نسیم خوش روزهای زندگی
 
قالب وبلاگ
نويسندگان
لینک دوستان

چه زیبا بود فریاد من وتو

میان کوچه هاوزیررگبار

صدای خشم بی اندازه مان بود

تمام حرف های روی دیوار

چه زیبا بود بند وحدت ما

که با آن دست شب را بسته بودیم

به فکر پرزدن بودیم ورفتن

اگر چه مثل مرغی خسته بودیم

چه زیبابودشبهایی که لب ها

پراز بوی گل تکبیرمی شد

شبی که مشت های بسته ی ما

به تنهایی حریف تیر می شد

چه زیبا بودشب را خواب کردن

تمام برف هاراآب کردن

چه زیبا بود در تاریکی شب

نگاهی برگل مهتاب کردن

چه زیبابود وزیباتراز آن ها

که یک امروز زیبارابسازیم

همه بایادآن هایی که رفتند

بهارسبز فردارابسازیم

[ ۱۳٩٤/٥/٢٦ ] [ ٦:٥٥ ‎ب.ظ ] [ برات نیا ]

سرورارجمند:...........................................................................................

 

 

 

          درخت غنچه برآورد وبلبلان مستند    جهان جوان شد ویاران به عیش بنشستند

 

نوروز می آیدتاغبارکهنگی وماندگی به جامانده ازسرماوزمستان راازچهره ها بزدایدوشکوفه ی لبخندبرلب هاونهال امیدرابردل هابارورسازد.

نوروز می آیدوباآمدنش روح وجان تازه ای درتن طبیعت که به عالم وآدم می بخشد؛واینک این آدمی است که،نه کم ازبلبلان شوریده ازبرگ درختان سبزدرس معرفت بیاموزد.

مانیزجاری باجهان هستی، شوروشعورحیات مجدّدطبیعت وتازگی وزندگی رازمزمه می کنیم وباتقدیم ناب ترین تحیّات وشادباش ها آمدن فصل بهار ونوروز خرّم رابه حضورتان تبریک وتهنیت می گوییم .

امید آن که تن وجانتان درسایه ی مهرسپهر جاودان ،حضرت صاحب الزّمان ؛ازهر شروبدی درامان بوده وایّام به کام وتوفیق رفیق راهتان باشد.

هرروزتان نوروز، نوروزتان پیروز

 

              عقیل نظام آبادی

           مدیر مجتمع آموزشی امام خمینی(ره)ابوظبی

[ ۱۳٩٤/٥/٢٦ ] [ ٦:٥٢ ‎ب.ظ ] [ برات نیا ]

نهضت کربلا از دیدگاه اهل سنت

نهضت امام حسین(ع)از نادرترین رخدادهایی است که تفکر انسانهارا به خود معطوف داشته است و در تاریخ اسلام ارزش والایی دارد. شهادت حسین بن علی(ع)حیات تازه ای به اسلام بخشیده، خونها رابه جوشش آورد و تنها را از رخوت خارج ساخت. امام حسین(ع)باحرکت قهرمانانه خود روح مردم مسلمان را زنده و احساس ذلت وزبونی و اسارت را که از اواخر حکومت عثمان بر روح جامعه اسلامی حکمفرما شده بود، تضعیف کرد.

آنچه امت اسلامی از زمان وقوع این حادثه عظیم تا امروز بر آن متفق است، این است که انقلاب کربلا هیبت و ابهت اسلام را که به علت حاکمیت فرمانروایان ضعیف النفس و تحقیر ارزشها و مقدسات دینی رو به افول گذارده بود، احیا کرد. حرکت امام حسین(ع)،حرکتی است مستمر برای همه نسلها و همه عصرها است.

این انقلاب تنها انقلابی است که اگر کلیه صحنه هایش چنان که بوده، تصویر شود، هیچ کس نمی تواند از بروز احساسها و عواطف فطری اش جلوگیری کند; زیرا این فاجعه به قول شافعی دنیا رالرزانده و نزدیک است قله کوهها را آب کند.

حادثه کربلا در میان اهل تسنن موجی ایجاد کرد که زبان و قلم دانشمندان آنان گاه ناخواسته و زمانی با شجاعت به توصیف وتجزیه و تحلیل آن پرداخته است. شوکانی در کتاب «نیل الاوطار»در رد بعضی از سخنوران درباری می گوید: به تحقیق عده ای از اهل علم افراط ورزیده، چنان حکم کردند که:

«حسین(ع)نوه پیامبر که خداوند از او راضی باشد. نافرمانی یک آدم دائم الخمر را کرده و حرمت شریعت یزید بن معاویه را هتک کرده است.» خداوند لعنتشان کند، چه سخنان عجیبی که از شنیدن آنها مو بر بدن انسان راست می گردد.

تفتازانی در کتاب «شرح العقاید» می نویسد:حقیقت این است که رضایت یزید به قتل حسین(ع)و شاد شدن اوبدان خبر و اهانت کردنش به اهل بیت پیامبر(ص)از اخباری است که در معنی متواتر است; هر چند تفاصیل آن متواتر نیست. درباره مقام یزید بلکه درباره ایمان او که لعنت خدا بر او و یارانش باد. توافقی نداریم.

جاحظ می گوید: منکراتی که یزید انجام داد، یعنی قتل حسین(ع)وبه اسارت گرفتن زن و فرزند او و ترساندن اهل مدینه و منهدم ساختن کعبه، همه اینها بر فسق و قساوت و کینه و نفاق و خروج ازایمان او دلالت می کند.

