدند بالا رفتن سن ازدواج در پآیین آمدن سطح حجاب و عفاف و رواج بی‌بندوباری و بی‌عفتی در بین جوانان مؤثر است زیرا طبیعت زن خودنمایی و جلوه‌گری در برابر جنس مخالف است و اگر از راههای صحیح و شرعی ارضا نشوند چه بسا به سراغ راههای دیگر بروند و حجاب و عفاف آنان آسیب ببیند، بی‌حیایی و بی‌حجابی رونق گیرد.

دوری از خانواده

اکنون شرایط تحصیل فرزندان به‌گونه‌ای است که بسیاری از دختران ناچارند کانون گرم خانواده را ترک کنند و برای ادامه تحصیل به شهرهای دیگر بروند و سال‌ها در محیط مدرسه و دانشگاه و خوابگاه‌های دانشجویی که گاه بعضاً نامناسب هم هستند زندگی کنند و از مهر و محبت والدین و مراقبت‌های رفتاری و عاطفی زیاد نتوانند استفاده کنند، برخی از پدر و مادرها نیز سرکشی و مراقبت از آنها را جدی نمی‌گیرند و وظایف خود را به درستی انجام نمی‌دهند، روشن است که در این صورت آسیب‌پذیری فرزندان افزایش می‌یابد و احتمال تأثیرپذیری دختران کم‌ تجربه و جوان از القائات سوء دشمنان و وسوسه‌های خناسان که مطابق میل و خواهش نفسانی آنها نیز هست، بسیار زیاد می‌شود.

دین‌زدایی بیگانگان

روشن است که همه کشورهای اسلامی به ویژه کشور عزیزمان ایران و نظام مقدس جمهوری اسلامی در حال حاضر مورد شدیدترین تهاجمات فرهنگی قرار دارد و استکبار جهانی با امکانات بسیار گسترده و بکارگیری دهها و صدها فرستنده رادیویی و تلویزیونی و کانال‌های بی‌شمار ماهواره‌ای و شبکه‌های گسترده خبری و رسانه‌ای و صرف میلیاردها دلار، به شدت می‌کوشد ارزش‌های معنوی و اخلاقی و اعتقادات دینی را زیر سؤال ببرد و جوانان مسلمان را از پایبندی به آموزه‌های دینی دور سازد و آنان را به سمت اباحی‌گری و بی‌حیایی سوق دهد، و آزادی بی‌بندوباری را ترویج کند، آنها با شعارهای پوج فمنیستی احساسات و عواطف زنان را تحریک می‌کنند و با کمک زنان و دخترانی که سخت در ورطة جهل و غفلت غوطه‌وراند و یا در دام باندهای فساد و تبهکاری گرفتار شده‌اند تلاش می کنند به کلی جوانان را از معارف الهی دور سازند و ارزش‌های اخلاقی و دینی را وارونه جلوه دهند و به جای آنها ضد ارزش‌ها را ارزش وانمود کنند و جامعه را به آن سمت و سو ترغیب نمایند.

 

 راهکارهای توسعه و گسترش فرهنگ حجاب اسلامی

در فرهنگ اسلام، محور اصلاحات، فرهنگ سازی است. لذا با فعالیت‏های آموزشی، فرهنگی و تبلیغی می‏توان فضای اجتماعی جامعه را به سمتی هدایت کرد که افراد به صورت طبیعی و خودجوش به رعایت عفاف و حجاب رغبت نمایند.بدین ترتیب، اقدامات بازدارنده باید در حد ضرورت، نقش تکمیلی خود را ایفا نماید. در برخورد با پدیده بدحجابی باید مشکل فرهنگی و سیاسی آن را از هم تمایز ساخته و متناسب با خاستگاه‏های آن به برخوردی سنجیده و برنامه‏ریزی شده پرداخت. نکته اساسی این که وقتی اکثریت جامعه گرفتار یک ناهنجاری است مقابله با اکثریت نتیجه بخش نخواهد بود، مگر این که با موارد مستهجن که عموم مردم آن را زشت می‏شمارند، برخورد شود و در دراز مدت با بستر سازی فرهنگی، این ناهنجاری گسترده را به سطح محدودی تقلیل داد، در این صورت دایره اقدامات متوجه افرادی است که در اقلیت قرار گرفته‏اند.

اما راهکارهای بنیادین که در توسعه حجاب می‏توانند نقش جدی ایفا نمایند، بدین قرار است:

 احیای فرهنگ اسلامی و اصلاح باورهای عمومی

پیاده کردن آموزه‏های دینی و عینی نمودن دستورالعمل‏های شریعت، وظیفه آحاد جامعه است. اما در این میان سازمان‏های فرهنگی حکومت دینی، وظیفه‏ای مضاعف به دوش می‏کشند و باید خط مشی کلی جامعه را بر اجتناب از رذایل اخلاقی، ترغیب جوانان به ازدواج و رواج ساده‏زیستی بنا نهند. وقتی فرهنگ سازان جامعه خود گرفتار اسراف و تبذیر شوند، از اخلاق و معنویت فاصله بگیرند، نسبت به مفاسد اخلاقی و ابتذال در پوشش بی‏تفاوت شوند، پیامدهای ذیل نتایج طبیعی چنین گرایشی است:

الف) بی توجهی نسبت به کار آمدی دین در عرصه‏های مختلف اجتماعی، جوان را به سمت بی هویتی و پرداختن به ضد ارزش‏ها سوق می‏دهد. وقتی پویایی دین در عرصه حیات بشری کم رنگ شود، بدینی است دختران و پسران، ابزار وجود و اثبات شخصیت خویش را در مظاهر غیر دینی مانند خود آرایی و مدگرایی جست و جو نمایند.

ب) عدم اهتمام به تقویت باورهای دینی و ارزش‏های اخلاقی سبب می‏شود نسل جوان نسبت به ارزش‏ها بیگانه گشته و نسبت به اعتقادات دینی خود احساس حقارت نماید و بن‏بست فکری در این باب، خودباختگی به فرهنگ غرب را در پی‏دارد.

احیای ارزش‏های اصیل اسلامی و فراخوانی زن مسلمان به تعقل و دریافتن ارزش‏ها و آفریدن روح تعبد و تعهد نسبت به این‏ها نقش مهمی در این زمینه خواهد داشت.زن مؤمن باید به آنچه اسلام به عنوان ارزش بدان می‏نگرد باور داشته باشد و بداند که شخصیت و عظمت او در گرو روح بلند، اندیشه والا و جان پیراسته از آلودگی است که او را به روشی انسانی و مشی اسلامی فرا می‏خواند و بداند تن آرایه بسته و ظاهر فریبنده هرگز نمایانگر شخصیت او نیست.کلام بلند حضرت علی(ع) که می‏فرماید: 

المرء بایمانه؛ آدمی در گرو باورهای خویش است  نشان‏گر آن است که باورهای درست و ایمان‏های راسخ، عالی‏ترین نقش را در کیفیت زندگانیِ انسان ایفا می‏کنند.

 

اصلاح نگرش‏های فرهنگی در سیاست‏گزاران و برنامه‏ریزان

تحلیل صحیح، برنامه‏ریزی و سیاست گذاری درست آن گاه میسر می‏شود که از جزئی نگری و بریده نمودنِ پیکره شریعت پرهیز شود و اجزاء و عناصر مجموعه دین در ارتباط با یکدیگر لحاظ شوند. اما واقعیت این است که گاهی برنامه‏ریزان به جای آسیب‏شناسی و پرداختن به معضلات اساسی جامعه، به انجام عملیات قطعی پرداخته و به اتخاذ برنامه‏های موقتی رو می‏آورند. این شیوه، آسیب‏های جدی بر جامعه تحلیل می‏کند. آگاهی مجریان و توجه آنان به معضلات اخلاقی جامعه، اختصاص اعتبار مناسب و نیروی انسانی کارآمد و سوق دادن جامعه به سمت اصلاحات می‏تواند گام مؤثری در رفع مشکلات فرهنگی جامعه باشد.

البته از ضعف فرهنگی جامعه بانوان نیز نباید غفلت نمود، یکی از معضلات فکری و فرهنگی جوامع، عدم شناخت و آگاهی زنان نسبت به هویت واقعی خود و تمایزات و تفاوت‏های روحی و جسمی خود با مردان است و تا هنگامی که این آگاهی حاصل نشود نمی‏توانند ارزش خود را بشناسند.

بنابراین، طبیعی است که در جهت احکام و قوانین مربوط به خود، جدیت و اهتمام لازم را نخواهند داشت وجامعه نیز درانجام تکالیف خود نسبت به زنان کوتاهی خواهد کرد واین همه منجربه محرومیت فرهنگی ودورماندن زنان ازحقوق مسلم‏شان خواهد شد.بدیهی است برنامه‏های آموزشی و تشویق بانوان به فراگیری واهتمام نسبت به مسائل مربوط به خویش، تا حدودی می‏تواند در رفع این معضل مفید ومؤثر باشد.

 هماهنگی کلیه نهادهای ذی‏ربط

در توسعه فرهنگ حجاب، بایستی میان نهادهای دولتی و غیردولتی و نیز میان فعالیت‏های فرهنگی، ارشادی و اجرایی هماهنگی و هم سویی وجود داشته باشد. برنامه‏ها و اقدامات به عمل آمده به صورت پی‏گیر تحت نظارت و اشراف نهادهای ذی‏ربط قرار گیرد.جهت تحقق این مهم باید تمامی متولیان و دست اندرکاران از آگاهی لازم و حساسیت کافی نسبت به این موضوع برخوردار باشند تا زمینه گسترش عفاف و حجاب فراهم شود.

 اصلاح عملکرد رسانه‏ها

بی‏تردید رسانه‏های تصویری در تغییر هنجارها و ارزش‏ها نقش مؤثری دارند به‏ویژه برنامه‏هایی که با مخاطب ارتباط بیش‏تری برقرار نمایند.گاهی برنامه‏های تبلیغی و فرهنگی، زمینه تحقیر زنان و تضعیف موقعیت آنان را فراهم نموده است. از این رو، مناسب است با اجتناب از عرضه برنامه‏هایی که زنان را به سوی جلوه‏گری سوق می‏دهد هم چنین با پرهیزازنمایش زنان درفیلم‏ها و سریال‏ها و... به عنوان انسان‏هایی کم بهره از معرفت، احساسی و فاقد هویت، بر جایگاه و هویت واقعی آنان تأکید نموده و زمینه‏های تعالی آن‏ها را فراهم سازند.

رعایت وقار و متانت و حفظ پوشش که ضامن مصونیت اخلاقی و روانی زن به هنگام حضور در عرصه‏های مختلف اجتماعی است، بعضاً در میان هنرپیشگان مورد بی مهری قرار گرفته و حجاب سنتی و اصیل تحقیر شده است. ریشه چنین نگرش را باید در عدم آگاهی و یا ضعف اعتقادی برخی دست اندرکاران رسانه‏ای دانست.به نظر می‏رسد نهادهای فرهنگی باید بیش از پیش به تربیت هنرمندان و هنرپیشگان متعهد به مبانی اعتقادی بپردازند تا حفظ ارزش‏های دینی نه به عنوان تحمیل قانونی، بلکه به عنوان باورهای قلبی و تمایلاتی خود جوش متجلی شود.

زن به عنوان موجودی خلاق، برخوردار از ظرافت‏های شخصیتی و دارنده بسیاری از کمالات و استعدادها در رسانه باید خصوصیات مثبت او به عنوان یک مادر، همسر و کسی که نقش‏های برجسته را عهده‏دار است، معرفی شود و از شخصیت‏پردازی‏های ناصحیح که زن را ظلم‏پذیر و ضعیف و یا در نقشی تصنعی و دور از واقعیت نمایش می‏دهد، پرهیز کند.زن به لحاظ ساختار تکوینی از ویژگی‏هایی برخوردار است؛ از شاخص‏ترین این خصوصیت‏ها، کمال جویی معنوی زن است. از آن جا که زن از احساس و تخیل بهره‏مند است؛ می‏تواند در مسیر کمالات معنوی بهتر و سریع‏تر گام بردارد؛ احساس و تخیلی که محور هنر و تربیت هنرمند است؛ اگر به این ساحت که جزو جوهره و ماهیت زنان است توجه کافی شود دیگر زن در عرصه هنر با نقش‏های منفیِ پرخاش‏گری، ساده لوحی و... ظاهر نمی‏شود.

نمایش روش و منش زنان پاکدلی که در عرفان عملی طی طریق کرده و به مراتبی از قرب دست یافته‏اند و پرداختن به زمینه‏ها و بسترهایی که آنان را به این جهت سوق داده می‏تواند برای دیگران نیز سازنده و مؤثر باشد.این حقیقت را باید از طریق برنامه‏های رسانه به ویژه به جامعه زنان تفهیم کرد که هر چه آدمی به لذایذ بیرونی و عرصه برونی وجود خویشتن بپردازد، از عرصه درون و خویشتن‏نگری باز خواهد ماند.لازمه تکامل و حرکت سازنده، تعمق و اندیشه درونی و انصراف از تکثر بیرونی است و این همه زمانی میسر می‏شود که زن در کنار زندگی متعارف و روزمره خود بخشی از برنامه زندگی‏اش را به مطالعه اختصاص دهد.

رسانه در این جهت می‏تواند ارائه طریق نماید، ترتیب و تنظیم برنامه‏های آموزشی (با تأکید بر آموزه‏های دینی) آن هم در اوقاتی که نوعاً خانم‏ها امکان بهره برداری از آن را دارند و ساعاتی که از اشتغالات بیرون و احیاناً داخل منزل فارغ شده، از بهترین زمان ارائه برنامه است.

 اصلاح نظام الگوسازی

انسان فطرتاً الگو گزین و الگوپذیر است. پیوسته در این اندیشه است ارزش‏هایی را که باور دارد در چهره ای مجسم بنگرد و خود را همانند آن الگو بسازد مسأله الگو در اخلاق اسلامی و روان‏شناسی نیز جایگاه مهمی دارد. از این رو، قرآن کریم در شرایطی که زن هیچ گونه ارزش انسانی و اجتماعی نداشت زنانی شایسته چون آسیه همسر فرعون و حضرت مریم(س) را معرفی و از آنان تجلیل نموده است.حضرت زهرا(س) را کوثر دانسته، به عنوان الگو و اسوه معرفی کرده و بدین ترتیب، لیاقت و شایستگی زن را در رسیدن به کمالات معنوی به اثبات رسانیده است.و الگو بودن زنان صالح و وارسته را برای همگان اعم از زن و مرد تبیین نموده است.با توجه به این که الگوها در ساختار روحی و رفتاری انسان نقش مؤثری دارند، یکی از تأسف‏های جدی عصر حاضر این است که زن مسلمان آن چنان که شایسته و بایسته است با چهره‏های بلند تاریخ اسلام آشنا نیست. زندگانی حضرت زهرا(س) و فرزند برومندش، پیام آور عاشورا، حضرت زینب(س) و دیگر چهره‏های والای تاریخ گذشته و معاصر باید برای زن مؤمن نشان داده شود تا بنگرد چه سان با حفظ هویت و شخصیت و وقار و متانت می‏تواند در جامعه حضور پیدا کرده و ایفای نقش نماید.توصیه امام صادق(ع) تأمل برانگیز و قابل توجه است:

به زنان دوستی آل علی(ع) را الهام کنید.

زن اگر حب علی(ع) را فرا گرفت و او را راهبر شناخت و خاندان او را الگو پذیرفت و بر راهی رفت که اهل بیت(ع) رفته‏اند و آنان را سرمشق گرفت، رویین تن می‏شود و حضورش در جامعه دلهره آفرین نخواهد بود.

 به کارگیری روش‏های صحیح برای گسترش حجاب

سلیقه‏ای عمل کردن و تأکید و تکیه بر آداب و عادات غیر اصیل، نقش مهمی در جهت بدبین کردن مردم نسبت به حجاب ایفا نموده است.تصویری که از زن در جوامع اسلامی عرضه می‏شود و نحوه نگرش و برخورد زن، همه گویای این مطلب است که التقاط و انحرافی صورت گرفته است. به این معنا که برخی از احکام دینی با آداب و سنت ناصواب که بعضی ریشه در جاهلیت نخستین دارد، در آمیخته است و مسلمانان باید به عنوان مالکان برترین میراث دینی فهم دینی را از رسوبات فرهنگی‏های جاهلی و سنت‏های غلط بپیرایند.

مصلحان واقعی جوامع یعنی انبیا نسبت به عرف زمان خودشان دست به اصلاحات زدند و دیدگاه‏هایِ ناصواب را تغییر دادند. پیامبر گرامی اسلام(ع) با عرف مقابله نمود و هویت از دست رفته زن را به جامعه باز گردانید. دستورات الهی را در همسانی زن و مرد به مردم ابلاغ نمود. بدین ترتیب یکی از واقعیت‏های تلخ جوامع اسلامی، دیدگاه‏های افراطی و گرایش‏های نادرستی است که به عنوان مذهب و عرف اسلامی درباره مسائل زنان رواج داشته است، تبیین ناهنجاری‏ها و اثرات سوئی که بر این نگرش مترتب است، به سادگی امکان‏پذیر نمی‏باشد چرا که بسیاری از مصادیق این مسأله به عنوان ارزش تلقی می‏شود. البته این مهم از منظر اندیشمندان مخفی نمانده و نسبت به آن هشدار داده‏اند. یکی از نویسندگان از انحرافی که درجوامع اسلامی رخ نموده، داد سخن می‏زند:

مسلمانان در برخورد با زنان از مسیر تعالیم شریعت اسلام منحرف گذشته و روایات مدسوس و مجعول در بین آنان گسترش یافته، از این رو زن مسلمان در ورطه جهل و غفلت از دین و دنیا سقوط کرده است. آموزش زنان گناه عظیم شمرده می‏شود، رفتن به مسجد ممنوع و اطلاع او نسبت به اوضاع و احوال فرهنگی ـ اجتماعی و سیاسی امری بعید تلقی می‏شود.این درحالی است که زن دائما گرفتار نگرش افراطی و تفریطی بوده و رفتار عادلانه را کمتر تجربه کرده است. بر این اساس توصیه به رعایت حجاب در محیط‏های زنانه، تأکید بر گونه خاصی از حجاب بدون توجه به شرایط آب و هوایی و منطقه جغرافیایی و بافت فرهنگی را می‏توان نمودهای نگرش افراطی دانست.

به طور کلی، طی کردن مسیر اعتدال و پرهیز از افراط و تفریط می‏تواند فضای رغبت و میل به رعایت حجاب را فراهم کند. اما به طور مشخص اقدامات ذیل تا حدودی مؤثر و مفید است:

-معماری و شهرسازی متناسب با فرهنگ حجاب صورت پذیرد از جمله معماری مراکز آموزشی دخترانه به گونه‏ای باشد که تا حدودی آزادی عمل را برای آنان فراهم نماید تا آنان مجبور نباشند ساعات متمادی پوشش کامل را رعایت کنند.

-برنامه‏ریزی در جهت توسعه فرهنگ حجاب باید چنان باشد که شرایط و مقتضیات فرهنگی، روحی و سنی افراد لحاظ شود و نیز به نوع کار و خصوصیات اقلیمی و منطقه‏ای ـ با رعایت اصل حکم حجاب توجه شود. بدین ترتیب نباید بر رنگ خاص یا شکل خاص پافشاری نمود.

 -باید تدابیری اندیشید تا چادر و لباس‏هایی که به عنوان حجاب استفاده می‏شود با قیمت مناسب و سهل الوصول در اختیار همگان قرار گیرد.