بنابراین، یزید فاسق و ملعون است و کسی که از لعن او جلوگیری کند، نیز ملعون است.

ابن حجر هیثمی مکی در کتاب «الصواعق المحرقه » می نویسد: پسرامام حنبل در مورد لعن یزید از وی پرسید. احمد در جواب گفت: چگونه لعنت نشود کسی که خداوند او را در قرآن لعن کرده است.

آنجا که می فرماید: «فصل عسیتم ان تولیتم ان تفسدوا فی الارض و تقطعوا ارحامکم اولئک الذین لعنهم الله » و چه مفاسدی و قطع رحمی از آنچه یزیدانجام داد، بالاتر است؟!

عبدالرزاق مقرم در کتاب «مقتل الحسین » می گوید: به تحقیق گروهی از علما از جمله قاضی ابویعلی و حافظ ابن الجوزی وتفتازانی و سیوطی در مورد کفر یزید نظر قطعی داده اند و باصداقت تمام لعن او را جایز شمرده اند.

مولف کتاب «شذرات الذهب » می نویسد: در مورد لعن یزید، احمدبن حنبل دو قول دارد که در یکی تلویح و در دیگری تصریح به لعن او می کند. مالک و ابوحنیفه نیز هر کدام هم تلویحا و هم تصریحایزید را لعنت کرده اند; و به راستی چرا این گونه نباشد و حال آنکه او فردی قمار باز و دائم الخمر بود.

شیخ محمد عبده می گوید: هنگامی که در دنیا حکومت عادلی وجوددارد که هدف آن اقامه شرع و حدود الهی است و در برابر آن حکومتی ستمگر است که می خواهد حکومت عدل را تعطیل کند، بر هرفرد مسلمانی کمک کردن حکومت عدل واجب است; و از همین باب است انقلاب امام حسین که در برابر حکومت یزید که خدا او را خوارکند. ایستاد.

از سبط بن جوزی در مورد لعن یزید پرسیده شد. او در جواب گفت: احمد حنبل لعن او را تجویز کرده است، ما نیز به خاطر جنایاتی که درباره پسر دختر رسول خدا مرتکب شد، او را دوست نداریم; واگر کسی به این حد راضی نمی شود، ما هم می گوییم اصل، لعنت کردن یزید است.

حادثه کربلا چنان در قلوب نفوذ کرد که بسیاری از بزرگان اهل تسنن آن را در قالب شعر مطرح ساخته، اندوه خویش را ابرازکردند. امام شافعی که در دوستی اهل بیت زبانزد است. درباره نهضت کربلا چنین سروده است:

قتیل بلا جرم کان قمیصه صبیغ بماء الارجوان خصیب نصلی علی المختار من آل هاشم و نوذی بنیه ان ذاک عجیب لئن کان ذنبی حب آل محمد(ص) فذلک ذنب لست عنه اتوب هم شفعائی یوم حشری و موقفی و بغضهم للشافعی ذنوب

حسین(ع)کشته ای بی گناه است که پیراهن او به خونش رنگین شده وعجب از ما مردم آن است که از یک طرف به آل پیامبر درودمی فرستیم و از سوی دیگر فرزندانش را به قتل می رسانیم و اذیت می کنیم!

اگر گناه من دوستی اهل بیت پیامبر است، پس من هیچ گاه از آن توبه نمی کنم.

اهل بیت پیامبر(علیهم السلام)در روز محشر شفیعان من هستند واگر نسبت به آنان دشمنی داشته باشم، گناهی نابخشودنی است.

امام حسین(ع) در برابر معاویه

امام حسن(ع)در اثر توطئه ای شوم که از سوی معاویه تدارک دیده شد به شهادت رسید و جلوه های شکوهمند امامت در دیگر یادگارفاطمه و علی علیهماالسلام متجلی گشت. استبداد اموی جهت هدم امامت راستین و یاران دلباخته آن عزم را دو چندان کرد و با تهدید و ارعاب و ترفندهای عوامفریبانه به نابودی مکتب و راه امام علی و فرزندانش علیهم السلام همت گماشت. بدین جهت، رهبری و هدایت امت شرایط دشوار و طاقت فرسایی یافت. دوران دهساله امامت ابی عبدالله(ع) بیانگر مواضع وبرنامه های آن حضرت در مقابل این تحولات است که پیامها و درسهای ارزشمندی را فرا راه عاشقانش قرار می دهد و از سوی دیگر، سیره اخلاقی تربیتی آن بزرگوار را ازذخائر ازرشمند جهان اسلام و ازبایسته های پژوهشی است که بخش مهمی از آن ظهور و درخشش همین دوران مبارک است. نوشته حاضر نگاهی است اجمالی به یکی از مواضع و ابعاد زندگی سیاسی آن حضرت با عنوان «مبارزات امام حسین(ع)در دوران معاویه که محورهای زیر بیانگر جوانب آن می باشد.

اعلام منشور ولایت در سرزمین منا

شیعیان امام علی(ع)روزهای سختی را در حکومت معاویه سپری می کردند. تعداد زیادی از آنان توسط معاویه به شهادت رسیده وبسیاری دیگر فراری یا منزوی و در اضطراب و نگرانی به سرمی بردند. در منابر و اجتماعات اهانت به امام علی(ع) به صورت رسمی رواج یافته بود و دلهای عاشقان و دوستداران امیرمومنان راسخت جریحه دار کرده بود. اکنون دیدگان به سوی امام حسین(ع)دوخته شده و منتظر رهنمودهاو دستورهای آن حضرت است تا این سکوت مرگبار را بشکند و راهی به سوی افقهای حقیقت بگشاید. امام حسین(ع)همراه عبدالله ابن عباس و عبدالله ابن جعفر حج می گذارد. در سرزمین منی فرصتی دست می دهدتا امام(ع)از اصحاب پیامبرو شیعیان و نیک مردان انصار دعوت کندو حقایق را برای آنان بازگو کند. بیش از هفتصد تن گرد امام اجتماع می کنند که دویست نفر آنان از اصحاب پیامبرند. حضرت بپاخاست و پس از حمد وثنای الهی، فرمود: «این تجاوزگر(معاویه)برما و شیعیان ما سختیها و ناملایماتی روا داشته است که خود دانسته و دیده اید یا به شما رسیده است. می خواهم از شما درباره حقیقتی جویا شوم. اگر راست گفتم، آن را تصدیق کنید و در صورتی که خلاف گفتم،مرا تکذیب کنید. سخنم را بشنوید و گفتارم را بنویسید. سپس هنگامی که به سوی شهرها و قبایل خویش بازگشتید، هر آن کس را که مورد وثوق و اطمینان دانستید به آنچه از حقوق ما می دانید، دعوت کنید. من از آن می ترسم که حق ولایت از بین رود و مغلوب گردد،اگرچه خدا نور خویش را به رغم خواست کافران، غالب خواهدگردانید.»

سپس آنچه از قرآن و سنت پیامبر(ص)درباره پدر و مادرش واهل بیت(علیهم السلام )بود، برای آنان قرائت کرد. همگی گفتند: «اللهم نعم قد سمعنا و شهدنا» ; همین طور است ما خود شنیدیم و افراد مورد اعتماد برای ما آنچه فرمودید، نقل کردند.

سپس حضرت فرمود: «شما را به خدا سوگند می دهم آیا می دانید که پیامبر(ص) علی(ع)را در غدیر خم به امامت منصوب کرد و مردم رابه ولایت او فرا خواند و دستور داد که این پیام را حاضران به غایبان برسانند؟» همگی گفتند: «بلی ما شنیدیم.» (1)

بدین ترتیب، امام(ع)در آن اجتماع بر حقیقت امامت تاکیدورزیده و رسالت و مسوولیت خواص را برای ترویج مکتب اهل بیت(علیهم السلام)و مبارزه با استبداد اموی ترسیم کرد. سخنرانی حضرت در مسجد پیامبر(ص)نیز در همین راستا است. مرحوم مجلسی می نویسد: به معاویه گفتند: دیدگان به سوی حسین(ع)است. کاری کن که اومنبر رود و خطابه ایراد کند; از چشم مردم خواهد افتاد; زیراتوانایی خطابه ندارد. معاویه گفت: این را درباره برادرش حسن ابن علی تجربه کردم، به رسوایی مامنجر شد.

سرانجام اصرار زیاد مردم باعث شد از امام حسین(ع)بخواهد به منبر رود و با مردم سخن بگوید. حضرت سخنرانی خود را با حمدوثنای الهی آغاز کرد. دراین حال مردی گفت: کیست که خطابه می کند؟ حضرت فرمود: ماییم حزب پیروز الهی و عترت رسول خدا که نزدیکترین فرد به او هستند و اهل بیت پاکیزه او ویکی از دو چیز گرانبها که عدل قرآن قرار داده شده، همان کتاب که باطلی از پیش رو و پشت سر اوراه نمی یابد، آگاه به تاویل قرآن و روشنگر حقایق آن هستیم. مارا اطاعت کنید که اطاعت ما واجب است; زیرااطاعت ما مقرون به اطاعت خدا و رسول او گشته است. خداوند متعال می فرماید: «اطاعت کنید خدا و رسول او و صاحب فرمان از خودتان را و هرگاه در چیزی نزاع داشتید، آن را به خدا و پیامبر بازگردانید. اگر به خدا و روز رستاخیز ایمان دارید، این برای شما بهتر وعاقبت و پایانش نیکوتر است.» (2)

و فرموده: «هنگامی که خبری از پیروزی یا شکست به آنها برسد،آن را شایع می سازند در حالی که اگر آن را به پیامبر و پیشوایان که قدرت تشخیص کافی دارند. بازگردانند از ریشه های مسایل آگاه خواهند شد و اگر فضل و رحمت خدا برشما نبود، جز عده کمی همگی از شیطان پیروی می کردید.» (3)

شما را برحذر می دارم ازاین که به ندای شیطان گوش فرادهید; زیرا شیطان دشمن آشکار شما است. و در آن صورت از دوستان شیطان خواهید شد. دوستانی که شیطان به آنان می گوید: امروز هیچ کس ازمردم بر شما پیروز نمی گردد و من همسایه شما هستم اما هنگامی که دوگروه(کافران و مومنان مورد حمایت فرشتگان در جنگ بدر)دربرابر یکدیگر قرار گرفتند، به عقب برگشت و گفت: من از شما بیزارم. (4) که در این صورت «مثل کافران جنگ بدر»مورد ضربه شمشیرها و نیزه ها «از سوی ملائکه » قرار خواهید گرفت و در آن هنگام ایمان فردی که از پیش ایمان نیاورده است یاکارنیکی را انجام نداده است نفعی به او نخواهد رساند.