 -توجه به حس تنوع‏طلبی و مدگرایی جوانان و متناسب با فرهنگ دینی و آداب محلی و منطقه‏ای آنان، الگوهای پوششی ارائه شود.

توجه به هدایت زمینه‏های طبیعی میل به خودنمایی

شاید بتوان گفت که خودآرایی و تزیّن در زن، امری طبیعی است. در فرهنگ اسلام، تمایلات و غرایز انسانی به هیچ وجه منفی تلقی نمی‏شود و سعی بر آن است که با شیوه صحیح نگرش به تمایلات و ارضا مشروع آن، انسان را در جهت تکامل سرعت بخشد. در این راستا، به زن توصیه می‏کند غریزه خودآرایی را جهت دهد و آن را به محارم به ویژه همسر خویش اختصاص دهد.هدایت و جهت‏دهی این غریزه آن قدر مهم است که اگر در موقع مناسب خود انجام نگیرد، جامعه را گرفتار کج‏روی و ابتذال خواهد کرد. جلوه‏گری زن و صرف انرژی و توان او درجهت جلب رضایت وتوجه مردان یکی از نمودهای این ابتذال است، که نهایتاً زبونی و حقارت قشر زن را در پی دارد چرا که محیط اشتغال را به محیطی همراه با تبرج تبدیل می‏کند و بخشی از نیاز مرد را در محیط اجتماعی اشباع می‏نماید و بازیچه مردان هوس‏باز می‏شود.

 تقویت مرزهای زنانگی و مردانگی

تفاوت‏های تکوینی زن و مرد، مطلبی انکارناپذیر است و خداوند حکیم با احاطه بر این تفاوت‏ها برای هر یک از دو صنف، وظایف و مسئولیت‏هایی مقرر فرموده تا نظام هستی به نحو احسن اداره شود. از این رو در آیه 32 سوره نساء تفاوت‏های موجود بین زن و مرد را مطابق حق و عدالت می‏داند. پس آرزوی تغییر آن‏ها یک نوع مخالفت با مشیت پروردگار تلقی می‏شود:

(ولا تتمنّوا ما فضّل الله بعضکم علی بعض...)

بر این اساس، قرآن کریم بر تفاوت‏هایی که در سایه خلقت انسان به طور طبیعی در اصناف بشر قرار داده شده، صحه می‏گذارد. اما اختلافاتی که به دست بشر به خاطر روابط ظالمانه بشری به وجود آمده، به هیچ وجه مورد قبول اسلام نیست.بدین ترتیب، پذیرش مرزها و تفاوت‏های جنسیتی میان زن و مرد که ریشه در نظام خلقت آن دو دارد، امری کاملاً منطقی و عقلانی است. اما تبعیض‏ها، بی عدالتی‏ها و بی توجهی به خواسته‏ها و آزادی‏های مشروع زنان که ناشی از برداشت‏های ناصحیح از اسلام می‏باشد و ریشه در اندیشه‏های خرافی و مردسالارانه دارد امر را بر بسیاری از مردم مشتبه ساخته و عموماً این نحوه نگرش و برخورد را در مبانی و معارف دینی و اعتقادی جست و جو می‏کنند. این همه، مسئولیت دست اندرکاران فرهنگ و هنر را سنگین‏تر کرده که در جهت تصحیح و پالایش افکار عمومی جامعه تلاش کنند و مرز میان تعصبات و ارزش‏های دینی را بازشناسی و تفکیک نمایند.

اقدامات عملی که می‏تواند در زدایش این نوع نگرش کارساز باشد، بسیار متنوع و متعدد است به عنوان مثال در عرصه ورزش جهت حضور فعال و سالم بانوان باید سرمایه‏گذاری شود مسلماً فراهم نمودن زمینه فعالیت بانوان در این زمینه از نظر اقتصادی سرمایه‏گذاری مضاعفی را می‏طلبد.

به ویژه در جامع اسلامی که بایستی تقویت فرهنگ دینی و حفظ موازین اسلامی مدنظر مسئولین مربوطه باشد.در عرصه دانش و پژوهش هم باید اقدامات جدی صورت بگیرد. قشر پژوهشگر و فرهیخته بانوان شاهد تبعیض‏ها و نابرابری‏هایی در ارائه خدمات مراکز علمی ـ پژوهشی و کتابخانه‏ها هستند. وجود این محدودیت‏ها که نوعاً توجیه منطقی و یا شرعی ندارد جامعه فرهنگی زنان را به عقب‏نشینی از صحنه پژوهش و تحقیق سوق می‏دهد، در حالی که اگر دست اندرکاران و مسئولان مراکز علمی و فرهنگی نگرشی مثبت به حضور زنان در این عرصه داشته باشند، با چنین مشکلی روبرو نخواهیم بود.

در پایان خلاصه ای از آیتم هایی که می تواند در توسعه و گسترش فرهنگ عفاف و حجاب موثر باشد تیتروار بیان می گردد:

-1در اولویت قرار دادن موضوع حجاب و عفاف در برنامه‌های دستگاه‌های اجرایی کشور برای مقابله با روند فزاینده بدحجابی.

-2 ابلاغ روش‌های اجرایی و تعیین ضوابط و هنجارهای روشن در مورد نوع لباس و پوشش افراد در بخش‌های رسمی و اداری کشور.

-3 نظارت بر رعایت حریم حجاب و عفاف در سازمان‌های دولتی و عمومی و نظارت و تأکید بر ضرورت رعایت سادگی و پوشش و فرم‌های اسلامی و حضور ساده و بی‌آرایش در محیط کار به دلیل تأثیر منفی بر مراجعان.

-4 تعریف استانداردهای فرهنگی مناسب برای ترویج فرهنگ عفاف منطبق با فرهنگ دینی و ملی و فراهم کردن زمینه‌های لازم برای ترویج الگوهای مناسب پوشش اسلامی توسط نهادهای الگو ده.

-5 ایجاد مراکز و مؤسسات متعدد با هدف الگوسازی، ارائه مدل‌های مناسب و متنوع و ایجاد رقابت سالم در زمینه بین افراد.

-6 وضع قوانین و مقررات لازم برای اصلاح وضعیت پوشش در جامعه.

-7 گسترش و تقویت مراجع قانونی برای ترویج پوشش اسلامی در جامعه.

-8اصالت بخشی به فرهنگ عفاف از طریق محصولات متنوع فرهنگی، هنری متناسب.

-9 رعایت حجاب و حفظ شئون اسلامی از سوی مدیران، مسئولان حکومتی و خانواده‌های آنان و تدوین شاخص‌هایی در این زمینه برای گزینش مدیران.

-10 رفع اشکالات قانونی در نحوه تولید،‌ توزیع و عرضه پوشاک داخلی و خارجی.

-11 پیگیری نحوه اجرای طرح گسترش فرهنگ عفاف به صورت مستمر در جلسات شورای فرهنگ عمومی استان‌ها و ارائه گزارش‌های منظم به وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی (رئیس کمیته.(

-12 ارزیابی دقیق از اجرای طرح‌ها توسط دستگاه‌های فرهنگی، انتظامی و قضایی برای مقابله با مظاهر بدحجابی و یافتن راهکارهای مناسب توسط کمیته توسعه و ترویج فرهنگ عفاف.

-13 نظارت و ارزیابی عملکرد رسانه‌ها - خصوصاً صدا و سیما - در ارتباط با الگوهای تبلیغی آنها و تأثیر آن در جامعه.

-14 احیاء سنت حسنه «امر به معروف و نهی از منکر» درمورد حجاب و عفاف.

-15 فراهم کردن زمینه‌های لازم برای تهیه کتب، نشریات و تولیدات علمی - فرهنگی به منظور ترویج فرهنگ عفاف و پاسخگویی به شبهات موجود در مورد آن.

-16 انجام سیاست‌های تشویقی درباره مدیران و کارگزارانی که در محیط کار خود اصول عفاف و پوشش اسلامی را رعایت می‌کنند.

 

نتیجه:

حساسیت آموزه‏های دینی به اخلاق و تربیت جنسی و تأثیرات فردی، خانوادگی و اجتماعی عفاف یا ابتذال جنسی، مسئولیت خطیری بر عهده نظام اسلامی، نهادهای تخصصی، حوزه‏های علوم دینی و کارشناسان، پژوهشگران و مبلغان نهاده است.

در قدم اول، تشکیل گروه کارشناسی زیر نظر مستقیم ریاست قوه مجریه ضروری است تا تحلیلی جامع از وضعیت موجود به دست دهد؛ سرفصل‏های اصلی موضوع را ترسیم کند و با ترسیم نقشه راهبردی، جایگاه نهادهای دولتی و غیر دولتی را در هر بخش به وضوح مشخص نماید و با این کار زمینه هماهنگی ثمربخش نهادها را در حوزه اخلاق جنسی بر عهده گیرد.

از سوی دیگر، جامعه کارشناسی کشوردر پیوند با نهادهای رسمی نظام، باید مسئولیت‏های خود را به خوبی ایفا کند و بهای لازم را در تدوین سیاست‏ها و برنامه‏ها به دست آورد. حوزه‏های علوم دینی نیز لازم است با ورود به عرصه‏های کاربردی و پرهیز از کلی‏گویی، در تعامل با جامعه کارشناسی و نهادهای دولتی، با نقد عالمانه ساختارها و دیدگاههای علمی رایج و با تحلیل‏های موضوع‏شناسانه به تبیین روشمند آموزه‏های دینی بپردازند تا همکاری ثمربخش این نهادها به ترسیم شاخص‏های رشد اخلاقی جامعه اسلامی، تحلیل جامع وضع موجود، افق‏های پیش رو و برنامه عمل ملی نظام در زمینه اخلاق و سلامت جنسی منجر شود

 

منابع

. آیا حجاب ضرورت دارد؟، دکتر شهریار روحانى-1

. 20,19,18حجاب در ادیان، على محمدى، ماهنامه پیام زن شماره هاى -2

. نگاه پاک زن و نگاه هاى آلوده به او، آیین بهزیستى اسلام، ج 3، دکتر احمد صبور اردوبارى-3

. قرآن کریم، اعراف/ 22:«فَلَمَّا ذَاقَا الشَّجَرَةَ بَدَتْ لَهُمَا سَوْءَ تُهُمَا وَطَفِقَا یَخْصِفَانِ عَلَیْهِمَا مِن وَرَقِ الْجَنَّةِ»-4

. قرة العین «در آمدى بر تاریخ بى حجابى در ایران»، ص 40، سینا واحد، مؤسسه انتشاراتى نور-5

برداشت آزاد، از آیه 30 و 31 سوره نور: «قُل لِّلْمُؤْمِنِینَ یَغُضُّواْ مِنْ أَبْصَـرِهِمْ وَ یَحْفَظُواْ فُرُوجَهُمْ ذلکَ-6 أَزْکَى لَهُمْ إِنَّ اللَّهَ خَبِیرُ بِمَا یَصْنَعُونَ * وَ قُل لِّلْمُؤْمِنَـتِ یَغْضُضْنَ مِنْ أَبْصَـرِهِنَّ وَیَحْفَظْنَ فُرُوجَهُنَّ

قرآن کریم، نور/ 31: «وَ لاَ یُبْدِینَ زِینَتَهُنَّ... وَلاَ یَضْرِبْنَ بِأَرْجُلِهِنَّ لِیُعْلَمَ ...َ»، ترجمه آزاد -7

قران کریم، احزاب/ 32: «فَلاَ تَخْضَعْنَ بِالْقَوْلِ فَیَطْمَعَ الَّذِى فِى قَلْبِهِ مَرَضٌ... » ترجمه آزاد -8

محاسن التأویل، ج 13، ص 349، محمد جمال الدین قاسمى، یکى از معانى تبرج را لباس نازک، ذکر-9  کرده است.

قرآن کریم، احزاب/ 33: «وَ لاَ تَبَرَّجْنَ تَبَرُّجَ الْجَـهِلِیَّةِ الاُْولَى» ترجمه آزاد-10

دعائم الاسلام، ج 2، ص 202: «النظرة سهم من سهام ابلیس مسمومٌ-11

وسائل الشیعه، ج 14، ص 138: النظُر سهم من سهام ابلیس مسموم و کم نظرة اَوْرَثَت حَسْرَةً طویلةً-12

غرر الحکم و درر الکم، ج 5، ص 195: «من اطلَقَ طَرْفه کَثُرَ اَسَفُ-13

همان، ج 4، ص 549: «کَم مِن نظرة جلبت حسرة-14

همان، ج 1، ص 262: «اللحظ رایدُ الفِتَن-15

همان، ج 1، ص 335: «العیون مصائدُ الشیطان-16

همان، ج 1، ص 100: «العین برید القلب-17

ر.ک: آیین بهزیستی، ج 3، ص 219-18

. احزاب‎/ ۵۹-19

غلامعلى حداد عادل، فرهنگ برهنگى و برهنگى فرهنگى، ص 7069-20

وسائل الشیعه، ج ،۳ ص ۹-21

ر. ک: مسأله حجاب، استاد مطهری، ص ۹۴-22

. سفینه البحار، ج ،۱ ص ۶۵ -23

گردآورنده: مهدی حاجیلری 

 

حجاب زنان با رویکرد جامعه شناختی

 

حجاب زنان با رویکرد جامعه شناختی
پوشش و حجاب پدیده‌ای چند بعدی است. از یک سو مقوله‌ای اخلاقی، دینی و معرفتی است و از سوی دیگر پدیده‌ای اجتماعی، فرهنگی، سیاسی و... می‌باشد. ابعاد مختلف این پدیده به گونه‌ای در هم تنیده‌اند که نمی‌توان در خصوص ابعاد و آثار اجتماعی آن به تحقیق پرداخت و...

نویسنده : دکتر بهجت یزدخواستی* 

چکیده:
پوشش و حجاب پدیده‌ای چند بعدی است. از یک سو مقوله‌ای اخلاقی، دینی و معرفتی است و از سوی دیگر پدیده‌ای اجتماعی، فرهنگی، سیاسی و... می‌باشد. ابعاد مختلف این پدیده به گونه‌ای در هم تنیده‌اند که نمی‌توان در خصوص ابعاد و آثار اجتماعی آن به تحقیق پرداخت و ابعاد باطنی، «مبانی اعتقادی» و ایدئولوژی مذهبی را نادیده گرفت. نتیجة مطالعات این پژوهش نشان می‌دهد پنج زیر مجموعة فرهنگی به صورت کلان از نگرش‌های باطنی افراد اقتباس می‌شود که مسیر انتخاب پوشش و حجاب ظاهری را در جامعه زنان تعیین می‌کند. در این نوشتار هر مدل ظاهری در تعاریف مفاهیم مذهبی و استناد به آیات قرآن در مقابل غیر محارم طبقه‌بندی گردیده و برداشت فرد و نگرش وی به پوشش سنجیده شده است.

1) مقدمه
پوشش ظاهری زن مسلمان بخشی از حقیقت باطنی و بیان‌گر اندیشه‌ها و نظام ارزش‌های درونی اوست. از این رو جهت پژوهش در چنین موضوعی باید از سطح گردآوری صرف داده‌های میدانی و به عبارتی از سطح جامعه‌شناختی پدیده فراتر رفت؛ زیرا در درک موضوعی که با نظام اندیشه و اصول معنوی و فرهنگی فرد عجین است، روش‌های پیچیده و چند بعدی می‌تواند به شناخت درست موضوع کمک کند.
در این پژوهش به مطالعات جامعه‌شناختی حاکی از واقعیت‌های مختلف اجتماعی، سیاسی و ایدئولوژی پرداخته می‌شود. این موضوع به نوبة خود عرصه‌ای را می‌گشاید تا با استفاده از اطلاعات جمع‌آوری شده و مطالعات چند جانبة سیاسی، اجتماعی، روانی و اخلاقی، علت فرم گرفتن پوشش ظاهر و نیز علت تغییر وضعیت حجاب و پوشش زنان در نیم قرن اخیر را درک کرد. ممکن است پوشش در یک کشور و در نزد عده‌ای، امری تقلیدی باشد و با الگوبرداری از دیگران، فرد به یگانگی، همرنگی و هماهنگی ظاهری برسد، اما حقیقت حجاب در نزد زنان معتقد و متعهد به اسلام فراتر از مد و تقلید است؛ چرا در نزد عده‌ای الگوبرداری و تقلید از حجاب به مثابه بیماری، پیشروی می‌کند و در نزد برخی دیگر با تأمل و پذیرش است و در نزد برخی دیگر امری غیرقابل پذیرش و غیرقابل تحمل است! به راستی رفتار زنان مسلمان در مقابل ظاهر پوشش خود در اجتماع، نسبت به قوانین حقوقی و نیز هنجارها و نگرش‌های سنتی، مدرن و فرامدرن موجود در جامعه چگونه است؟
زمانی که از پوشش و حجاب سخن می‌گوییم باید روش‌های چند علتی و پیچیده‌ای را به کار گیریم. در اینجا ما اصل تکثرگرایی[1] را ترجیح دادیم تا به درک واقعیت‌های پوشش و حجاب نائل شویم. در ورای ظاهر حجاب و پوشش، پدیدة پیچیده‌تری وجود دارد که موجب می‌شود افراد بتوانند تغییر وضعیت پوشش زنان و تغییر سبک حجاب در بعد اجتماعی را بدون توجه به ابعاد معنوی و مفاهیم مذهبی مانند (ظاهر، باطن- محرم، نامحرم- خصوصی، عمومی و...) بررسی نمایند. کسانی که حجاب را صرفاً از بعد مذهبی مطالعه می‌کنند، نمی‌توانند عدم پذیرش حجاب نزد برخی دیگر را دریابند، در مقابل، زنانی که خود را مسلمان می‌دانند، ولی حجاب را امری نسبی می‌بینند، موضع «لاادری» خواهند داشت. از این رو، جهت شناخت ابعاد و تأثیرات اجتماعی و مبانی مذهبی حجاب، باید آن را به مثابه یک نظام اجتماعی- اعتقادی تلقی کرده و زیر مجموعه‌های فرهنگی پوشش و حجاب و کارکرد اجتماعی آن را، در قالب مکتب اسلام و درون جامعة اسلامی درک کرد. لازم به ذکر است که در تحلیل این موضوع نمی‌توان یک بعد را بر بعد دیگر ترجیح داد، زیرا این دو بعد (نظام اجتماعی- اعتقادی) در هم تنیده‌ شده و مجموعه نظام اجتماعی (ظاهر) و نظام اعتقادی (باطن) یک «کل» را تشکیل می‌دهند که با هم تعامل مستمر دارند (یزدخواستی و همکاران، 1385: ص326).
فرضیه اصلی این تحقیق عبارتست از اینکه میان ابعاد ظاهری انواع باحجابی، در مقابل اجبار جامعه به حجاب و ابعاد باطنی و نگرش‌های ایدئولوژیکی- اعتقادی افراد با حجاب رابطه وجود دارد.
روش تحقیق، پیمایشی با ابزارهای پرسشنامه و مصاحبه بوده و شرح حال افراد، جهت درک دیگران و توانمندسازی محققین در توصیف پدیده‌های مختلف استفاده شده است. هر چند در این مقاله بیشتر بر نتایج کیفی تحقیق ارجاع شده است، جامعه آماری تحقیق، زنان مسلمان استان اصفهان می‌باشد و حجم نمونه 1340 نفر از زنان این شهر می‌باشند. در این پژوهش از روش مشاهده، پرسشنامه و مصاحبه استفاده شده است. از جمعیت تحقیق سوالات بی‌پرده و صریح پرسیده شد تا مفهوم و کاربرد حجاب طبق فضا، زمان ارتباط با دیگران، ارتباط با مرد، جامعه، مذهب، ظاهر و... درک شود. پرسشنامه تحقیق نیز، در بین تمام طبقات و قشرها، با سبک‌های مختلف اجتماعی توزیع شد. در این تحقیق به سوالات ذیل پاسخ داده شده است:
1- زنان چگونه با موضوع حجاب در زندگی اجتماعی روبرو می‌شوند؟
2- زنان حجاب ظاهری را چگونه برمی‌گزینند؟
3- زنان چه درکی از اصول اساسی حجاب در اسلام دارند؟
4- زنان در مقابل مفاهیمی چون زنانگی، زیبایی، جذابیت و.. چگونه رفتار می‌کنند؟
5- آیا متغیرهای طبقه اقتصادی - اجتماعی تحصیلات، سن و موقعیت‌های شغلی در انتخاب مدل حجاب زنان مؤثرند؟
البته این نوشتار اجمالی از نتایج پژوهش فوق است، لذا در این مجال پاسخ تعدادی از این سوالات ارائه شده است و نتایج کیفی این پژوهش به اختصار بیان گردیده است.