در این موقع، معاویه گفت: «حسبک یا اباعبدالله فقد ابلغت »; کافی است ای اباعبدالله، حق سخن را ادا کردی. (5)

2- اعتراض به ولایتعهدی یزید

معاویه تصمیم به ولایتعهدی یزید گرفت. راهی حج شد; به مدینه آمد و از مردم برای او بیعت گرفت. سپس منبر رفت و یزید را این چنین ستود: یزید دانا به سنت و قرآن شناس است و حلم و بردباری اش برسنگهای سخت افزون است. امام حسین(ع)برخاست و پس از ستایش خدا و درود بر پیامبر(ص)فرمود: هرگز سخنوری هرچند سخن به تفصیل گوید نتوانسته است حق اندکی ازصفات ممتاز پیامبر(ص)را ادا کند. ای معاویه! از واقعیت دورمانده ای، سپیده صبح تاریکی شب را رسوا ساخته و نور خورشید پرتوروشنایی چراغ را بی فروغ ساخته است. در برتری برخی سخن به زیاده گفتی و در گزینش عده ای حق دیگران را ضایع کردی و از بیان فضیلت صاحبان آن بخل ورزیدی و بیش از حد ستم رواداشتی. نشد که اندکی از فضیلت صاحبان حق را بپردازی و در همان حال شیطان بهره فراوان و نصیب کامل خویش را برنگیرد. دانستم آنچه درباره یزید از سیاستمداری و کمالش گفتی، می خواهی مردم را بااین سخنان به اشتباه اندازی. گمان می کنی انسانی ناشناس و دوراز چشم مردم را تعریف می کنی و از آنچه فقط خودت به آن دست یافته ای، خبر می دهی. «فخذ لیزید فیما اخذبه من استقرائه الکلاب المتهادشته عندالتحادش و الحمام السبق لاترابهن و القیناث ذوات المعازف وضروب الملاهی تجده ناصرا» ; وهمین کارهایی که یزید کرده، بگیر; همین که سگان را به حال پارس و گلاویزی می خواند و کبوتران بازی را به سوی همقطارانش و نیز کنیزکان آوازه خوان و انواع بیهوده گری و هوس بازی هایش کافی است که تو را در وصف خویش یاری کرده باشد.

سپس فرمود: قصدی را که برای ولایتعهدی یزید داری فروگذار ورهاکن، چه نیازی داری که افزون برهمه کارهای بدی که کرده ای بااین گناه نیز خدا را ملاقات کنی. (6)

افشای جنایات معاویه

جهت دیگری که بیانگر مبارزات آن حضرت است نامه ای است که درآن جنایات معاویه و ستمگری هایش شمارش کرده، حکومت معاویه رافتنه ای سهمگین بر امت قلمداد می کند. قسمتی از آن چنین است: مگرتو نبودی که حجر و یاران عابد و خاشع حق را کشتی، همانان که ازبدعت ها نگران و بی تاب می گشتند و امر به معروف و نهی از منکرمی کردند؟ آنان را پس از تعهدات محکم و تضمین های مطمئن به طرزظالمانه و تجاوزکارانه کشتی، در برابر خدا گستاخی ورزیدی و عهدو پیمان الهی را سبک شمردی. مگر تو قاتل عمرو ابن الحمق نیستی،همان که از زیادی عبادت صورت و پیشانی اش پینه بسته بود؟ او راپس از تعهدات و تضمین هایی کشتی که اگر به حفاظت شدگان درکوهساران داده می شد، از قله های آن فرود می آمدند. مگر تونیستی که زیاد را در دوره اسلام به خویشتن منسوب گردانیدی و او را پسرابی سفیان قلمداد کردی، با این که رسول خدا(ص)حکم کرده که فرزندمتعلق به بستر(پدر و مادر)است و پاداش مرد زناکار را سنگ است.

آنگاه او را برمسلمانان مسلط ساختی تا آنان را بکشد و دست وپایشان را قطع کند و بر تنه درخت به دارشان آویزاد؟ پناه برخدا، ای معاویه! گویا تو از این امت نیستی و ایشان از تونیستند. مگر تو آن خضرمی را نکشتی که ابن زیاد درباره او به توگزارش داده بود دارای دین علی(ع)است; و دین علی(ع) همان دینی است که پسر عمویش(ص)برآن بود; همان دینی که تو به نامش به این مقام نشسته ای; و اگر دین او نبود، بالاترین افتخارات تو واجدادت کوچهای تابستانی و زمستانی آنان بود و خدا به واسطه مابرای این که نعمتی گران ببخشد، سختیهای آن را از دوشتان برداشت. به من گفته ای که این امت را به فتنه مینداز. من فتنه ای سهمگین تر از حکومتت برامت نمی یابم; و نیز گفته ای: به مصلحت خویش و دین و امت محمد(ص)بیندیش. به خدا قسم، کاری بهتر ازجهاد علیه تو نمی شناسم. بنابراین، هرگاه به انجام آن اقدام کنم، مایه تقرب به پروردگار من است و در صورتی که به انجامش نپردازم، از خدا برای حفظ دینم آمرزش می طلبم و از او توفیق انجام آنچه او دوست می دارد و می پسندد، خواستارم.

سپس حضرت در ادامه می فرماید: بدان که خدا را دیوانی است که هرکار کوچک و بزرگ به حساب می کشد و شمارش می کند. بدان که خدافراموش نمی کند که تو به مجرد گمان افراد را می کشی و به محض وارد آمدن اتهامی دستگیر می سازی و پسری را به حکومت نشانده ای که باده می نوشد و سگبازی می کند، تو را می بینم که خویشتن به گناه و عذاب در انداخته ای و دینت را تباه کرده ای و رعیت راضایع ساخته ای. (7)

یادآوری رسالت ها

استبداد اموی جامعه اسلامی را دچار فسردگی و رکود کرده، زمینه تجاوز و ستمگریهای بیشتر آنان گشته بود. هشدار به جامعه ویادآوری رسالتها و مسوولیتهای سنگین آنان از ضرورت های فوری آن بود; و چه فردی شایسته تر از ابی عبدالله الحسین(ع)و چه موقعیتی والاتر از حج.