2) فضای تاریخی، سیاسی و مذهبی ایران در قرن بیستم
مسأله زن و امور مربوط به زنان توسط حکومت‌هایی که یکی پس از دیگری روی کار آمدند، به طرق مختلف و مؤثری، بر پویایی‌های اجتماعی، سیاسی و مذهبی مردم اثر گذاشت و هنوز هم در حال گذر و اجراست. جریان‌های متفاوت نظیر مبارزه با غربی کردن، مبارزه علیه رژیم شاه، مقابله با امپریالیسم، مقابله با سلطنت طلبی و... سپس فرآیند استقرار مجدد اسلام، حجاب را به ابزاری بالقوه سمبولیک و ایدئولوژیـک تبدیـل نـمود (رک. استاد ملک فاطمه، 1367). در ایـن نوشتار درصدد بازاندیشی جنبش‌های زنان نیستیم و تنها می‌خواهیم دریابیم چگونه معنای مذهبی و سنتی حجاب و دلالت‌های فمینیستی اجتماعی- سیاسی و ایدئولوژیکی از آن، با یکدیگر پیوند خورده‌اند؟
در دسامبر(1307) 1928[2] حکومت پهلوی زنان را به تقلید از لباس غربی و مردان را به پوشیدن کت و شلوار اروپایی و گذاشتن کلاه پهلوی (شاپو) مجبور نمود. به موازات این موضع‌گیری در مورد کلاه مردانه، تهاجمی جدید برای حذف حجاب زنان آغاز شد. در سال 37-1936 رضا شاه قانون کشف حجاب زنان در اماکن عمومی را به صورت رسمی اجباری کرد. چادرها اغلب با خشونت از سر زنان کشیده می‌شد و اعتراضات و تظاهرات سرکوب می‌گردید (Castagme, J. 1929,P179). پس از آن رویدادهای گوناگونی رخ داد که از جمله آنها می‌توان به حادثه دلخراش مسجد گوهرشاد در شهر مقدس مشهد اشاره کرد که طی آن شیخ بهلول، مردم را تشویق کرد که در برابر کشف حجاب اجباری مقاومت کنند. سرانجام رضا شاه قانون ممنوعیت حجاب را در سال (1320) 1941 لغو کرد. نکته حائز اهمیت در این رخداد تاریخی در هم تنیدگی مسائل سیاسی، اجتماعی و معنوی است؛ به گونه‌ای که حجاب به عنوان اصول اساسی دین دستخوش بازی‌‌های سیاسی قرار گرفت. در پی این امر، عده‌ای از زنان، کشف حجاب را پذیرفتند و عده‌ای دیگر مقاومت کردند. بسیاری از زنان ترجیح دادند که از این گونه زندگی اجتماعی صرف نظر کنند و خود را به نقش سنتی زنان خانه‌دار محدود سازند. دیگر زنان باسواد و مسلمان با الهام گیری از برداشتی نوین از اسلام با انگیزه ورود به اجتماع مجبور شدند که شایستگی شان را در شغل‌هایی که اجرای آنها با حجاب یا دیگر دستورات مذهبی منافات نداشت، محدود کنند.
رژیم پهلوی در دهه 40 حدود سال (1339)1960 با دست بردن و تغییر در هنجارهای فرهنگی، اجتماعی، اقتصادی و قانونی نوسازی اجتماعی را تحت عنوان «انقلاب سفید» به اجرا گذاشت؛ اما تمام برنامه‌های فرا- محافظه‌کارانه شاه با گرایشات مذهبی مردم ناسازگار بود، چنانچه در انقلاب 1357، حجاب و به ویژه چادر، نه فقط به سمبل مبارزه علیه رژیم شاه تبدیل شد، بلکه به عنوان سنگری در برابر غرب‌زدگی و تهاجم فرهنگی غرب مطرح شد (رک. یزدخواستی، زنان و تغییرات اجتماعی، 1373).
در این چشم‌انداز، بعضی از جنبه‌های تشیع مجدداً قوت گرفت و ایدئولوژی انـقلابـی را تغـذیه و تقـویت کـرد. روشنـفکران دینی چون شهـید مرتـضی مـطهری (1358-1298) آیت الله سید محمود طالقانی (1358-1290) و دکـتـر عـلـی شـریعتی (1356-1321) و جلال ‌آل احمد و... نقش تعیین‌کـننده‌ای در جنبـش‌های اسلامی- ایرانی قرن جدید ایفا کردند. ممنوعیت اختلاط دختر و پسر در مدارس و مـحیـط‌های عمومی، با لغو قانون مصوب خانواده (1346)، سـپس الزام قانونی حجاب (1357) از اولین اقدامات جمهوری اسلامی بود. در نظام جمهوری اسلامی، حجاب به صورت یک دلالت ضمنی و قوی سیاسی و ایدئولوژیکی درآمد و به تدریج به رسانه‌ای نمادین برای مبارزه با غرب تبدیل شد (یزدخواستی و لوتران، 1385: ص214).
در طی اولین سال‌های انقلاب، چادر به تدریج به عنوان سمبل وحدت ملی در مبارزه علیه سلطنت طلبی و غربزدگی مطرح شد. به اعتقاد فرهاد خسرو خاور، در این مرحله از وحدت گرایی جنبش انقلاب، اندام زن به واسطه حجاب سیاسی شد، ندای بازگشت به حجاب بیشتر فراخوانی برای مقاومت در مقابل برتری امپریالیسم شاه بود و نه اینکه زنان را به بازگشت به درون خانه دعوت کند. مخصوصاً چادر به سمبل هویت ملی، شورش علیه سیستم سلطنتی و مدرنیزاسیون تحمیلی و سمبل مبارزه در برابر تسلط فرهنگی غرب تبدیل شد.
نگاهی به وضعیت حجاب در ایران امروز، ظاهراً با قانون اجباری رعایت حجاب در حوزة عمومی زندگی اجتماعی، یگانگی خاصی ایجاد کرد و باعث همانندی در ظاهر شد ؛ «همة زنان یک تکه پارچه روی سر دارند». اما در ورای این ظاهرِ فضای بیرونی و قابل مشاهده، در ورای اطاعت از قانون الزام به حجاب، دو نکتة مهم وجود دارد:

1- با توجه به اصول قرآنی، ارزش معنوی حجاب، تا چه حد نزد افراد درونی شده است؟
الف- دیدگاه‌های مختلف عمومی در زمینه الگوهای پوشش و حجاب چیست؟
ب- برداشت‌های عمومی از معانی و مفاهیم اساسی قرآن در موضوع حجاب چیست؟
2- فرم‌ها و الگوهای مختلف حجاب، با توجه به متغیرهای ذیل تا چه میزان تغییر می‌یابد؟
الف: آزادی عمل و استقلال زنان در حجاب تا چه میزان است؟
ب: ابداع مدل‌های مختلف و متنوع حجاب چگونه است؟
ج: تنوع در ظاهر (آرایش، ابزارهای زینتی) چگونه شکل می‌گیرد؟
د: وجود مفاهیم متفاوت از حجاب (خصوصی، عمومی) (ظاهر، باطن) و (محرم و نامحرم) چگونه تفسیر و اعمال می‌شود؟
اگرچه زنان مورد تحقیق دارای دیدگاه اسلامی و معتقد به دین اسلام بودند و اگرچه همه به خداوند اعتقاد داشته و خود را مسلمان می‌دانند، اما چگونگی و کارکرد حجاب را به گونه‌های متفاوت تفسیر می‌کنند. در حقیقت الگوهای رفتاری متفاوت و برداشت‌های مختلف آنان، نسبت به مفاهیمی نظیر ویژگی‌های زنانگی، جذابیت، دلربایی و...، طیف وسیعی از تفاوت‌ها و تمایزات را در این مورد ایجاد کرده است.

3) تعریف مفاهیم کلیدی
1-3) تشیع و حجاب در ایران
اکثریت مردم ایران به مذهب شیعه دوازده امامی معتقدند. مذهب شیعه با اعتقاد به اصل امامت استوار است که با حضرت علی (علیه السّلام) شروع و با ظهور حضرت مهدی (عج) به انجام می‌رسد. در این مذهب، برخی از مفاهیم، دارای ابعاد ظاهری و باطنی هستند و تشخیص میان ظاهر و باطن با مفهوم حجاب و با‌حجابی در ارتباط با خلقیات درونی آنها معانی متفاوتی می‌یابد. برای شناخت سیمای زن در اسلام، زندگی و نقش دخت پیامبر گرامی اسلام (ص)، ضروری است؛ زیرا ایشان به عنوان مادر ائمه (ع) جایگاه و نقش چندگانه‌ای در اسلام و مذهب شیعه دارند[3]. قبل از تحلیل داده‌های تحقیق میدانیِ، تفاوت بین پوشش و حجاب در ابعاد اجتماعی- دینی، جهت روشن شدن موضوع مفید می‌باشد.
2-3) پوشش
مفهوم پوشش یک مفهوم عام بوده و بیشتر مشتمل بر معنای شئ انگارانه است. ظاهر، مفهومی است که به پوشش نزدیک می‌شود و در معنای لباس و ظهور یا تظاهر تن می‌باشد.
3-3) حجاب
مفهوم حجاب خاص بوده و پیچیده‌تر از پوشش است و ارزش‌ها و اصول اساسی‌ مانند «ظاهر و باطن/ محرم و نامحرم/ خصوصی و عمومی» را در خود جای می‌دهد. منظور از این مفاهیم:
باطن= اخلاقیات و مفاهیم درونی و درون انسان‌ها
4-3) قرآن و حجاب
قرآن مفاهیم محرم و نامحرم را مطرح می‌کند.
محرم= قرآن در سورة 24 آیه 31 مشخص می‌نماید که زن در برابر افراد شامل: پدر، برادر، شوهر، پدرشوهر، دایی، عمو، فرزند، خواهر، برادر و... می‌تواند حجاب خود را بردارد.
نامحرم= کسانی هستند که ازدواج با آنها در شرایط خاص مجاز می‌باشد و زن باید در مقابل آنان حجاب داشته باشد.
محرم و نامحرم به طور کلی معنای باحجابی‌ و بی‌حجابی را در برمی‌گیرد.
خصوصی= زندگی محرمانه، عاطفی و خانوادگی
عمومی= فضای اجتماعی و فعالیت‌های اجتماعی (طباطبائی، 1384: ص490)
در این تحقیق نه تنها مشاهده کردیم که زنان چگونه حجابی در ظاهر دارند بلکه این موضوع را مورد بررسی قرار دادیم که آنان نسبت به اصول قرآنی چه دیدگاهی دارند و مفهوم حجاب برای آنان چگونه است (رک. حسینیان، 1371).

4) از تئوری تا عمل (عملیاتی کردن مفاهیم)
در این تحقیق، از روش دوگانه اندیشی و اخذ پاسخ در قالب موافق و مخالف احتراز کرده و تلاش گردید تا سطوح معانی مختلف درک شود و با تبادل فرهنگی، گفتگو و تفکر، معانی مختلف حجاب و پوشش، نسبت به کلیت معانی آن، درک و سپس جایگزین شود.
با توجه به اینکه زنان از الگوهای مختلف حجاب پیروی می‌کنند، ضروری بود تا از اصل تکثرگرایی روشی، در مواجهة با فرهنگ مذهبی و طبقة اجتماعی پرهیز شود. این روش اجازه می‌دهد تا در عملیاتی کردن مفاهیم، سه محور پذیرفته شود:
1- فردگرایی در مقابل جمع‌گرایی
2- نسبی‌اندیشی در مقابل مطلق اندیش
3- ایستایی در مقابل پویایی
تمرکز بر محورهای مختلف تحقیق و جواب‌های ممکن و نگرش تکثری، موجب شد تا مدل‌های مختلف رفتاری حجاب را کشف کردیم هر چند با موضع‌گیری کلان مواجه شدیم. چه کسی معتقد به حجاب ظاهر است و چه کسی معتقد به حجاب باطن؟ (یزخواستی و لوتران، 1385: ص326)
سپس زیرمجموعه‌های فرهنگی‌ از داده‌ها استخراج گردید. این محورها احساسات و درک از حجاب را نشان داده و نزدیکی به یک محور تا محور دیگر را تغییر می‌دهند. این روش این امکان را فراهم می‌کند تا زنان در تمام مدل‌های ممکن رفتاری حجاب و پوشش در قالب سنتی، مدرن، غربی و... تشریح شوند. مدل تکثرگرایی، تمام پیچیدگی‌ها، اختلافات و ضدیت‌ها در مورد حجاب را مشخص می‌کند. در این مدل داده‌های بدون جایگزین وجود ندارد و محکومیت و قضاوت‌های غیرعلمی در این روش جایگاهی ندارد.

 

نمودار (1): تکثرگرایی و زیرمجموعه های فرهنگی حجاب

 

4) مطالعات میدانی (تجزیه و تحلیل داده‌های کیفی)
پنج مدل رفتاری یا پنج زیر مجموعة فرهنگی در مورد حجاب وجود دارد. (که هر زیر مجموعه ممکن است به شاخص‌هایی تقسیم شود) بخشی از زیرمجموعه‌های فرهنگی حجاب گاهی تک بعدی هستند و امری محدود از حجاب را عمق می‌دهند و گاهی نیز با هم متضادند.
مدل‌های رفتاری پنج گانه عبارتند از: فردگرا، مصلحت‌گرا، متغیر، همنواگر و پارسا. (البته فراموش نشود که در این تحقیق، شناخت این مجموعه‌ها با مفاهیم اسلامی از جمله (ظاهر، باطن- خصوصی، عمومی- محرم، نامحرم) سنجیده شده است. در ادامه در مورد هر یک از این زیرمجموعه‌های فرهنگی یک ایدة کلی و یک مثال مطرح می‌شود.
1-4) فرد گرا
در این زیر مجموعة فرهنگی، زن بیشتر به عنوان یک فرد معرفی می‌شود تا به عنوان عضوی متعلق به جامعه یا یک مذهب. این شخصیت‌ها ارزش و اهمیت فراوانی به فکر، ذهن و سلیقة خود می‌دهند. ترجیحات شخصی ایشان بر دیگر اصول ارجحیت دارد. در این نوع تفکر، انتخاب ظاهر لباس به طور آزادانه و بر طبق سلیقة شخصی افراد و بدون قید و بندها صورت می‌گیرد.
زن فردگرا حجاب را به ناچار و به سختی تحمل می‌کند، اصول اساسی و اسلامی حجاب برای او هیچ معنا و مفهومی ندارد. بنابراین در فضای بیرونی با حاکمیت اجبار حجاب، حداقل حجاب را تحمل می‌کند و سلیقة شخصی خود را توسط مدل‌های مورد علاقة خود در بیرون از محیط منزل ظاهر می‌کند (با بیرون گذاشتن موها، آرایش خاص و بعضاً تند و نشان دادن زینت آلات و پوشیدن مدل‌های لباس).
این تیپ از مدل‌های رفتاری در فضای درونی (منزل) در مقابل نامحرم مطلقاً حجاب ندارند و تمامی مردانی که به منزل آنها رفت و آمد می‌نمایند برای آنها محرم به حساب می‌آیند.
مفاهیم ظاهر و باطن- محرم و نامحرم- خصوصی و عمومی برای آنها معنایی ندارد. این گروه از زنان، اسلام را منهای حجاب پذیرفته‌اند.

 

 

نمودار(2): زیر مجموعه فرهنگی فرد گرا

2-4) مصلحت‌گرا
این گروه زنان، همیشه طالب استقلال هستند، حجاب برای آنان به طور معمول فقط به عنوان برگ عبوری در جامعه محسوب شده و به علت اجباری بودن آن را رعایت می‌کنند، این زن محیط جامعه خود را با حجاب عرفی منطبق می‌کنند، ولی تفاهم و توافق کامل با حکم حجاب ندارند. حجاب، طبق نگرش شخصی معنا می‌یابد، چنانچه معتقدند که ظاهر مهم نیست، بایستی باطنی خوب و صحیح داشته باشیم. مردانی که با آنها بزرگ شده‌اند یا با آنان رفت و آمد زیاد دارند، خانه‌زاد هستند. بنابراین نامحرم به حساب نمی‌آیند مثلاً دوستان برادر، شوهر خواهر، و... بنابراین در مقابل این افراد بی‌حجاب هستند.

 

نمودار(3): زیر مجموعه فرهنگی مصلحت گرا

 

3-4) متغیر
این گروه از زنان اعتقاد واضح و تعریف شده‌ای نسبت به حجاب ندارند، آنها تحت تأثیر محیط و اطرافیان و فرهنگ خانواده‌ای هستند که در آن پا می‌گذارند. این افراد لباس و رفتار خود را نسبت به فضایی که در آن قرار می‌گیرند انطباق می‌دهند. در یک لحظه با حجاب هستند و در لحظه‌ای دیگر در مکانی متفاوت بی‌حجاب می‌شوند. در واقع اینکه زن حجابش را برمی‌دارد به دلیل آن نیست که خودش تمایل دارد، بلکه به خاطر این است که به یک قدرت بیرونی و یک حکم خارجی تن در دهد. به نظر می‌رسد در این خرده فرهنگ، فردگرایی محو شده یا تا حدی تقلیل یافته است. فرد خود را در چارچوب عادات اجتماعی می‌یابد و توجیهات خود را از دلایلی اقتباس می‌کند که این دلایل یا مربوط به یکسری مفاهیم کلی است یا مربوط به شرایط حاکم زمانی می‌باشد و نوعی عدم قاطعیت حاکم است.

4-4) تطابق‌گرای پارسا
این گروه از زنان، عقاید شخصی و سلیقه‌ای را کنار می‌گذارند و در نظر آنها مذهب و تعلقات مذهبی در اولویت قرار دارد.
در این زیرمجموعه فرهنگی دو گروه وجود دارند:
گروه تطبیق‌گرایی منتقد: این گروه تطبیق‌گرا متمایل است تا پوشش خود را با تغییراتی که در شیوه زندگی به وجود آمده، تطبیق دهد. با این وجود اگر انتقادی هم داشته باشد، رعایت و احترام به عرف جامعه و احترام به قواعد دینی غالب است. این زنان اصول اساسی قرآن در مورد حجاب را کاملاً پذیرفته‌اند و به هنجارهای اجتماعی حجاب احترام می‌گذارند، ولی در انتخاب حجاب، موارد زیر را مورد انتقاد قرار می‌دهند:
الف) حد و حدود حجاب: دست، صورت، پا،...
ب) فرم حجاب: چسبیده، کوتاه، بلند،....
برای این گروه از زنان مفاهیم حجاب اسلامی با رسالت پیامبران و ماموریت ائمه (علیهم السّلام) برای هدایت کردن انسان‌ها ارتباط تنگاتنگ دارد.
مفهوم حجاب ظاهری و حجاب باطنی و خلقیات درونی انسان‌ها با یکدیگر گره می‌خورد.
گروه تطبیق‌گرای سنتی: حجاب این گروه با سنت گره خورده است. این زنان بدون اینکه پدیده‌ای را در خصوص حجاب زیر سؤال ببرند و بدون اینکه نقدی در مورد حجاب داشته باشند با قانون اجتماعی و هنجارهای رفتاری حجاب انطباق پیدا می‌کنند. برای این گروه از زنان یک ظاهر پوشیده با اخلاق مذهبی (ظاهر و باطن) ارتباط تنگاتنگی دارد. صفات زنانگی و نیاز به زیبا بودن و جذابیت در حیطة و حریم مجاز اسلامی یعنی در یک محیط محرم و برای محارم خود یا در بین زنان و در مهمانی‌های زنانه و دوستان زن اعمال می‌شود.
در این گروه، اسلام هدایت‌گر و معنادهنده به کل زندگی آنها می‌باشد و اعتقاد قلبی به اصول اساسی اسلام و حجاب دارند. بنابراین حجاب به طور طبیعی و به خودی خود در زندگی ارائه می‌شود، یعنی در مقابل یک نامحرم، آنجا که اسلام اجازه نداده است حجاب معنادار می‌شود و بدون حضور نامحرم آنجا که اسلام اجازة کشف حجاب را داده است، بی‌حجاب می‌شوند.

 

نمودار (4): زیر مجموعه فرهنگی تطابق‌گرای پارسا

 

4-4) افراط‌گرا
این زنان به خاطر آن که حکم حجاب از سوی خداوند صادر شده است، به حجاب معتقدند و رعایت می‌کنند و رضایت خاطر اطرافیان یا الزام قانون اجتماعی حجاب آنها را مجبور به رعایت آن نمی‌نماید. این دسته از زنان به دو گروه تقسیم می‌شوند:
الف) زنانی که اعتقاداتی راسخ و پارسایانه دارند. این زنان به خاطر اعتقادات قلبی و میل به پاکی، حجاب را قبول دارند.
ب) زنانی که اعتقاداتی راسخ اما سخت‌گیرانه دارند. آنان حجاب را نماد و سمبل مبارزه می‌دانند و به عنوان حجاب ظاهری از چادر، مانتو، شلوار و بعضاً روبند و دستکش استفاده می‌کنند. آنها اشتغال زنان در بیرون از خانه را با حجاب زن متضاد می‌دانند و معتقدند در هر مهمانی که مرد نامحرم هست، زن باید حضور نداشته باشد، مگر در مواقع بسیار ضروری و اضطرار. این زنان زندگی اجتماعی مختلط را نمی‌پذیرند. حجاب ظاهر و مدل چادر را با ایدئولوژی خاص خود پیوند می‌زنند. خود را به حجابی فشرده، سنگین با رنگی تیره و گاه افراطی ملزم می‌دانند. سخت‌گیری آنها به لباس و ظاهرشان محدود نمی‌شود، گاه به نام تشریح کامل یک ایدئولوژی الهی، آن قدر پیش می‌روند که جمهوری اسلامی را به شدت مورد انتقاد قرار می‌دهند و به اینکه در این نظام فرهنگ اسلامی حجاب کم اهمیت تلقی شده انتقاد می‌کنند. 

 

نمودار (5): زیر مجموعه فرهنگی افراط‌گرا

 

5) تجزیه و تحلیل داده‌های کیفی
فراتر از قانون اجبار حجاب، مدل‌ها و سلوک رفتاری مختلفی نسبت به حجاب وجود دارد. در واقع مقولة حجاب در ایران بسیار پیچیده‌تر از آن چیزی است که در ظاهر دیده می‌شود. بنابراین زنان مفهوم آزادی را به عنوان مفهومی واحد، در تقابل و تخالف یا در توافق با حجاب به کار برده‌اند.
برای برخی، اعتقاد به حجاب نشانة آزادی است و حتی احساس آزادی عمیق درونی را بیان می‌کنند، اما برای عده دیگری اعتقاد به حجاب‌ مانعی برای آزادی به حساب می‌آید.
برای اینکه یک ایدة کلی از نتیجة کار میدانی داشته باشیم، از هر زیر مجموعه انتقاداتی را مثال می‌زنیم:
1- بعضی از زنان به محدودیت فرم، رنگ و مدل انتقاد دارند؛ بدون اینکه اصل حجاب را رد کنند. مثلاً معتقدند چرا سیاه، چرا چادر، چرا چادر بلند و...
2- بعضی دیگر به حجاب ظاهر و پوشاندن ظاهر معتقد نیستند و به وجود باطن پاک، اخلاق و منطق مذهبی معتقدند، از نظر آنها چاه باید به چشمه اتصال داشته تا بجوشد.
3- برخی معتقدند حجاب نبایستی به صورت اجبار باشد، اعتقاد باطنی باید بر ظاهر فرد مسلط باشد و با اجبار، ظاهرسازی مفید نیست.
4- گروهی معتقدند حجاب در اسلام وجود ندارد و به کلمة حجاب در اسلام چه ابعاد ظاهر و چه باطنی معتقد نیستند. این گروه شدیداً مخالف حجاب هستند و با رفتار خود ایدئولوژی خود را نمایان می‌سازند.

 

نمودارشماره (6): بررسی زیرمجموعه‌های فرهنگی حجاب با شاخص‌های مختلف

 

در نمودار شماره (6) زیرمجموعه‌های فرهنگی حجاب با شاخص‌های مختلف بررسی شده است. در این نمودار هر یک از مفاهیم در هر زیرمجموعه‌ فرهنگی معنای متفاوت و بعضاً متضادی پیدا می‌کند. به عنوان مثال مفهوم (محرم/ نامحرم) می‌تواند به 5 مدل مختلف طبق هر زیرمجموعه فرهنگی معنا پیدا کند از جمله: در یک زیرمجموعه فرهنگی معنادار نیست (زیرمجموعه فرهنگی شماره1) و در دیگری، بستگی به ایده و سلیقه شخصی فرد دارد (زیرمجموعه فرهنگی شماره2)، گاهی متغیر و تحت سلطه دیگران است (زیرمجموعه فرهنگی شماره3) و گاهی نسبت به جامعه، مذهب و تکلیف دینداری فرد معنا می‌یابد (زیر مجموعه فرهنگی شماره4) و نهایتاً نسبت به ایدئولوژی مذهبی و سیاسی فرد معنادار است. (زیرمجموعه فرهنگی شماره5)
مسأله زنانگی، جذابیت، زیبایی، خودآرایی... در همه زیرمجموعه‌های فرهنگی وجود دارد، اما با توجه به نگرشی که نسبت به حجاب دارند، برای آشکارسازی آن سؤالاتی همچون در کجا[4]؟ چه موقعیتی[5]؟ و تحت چه شرایطی[6]؟ مطرح می‌گردد.
همچنین در مقولات نمایش آرایش، زیبایی و زیورآلات و جذابیت‌های زنان در عرصه عمومی و خصوصی و همچنین رعایت محرم و نامحرم، نگرش‌های متفاوتی وجود دارد.
مسأله زن و تظاهر زیبایی او می‌تواند در نزد هر پنج زیرمجموعه فرهنگی یکسان به نمایش درآید: مثلاً در مهمانی‌های زنانه و در محیط خصوصی و در مقابل افراد محرم همه می‌توانند به صورت مدل فردگرا ظاهر شوند و یا می‌توانند در مراسم‌های خاص مذهبی در یک همانندی ظاهری، در مکان‌های عمومی مدل زیرمجموعه فرهنگی چهار و پنج ظاهر شوند.
- لازم به یادآوری است که همة این زنان طبق نگرش شخصی خود معتقد به اسلام هستند.
نهایتاً می‌توان بیان کرد که بر اساس موقعیت، ایدئولوژی و تفکرات افراد، تاریخ زندگی شخصی‌، امکانات، منابع و توان مالی‌شان، میراث فرهنگی که دریافت کرده‌اند؛ مدل جامعه‌پذیری و الگوهای سلوک رفتاری هنجاری شده‌ و اجبار و الزامات دریافتی‌ آنها تاکنون رشد می‌کنند.
زنان در تمام مدل‌های ممکن رفتاری، در قالب سنتی و مدرن، به تشریح حجاب می‌پردازند. مدل چند علتی، امکان بررسی تمام پیچیدگی‌ها، اختلافات و ضدیت‌ها افراد در مورد حجاب را می‌دهد.

فهرست منابع
× آذری قمی، احمد: «سیمای زن در اسلام»، انتشارات دارالعلم، قم، 1373.
× ابن ابی طالب، علی: «نهج‌البلاغه»، انتشارات روزبانه، نشر انصاریان، قم، ایران، (بدون تاریخ).
× ابن خلدون، عبدالرحمان: «مقدمة ابن خلدون»، محمد پروین گنابادی، بنگاه ترجمه و نشر کتاب، تهران، 37-1336.
× ابن عربی، محی‌الدین و شمس‌الدین لاهیجی: «چهارده رسالة عرفانی از محی‌الدین‌ بن عربی و شمس الدین لاهیجی»، مقدمه، تصحیح و تعلیقات سعید رحیمیان، شیراز، کوشامه، 1380.
× ابن عربی، محی‌الدین: «الفتوحات المکیه فی معرفه اسرار المالکیه و الملکیه»، (ترجمة فتوحات مکیه) ترجمة تعلیق محمد خواجوی، نشر مولی، تهران، 1381.
× استاد ملک، فاطمه: «حجاب و کشف حجاب در ایران»، انتشارات موسسة مطبوعاتی عطایی، تهران، 1367.
× انصاری‌پور: «قدرت و جایگاه زن در دوران مختلف تاریخ»، ناشر کانون کتاب، تهران، 1346.
× براون، اشنایدر: «پوشش اقوام مختلف (مصور)»، مترجم یوسف کیوان شکوهی، انتشارات کارگاه هنر، تهران، 1361.
× توفیقی، حسین: «آشنایی با ادیان بزرگ»، انتشارات سمت، تهران، 1381.
× جوادی عاملی، عبدالله: «زن در آیینه جلال و جمال»، مرکز نشر فرهنگی رجاء، تهران، 1381.
× چیتیک، ویلیام: «راه عرفانی عشق»، تعالیم معنوی مولوی، ترجمه (شهاب الدین عباسی)، نشر پیکان، تهران، 1382.
× حسینیان: عفت: «حجاب و نگاه»، مؤسسه تعلیمات اسلامی، تهران، 1371.
× حشمت‌زاده، محمدباقر و دیگران: «چارچوبی برای تحلیل و شناخت انقلاب اسلامی در ایران»، ناشر دانش و اندیشة معاصر، تهران، 1378.
× حلاج، حسین منصور: «دیوان»، ناشر، سینایی، تهران، 1373.
× خامنه‌ای، سید علی: «اجوبة الاستفتائات»، ج1، نشر مؤسسه فرهنگی ثقلین، فرهنگ و ارتباطات اسلامی، تهران، 1375.
× خـمـینی، روح الله: «آخرین پیام (وصیت‌نامه)»، مـؤسـسه فرهنگی امام خمینی، تهران، 1991(1370).
× ذکا، ی: «پوشاک زنان در ایران از قرن سیزده تا دورة معاصر»، تهران، 1336.
× راوندی، مرتضی: «تاریخ اجتماعی ایران»، انتشارات امیرکبیر، تهران، 1356.
× رحیمیان، سعید: «حب و مقام محبت در حکمت و عرفان نظری»، انتشارات نوید، شیراز، 1380.
× رزاقی، احمد: «عوامل فساد و بدحجابی و شیوه‌های مقابله با آن»، ناشر؛ مرکز چاپ و نشر سازمان تبلیغات اسلامی، چاپ چهارم، تهران، پاییز1371.
× رمضانی، محسن: «کتاب عشق»، پدیده، تهران، 1350.
× رومی، جلال الدین: «کتاب فیه ما فیه»، چاپ سنگی، تهران، 1333ق.
× رهنورد، زهرا: «پیام حجاب زن مسلمان»، انتشارات عفت، تهران، 1357.
× ساوجی، موحدی: «حقوق زن و خانواده در اسلام»، انتشارات مجرد، تهران، 1371.
× شریعت پناه، حسام‌الدین: «اروپائیان و لباس‌های ایرانیان»، انتـشـارات قـم، تـهران 1994 (1373).
× شریعتی، علی: «زن»، مجموعة آثار (21)، انتشارات چاپخش، تهران، 1381.
× شریعتی، علی: «فاطمه فاطمه است». ناشر؛ حسینیة ارشاد تهران، 1373.
× شنوی، قوام الدین: «حجاب در اسلام»، ناشر؛ چاپخانة حکمت، قم، 1352.
× شیمل، آنماری: «ابعاد عرفانی اسلام»، مترجم؛ عبدالرحیم گواهی، ناشر؛ دفتر نشر فرهنگ اسلامی، تهران، 1374.
× صفاپور: «لباس‌های قدیمی ایران»، موزة هنرهای زیبا، انتشارات عفت، 1357.
× طباطبائی، علامه سید محمد حسین: «زن در قرآن‌»، دفتر تنظیم نشر و آثار علامه طباطبائی، قم، 1384.
× غزالی، ابوحامد: «مشکوة الانوار»، (مترجم؛ صادق آیینه‌وند)، امیرکبیر، تهران، 1364.
× قزوینی، محمد کاظم: «فاطمة زهرا از ولادت تا شهادت»، ناشر دارالقاری، بیروت، 1422ق= 1381ش.
× محمدی، علی: «فلسفة حجاب و زیان‌های فساد»، انتشارات ارم، تهران، 1370.
× مطهری، مرتضی: «حقوق زن در اسلام»، انتشارات انصاریان، جمهوری اسلامی ایران، قم.
× مـکارم شیرازی، ناصر: «زهرا برترین بانوی جهان»، ناشر مطبوعاتی هدف، قم، ایران، 1373.
× مکارم شیرازی، ناصر: «نکاتی در مورد شخصیت زنان دراسلام»، انتشارات محمد... فانی، تهران، 1361.
× موسوی لاری، مجتبی: «مسأله امامت»، مرکز نشر معارف اسلامی، 1994 (1373)، قم، ایران، 1374.
× نفیسی، سعید: «اصول تصوف ایرانی»، انتشارات تهران، 1965 (1344).
× یزدخواستی، بهجت و ماری کلود لوتراند: «فراسوی حجاب: جامعه‌شناسی حجاب زنان مسلمان ایران (صفیه‌غایی)»، معاونت پژوهشی و آموزشی سازمان تبلیغات اسلامی، نشر معناگر، 1385. ‌
× یزدخواستی، بهجت: «زنان و تغییرات اجتماعی»، نظرات و بینش‌ها در طی 14 سال انقلاب، انتشارات مانی، مرکز ملی تحقیقات، اصفهان، 1993(1372).
× ـــــــــ: «حجاب و آزادی»، مجموعة مباحث و کنفرانس‌ها دربارة زنان، سازمان تبلیغات اسلامی، مرکز چاپ و نشر، تهران، 1371.
× «پاسخ استاد و بررسی به مسأله حجاب»، انتشارات صدرا، تهران، 1370/1992.
* Kian, A. “La Formation d’ume identite’s Social Feminine Post- revolutionaire: un enjeu de pouvoir”, Les Femmes en iran.
* Pressions sociales et Strategies identitaires, sous La direction de Yavari- D Hellencourt, N., Paris’ L Harmattan, 1998.

پی نوشت ها:
* دانش‌آموخته دکترای جامعه‌شناسی، استادیار دانشگاه اصفهان
[1]. Polarite
[2]- رضا شاه از سال 1925 تا 1941 و محمدرضاشاه از سال 1941 تا 1979 در ایران حکومت کردند.
[3] - به همین دلیل، هفته زن جهت شناخت بهتر جایگاه زنان مسلمان در ایران پس از انقلاب اسلامی جایگاه رفیعی پیدا کرده است.
[4]. espace
[5]. situation
[6]. condition

برگرفته از : فصلنامه مطالعات راهبردی زنان- شماره 38 -زمستان 1386
منبع : http://www.mr-zanan.ir

 