براین اساس، حضرت در اجتماع شکوهمند مردم در سرزمین منی به سخنرانی پرداخت و وظیفه امر به معروف ونهی از منکر را به مردم و دانشمندان یادآور شد. حضرت در آغاز درباره اهتمام به امر به معروف و نهی از منکر فرمود: ای مردم! از آنچه خدا بدان اولیای خود را پند داده، پندگیرید مانند بدگفتن او از دانشمندان یهود، آنجا که می فرماید: چرا دانشمندان نصاری و علمای یهود آنان را از گفتار گناه آمیز وخوردن مال حرام نهی نمی کنند؟ چه زشت است عملی که انجام می دادند. (8) و نیز فرموده است: کافران بنی اسرائیل بر زبان داود وعیسی ابن مریم، لعن و نفرین شدند. این به خاطر آن بود که گناه وتجاوز می کردند. تا آنجا که فرمود: چه بدکاری انجام می دادند. (9)

خداوند آنها را بدین خاطر نکوهش کرده که از ستمکارانی که میان آنها بودند، کار زشت و فساد می دیدند و آنها را نهی نمی کردند; زیرا در مال آنان طمع داشته و از قدرت آنان می ترسیدند با این که خداوند می فرماید: از مردم نترسید و از من بترسید. (10)

سپس عالمان را مورد خطاب قرار داده، می فرماید: شما ای جماعت که معروف به دانش و نامور به خوبی و معروف به خیرخواهی هستید وبه وسیله خدا در دل مردم مهابتی دارید; شرافتمند از شما حساب می برد و ناتوان شما را گرامی می دارد...

من می ترسم عذابی از عذابهای الهی برشما فرودآید; زیرا شماهااز کرامت خدا به منزلتی رسیدید که بردیگران برتری یافته اید. بندگان مؤمن به خدا، گرامی داشته نمی شوند ولی شما به خاطر خدادر میان بندگان الهی ارجمندید. این در حالی است که می بینید که پیمانهای خدا شکسته شده و هیچ عکس العمل و هراسی به خود راه نمی دهید. برای یک نقض تعهد پدران خویش بی تابی می کنید با این که تعهدرسول خدا خوار و بی مقدار شده، کورها و لالها و زمین گیرها در همه شهرها بی سرپرست مانده و برآن ها ترحم نمی شود، شما به اندازه مقام و در خور مسوولیت خویش کار نمی کنید و در مقابل کسی که اقدام می کند خضوع نمی کنید. برعکس به سازش و مسامحه با ظالمان خود را آسوده خاطر می داریدبا این که خداوند شما را فرمان داده که از کار خلاف باز ایستیدو دیگران را نیز نهی کنید; اما شما غافلید. مصیبت شما از همه مردم بزرگتر است; زیرا در حفظ مقام علما و دانشمندان ناتوان شدید. کاش کوشش می کردید. علت این ناتوانی این است که جریان امور و احکام به دست دانشمندان الهی است که امین برحلال و حرام اویند; ولی این مقام از شما گرفته شده است. بدین جهت، که شما ازحق متفرق شدید و درباره روش پیغمبر باوجود دلیل روشن دچار اختلاف شدید. اگر براذیت و آزارها شکیبابودید و در راه خدا مشکلات را متحمل می شدید، زمام امور الهی به شما برمی گشت و از طرف شما دستور آن صادر می گشت و به سوی شماباز می گشت; اما برعکس شما خودتان ستمگران را به جای خویش جای دادید و امور الهی را به آنها واگذاشتید تا به شبهه کارکنند وبه شهوت ها و میلهای نفسانی خویش حرکت کنند. علت سلطه ستمگران گریز شما از مرگ و خوش بودنتان به زندگی دنیا است که از شماجدا خواهد شد. (11)

اما متاسفانه این فریادها و خروشهای الهی برجان و قلب های غافل کارگر نیفتاد و دوباره هرکس به اندیشه دنیایی خویش مشغول وکارهای روزمره خویش را استمرار بخشید و چنان شد که بنی امیه احکام الهی را تعطیل کردند; نیکمردان تنها مانده میدان را به شهادت رساندند و تاریخ را برای همیشه سوگمند از بین رفتن حق وعدالت و حاکمیت امامت راستین ساختند.

تاکید براستمرار برائت

معاویه به مروان که ازکارگزاران حکومتی او بود، نامه نوشت واز او خواست دختر عبدالله بن جعفر را برای یزید خواستگاری کند. عبدالله تصمیم درباره این موضوع را به دائی فرزند خویش امام حسین(ع)واگذار کرد. امام فرمود: از خداوند خواستارم که موردپسندی از آل محمد را برای دختر عبدالله برگزیند. همگی در مسجداجتماع کردند. مروان در حضور مردم گفت: امیر مومنان معاویه به من دستور داده که هرقدر از مهر را که پدرش بگوید، قبول کنم وتمامی بدهکاری پدرش را بپردازم. افزون آن که صلح بین دو فامیل نیز برقرار خواهد شد. امام حسین(ع)پس از حمد و ثنای الهی وبیان فضایل اهل بیت(علیهم السلام)پاسخ داد: این که گفتی مهرش هرقدر باشد، معاویه قبول کرده، سوگند به جان خود که در صورت تصمیم، ما برمهر السنه چیزی اضافه نمی کنیم. و این سخن که بدهکاری پدرش هرچه باشد، پرداخت می کند، هیچ گاه زنان مابدهکاریهای ما را نپرداخته اند; و اما مصالحه و سازش، ما افرادی هستیم که به خاطر خدا با شما دشمنی کردیم و برای دنیا با شماصلح نخواهیم کرد. خویش نسبی نتوانسته است مانع از این کار شودتا چه رسد به ازدواج و خویشی سببی.