ریشه یابی جامعه شناختی بی حجابی


چکیده: یکی از آسیب های اجتماعی کم و بیش رایج در جامعه ما, مسئله بی حجابی و بدحجابی است. پدیده ای که ظهور هر چند ضعیف آن نیز با توجه به پیشینه فرهنگی, الگوی آموزشی و تربیتی غالب, حساسیت های وجدان جمعی, مراقبت و کنترل افکار عمومی, سیاست های فرهنگی نظام و … بسیار غیر منتظره و مستبعد می نماید. بی شک, این پدیده نیز هم چون سایر پدیده های فرهنگی ـ اجتماعی از علل و عوامل آشکار و پنهان متعددی ناشی شده است.
این نوشتار, از منظری عام و با روی کردی بیشتر جامعه شناختی به شناسایی و تحلیل علل مؤثر در شکل گیری و بقای این پدیده پرداخته است. در پایان نیز مجموعه ای از سیاست ها و راهکارهای بایسته که اجرای دقیق آنها در کنار سایر تمهیدات بالقوه می تواند از رشد روزافزون این معضل جلوگیری کند و همگان را در خصوص مبارزه ریشه ای با آن حساس سازد; و پژوهشگران را در دست یابی به حقیقت و زوایای بحث یاری رساند; به دست داده شده است.
واژگان کلیدی: الگوی پوشش, هنجار, بی حجابی, کج روی, جامعه پذیری, اشاعه فرهنگی, مدگرایی, کنترل اجتماعی, کارکرد.
مقدمه
یکی از هنجارهای کهن و سنت های ملی و دینی دیر پای جامعه ایران اسلامی, سنت حجاب و پوشش کامل زنان هنگام حضور در اجتماع است. این هنجار در منطق دین, طیف گسترده ای از رفتارهای مختلف از پوشش کامل اندام به استثنای مواضع خاص گرفته تا شیوه گفتار, نگاه, راه رفتن, استفاده از زیورآلات, آرایش کردن و کاربرد مواد خوش بوکننده را دربرمی گیرد. افزون بر آن, به برخی امور حاشیه ای هم چون نوع دوخت, جنس لباس, رنگ و تناسب لباس با سن فرد نیز ارتباط می یابد. از این رو, حجاب کامل به معنای رعایت دقیق این مجموعه, متناسب با عرف اجتماعی و نقض کامل آن نشانه بی حجابی است. رفتار فرد باحجاب به دلیل رعایت معیارها و ضوابط و هم سویی با ارزش های اجتماعی با واکنش های مثبت و رفتار بدحجابان و بی حجابان با واکنش های منفی اجتماعی روبه رو می شود.
پدیده (بی حجابی) که گونه ای انحراف و کج روی اجتماعی به شمار می رود, پدیده ای است که جامعه ایران در سال های پس از پیروزی انقلاب اسلامی, در برخی شهرهای بزرگ و به ویژه در میان برخی گروه های جامعه با آن روبه رو بوده است. با وجود رخ دادن دگرگونی های بنیادین در سطوح مختلف اجتماعی و فرهنگی و توفیق نسبی در زدودن برخی مظاهر فرهنگ بیگانه, حکومت تاکنون نتوانسته است این معضل اجتماعی را به شکلی معقول حل کند و به این ضرورت فرهنگی و خواست همگانی, پاسخی شایسته بدهد. چه عواملی در شکل گیری این معضل مؤثر بوده و هستند و چرا تاکنون, با وجود حساسیت های شدید فرهنگی و اقدامات سازمانی, توفیق چندانی حاصل نشده است و چه موانعی برای درمان چنین معضلی وجود دارد. این نوشتار با هدف شناخت این معضل و تبیین چرایی و جست وجوی دلایل شکل گیری و بقای آن از دیدگاه جامعه شناختی, به صورت کتاب خانه ای و با تحلیل پژوهش های انجام شده و مشاهده های میدانی نگاشته شده است.
جایگاه اجتماعی پوشش
الگوی پوشش و کیفیت لباس در هر جامعه, بیش از آن که از شرایط اقلیمی, موقعیت تمدنی, اوضاع اقتصادی, نظام سیاسی, موقعیت سنی, جنسی و شغلی افراد, خواسته های شخصی و زیباشناختی افراد اثر بپذیرد, از ساختار باورها, ارزش ها, هنجارها, ایدئولوژی ها, الگوها, آداب و عادت ها و سلیقه های گروهی اثر می پذیرد. لباس, نشان دهنده ناخودآگاه فرهنگی جامعه است. لباس پوشیدن, نشانه اجتماعی بودن انسان است و مانند دیگر جنبه های اجتماعی بودن انسان بر اساس ارزش ها و هنجارهای اجتماعی و انتظارات جمعی, شکل می یابد. ضرورت هم نوایی با اقتضاهای فرهنگ غالب و رعایت انتظارات جمعی, کمترین هزینه ای است که زندگی اجتماعی در ساحت های مختلف بر افراد تحمیل می کند. این هم نوایی برخلاف تصویر خام و ابتدایی آن, به معنای پذیرش قطعی اشکال متعین و تمکین بی چون و چرا در برابر الزامات انعطاف ناپذیر و تسلیم شدن در برابر اراده و خواست جمعی نیست, بلکه به معنای هم نوایی صوری, تشبه و هم آوایی ظاهری و تخلف نکردن آشکار از حداقل های هنجاری جامعه است. در حوزه پوشش نیز جامعه, انتظار خویش را نه در چارچوب قالب های معین, بلکه در قالب گزینه های متنوعی مطرح ساخته است که امکان اعمال گزینش های فردی همواره وجود خواهد داشت.
در جامعه ما, به دلیل حساسیت های خاص درباره الگوی پوشش بانوان گزینه های محدودتری فراروی آنها قرار دارد و دخالت سلیقه کمتر است.
به دلیل الزامات ارزشی و هنجاری جامعه, پوشش, اجباری و گریزناپذیر است و افراد در هر شرایطی باید از آن برخوردار باشند. رعایت این حداقل, نیازمند حضور و مشارکت اجتماعی است و رعایت نکردن آن, به عنوان تخلف اجتماعی, واکنش هایی را برخواهد انگیخت. درجه این واکنش را میزان حساسیت و آستانه صبر جامعه تعیین خواهد کرد. هر جامعه به طور متوسط, از میزانی از تخلف و ناهم سویی, با نگاه به سطح انتظار, در همه عرصه های رفتاری از جمله پوشش, چشم پوشی و آن را تحمل می کند یا واکنش به آن را بنا به ملاحظاتی به تأخیر می اندازد. باید دانست اعضای جامعه میان ارزش های مسلط و ارزش های ثانوی یا مدل های پذیرفته شده و تحمیل شده, حق انتخاب اجمالی دارند. پیوستگی با هنجارها و ارزش های جمعی اجباری نیست, بلکه موجب ایجاد محدودیت در مسیر انتخاب و تصمیم اعضای اجتماع خواهد شد. هم نوایی نسبی با محیطی معین, همواره با امکان استفاده از حاشیه آزادی و برخورداری از خودمختاری همراه خواهد بود. از این رو, رخ دادن رفتارهای ناهم خوان و ناهم سو با انتظارات جامعه و ظرفیت های هنجاری آن, چندان خلاف انتظار نیست.
هنجار پوشش
نابهنجار دانستن یک رفتار هنگامی عقلانی است که از قبل, شکل قاعده مند آن متناسب با معیارهای مشخص, معلوم شده باشد. از این رو, معرفی قلمرو حجاب مقدم بر تعیین حدود نقیض آن; یعنی بی حجابی است. حجاب از رفتارهای بهنجار و ارزشی و از ضروریات و مسلّمات اسلام است. بر اساس آن چه در رساله های عملیه مراجع تقلید بیان شده و قوانین موجود کم و بیش با ارجاع به آن تنظیم و تصویب شده و عرف عام جامعه بر اساس آن رقم خورده, حجاب در قالب هنجاری زیر صورت بندی شده است:
زن باید بدن خود را از نامحرم بپوشاند, بلکه احتیاط واجب آن است که بدن و موی خود را از پسری هم که بالغ نشده, ولی خوب و بد را می فهمد (و به حدی رسیده که مورد نظر شهوانی است) بپوشاند.1
البته گردی صورت و دست ها تا مچ از این قاعده مستثنا است.
تعریف بی حجابی
با توجه به مباحث یادشده, بی حجابی به معنای نداشتن پوشش متناسب با استانداردهای متعارف عرف عام و الگوی برگرفته از فقه اسلامی است. از این رو, پوشیدن لباس های تنگ, بدن نما, تحریک کننده و بدشکل, پوشیده نبودن برخی مواضع نیازمند پوشش, آرایش نامناسب و نداشتن وقار لازم در اجتماع را می توان در مقوله بدحجابی گنجاند. در این میان, برجسته ترین مصداق بی حجابی که همگان تلقی مشترکی از آن دارند, به پوشش برمی گردد و همان نداشتن پوشش مناسب است. به عبارت دیگر, اگر بی حجابی را پدیده ای دارای جلوه های متنوع بدانیم, آن چه پیش از هر چیز از این واژه به ذهن می رسد, نداشتن پوشش مناسب است.
آسیب شناسی حجاب
از منظر آسیب شناختی, بی حجابی از مصداق های انحراف و کج روی است. بی حجابی, رفتاری ناسازگار با هنجارها و انتظارات جامعه,2 خلاف فرهنگ جاری وقانون مندی ها و انتظارات مطلوب جامعه3 و موجب تنش ها و تضادهایی است که به نگرش های سرزنش آمیز می انجامد و واکنش هایی نظیر مجازات, طرد و انزوا را به همراه دارد.4 به تعبیر دیگر, هرگاه (رفتار افراد جامعه با هنجارها, ارزش ها و عقاید اجتماعی جامعه در تعارض و تضاد باشد, رفتار اجتماعی, رفتاری نابهنجار خواهد بود; زیرا بین خواسته ها, نیازها و آرمان های اجتماعی سیستم موجود و افراد جامعه هم آهنگی دیده نمی شود و در این حالت, روابط اجتماعی, تنش زا و ستیزآمیز است).5
از دید جامعه شناختی, عمل انحرافی و کج روانه را صرف نظر از شدت و ضعف آن می توان با ویژگی هایی هم چون مخالفت با ارزش ها و هنجارها, نقض عرف و رسوم پذیرفته شده, ناهم گونی با انتظارات جامعه و فرهنگ غالب, نامتعارف بودن, حساسیت برانگیزی و واکنش زایی, ارزش منفی داشتن, اخلال گری در نظم آیینی و آماج نیروهای نظارتی و کنترلی جامعه قرار گرفتن, می توان تشخیص داد.
از منظر حقوقی نیز ناهم سویی یا مخالفت با هنجارهای قانونی معتبر جامعه, جرم و سزاوار مجازات های متناسب خواهد بود. از این رو, نقض قانون مملکتی در اثر عمل خارجی, در صورتی که انجام وظیفه و یا اعمال حقی, آن را تجویز نکند و مستوجب مجازات هم باشد, جرم نامیده می شود.
قانون مجازات اسلامی, در تبصره ماده 638 در بیان جرایم ضد عفت و اخلاق عمومی, بی حجابی را جرم سزاوار مجازات شمرده است و می نویسد:
زنانی که بدون حجاب شرعی در معابر و انظار عمومی, ظاهر شوند, به حبس از ده روز تا دو ماه یا از پنجاه هزار تا پانصد هزار ریال جزای نقدی محکوم خواهند شد.
در قانون رسیدگی به تخلفات استفاده کنندگان البسه خلاف شرع (مصوب 28/12/1365) مجلس شورای اسلامی و نیز ماده 4 قانون البسه مبتذل در بیانی مشابه آمده است:
کسانی که در انظار عمومی, وضع پوشیدن لباس و آرایش آنان خلاف شرع و یا موجب ترویج فساد و هتک عفت عمومی باشد, توقیف و خارج از نوبت در دادگاه صالح, محاکمه و حسب مورد به یکی از مجازات ها محکوم می گردند. مجازات این اشخاص, حبس از سه ماه تا یک سال و جزای نقدی از یک میلیون و پانصد هزار ریال تا شش میلیون ریال و یا 74 ضربه شلاق با یک یا دو مجازات مذکور می باشد).
قانون تعزیرات اسلامی نیز بی حجابی را در کنار برخی رفتارهای هم سنخ از جمله انحراف ها, سزاوار برخورد قضایی دانسته است که آن رفتارها عبارتند از: رعایت نکردن حجاب در معابر عمومی (ماده 638), انجام فعل حرام (ماده 638), تشویق یا انجام فساد و فحشا (ماده 639), استفاده از وسایلی که عفت عمومی را جریحه دار می کند (ماده 640) و هرگونه عملی که عفت عمومی را جریحه دار می سازد. (ماده 640)
از این رو, بی حجابی به اعتبار نقض هنجارهای اجتماعی, کج روی و انحراف و به اعتبار ناهم سویی و تخلف از قوانین نظام, جرم شمرده می شود.
ریشه های بی حجابی
برای بی حجابی, دلایل بسیاری را می توان برشمرد. این عوامل را در یک تقسیم بندی کلی می توان به بیولوژیکی یا روانی, فرهنگی, اجتماعی و سیاسی تقسیم کرد. به عبارت دیگر, این پدیده را با ارجاع به چهار دسته عامل یاد شده به پنج صورت می توان تبیین کرد. از آن جا که ملاک تبیین, بیان ارتباط علّی و معلولی (تعلیل) میان پدیده هاست, نوع تبیین تابع نوع علت خواهد بود. برای مثال, اگر علت از سنخ امور فرهنگی باشد, تبیین نیز فرهنگی خواهد بود. اکنون این موارد را برمی شماریم:
1. بیولوژیکی یا روانی
عوامل بیولوژیکی یا روانی, به زمینه های زیستی و خواسته های طبیعی فرد گفته می شود که معمولاً میان افراد مشترک است. از جمله زمینه های بیولوژیکی مرتبط با مقوله پوشش می توان از میل به خودنمایی, تبرّج, تزیین, تجمل, خودآرایی, تمایل شدید به جلب توجه دیگران به ویژه در دوره جوانی, به رخ کشیدن زیبایی ها, میل به برانگیختن احساسات مثبت دیگران, کسب آرامش و امنیت در پرتو تحسین و تمجید دیگران, لذت جویی, میل به تظاهرات جنسی و جلب جنس مخالف, نیاز به ابراز وجود و متمایز نشان دادن خود و امیال مشابه نام برد. بدیهی است این سنخ تمایل ها هم چون دیگر تمایل های طبیعی, در پرتو فرهنگ و نظام ارزشی جامعه, شکل و جهت می یابند و در مجاری و قالب های خاصی جلوه گر می شوند. به عبارت دیگر, این تمایل ها در پرتو ترکیب طبیعت و فرهنگ, سامان خواهند یافت.
استاد مرتضی مطهری در توضیح این گونه تمایلات می نویسد:
… زن همیشه می خواهد مطلوب و معشوق مرد باشد. جلوه گری ها, دل بری ها و خودنمایی های زن همه برای جلب نظر مرد است. زن آن قدر که می خواهد مرد را عاشق دل خسته خویش کند, طالب وصال و لذت جنسی نیست… زن, مظهر جمال و مرد, مظهر شیفتگی است… تمایل مرد به نگاه کردن و چشم چرانی است, نه به خودنمایی و برعکس, تمایل زن بیشتر به خودنمایی است, نه به چشم چرانی… و به همین جهت, تبرج از مختصات زنان است.6
بی گمان یکی از گونه های جلوه نمایی در نوع پوشش است. عوامل بیولوژیکی و روانی بی حجابی را می توان چنین برشمرد:
الف) احساسگرایی خام
برخی نظریه های روان شناختی انحراف, انحراف ها و کج روی های افراد به ویژه جوانان را ناشی از اراده و تصمیم آگاهانه به هنجارشکنی, میل به برانگیختن واکنش های جمعی, پشت پا زدن به سنت های اجتماعی یا تلاش برای جای گزینی ارزش های فرهنگی نمی دانند, بلکه بیشتر نشانه احساس گرایی خام, هواخواهی, خودنمایی, لذت جویی و امثال آن می دانند. (نمی توان تصور کرد که انسان همیشه به شکل عقلانی, اعمالی را انتخاب کرده و انجام می دهد. می توان موارد زیادی از انحراف را در نظر گرفت که محاسبه و انتخاب سود و زیان در آن مطرح نیست. افراد ممکن است تحت تأثیر احساسات لحظه ای یا عوامل غیر عقلانی مرتکب جرم و جنایت شوند. به طور قطع می توان گفت که رفتار انسان از پیچیدگی زیادی برخوردار است.)7
ب) اختلال شخصیت نمایشی
ییکی از نظریه های روان شناختی انحراف, نظریه موسوم به (اختلال شخصیت نمایشی) است. افراد مبتلا به این بیماری خواهان جلب توجه دیگران نسبت به خود هستند. آنان معمولاً مبتکر, نمایش گر, سرزنده و اغواگرند. مهم ترین ویژگی مبتلایان به این اختلال, تمایل شدید به خودنمایی و جلب توجه است و برای تأمین این هدف, به کارهای غیر عادی از جمله پوشیدن لباس های عجیب و جذاب, آرایش های تند و نامتعارف و ژست های نمایشی خاص دست می زنند. عواطف این افراد به شدت نمایشی و اغراق آمیز است. آنها شیفته مدهای جدید بوده و علاقه مندند تغییرهای جدید را تجربه کنند, بی آن که واقعاً به این تغییرها نیازی داشته باشند. این نوع اختلال شخصیتی, هر چند با جلوه نمایی های متفاوت, میان زنان و مردان مشترک است و معمولاً در پایان دوره نوجوانی و اوایل دوره جوانی نمود و تظاهر بیشتری می یابد.8 بر اساس این نظریه, دوشیزگان و بانوان جوانی که پیاپی و در راستای ارضای تمایل سیری ناپذیر خود به نوگرایی و تنوع خواهی, به استقبال الگوهای نورس می روند و مایلند همواره خود را در قالب فرم ها و نقاب های جدید عرضه کنند, دچار اختلال شخصیتی هستند.
2. فرهنگی
تبیین (بی حجابی) هنگامی فرهنگی خواهد بود که (علل) (متغیرهای مستقل) یا فرآیند (زنجیره متغیرهای مستقل به علاوه متغیرهای میانجی و واسطه ای) این پدیده همگی از سنخ فرهنگ (معانی نمادین هم چون باورها, ارزش ها, هنجارها, نمادها, نگرش ها, ایدئولوژی ها و… ). باشند. به عبارت دیگر, تبیین فرهنگی به ایده ها و انگیزه های کنش گران و مفاد معنوی یا فرهنگی آنها (مثل مذهب و ایدئولوژی) و در یک کلام, با ذهنیت کنش گران اجتماعی کار دارند. امور فرهنگی هر چند ذهنی اند, شخصی و فردی نیستند و نقش آفرینی نمادین آنها که لازمه ارتباط و تعامل میان افراد است, بر اجتماعی بودنشان دلالت دارد.
الف) جامعه پذیری ضعیف یا ناهم گون
اساس جامعه پذیری بر این واقعیت استوار است که انسان به صورت کانونی از استعدادها و سرمایه های وجودی بالقوه به دنیای اجتماعی پا می گذارد و از راه تعامل مستمر با محیط و درون ریزی مجموعه ای از باورها, نگرش ها, ارزش ها, خواسته ها, آرمان ها, هدف ها, رسوم, قواعد و هنجارها از طریق کارگزاران ویژه هم چون خانواده, گروه های دوستی, محیط های آموزشی, وسایل ارتباط جمعی, محیط های کاری, مطبوعات, کانون های مذهبی و مانند آن, به تدریج به انسانی بالفعل تبدیل می شود. این فرآیند تعطیل ناپذیر, از اولین مراحل زندگی آغاز می شود و تا پایان عمر ادامه خواهد داشت. جامعه پذیری, دو فرآیند مکمّل یعنی انتقال میراث فرهنگی اجتماعی و رشد و تکامل شخصیت فردی را دربرمی گیرد. جامعه شناسان, بسیاری از انحراف های اجتماعی را به کاستی ها و ضعف این فرآیند مهم شخصیت ساز مستند می دانند. بدون شک, بدحجابی دختران و زنان در سن بالا نیز در نارسایی های این فرآیند و القاهای محیط خانواده, دوستان, محیط های آموزشی, رسانه جمعی و محیط عمومی ریشه دارد.
رسوبات فرهنگی به جا مانده از اعمال سیاست های دستوری ناسنجیده گذشته هم چون قضیه کشف حجاب و سیاست های ژریم طاغوت برای گسترش و نهادینه کردن آن در ذهنیت فرهنگی و اصرار برخی علاقه مندان به پاس داشت و استمرار آن از طریق پیوست های میان نسلی نیز در این زمینه نقش داشته است. اجرای این سیاست تخریبی در یک دوره چهل ساله آن هم با انگیزه های کینه توزانه, موقعیت حجاب را به شدت تضعیف کرده است.
محمود جم, وزیر کشور کابینه محمدعلی فروغی در خاطرات خود به نقل از رضاشاه پهلوی می نویسد:
این چادر و چاقچورها را چه طور می شود از بین برد؟ دو سال است که این موضوع, فکر مرا به خود مشغول داشته. از وقتی که به ترکیه رفتم و زن های آنها را دیدم که پیچه و حجاب را دور انداخته و دوش به دوش مردها کار می کنند, دیگر از هر چه زن چادری بود, بدم آمده است. اصلاً چادر و چاقچور, دشمن ترقی و پیشرفت مردم ماست. درست حکم یک دمل را پیدا کرده که باید با احتیاط با آن نشتر زد و از بینش برد. من مدتی است به این فکر هستم که زن ایرانی در قفس سیاه دست و پایش بسته است. بین او و مرد یک دریا فاصله وجود دارد. باید این فاصله را از بین ببریم. مگر زن چی از مرد کمتر دارد. او باید پابه پای مرد وارد زندگی شود….9
ب) القاهای فرهنگی مسموم دشمنان
(ترسیم تصویر یک مسلمان محجبه, یکی از رایج ترین شیوه های رسانه های غربی برای مشکل دار معرفی کردن اسلام است… با نگاهی اجمالی به سخنان غربی ها در مورد حجاب می توان دریافت که آنها معتقدند حجاب, نشانه ظلم اسلام به زنان است… با نگاهی گذرا به نوشته های غربی ها می بینیم که آنها برای توصیف حجاب زنان مسلمان از واژه هایی چون (کفن), (لباس مزور) و (حجب و حیای سیاه) استفاده می کنند. به طور کلی, واکنش های غرب نسبت به حجاب در یکی از دو دسته زیر قرار می گیرد; دسته اول, تفسیری کینه توزانه از حجاب [است] که آن را نشانه آشکار ظلم اسلام به زنان می داند و دسته دوم, دیدگاهی خیال پردازانه است که حجاب را جزئی از سنن بیگانه شرقی می داند که خواهان فروکش کردن لذت جنسی است.)10