سپس حضرت دختر عبدالله را به عقد قاسم ابن محمد بن جعفردرآورد و باغی که خود در مدینه و به نقلی در سرزمین عقیق داشت. به دختر خواهر خویش بخشید. (12)

پی نوشتها:

1- الغدیر، ج 10، ص 161 و 162.

2- نساء، آیه 59.

3- همان، آیه 83.

4- انفال، آیه 48.

5- بحارالانوار، ج 44، ص 205 و206.

6- الغدیر، ج 10، ص 161 و 162 و استفاده از ترجمه الغدیر، ج 19، ص 250 و 251.

7- الغدیر، ج 10، ص 161 و 162 و استفاده از ترجمه الغدیر، ج 19، ص 250 و 251.

8- مائده، آیه 63.

9- همان، آیات 78 و79.

10- همان، آیه 47.

11- تحف العقول، ص 240، کلمات امام حسین(ع).

12- بحارالانوار، ج 44، ص 207.

نهضت کربلا از دیدگاه اهل سنت

نهضت امام حسین(ع)از نادرترین رخدادهایی است که تفکر انسانهارا به خود معطوف داشته است و در تاریخ اسلام ارزش والایی دارد. شهادت حسین بن علی(ع)حیات تازه ای به اسلام بخشیده، خونها رابه جوشش آورد و تنها را از رخوت خارج ساخت. امام حسین(ع)باحرکت قهرمانانه خود روح مردم مسلمان را زنده و احساس ذلت وزبونی و اسارت را که از اواخر حکومت عثمان بر روح جامعه اسلامی حکمفرما شده بود، تضعیف کرد.

آنچه امت اسلامی از زمان وقوع این حادثه عظیم تا امروز بر آن متفق است، این است که انقلاب کربلا هیبت و ابهت اسلام را که به علت حاکمیت فرمانروایان ضعیف النفس و تحقیر ارزشها و مقدسات دینی رو به افول گذارده بود، احیا کرد. حرکت امام حسین(ع)،حرکتی است مستمر برای همه نسلها و همه عصرها است.

این انقلاب تنها انقلابی است که اگر کلیه صحنه هایش چنان که بوده، تصویر شود، هیچ کس نمی تواند از بروز احساسها و عواطف فطری اش جلوگیری کند; زیرا این فاجعه به قول شافعی دنیا رالرزانده و نزدیک است قله کوهها را آب کند.

حادثه کربلا در میان اهل تسنن موجی ایجاد کرد که زبان و قلم دانشمندان آنان گاه ناخواسته و زمانی با شجاعت به توصیف وتجزیه و تحلیل آن پرداخته است. شوکانی در کتاب «نیل الاوطار»در رد بعضی از سخنوران درباری می گوید: به تحقیق عده ای از اهل علم افراط ورزیده، چنان حکم کردند که:

«حسین(ع)نوه پیامبر که خداوند از او راضی باشد. نافرمانی یک آدم دائم الخمر را کرده و حرمت شریعت یزید بن معاویه را هتک کرده است.» خداوند لعنتشان کند، چه سخنان عجیبی که از شنیدن آنها مو بر بدن انسان راست می گردد.

تفتازانی در کتاب «شرح العقاید» می نویسد:حقیقت این است که رضایت یزید به قتل حسین(ع)و شاد شدن اوبدان خبر و اهانت کردنش به اهل بیت پیامبر(ص)از اخباری است که در معنی متواتر است; هر چند تفاصیل آن متواتر نیست. درباره مقام یزید بلکه درباره ایمان او که لعنت خدا بر او و یارانش باد. توافقی نداریم.

جاحظ می گوید: منکراتی که یزید انجام داد، یعنی قتل حسین(ع)وبه اسارت گرفتن زن و فرزند او و ترساندن اهل مدینه و منهدم ساختن کعبه، همه اینها بر فسق و قساوت و کینه و نفاق و خروج ازایمان او دلالت می کند.

بنابراین، یزید فاسق و ملعون است و کسی که از لعن او جلوگیری کند، نیز ملعون است.

ابن حجر هیثمی مکی در کتاب «الصواعق المحرقه » می نویسد: پسرامام حنبل در مورد لعن یزید از وی پرسید. احمد در جواب گفت: چگونه لعنت نشود کسی که خداوند او را در قرآن لعن کرده است.

آنجا که می فرماید: «فصل عسیتم ان تولیتم ان تفسدوا فی الارض و تقطعوا ارحامکم اولئک الذین لعنهم الله » و چه مفاسدی و قطع رحمی از آنچه یزیدانجام داد، بالاتر است؟!

عبدالرزاق مقرم در کتاب «مقتل الحسین » می گوید: به تحقیق گروهی از علما از جمله قاضی ابویعلی و حافظ ابن الجوزی وتفتازانی و سیوطی در مورد کفر یزید نظر قطعی داده اند و باصداقت تمام لعن او را جایز شمرده اند.

مولف کتاب «شذرات الذهب » می نویسد: در مورد لعن یزید، احمدبن حنبل دو قول دارد که در یکی تلویح و در دیگری تصریح به لعن او می کند. مالک و ابوحنیفه نیز هر کدام هم تلویحا و هم تصریحایزید را لعنت کرده اند; و به راستی چرا این گونه نباشد و حال آنکه او فردی قمار باز و دائم الخمر بود.

شیخ محمد عبده می گوید: هنگامی که در دنیا حکومت عادلی وجوددارد که هدف آن اقامه شرع و حدود الهی است و در برابر آن حکومتی ستمگر است که می خواهد حکومت عدل را تعطیل کند، بر هرفرد مسلمانی کمک کردن حکومت عدل واجب است; و از همین باب است انقلاب امام حسین که در برابر حکومت یزید که خدا او را خوارکند. ایستاد.

از سبط بن جوزی در مورد لعن یزید پرسیده شد. او در جواب گفت: احمد حنبل لعن او را تجویز کرده است، ما نیز به خاطر جنایاتی که درباره پسر دختر رسول خدا مرتکب شد، او را دوست نداریم; واگر کسی به این حد راضی نمی شود، ما هم می گوییم اصل، لعنت کردن یزید است.

حادثه کربلا چنان در قلوب نفوذ کرد که بسیاری از بزرگان اهل تسنن آن را در قالب شعر مطرح ساخته، اندوه خویش را ابرازکردند. امام شافعی که در دوستی اهل بیت زبانزد است. درباره نهضت کربلا چنین سروده است:

قتیل بلا جرم کان قمیصه صبیغ بماء الارجوان خصیب نصلی علی المختار من آل هاشم و نوذی بنیه ان ذاک عجیب لئن کان ذنبی حب آل محمد(ص) فذلک ذنب لست عنه اتوب هم شفعائی یوم حشری و موقفی و بغضهم للشافعی ذنوب

حسین(ع)کشته ای بی گناه است که پیراهن او به خونش رنگین شده وعجب از ما مردم آن است که از یک طرف به آل پیامبر درودمی فرستیم و از سوی دیگر فرزندانش را به قتل می رسانیم و اذیت می کنیم!

اگر گناه من دوستی اهل بیت پیامبر است، پس من هیچ گاه از آن توبه نمی کنم.

اهل بیت پیامبر(علیهم السلام)در روز محشر شفیعان من هستند واگر نسبت به آنان دشمنی داشته باشم، گناهی نابخشودنی است.

مصاحبه با آیت الله کریمی جهرمی

5- چرا اهل بیت(علیهم السلام)این همه برای مساله عاشورا وزیارت اهمیت قایل بودند؟

× الف- برای اینکه عاشورا نگهدارنده مذهب تشیع و بزرگترین پشتوانه شیعه و مایه سرافرازی جوامع شیعی و پیروان مکتب اهل بیت(علیهم السلام)است. شاید بتوان گفت مهمترین عاملی که شیعه را در طول تاریخ و در امتداد اعصار و قرون با وجود ضدیتها ومخالفتها و درگیریها و هجمه و حملات فراوانی که با آن مواجه بوده است. نگهداری کرده و حتی قتل های بی شمار فردی و دسته جمعی شیعیان که به دست ستمگران خیره سر در هر عصر و زمانی واقع شده،نتوانسته آنان را از صفحه خاک محو سازد و به دست فراموشی بسپارد بلکه پیوسته این مکتب مقدس و پیروان آن و دلدادگان خاندان پیغمبر در اقطار جهان رو به رشد و گسترش بودند. همین است که آنان عاشورا داشته و آن را زنده نگه داشتند. عاشورا وانقلاب عظیم آن که هرسال بدون استثنا تجدید خاطره می شود. مکتب اهل بیت را بیمه کرده و حیات ابدی بخشیده و شیعه را ازآسیب پذیری مصون داشته است.

رمز نفوذ تشیع در بلاد خارج و ممالک سنی نشین یا کشورهای مسیحی و غیر آن، همان عاشورا است و اگرچه شیعه سرمایه های عظیم متعدد و مراسم افتخارآمیز بسیاری دارد ولیکن هیچ یک از آن سرمایه های عظیم، مانند عاشورا و پیام عاشورا دارای جذبه و نفوذنیست و هیچ کدام نمی تواند بسان عاشورا احساس پاک و فطرتهای دست نخورده امتها را به نفع مظلومان و برای احیای روح حق طلبی و ظلم ستیزی تحریک کند. و نیز هیچ یک از مراسم و برنامه ها با همه عمق و اهمیتی که دارد، مانند عاشورا در تبلور مذهب تشیع و جامعه شیعی مؤثر و موفق نمی باشد. عاشورا فریاد مظلومیت اهل بیت پیامبراکرم(ص)است که از حلقوم میلیونها انسان علاقمند و شریف ودلبستگان به خاندان رسول الله در هرسوی جهان بلند می شود. عاشورا نهیب رعب انگیز مظلومان فرا روی ستمگران جامعه در هرنقطه و مکان و هر وقت و زمانی است.

یکی از دانشمندان یانویسندگان خارجی و ظاهرا انگلیسی راجع به اهتمام عظیم شیعه به مساله عاشورا می گوید: شیعه آن چنان است که هرجا باشد و در تمامی ظروف و شرایط در ایام عاشورا به عزا وسوگواری می پردازد و شیعیان هرجا باشند، در این ایام تشکیل مجلس و محفلی داده و مصائب و ظلمهایی را که برحسین بن علی(ع)در صحنه کربلا رفت، ذکر کرده و می خوانند و گریه می کنند. و بعد اومی گوید: من خود یک خانواده شیعه را در خارج دیدم که چون شب عاشورا فرا رسیده بود، در منزل خود مجلسی را ترتیب داده بودندو منبری را گذاشته و یک نفر بر بالای آن منبر نشسته و مصائب ورنجهای کربلا را برای یکی دو نفر که به سوگ نشسته و گوش به سخنان او می دادند، ذکر می کرد و باهم عزاداری می کردند.