ج) کم رنگی تعلق به فرهنگ خودی و توجه بیشتر به دیگر فرهنگ ها
(تغییر لباس همواره پی آمد تغییر یک فرهنگ است و انسان تا با فرهنگ خود وداع نکند, نمی تواند با لباس خود وداع کند [و] تا فرهنگ یک قوم را نپذیرد, لباس آنان را به تن نمی کند. درست به همین دلیل است که در احادیث ما آمده است که (من تشبَّه بقومٍ فهو منهم; هر که خود را به گروهی شبیه سازد, هم از آن گروه است). لباس هر انسان, پرچم کشور وجود اوست. پرچمی است که او بر سر در خانه وجود خود نصب کرده است و با آن اعلام می کند که از کدام فرهنگ تبعیت می کند, هم چنان که هر ملتی با وفاداری و احترام به پرچم خود, اعتقاد خود را به هویت ملی و سیاسی خود ابراز می کند. هر انسان نیز مادام که به یک سلسله ارزش ها و بینش ها, معتقد و دل بسته باشد, لباس متناسب با آن ارزش ها و بینش ها را از تن به در نخواهد کرد.)11

د) ضعف اعتقاد یا باورنداشتن به اعتبار معیارهای متعارف
تردیدی نیست که افراد در مورد اعتقاد به ارزش ها و هنجارهای اجتماعی و رعایت قوانین و مقررات معمول, موقعیت متفاوتی دارند. به طور طبیعی, درجه التزام و هم نوایی را میزان اعتقاد فرد تعیین می کند. کسی که به هر دلیل, به یک نظام هنجاری اعتقادی نداشته باشد, در هم نوایی و پیروی از آن نیز تعهدی احساس نخواهد کرد. دیوید متزا همانند دیگر پدیدارشناسان بر این باور است که برای درک کج روی باید به ذهن فاعل و زندگی فلسفی درونی او مراجعه کرد. کج روی اصولاً کاربرد اعتقاد در عمل است. فرد کج رو از ارزش هایی پنهانی پیروی می کند که هر چند با ارزش های مرسوم در جامعه رابطه دارند, ولی به شکل متفاوتی پذیرفته شده اند.12

هـ) بحران های هویتی
برخی تحلیل گران فرهنگی بر این باورند که جامعه ما مسخر سه جریان مختلط فرهنگ ایرانی, اسلامی و غربی است که در عرصه های مختلف با نسبت های ترکیبی متفاوت حضور دارند و خودنمایی می کنند. در سال های اولیه پس از پیروزی انقلاب, هر چند بعد اسلامی فرهنگ, گسترش و چیرگی در خور توجهی یافت, به مرور زمان و تحت تأثیر برخی رخ دادها, دو لایه به حاشیه رانده شده دوباره به صحنه آمدند و در قالب های دیگری بازتولید شدند. اولین نتیجه حاصل از زیستن در چنین فضای مختلطی, هویت یابی چندگانه و پی آمدهای شخصیتی رفتاری آن است. (جوان ایرانی دچار نامتعادلی و ناهم خوانی در آگاهی های خود شده و با ایجاد شدن تزلزل در شخصیت که ناشی از آگاهی های ناکافی یا متضاد است, دچار بحران هویت می شود. برخی از نشانه های این بحران چنین است: کاسته شدن تمایلات دینی و مذهبی در جوانان که بارزترین این امر, در کم توجهی آنها به مسائل شرعی در اجتماع, … افزایش روی آوردن به موسیقی های غربی, زیادشدن فاصله آنها نسبت به تعهدات اجتماعی و خانوادگی, گسترش خانواده های هسته ای, روی آوردن به مدل ها و آرایش های ظاهری غربی… همه اینها ناشی از گسستگی هویتی جوانان با هویتی پایا وپویاست.)13

و) چیرگی تلقی های ناهم گون
وجود برخی ذهنیت ها مانع درک دقیق فلسفه وجودی حجاب و التزام به رعایت آن شده است. این موارد را می توان چنین برشمرد: حجاب, یادگار دوران گذشته و مقوله ای تاریخ مصرف گذشته; حجاب, محصول احساس حقارت ناشی از تبعیض های خانوادگی; حجاب, محصول اصول اخلاقی و انضباطی مردسالار سنتی; حجاب, نماد ضعف کنترل و خویشتن داری مرد; حجاب, محصول علاقه مندی زن به ریاضت و رهبانیت; حجاب, وسیله ای برای سرکوب تمایلات طبیعی; الزام به حجاب, منافی حقوق اجتماعی و آزادی زن; حجاب, یادگار دوره نبود امنیت اجتماعی برای زن; بی حجابی را جرم نه که گناه پنداشتن; تقدّم جنبه آرایشی لباس بر جنبه پوششی آن (حال آن که الزام به حجاب, جنبه پوششی لباس را بر جنبه آرایشی آن مقدّم داشته است); حجاب, رسمی فرهنگی, عرفی, متغیر و تابع زمان و مکان; حجاب, از نمادهای عفاف سفارش شده برای زن به عنوان یک مقوله روانی (آن هم نه تنها نماد ممکن و نه برترین آن); حجاب, الزامی صرفاً دینی و تکلیفی برای مؤمنان, نه عموم توده ها; حجاب, امری فردی و معاف از الزامات اجتماعی و حکومتی; حجاب, محصور کردن زنان در چادر و چاقچور با رنگ های تیره که مایه سلب نشاط و شور حیات از آنان و نابودی غریزه خودآرایی و زینت طلبی زنان است که عامل رونق بخشیدن به زندگی آنهاست; حجاب, عامل افزایش حرص انسان ها و التهاب بیشتر جنسی است چون (الانسان حریص علی ما منع).
پذیرش هر یک از چنین پندارهایی به تنهایی می تواند پایه و بنیان حجاب را متزلزل سازد و انگیزه التزام به آن را تضعیف کند. در ادامه این بخش, ذکر نمونه ای از این برداشت های عصری و تفسیرهای عجیب و غریب بی مناسبت نخواهد بود:
اگر حجاب, پاسخ به تجاوز جنسی تعرض است, بازتابی از شرایط خشونت بار آن زمان نیز هست. بازتاب آن تفکر و شرایطی که بدن زن را به معنای دقیق کلمه, (عریان), بی دفاع و آسیب پذیر می دانست. حجاب زنان آن طور که در مدینه در شرایط جنگ داخلی مطرح شد, نشان دهنده شرایط معابر عمومی است, یعنی جایی که در آن زنا آزاد بود. اصطلاح تعرض به معنای خشونت, فشار و محدودیت است… در گیرودار مبارزات, تنش ها و کشمکش های پیامبر میان این دو بینش, یعنی ایجاد جامعه ای که زنان بتوانند آزادانه در شهر حرکت کنند (زیرا در اسلام, کنترل اجتماعی همان ایمان است که امیال را مهار می کند) و تفکر و شیوه منافقان که زنان را فقط وسیله (اعمال) خشونت و حسادت محسوب می کردند, بینش دومی غالب شد. حجاب, نشان دهنده پیروزی منافقان بود.14

ز) برداشت محدودیت آفرین از حجاب
ییکی از برداشت هایی که شاید بیش از دیگر تلقی های یاد شده, مستند منتقدان قرار گرفته, جنبه محدودسازی و مانع تراشی حجاب در فرآیند فعالیت های اجتماعی است. تردیدی نیست که حجاب به ویژه شکل کامل آن; یعنی چادر, محدودیت هایی را برای انجام برخی فعالیت ها بر زن تحمیل می کند, ولی این محدودیت چندان بازدارنده نیست و با توجه به آثار مهم مترتب بر حجاب, پذیرش این نوع محدودیت ها, توجیه پذیر خواهد بود. یونی ویکن در بیان دیدگاه برخی از اندیش مندان غرب نسبت به حجاب می نویسد:
حجاب به خاطر محدودیت هایی که بر سر راه فعالیت ها و استقلال زنان ایجاد می کند, ذاتاً سرکوب گر و در نتیجه, ظالمانه است.15
استاد مطهری در پاسخ به این گونه شبهه ها می نویسد:
اگر زن مرض نداشته باشد و نخواهد لخت بیرون بیاید, پوشیدن یک لباس ساده که تمام بدن و سر جز چهره و دو دست تا مچ را بپوشاند, مانع هیچ فعالیت بیرونی نخواهد بود, بلکه بر عکس, تبرّج و خودنمایی و پوشیدن لباس های تنگ و مدهای رنگارنگ است که زن را به صورت موجودی مهمل و غیر فعال درمی آورد که باید تمام وقتش را مصروف حفظ پوزیسیون خود کند… .16

ح) چرخش های هنجاری جامعه
برخی جامعه شناسان, کاهش انگیزه التزام عملی به رعایت حجاب شرعی و افزایش آمار بدحجابان و بی حجابان را ناشی از روی دادن برخی تحولات اساسی در نظام هنجاری جامعه می دانند. (86/2درصد از پاسخ گویان (15/5 «30/40«40/3) معتقد بودند که در سال 65, عدم رعایت حجاب از نظر مردم عیب داشت. یعنی خانم ها به علت این که احساس می کردند مردم از بی حجابی خوششان نمی آید و احتمال دارد به آنها به گونه ای توهین (مجازات) شود, بیشتر حجاب را رعایت می نمودند. این بدان معناست که در آن زمان, یک کنترل درونی در مورد ارزش های انقلابی مذهبی وجود داشت و قبح آن نریخته بود و مسئولان مجبور نبودند با فشار, اجبار و توبیخ, اکثریت خانم ها را به رعایت حجاب وادارند. برای سال 71, این ارزیابی به 41/5 درصد می رسد. هم چنین 81/8 درصد از پاسخ گویان معتقد بودند که مردم جامعه در سال 65 به خانم های چادری احترام می گذاشتند, در حالی که این رقم برای سال 71 به 36/8 درصد می رسد. در چنین وضعیتی, در شرایط بی مهری, سرکوب اجتماعی و عکس العمل های پرخاش گرانه به دارندگان نمادهای مذهبی, در واقع, نیاز به احترام و عزت نفس افراد خدشه دار می شود و آنها در پی کسب احترام, خود را با فشار هنجاری تطبیق داده, حجاب و ریش و دیگر سمبل های مذهبی, نظیر رفتن به مسجد را کنار می گذارند.)17

ط) بی توجهی به پی آمدهای منفی بی حجابی
توجه نکردن به آثار و کارکردهای فردی و اجتماعی حجاب و کارکردهای منفی رعایت نکردن آن, نقش بسیار مهمی در سرپیچی از آن دارد. منتسکیو در تحلیلی کارکردگرایانه می نویسد:
از دست رفتن عفت زنان به قدری تأثیرات بد دارد و به اندازه ای نواقص و معایب تولید می کند و طوری روح مردم را فاسد می نماید که اگر کشوری دچار آن گردد و این اصل مهم از بین برود, بدبختی های زیادی از آن ناشی می گردد, به خصوص در حکومت دموکراسی, از دست رفتن عفت, بزرگ ترین بدبختی ها و مفاسد را باعث می شود تا جایی که اساس حکومت را از بین خواهد برد. به این جهت, قانون گذاران خوب, عفت را توصیه و از زنان توقع وقار در اخلاق را دارند.18
یی) وجود تفسیرهای مضیق از ممنوعیت های شرعی
(واقعیت این است که مستندات فراوانی در منابع معتبر فقهی وجود دارد که بیشتر مصادیق آن چه را امروز با عنوان (بدحجابی) ممنوع شناخته می شود, مباح و جایز دانسته است. از سوی دیگر, با وجود گسترش مصادیق ممنوعیت و محرومیت برای نحوه پوشش و آرایش زنان در قانون, عملاً در جامعه, هر روز شاهد فراتر رفتن مرزهای حجاب از چارچوب های یاد شده هستیم.19

 

ک) غرب گرایی و هم سویی الگویی با فرهنگ غرب
خودباختگی و خود کم پنداری در برخورد با فرهنگ غرب, تأکید افراطی بر ارزش های مادی و ظاهرگرایانه, توجه به جنبه های بدنی و جسمی و غفلت از ابعاد روحانی و معنوی در این بخش می گنجد.

ل) شکاف فرهنگی میان نسل ها
م) نبود الگوهای پوششی متنوع متناسب با نیازها و ضرورت های عصری و انتظارات انسان معاصر
ن) قرار گرفتن در معرض جریان های فرهنگی ناهم گون, زندگی در وضعیت برزخی میان سنت گرایی و مدرنیسم و ابتلای قهری به تشویش هنجاری و الگویی
س) توجه نکردن به مشاع بودن فضای اجتماعی و حریم عمومی و ضرورت تامین انتظارات بین الاذهانی
ع) ضعف بنیادهای فرهنگ دینی در حوزه باورها, ارزش ها, هنجارها و رفتارها و تربیت اخلاقی متناسب با حساسیت های دینی
ف) غلبه ذهنیت یا فرهنگ تشابه انگار و توجیه نکردن پذیرش تمایزات الگویی در حوزه پوشش
ص) مدگرایی و تنوع خواهی و بی توجهی به آیین های تک هنجار سنتی و غلبه استحسانات زمانه پسند
کاهش سلطه والدین بر فرزندان, نپذیرفتن فرهنگ سنتی خانواده, تمایل به تک روی و الگوگزینی خودمختارانه, نفرت از برخی فشارهای ناسنجیده خانواده های مذهبی نیز یکی دیگر از عوامل فرهنگی بدحجابی است.

3. اجتماعی
عوامل اجتماعی بیشتر ناظر به عمل کرد محیط عمومی نهادها, سازمان ها, گروه ها و تعامل های اجتماعی است. بی شک, وجود کاستی ها, آشفته کاری ها و مشکلات خاص در روند فعالیت نهادهای اجتماعی, در پیدایش بخشی از بی حجابی موجود مؤثر بوده است.

الف) نپذیرفتن وضعیت موجود
هنگامی که فرد به هر دلیل, از در ناسازگاری با گفتمان غالب بر جامعه خویش برآمده باشد, به راحتی به نقض قواعد و معیارهای پذیرفته شده دست می زند. (در بیشتر موارد, رفتارهای پاتولوژیک می تواند ناشی از سرخوردگی, اضطراب و احساس ناامنی باشد که نزد دیگران, میل به اصلاح اجتماعی یا نوآوری را سبب می شوند. در پس رفتارهای ضداجتماعی, نوعی عدم قبول جامعه موجود قرار دارد… )20 به عبارت دیگر, ضعف تعلق و تعهد فرد به جامعه, در قالب بی توجهی به تمایلات و انتظارات جمعی و نقض قواعد و هنجارهای اجتماعی متعارف متبلور می شود.

ب) وابستگی ذهنی به جامعه مرجع
مورد دیگری که مکمل مورد قبل است, این است که فرد در مواردی و به دلایل مختلفی, عمل کردن بر اساس ارزش ها, هنجارها, الگوها و مدل های رفتاری جامعه آرمانی و ایده آل خویش که به هم نوایی و پذیرش جهان زیست آن تعلق خاطر عمیق دارد, بر قرینه های محیط خویش ترجیح می دهد. این هم نوایی موضعی و فارغ از مساعدت های محیطی, تنش های روانی و فشارهای اجتماعی سختی را متوجه فرد می سازد, ولی می تواند هرچند به طور مصنوعی, ارضاکننده و اشتیاق زا باشد. شواهد موجود نشان می دهد که بیشتر افراد بدحجاب و بی حجاب, خواسته یا ناخواسته, به فرهنگ ها, نظام های بینشی و گرایشی و الگوهایی دل بسته اند که با فرهنگ و ارزش ها و قواعد مسلط و جامعه اسلامی, تعارض دارند.

ج) کم هزینه بودن انحراف
برخی صاحب نظران بر این باورند که افراد در جامعه به تدریج و به صورت مشروط در نهادهای اجتماعی مرسوم شرکت می کنند و به قواعد مربوط متعهد می شودند. مطلوبیت این هم سویی از این روست که افراد از رهگذر آن, به منافع, نتایج, اعتبارات و امتیازات خاصی دست می یابند که دست رسی به آن به هیچ صورت دیگری, امکان ندارد. با این حال, تمایل بالقوه به انحراف و روگردانی از این تعهد همواره و در همه دوره ها وجود دارد. آن چه این تعهدمندی را معقول می سازد و ادامه آن را تضمین می کند, وجود تناسب منطقی میان مجموع هزینه ها و نتایج آن از یک سو و بالابودن هزینه های تخلف از سوی دیگر است. در صورتی که افراد, در منطق محاسباتی خویش, به نتایج و امتیازات این تعهدمندی توجه نکنند یا تحت تأثیر القاهای اجتماعی, هم سویی و پیروی از ارزش ها و هنجارهای جمعی را تحمیلی و توجیه ناپذیر بپندارند, رفته رفته تمایل به هم سویی کاهش می یابد و تمایل به سرپیچی و طرح الگوهای جای گزین قوت می گیرد. بر هم خوردن این توازن از یک سو و میل به تنوع طلبی و لذت جویی از سوی دیگر, به ویژه در شرایطی که هزینه انحراف و تخلف ناچیز باشد, کشیده شدن به انحراف را آسان می سازد.

د) ضعف کنترل اجتماعی
کنترل اجتماعی به عنوان نظام مکمّل جامعه پذیری و تربیت اجتماعی, مجموعه سازوکارهایی است که جامعه برای پاس داری از ارزش ها و معیارهای پذیرفته شده و واداشتن اعضا به سازگاری و نیز و درهم شکستن اراده های ناهم سو به شیوه های مختلف اعمال می کند. بخشی از این سازوکار به صورت رسمی با وضع و اجرای قوانین به وسیله کارگزاران مسئول; تنبیه متخلفان به تناسب درجه انحراف و بر اساس معیارهای مقرر و با نظارت ضابطه مند بر اوضاع فرهنگی و اجتماعی) و بخشی به صورت غیر رسمی (شامل تذکر, توصیه, تمسخر, طرد, تهدید موقعیت و اعتبار اجتماعی و مانند آن) اعمال می شود. بر اساس این نظریه, جامعه هر قدر در فرآیند جامعه پذیری و شکل گیری شخصیت افراد دقت به خرج دهد و نصاب تربیتی و اخلاقی و انضباط اجتماعی بالایی را در نظر داشته باشد, از طراحی و اعمال ساختارهای نظارتی و کنترلی دقیق اعم از رسمی و غیر رسمی گریزی نخواهد داشت; زیرا در هر جامعه همواره افراد ناسازگار و متخلفی وجود دارد که می خواهند سرپیچی کنند. ضعف جامعه در این مورد می تواند افراد متمایل به انحراف را جسور سازد و به وادی انحراف بکشاند. بی شک, بخشی از رفتار انحرافی بدحجابی و بی حجابی در جامعه ما در کاستی های موجود در سازوکارهای نظارتی ریشه دارد.
هـ) احساس تبعیض و محرومیت
تبعیض و نابرابری از مشکلات دیرآشنای زنان در همه جوامع انسانی از جمله ایران است. این مشکل در گذشته, به دلیل وضعیت خاص نظام اجتماعی و موقعیت فرودین زنان و تحت تأثیر غلبه هژمونیک برخی ایدئولوژی های توجیهی احساس نمی شد یا اگر احساس می شد, به دلیل وجود نداشتن مجاری لازم برای طرح خواسته های دموکراتیک, امکان پی گیری و اجرا نداشت و در هر حال, امیدی به رفع و زوال آن نمی رفت. در عصر و زمان حاضر و در پی ظهور برخی ایدئولوژی های تشابه انگار, به تناسب خودآگاهی زنان و وضعیت نظام های اجتماعی آنها, همه تمایزهای تبعیض آمیز, به دست مایه ای برای اعتراض و دادخواهی و ابراز نفرت و انزجار تبدیل شده است. برخی فمینیست های رادیکال, کج روی زنان را ناشی از واکنش به استثمار و بهره کشی های ظالمانه از آنها در عرصه های مختلف اجتماعی از خانواده گرفته تا محیط های کاری و سازمان های هنری و اقتصادی می دانند. بعید نیست که بخشی از بی حجابی زنان در جامعه ایران نیز آگاهانه یا ناآگاهانه, پژواک تحمل محرومیت ها وتبعیض های توجیه ناپذیر متراکم در حافظه تاریخی آنها باشد.

و) تنوع گروه های مرجع
گروه مرجع به گروهی گفته می شود که افراد در مقام مقایسه به آنها ارجاع می دهند, از آنها الگو می گیرند, آرزوهای خویش را در آنها تحقق یافته می بینند و مایلند برنامه زندگی خود را متناسب با تصویری که از ایشان دارند, تنظیم کنند. تنوع گروه های مرجع در عصر و زمان ما با توجه به نقش الگویی آن ا, از جمله زمینه های پراکندگی و تنوع ارزش ها و هنجارهای فرهنگی و لجام گسیختگی های رفتاری شده است. درباره اثرپذیری توده ها از هنرپیشه های تلویزیونی در مقوله حجاب گفته شده است:
ییکی از مهم ترین سمبل های مذهبی که بر روی رفتار مردم و ارزش های آنها در شرایط بعد از انقلاب تأثیر داشته, حجاب و پوشش زنان است. این سمبل معرف میزان اعتقاد هنجاری (نه اعتقاد فردی) و میزان نفوذ نهاد مذهب در جامعه است. در فیلم های مورد بررسی [در یک پژوهش], سنجیده شد که هنرپیشه ها تا چه اندازه با پوشش خود, این سمبل را گسترش می دهند یا برعکس کاهش آن را که به معنی تغییر ارزش های مذهبی است, تبلیغ می نمایند. البته… میزان تأثیر و تبلیغ ارزش ها و سمبل های مذهبی به جذابیت پیام دهنده یا هنرپیشه بستگی دارد. اگر یک هنرپیشه بدقیافه و (دافعه برانگیز) چادر سرش کند و یک هنرپیشه زیبا و مقبول جوانان, بی حجاب یا کم حجاب باشد, هر دو در جهت تغییر و تضعیف سمبل های مذهبی در جامعه کار می کنند. هنرپیشه بدقیافه با (حجاب) تداعی و متقارن می شود و به حجاب بار ارزشی منفی می دهد. هنرپیشه زیبا و مقبول به (کم حجابی) بار ارزشی مثبت می بخشد و در بینندگان این نوع پوشش را یک پوشش (خوب) و (مجاز) یا (مشروع) (Legitim) جلوه می دهد و از آن طریق در پی (همانندی) (Identification) و (تقلید) (Imitation) بینندگان از هنرپیشه ها, این نوع پوشش در جامعه رواج می یابد. در نتیجه, سمبل های مذهبی کاهش می یابند و همراه با آنها ارزشها و اعتقادات مذهبی نیز تغییر می کنند.21
ز) دگرگونی های فرهنگی
نفوذ فرهنگ لیبرالیستی و سلطه جهان شمول جامعه سرمایه داری و گسترش فرآیند جهانی شدن, بافت و ساختار سنتی جامعه ایران را به شدت متزلزل ساخته و در فضایی برزخی میان سنت و مدرنیسم در مداری پاندولی رها کرده است. ملموس ترین نمود این آشفتگی فرهنگی را در تظاهر رفتاری جوان ها می توان دید. برخی از این دگرگونی های فرهنگی که تحت تأثیر عناصر وارداتی رخ داده یا در حال رخ دادن است, عبارتند از: چیرگی فردگرایی و تقدم تمایلات فردی بر مصالح جمعی, میل به اباحی گری و تساهل و تسامح, تکثرگرایی, لذت جویی, تنوع خواهی, مُدگرایی, تجربه حضور در محیط های مختلط, افزایش تحریکات جنسی, احساس نیاز شدید به برقراری روابط جنسی تحت تأثیر افزایش تحریکات و التهاب های ناشی از رقیق شدن فاصله های جنسیتی, فاصله افتادن میان بلوغ طبیعی و بلوغ اجتماعی, محدود شدن امکان ازدواج در شرایط سنی مناسب, تحریک هیجان ها با وجود محدودیت در مسیر ارضای درست آنها, آنومیک شدن فضای هنجاری به دلیل گسترش جریان های فرهنگی و تجربه زیستن در فضاهای میان فرهنگی. ابتذال در پوشش و آرایش از جمله نمودهایی است که تحت تأثیر این زمینه ها و شرایط و دیگر عوامل محیطی به ویژه در میان اقشاری که اثرپذیری بیشتری دارند, جلوه گر شده است.

ح) اثرپذیری از شبکه های ارتباطی
شبکه های ارتباطی و گروهایی که فرد درگیر تعامل پیوسته و مستقیم با آنهاست, نقش بسیاری در الگودهی و هنجارفرستی و تثبیت هنجارها ایفا می کند, به ویژه اگر فرد برای این ارتباط, ارزش و اعتبار خاصی قائل بوده و آثار و نتایج قابل توجهی برای وی داشته باشد. از برخی پژوهش ها چنین برمی آید که هم بستگی بالایی میان نوع پوشش مادر و دوستان فرد با پوشش خود فرد وجود دارد. 90/7 درصد دختران مادرانی که دارای پوشش روسری, مانتو و شلوار بودند چنین پوششی داشتند و 50/7 درصد فرزندان مادران چادری نیز پوششی مشابه داشتند. هم چنین حدود 70 درصد از دخترانی که صمیمی ترین دوستانشان دارای چادر بودند, چنین پوششی را برگزیده بودند و 73 درصد از دخترانی که نزدیک ترین دوستانشان دارای روسری و مانتو و شلوار بودند, خود همین گونه بودند. متغیر دیگر, میزان مذهبی بودن والدین است که بر شکل گیری نگرش منفی یا مثبت فرزندان نسبت به حجاب کاملاً اثر دارد. براساس برخی پژوهش ها, هر قدر والدین مذهبی تر باشند, نگرش دختران آنها به حجاب اسلامی مثبت تر است. از سوی دیگر, هر قدر میزان رعایت حجاب در خانواده بیشتر باشد, وضع حجاب فرزند نیز به سوی الگوی مطلوب میل می کند.22

4. سیاسی
زمینه های سیاسی بیشتر به عمل کرد نظام سیاسی کشور و سازمان های فعال در مورد حجاب و بازتاب آن در قلمروهای رفتارهای افراد و نوع تعامل میان فرد و نهاد سیاسی مربوط است. برخی کاستی ها در ایجاد زمینه و گسترش بی حجابی مؤثر بوده اند که از آن جمله به موارد زیر می توان اشاره کرد:

الف) ضعف نگاه استراتژیک به موضوع های فرهنگی:
تبیین نکردن سیاست های فرهنگی به صورت مرحله ای و طراحی سازوکارهای لازم برای اجرایی شدن آن در همین راستاست.
ب) تعدد و تنوع سازمان های مسئول با فعالیت های گاه متعارض
ناهم آهنگی میان مجموعه های مدیریتی نظام و عمل کرد برخی دستگاه های فرهنگی کشور در زمینه سازی برای ابتذال و دامن زدن به برخی سیاست های ضد فرهنگی با سیاست های دستگاه قضایی مبنی بر جرم تلقی کردن این سنخ تظاهرات, تباین آشکار دارد.
ج) ارایه نکردن تعریف مشخص از پوشش الزامی زنان متناسب با ضرورت های فرهنگی جامعه اسلامی در عصر جدید و نیاز شهروندان (ضعف در هنجارفرستی)
تلاش نکردن برای معرفی الگوهای پوششی متناسب با سلیقه های مختلف و تأکید بیش از اندازه بر گونه خاصی از حجاب (چادر) در تمامی مراکز و مناطق بدون داشتن توجیه کافی.

د) نداشتن تلاش جدی و برنامه ریزی شده برای اقناع سازی فرهنگی
در سال های گذشته, شماری از نهادهای فرهنگی نظام تحت تأثیر برخی جریان های کور فرهنگی و سیاسی, به جای تشریح فلسفه حجاب, پاسخ گویی مستقیم و غیرمستقیم به شبهه ها, انتقال فرهنگ حجاب از طریق مجاری و کانون های مختلف آموزشی و تربیتی, در مسیر تأیید و تقویت اباحی گری و فرهنگ تساهل و تسامح به عنوان ویژگی جدایی ناپذیر جامعه مدنی و بی اعتنایی به ارزش های اختصاصی با عنوان تکثر گرایی فرهنگی گام برداشتند. بی اعتنایی به مفاسد اخلاقی و ابتذال در پوشش وآرایش در سازمان های دولتی, استفاده از زنان و دختران جوان در روابط عمومی ها و بخش های پر رفت وآمد اداری, سوءاستفاده از جاذبیت های زنان در فعالیت های هنری و اقتصادی, ترویج ضمنی فرهنگ تشابه محور و بی توجهی به تفاوت های زنانه و مردانه در سطوح مختلف, اعطای مجوز چاپ و انتشار به رمان های جنسی و دیگر آثار تابوشکن و ابتذال آفرین, تولید و پخش فیلم های عشقی و آهنگ های محرک و مهیج, برگزاری مجالس لهو و لعب, ترویج هنر مبتذل, میدان دادن به حضور چهره های لاابالی در برخی کانون های اثرگذار, تولید و عرضه لباس های نامناسب, نظارت نداشتن بر گذرگاه های ورودی لباس خارجی, ترویج فرهنگ اختلاط به ویژه در رسانه های تصویری, تجویز و توصیه روابط پیش از ازدواج, تزریق فرهنگ کلان شهرها و طبقات بالای جامعه به سراسر جامعه و به طور کلی, میدان دادن به طرح استانداردهای جدید و ایجاد تشویش در ذهنیت هنجاری جامعه, بخشی از نتایج این سهل انگاری هاست.

هـ) بی توجهی به جنبه های اخلاقی و تربیتی حجاب و پی آمدهای منفی رعایت نکردن آن
نهادهای مسئول نهادینه سازی حجاب با محدود ساختن وظایف خود به تنظیم قوانین و تعیین مجازات های قانونی بدون تلاش برای طراحی ساختارهای تکمیلی, آنان را از جنبه های اساسی حجاب غافل ساخته است.
و) تلقی نکردن بدحجابی و بی حجابی به عنوان معضل اجتماعی و مؤلفه امنیتی و تلاش منسجم در برخورد اصولی با آن به ویژه از طریق تشدید فشارهای محیطی و بالا بردن هزینه های رسمی مخالفت با هنجارهای پذیرفته شده
ز) کم توجهی به الگو سازی و معرفی الگوها و اسوه های هم سو با ارزش ها و حساسیت های فرهنگی و متناسب با نیازها و تمایلات نسل جوان
برای زدودن انحصار از برخی چهره های ساختگی رسانه ای که بیشتر هم ناهم گون و غیر ارزشی هستند, تلاشی صورت نگرفته است. در برنامه ریزی همه جانبه برای مبارزه فعال با تهاجم فرهنگی غرب به ویژه در مقوله الگوها و سبک پوششی و آرایشی نیز جدیت چندان به چشم نمی خورد.
ح) توجه ناکافی به نقش و اهمیت ساختارهای نظارتی و کنترلی غیر رسمی و برنامه ریزی مناسب برای بهره گیری از مشارکت جمعی در حل معضل های اجتماعی هم چون امر به معروف و نهی از منکر
ط) برخورد نکردن با گروه های قارچ گونه, افراطی, خشن و ناآشنا با سیاست تربیتی اسلام
که با رفتارهای شتاب زده و ایجاد حساسیت های مقطعی و سلیقه ورزی های ناسنجیده به بهانه احیای سنت (نهی از منکر) در عرصه اجتماع, متعرض زنان و دختران دارای پوشش نامناسب می شوند. به اعتقاد برخی جامعه شناسان, برخوردهای ناسنجیده با انحراف ها و منحرفان, در دراز مدت به گردهم آمدن این افراد در قالب گروه های سازمان یافته می انجامد. (تقابل می تواند افراد هم فکر و هم عقیده را در گروه های با ثبات یا حتی کم ثبات گرد هم آورد تا بتوانند هنجارهای مورد نظر خود را (و غالباً نیز ایدئولوژی خود را) استحکام بخشیده و توسعه دهند.)23
یی) ضعف برنامه ریزی در تأمین نیاز جنسی و ایجاد امکان ازدواج به هنگام جوانان: نهادهای مسئول در زمینه حجاب در زمینه سازی برای تخلیه هیجان های طبیعی از طریق جهت دادن آنها به سوی فعالیت های مفید و سازنده, یک پارچه عمل نمی کنند.
ک) کم توجهی نهادها و سازمان های فرهنگی به توطئه های خاموش دشمنان در براندازی فرهنگ عفاف
توطئه هایی که بیش از چند دهه در این مملکت جریان داشته, هیچ گاه جدّی تلقی نشده است. مستر همفر, یکی از نمایندگان سیاسی انگلیس در ایران در ارزیابی حجاب زن ایرانی می نویسد:
در مسئله بی حجابی زنان, باید کوشش فوق العاده به عمل آوریم تا زنان مسلمان به بی حجابی و رها کردن چادر مشتاق شوند. باید به استفاده شواهد و دلایل تاریخی ثابت کنیم که پوشیدگی زن از دوران بنی عباس متداول شده و مطلقاً سنت اسلام نیست. مردم, همسران پیامبر را بدون حجاب می دیده اند و زنان صدر اسلام در تمام شئون زندگی, دوش به دوش مردان فعالیت داشته اند. پس از آن که حجاب زن با تبلیغات وسیعی از میان رفت, وظیفه مأموران ما آن است که جوانان را به عشق بازی و روابط جنس نامشروع با زنان غیر مسلمان کاملا بدون حجاب ترغیب کنیم تا زنان مسلمان از آن تقلید کنند.24
ل) سوء استفاده بدخواهان از بی حجابی برای مخالفت با نظام سیاسی و ارزش های فرهنگی مورد حمایت آن:
دشمنان در سال های پس از پیروزی انقلاب اسلامی, از بی حجابی به عنوان شگردی تصنعی برای مبارزه با نمادهای اجتماعی اسلام استفاده کرده اند; زیرا حجاب همواره یکی از نمادهای آشکار هواداری از ارزش های اسلامی و انقلابی مورد تأیید و تبلیغ نظام تلقّی شده است. برخی نیز بر این باورند که با توجه به حساسیت های موجود, بدحجابی و بی حجابی در ایران, راهی برای ابراز تمایلات پرخاش گرانه و معترضانه معطوف به نظام سیاسی و نیز سوپاپ اطمینانی برای تخلیه هیجان ها و عقده های سرکوفته و ناکامی های سیاسی است و جامعه را از برخی بحران های محتمل در امان نگه می دارد.

تبیین جامعه شناختی بی حجابی
تردیدی نیست که بی حجابی نیز هم چون دیگر انحراف های اجتماعی, ریشه های مختلفی دارد. با بررسی ره یافت های نظری متعدد, ارتباط میان این پدیده با عوامل مؤثر در شکل گیری و استمرار آن را می توان تبیین کرد. مهم ترین این نظریه ها عبارتند از:

1. ضعف جامعه پذیری و تربیت اجتماعی
از توضیح دوباره این نظریه, به دلیل آن چه در بخش عوامل فرهنگی از آن سخن رفت, خودداری می شود. با نگاه به این نظریه. انتقال ندادن و درون ریزی ارزش ها و هنجارهای اجتماعی در ساختار شخصیت, نبود حساسیت متناسب نسبت به رعایت انتظارات جمعی, ضعف تعلق به فرهنگ خودی, بی قیدی و بی مسئولیتی در رعایت قواعد اجتماعی, ضعف انگیزه در انجام کنش های هم سو, بی مبالاتی در رعایت حریم ها, ارتکاب جرایم و انحراف که در دوره های سنی مختلف به صورت های گوناگونی رخ می دهد, در مراحل مختلف رشد شخصیت فرد ریشه دارد. این موضوع به عنوان یک متغیر وابسته, بیش از آن که به شخص مربوط باشد, به عمل کرد کارگزاران جامعه پذیری هم چون خانواده, شبکه های ارتباطی, محیط های آموزشی, کانون های فرهنگی و وسایل ارتباط جمعی مربوط می شود که در تربیت و شکوفایی استعدادهای اعضای جدید و آماده سازی آنها برای ایفای نقش های شهروندی نقش محوری دارند. عمل کرد ضعیف یا متعارض و ناهم خوان این کارگزاران, آثار جبران ناپذیری در مراحل بعدی بر جای می گذارد و به دلیل نبود زیر ساخت های مناسب, بسیاری از سیاست ها و برنامه ها را بی اثر می سازد. در صورتی که فرد در مراحل اولیه زندگی خود در معرض آموزه ها و تجربه های زیستی ناهم گون هم چون زندگی در دیگر فرهنگ ها و محیط ها قرار گرفته باشد, به از خودبیگانگی فرهنگی, هم سویی با ارزش ها و هنجارهای غیر خودی, سرپیچی از هنجارهای جامعه گرایش خواهد داشت. بی حجابی نیز به عنوان یک تخلف هنجاری, دست کم در مورد برخی کنش گران, در فرآیند جامعه پذیری و کاستی های تربیتی ریشه دارد.

2. گزینش عقلانی (محاسبه سود و زیان)
بر اساس این نظریه, کج روی, ره آورد گزینش و انتخاب فرد است. افراد به کج روی دست می زنند; چون خود چنین می خواهند. انتخابی که امکان آن هر چند با نسبت های مختلف, برای همه افراد وجود دارد. این نظریه, هر چند اثرپذیری رفتار از علل پیرامونی و عوامل محیطی را نفی نمی کند, ولی در نهایت, فاعل کنش را مسئول اصلی این انتخاب می داند. وی با انجام محاسبه های خاص, از میان رفتار کج روانه و رفتار مقابل آن, اولی را بر دومی ترجیح می دهد و به آن دست می زند. به همین دلیل, در همه نظام های اخلاقی و حقوقی متعارف, فرد, مسئول رفتار خویش شناخته می شود. او هنگام اراده کردن برای انجام رفتار کج روانه, ابتدا پی آمدهای مثبت و منفی یا به تعبیری, هزینه ها و پاداش های آن را هر چند با محاسبه های سطحی نگرانه و کوته بینانه ارزیابی می کند و در صورتی که مزایای چنین رفتاری بر پی آمدهای منفی آن برتری یابد, انگیزه و اشتیاق انجام آن در ساحت نفس کنش گر افزایش خواهد یافت. در مراحل بعد, درصورتی که موانع محیطی, این اراده تحریک شده را تضعیف نکند, رفته رفته خود را در قالب رفتارهای عینی به فعلیت خواهد رساند.
بر اساس این نظریه, هر جامعه برای بازداشتن افراد از ارتکاب محتمل کج روی یا کاهش آن, ناگزیر باید با ایجاد موانع مختلف, هزینه های انحراف را بالا ببرد و اشتیاق افراد به انجام آن را به پایین ترین سطح ممکن کاهش دهد. این روش, مطمئن ترین راهی است که می تواند انتخاب کج روی را از فهرست گزینه های افراد حذف کند. (… برای کنترل یک جامعه و جلوگیری از انحراف ها و آشفتگی ها, عوامل زیادی لازمند که یکی از آنها, سیستم کنترل و مجازات می باشد. بدین معنا که باید اعضای یک جامعه مطمئن باشند که در صورت تخطی از قوانین و مقررات, به گونه ای سنگین مجازات می شوند و دست زدن به آن کار خلاف را بر اساس تئوری گزینش عقلانی مقرون به صرفه نبینند.)25
بر اساس این نظریه, دست کم بخشی از موارد بی حجابی در جامعه, به برخورد سست افکار عمومی, در پیش نگرفتن سیاست های استراتژیک در برخورد با معضل های فرهنگی, بهره نگرفتن از ظرفیت های جمعی بازدارنده هم چون نهی از منکر, نشان ندادن واکنش در خور و ضابطه مند مراجع رسمی به متخلفان و تسامح توجیه ناپذیر در برابر آن برمی گردد.

3. نظریه خرده فرهنگ ها
بر اساس این نظریه, تعلق هر چند ذهنی فرد به یک خرده فرهنگ نسبتاً ناهم گون با فرهنگ غالب, به ویژه اگر با رضایت مندی همراه باشد و فرد از رهگذر این هم سویی, به پاداش های روانی خوش آیند و ارضاکننده ای دست یابد, رفته رفته سبب می شود فرد از التزام به اقتضاهای فرهنگ غالب چشم بپوشد و به نوعی بی مسئولیتی در قبال ایفای تعهدات فرهنگی روی آورد. در صورتی که فرد بتواند فشار سنگین ناشی از تقابل میان اقتضاهای ناهم خوان این دو جریان فرهنگی را تحمل کند و برای آن توجیه کافی داشته باشد, به احتمال بسیار, تقاضای خرده فرهنگ یاد شده را به زیان فرهنگ غالب, اجابت و از ایفای الزامات شهروندی شانه خالی خواهد کرد.
(کلوارد و اولین یادآور می شوند که دست یازیدن نوجوانان بزه کار به رفتارهای کج روانه ممکن است برای آنان نوعی توفیق اجتماعی را در پی داشته باشد و تأیید اعضای یک خرده فرهنگ یا یک گروه کج رو که این کج روان نیز معمولاً آن را خرده فرهنگ یا گروه خودی می پندارند, انواعی از رضایت خاطر و احترام را برای آنان به ارمغان آورد و این امر, احتمال استمرار آن رفتارها را تقویت کند.)26
این نظریه, برای تبیین بی حجابی زنان وابسته به گروه های ضد انقلاب, طبقه اشراف, افراد غیر معتقد به هنجارهای ملی و مذهبی و جوانان تنوع طلب و هرهری مذهبی که برای قواعد اخلاقی و ارزش های جمعی, حرمت و اعتبار چندانی قائل نیستند و برای جلب توجه و ارضای هیجان های خود, بی پروا و گاه مفتخرانه به نقض قواعد اجتماعی دست می زنند, نظریه مناسبی است.

4. نظریه یادگیری کج روی
نظریه دیگری که با نظریه پیشین مشابهت بسیار دارد, نظریه یادگیری کج روی است. بر اساس این نظریه, وجود شرایط مناسب و سادگی ارتکاب اعمال کج روانه هر چند در گستره محدود و امکان مشاهده عینی و اطلاع یابی دیگران از کم و کیف انحراف های جاری و تعامل روان و عادی کج روان با دیگر اعضای جامعه به ویژه در شهرهای کوچک و مناطق کم جمعیت, زمینه انتقال و گسترش سریع این ویروس را در سطح وسیع فراهم می سازد و افراد دارای تمایلات و ظرفیت های بالقوه را به صحنه می کشاند. آثار این اثرپذیری و پیروی ناخودآگاه را در آمار فزاینده انحراف می توان دید. ساترلند و کرسی در توضیح این نظریه می نویسند:
کج روی در ضمن کنش متقابل فرد با دیگران و در جریان ارتباطات صمیمانه در درون گروه آموخته می شود. این یادگیری شامل تکنیک ارتکاب, گرایش ها, جهت گیری ها, انگیزه ها و توجیه رفتار می گردد. جهت گیری خاص انگیزه ها و گرایش ها از طریق تعاریف موافق یا مخالف قواعد قانونی انجام می گیرد. گروهی که فرد را احاطه کرده اند یا همگی معتقد به رعایت قوانین یا همگی موافق قانون شکنی اند. فرد در صورتی به کج روی سوق می یابد که در فرآیند معاشرت خود با دیگران, بیشتر در معرض تعاریف موافق قانون شکنی باشد. به عبارت دیگر, تعاریف موافق قانون شکنی از فراوانی بیشتری در مقایسه با تعاریف مخالف قانون شکنی برخوردار باشند. بالطبع هر چه معاشرت فرد با کج روان از نظر فراوانی دفعات وقوع, مدت, ارجحیت و شدت, میزان درگیری عاطفی, تناسب با الگوهای تجربه شده و… بیشتر باشد, این اثرپذیری بیشتر و عمیق تر خواهد بود. نکته آخر این که کج روی را نمی توان از طریق نیازها و ارزش ها توجیه کرد, چه رفتارهای بهنجار نیز تحت تأثیر نیازها و ارزش ها صورت می پذیرند.27

5. برچسب زنی های ناسنجیده
نظریه دیگری که بیشتر به استمرار کج روی مربوط است تا پیدایش آن, نظریه (برچسب زنی) است. بر اساس این نظریه, شیوه برخورد جامعه با کج روانی که در ابتدا و از روی ناآگاهی و تمایلات هواخواهانه, به رفتار کج روانه دست می زنند, در ادامه وضعیت ایشان نقش تعیین کننده ای خواهد داشت. برخوردهای خشن و واکنش های ناسنجیده می تواند این افراد را در ادامه راهی که در پیش گرفته اند, تحریک و تهییج کند و ایشان از این پس, به عنوان واکنش دفاعی, به این کج روی ادامه می دهند و واکنش دریافت خواهند کرد. این مارپیچ زورآزمایی, هزینه های زیادی بر افراد و جامعه تحمیل می کند و نقطه پایانی هم برای آن متصور نیست. (این برچسب به تدریج در روحیه فرد تأثیر می گذارد; چون تصویر او در نظر دیگران تغییر کرده, مردم حتی الامکان از او دوری می جویند و در ضمن, او را از شرکت در فعالیت های مرسوم باز می دارند. فرد به تدریج از دیگران جدا شده, خود را تنها می یابد… از نظر بکر, برچسب خوردن, خواه ناخواه فرد را به سوی کج رفتاری بیشتر سوق می دهد. مثلاً معتادی که شغل خود را از دست داده و دوستانی هم ندارد, تنها راه ادامه زندگی برای او, پیوستن به معتادان دیگر و انجام کارهای غیر قانونی مثل فروش مواد مخدر است. بکر معتقد است که رفتار دیگران با افراد کج رو تحت تأثیر برچسبی که به آنها خورده, ادامه زندگی معمولی را برای این افراد غیر ممکن می سازد… )28. احتمالاً برخوردهای قاطع و یک سنخ و پی نگرفتن سیاست های مرحله ای در تبلیغ و القای ارزش های فرهنگی هم چون حجاب از سوی گروه های به اصطلاح پاس دار حریم عمومی, توسل به حربه های ایذایی و بی توجهی به شخصیت انسانی متخلفان, از اثربخشی این سیاست ها در اصلاح روند موجود کاسته و با سیاسی شدن مسئله حجاب, انگیزه متخلفان برای دامن زدن به بی حجابی و نقض ارزش های فرهنگی و تنش آفرینی بیشتر شده است. تجربه سال های گذشته نشان می دهد که بهره گیری از سیاست های ارشادی و هدایتی و برخوردهای اخلاقی با این گونه افراد و اجرای برنامه های فرهنگی گسترده در سطوح مختلف, برای حل اساسی این گونه معضلات, کارآیی بیشتری دارد.

6. تناقض های هنجاری
نظریه دیگری که از نظریه های وابسته به نظریه (ضعف کنترل اجتماعی) در محیط های شهری است, (تناقض های هنجاری) نام دارد. تکثرگرایی فرهنگی, تنوع نظام های اعتقادی و ارزشی, تعدد شیوه ها و سبک های زندگی, تنوع هنجارها و رسوم, اشاعه سریع و اختلاط مستمر فرهنگ ها, ورود آسان به قلمروهای میان فرهنگی, اختلاط عناصر و مؤلفه های خودی و بیگانه, چند لایه ای شدن هویت ها و دیگر تحولات ناشی از وضعیت تمدنی معاصر, مجموعه ای از آشفتگی ها و اختلاط های ارزشی و هنجاری را به وجود آورده است. تعارض های شایع رفتاری ناهم سو با اقتضاهای فرهنگ جامعه و ضعف نظام های کنترل اجتماعی رسمی و غیر رسمی, به دلیل همین وضعیت و اختلال های فرهنگی به وجود آمده است. وجود این زمینه در کشیده شدن افراد به بی حجابی به عنوان یکی از نمودهای این آشفتگی هنجاری و تنوع طلبی مؤثر بوده است. یکی از آسیب شناسان اجتماعی معاصر در توضیح وضعیت فرهنگی شهرهای بزرگ می نویسد:
ییکی از ویژگی های عمده شهرها, تنوع دل بستگی, آرمان و آرزوهای افراد ساکن آن می باشد که در جوار هم دیگر با هم در تماس هستند. مردمی که در منطقه شهری زندگی می کنند, از نظر سن, نژاد, قبیله, نوع کار, علاقه مندی, طرز تلقی, ارزش ها و آرمان ها با هم تفاوت دارند… در اثر تراکم جمعیت و فزونی تحرک, افراد ساکن شهرها دارای برخوردهای جامعه ای و جماعتی متنوعی هستند. وسایل ارتباط جمعی مانند مطبوعات, رادیو, تلویزیون, مردمان شهرها را به طور دایم در جریان پندارها و اندیشه های متعدد قرار می دهند. بالاتر از این امر, بی تفاوتی نسبی و نبود پیوندهای صمیمانه در زندگی شهری موجب می شود که علاقه مندی گروهی ویژه ای پدید آید تا افراد بتوانند در برابر ماشین سیاسی و فشار جامعه ای دیگر پایداری نمایند.29

7. انکار مسئولیت
در مواردی, فرد به دلایل مختلف به آستانه بی قیدی و گریز از تعهدات و مسئولیت های اجتماعی می رسد. در چنین شرایطی, فرد از درک واقع بینانه عمل کج روانه خود و برآورد پی آمدهای منفی فردی و اجتماعی آن ناتوان می ماند. آن گاه در مقام اعتراض و اعمال فشارهای اجتماعی, دیگران هم چون والدین بی تعهد, دوستان ناباب, معلمان نااهل, محیط آلوده, جبر زمانه, رسانه های جمعی و تجربه زندگی در دیگر فرهنگ ها را عامل اصلی این گزینش, معرفی و با تحلیلی جبرگرایانه, خود را از پذیرش پی آمدهای منفی انتخاب و کار خویش تبرئه می کند. این گونه تحلیل ها در مورد بی حجابی, فراوان شنیده می شود.
برخی نظریه ها نیز انحراف ها را ناشی از نارسایی های شخصیتی, روان گسیختگی های بنیادین, ضعف وجدان و حساسیت اخلاقی, احساس طردشدگی و حاشیه ای شدن می دانند که پرداختن به آنها مجال دیگری می طلبد.

 

 

نتیجه گیری
از بررسی (بی حجابی) چنین به دست آمد که ریشه های پیدایش و گسترش این پدیده متعدد است و درمان اصولی آن نیز نیازمند برنامه ریزی همه جانبه و اعمال سیاست های مختلف, متناسب با شرایط و امکانات و محدودیت های محیطی خواهد بود. مهم ترین این سیاست ها و راه کارها عبارتند از:
1. در پیش گرفتن سیاست های اصولی در برخورد با معضل های فرهنگی به ویژه بی حجابی;
2. تعریف مشخص و ترسیم الگوهای حجاب مطلوب و معرفی همگانی آن متناسب با روح تنوع طلبی و مدگرایی انسان معاصر و ضرورت ها و اقتضاهای فرهنگی;
3. تقویت جنبه های ارزشی, اخلاقی و تربیتی پوشش و تکریم پاس داران این عرصه;
4. تحقیر ابتذال در پوشش به شیوه های مختلف فرهنگی و تبلیغی به جای تکیه صرف بر وضع قوانین و برخوردهای رسمی;
5. تبیین و تبلیغ آثار مثبت و کارکردهای فردی و اجتماعی حجاب;
6. تببین و تبلیغ آثار مننفی بدحجابی وبی حجابی و افشای سیاست های تهاجمی دشمنان;
7. تلاش برای انتقال فرهنگ حجاب از طریق سازمان های فرهنگی و رسانه های جمعی به ویژه با الگوسازی برای نسل جوان;
8. پاسخ گویی به شبهه های مربوط به پوشش و ضرورت های آن;
9. تقویت حساسیت عمومی و جهت دهی توده ها در مسیر مخالفت اصولی با ناهنجاری ها و برداشتن بخشی از مسئولیت ها از عهده نهادهای رسمی;
10. ایجاد اصلاحات لازم در سازمان های اداری و فرهنگی و رسانه های تصویری با هدف تثبیت حریم های جنسیتی و به حداقل رساندن اختلاط دو جنس;
11. تلاش برای تقویت حریم های مردانه و زنانه در گستره وسیع نظام اجتماعی;
12. تقویت حس مسئولیت والدین در برابر فرزندان و غیرت ورزی مثبت مردان در قبال همسران خویش, آموزش شیوه نظارت و کنترل روش مند همراه با رعایت اصول اخلاقی و تربیتی بر عمل کرد آنان, ایجاد حساسیت مثبت در والدین نسبت به تربیت جنسی فرزندان و اهمیت آن;
13. بسترسازی مناسب برای ازدواج به موقع جوانان و ارضای جهت دار هیجان ها;
14. به سازی محصولات فرهنگی به ویژه کتاب ها, نشریات, فیلم ها و مجموعه های تلویزیونی, برنامه های رایانه ای و لباس ها و کالاهای داخلی و وارداتی;
15. برخورد قاطع با متخلفان و مهره های اصلی فساد و ابتذال با اصلاح قوانین و شیوه های مقابله با بی حجابان و عوامل تقویت کننده انحراف;
16. نظارت بر عمل کرد نهادها و کانون های فرهنگی و آموزشی به ویژه صداوسیما, مراکز آموزش عالی و هدایت آنها برای ترویج ارزش ها و الگوهای صحیح متناسب با ضرورت های انقلاب اسلامی;
17. نظارت و کنترل جدی بر گلوگاه های ورودی محصولات فرهنگی و ارتباطات بیرونی;
18. نظارت بر اماکن عمومی, محیط های ورزشی و مناطق تفریحی.

پی نوشت ها:
1 . توضیح المسائل مراجع عظام, مسئله 2435. ، 2. بروس کوئن, مبانی جامعه شناسی, ص 215.
3 . شیخی, جامعه شناسی زنان و خانواده, ص109. ، 4 . منوچهر محسنی, مقدمات جامعه شناسی, ص 283.
5 . سیف الله سیف اللهی, مبانی جامعه شناسی, ص 224. ، 6 . مرتضی مطهری, مجموعه آثار, ج 19, ص 415.
7 . فریده ممتاز, انحرافات اجتماعی, ص 127.
8 . هدایت الله ستوده, آسیب شناسی اجتماعی, ص 121.
9 . به نقل از: سید حسام الدین شریعت پناهی, اروپایی ها و لباس ایرانیان, ص292.
10 . جمعی از نویسندگان, اسلام; جهانی شدن و پست مدرنیته, ص 322.
11 . غلام علی حدادعادل, فرهنگ برهنگی و برهنگی فرهنگی, ص 40.
12 . فریده ممتاز, انحرافات اجتماعی, ص 162 و 163.
13 . غلام ابراهیم پورآهنگر, تأثیر ساختار سیاست گذاری فرهنگی بر بحران هویت, ص 119.
14 . فاطمه مرنیسی, زنان پرده نشین و نخبگان جوشن پوش, ترجمه: ملیحه مغازه ای, ص 267.
15 . کتاب زنان, ص 310. ، 16. مجموعه آثار مرتضی مطهری, ج 19, ص 511.
17 . فرامرز رفیع پور, توسعه و تضاد, ص 166 و 167. ، 18 . منتسکیو, ص 226. ، 19 . شادی صدر, ص 49.
20 . گی روشه، کنش اجتماعی, ترجمه: هما زنجانی زاده, ص 189.
21 . فرامرز رفیع پور, وسایل ارتباط جمعی و تغییر ارزش های اجتماعی, ص 29.
22 . فاطمه و شمس نجف آبادی, پایان نامه (تأثیر عوامل اجتماعی (خانواده و گروه هم سالان) بر نحوه پوشش اجتماعی دختران دبیرستانی در تهران), .
23 . لوئیس آ. کوزر, نظریه تقابل های اجتماعی, ترجمه: عبدالرضا نواح, ص 274.
24 . به نقل از: سینا واحد, قرة العین; درآمدی بر تاریخ بی حجابی در ایران, ص 93.
25 . فرامرز رفیع پور, آنومی یا آشفتگی اجتماعی, ص 113.
26 . علی سلیمی و محمد داوری, جامعه شناسی کجروی, ص 445.
27 . انحرافات اجتماعی, ص 90 ـ 92.
28 . همان.
29 . داور شیخاوندی, جامعه شناسی انحرافات (آسیب شناسی جامعوی), ص 285 .
.................................................................................
منبع: فصلنامه فقه

http://www.gtc.ac.ir/dokhtaraneaseman/html/daneshgah/03-4.html

 

 

 

 

 

 

 

 

 

[ ۱۳٩٤/٢/۱ ] [ ۱٠:٥٥ ‎ق.ظ ] [ برات نیا ]

جهت مطالعه مقاله  نگاهی نو به نوآوری

نوشته : مایک سمپسون

ترجمه : عبدالمطلب برات نیا و لیلا حامد فارمدی

به لینک زیر بروید

magiran.com/p1376720

[ ۱۳٩٤/۱/٢٥ ] [ ۸:۳٦ ‎ق.ظ ] [ برات نیا ]
.: Weblog Themes By Iran Skin :.

درباره وبلاگ

موضوعات وب
RSS Feed