این مقاومت بی نظیر شیعه برای احیای عاشورا این نکته را بازگومی کند که: اولا عاشورا ریشه ای بس عمیق در تارو پود شیعه دارد که با وجوداحتمال بروز هر مشکلی، این مراسم راترک نکرده بلکه اقامه می کند. ثانیا اینکه شیعیان خاندان رسالت به خوبی رمز بقاء خود راتشخیص داده و بلکه از روزهای اول وقوع حادثه هولناک کربلا به این نقطه رسیده اند که تا عاشورا هست و عاشورائیان آن روز راارج می نهند و زنده می دارند، در پهنه جهان، امتی زنده و سرافرازخواهند بود.

و این فکر و اندیشه و توجه و بینش به برکت الهام اهل بیت(علیهم السلام)و یادآوری مکرر آنان و پیشگام بودن آن عزیزان در بزرگداشت عاشورا است.

ب- و اما زیارتها: رمز اهمیت فراوانی که آن ذوات مقدسه برای زیارتها نشان داده و ابراز می داشتند این است که:

اولا حرکت مردمان مؤمن از نقاط دور و نزدیک و تحمل رنج سفر وبار انداختن در کنار قبور طیبه اولیاء خدا و خاندان عصمت وطهارت(علیهم السلام)یادآور آن عزیزان و موجب تداعی شدن خاطره آنان است و نیز تکریم و تعظیم از آن اولیاء بزرگ الهی است وقطعا از مصادیق بارز تعظیم شعائرالله است. زیارت آن قبور مطهرو حضور در آن مشاهد مشرفه از یکسو و دیدن حضور عاشقانه زائران و دیگر علاقمندان موجب مزید ایمان انسان است و آدمی را متوجه شدت علاقه شیعه و احیانا دیگر طوایف اسلامی به حضرات معصومین وخاندان جلیل عصمت و طهارت علیهم السلام می سازد.

و از جمله فواید عظیم و برکات بی شماری که بر زیارت اولیاءخدا وائمه طاهرین صلوات الله علیهم اجمعین مترتب است، خواندن زیارتنامه های مخصوص است. این صورت زیارتها مشحون ازمطالب عالیه معنوی و اخلاقی و صفات عالیه انسانی است و در حقیقت منشور تربیت نفوس است و از این رهگذر انسانها با اخلاق فاضله ومکرمتها و ایثار و مناعت و طبع و فداکاری و اهتمام به دین خدابار می آیند. بنابراین اگر ائمه اهل بیت آنگونه، امر زیارت رامهم شمرده و با اهمیت تلقی می کردند چون زیارتها حامل این همه اسرار و رموز و مصالح عالیه و رشد انسانی و نیل به مقامات معنوی است.

6- یکی از شیوه های اهل بیت(علیهم السلام)مناظره بوده و حتی شاگردانشان را به این مهم وادار می کردند، امروز ما چگونه می توانیم به این مهم اقدام کنیم؟

× تصور این جانب این است که امر مناظره برای کسانی که در حوزه با برکت و پرفیض قم بوده و با روش تدریس حوزه بویژه اسلوب وتدریس خارج آشنا می باشند، امری جا افتاده است; زیرا مبنا وروند دروس خارج این نیست که استاد برکرسی تدریس بنشیند ومطالبی را القا کرده و شرح دهد و مطلب را به پایان برساند بلکه اولا خود استاد، متعرض نظریه های مختلف شده، کسر و انکسار می کندو آراء و انظار را زیر و رو می نماید و بالاخره نظریه خود را باذکر ادله و براهین ترجیح می دهد و نیز شاگردان این گونه نیست که تعبدا مطالب استاد را بشنوند و در عین حال که تلامذه و شاگردان استادند، نقد کنندگان بر او می باشند و با کمال شهامت و جرات مطالب و نظریات خود را که درست برخلاف رای و نظر استاد است. بازگو می کنند و از نظریه خود دفاع می کنند و استاد برای ردنظریه شاگرد خود اقامه برهان می کند و باز شاگرد با تضعیف آن مطلب، نظریه خود را تایید می کند و گاهی مدتها این حالت وکشمکش علمی ادامه دارد تا شاگرد قانع شود و یا احیانا استاد ازنظریه خود برگردد.

این شکل درس گفتن و درس خواندن همان فن مناظره و مصداق بی عنوان آن است. بنابراین، آمادگی این معنی فراهم است واستعداد آن در نوع طلاب و فضلا محقق می باشد. در عین حال تفاوتهایی هم بین آن گونه مناظره های علمی با مناظره های اصطلاحی هست. لذا باید کلاسهای ویژه برای این موضوع ترتیب داد و مربیان کارکرده و فاضل وقت خود را صرف کنند و گروهی را کاردان و ماهربار بیاورند و یکی از طرق آن، این است که در هر فن و بحثی ابزار دست طرف مخالف را به خوبی شناسایی کنند. حرفها و استدلالات آنها وموضوعاتی را که بدان تمسک می کنند و روی آن می ایستند و به گمان خود میدان را برما تنگ می سازند کاملا بررسی شود و حتی اشکالات و استدلالات فرضی و احتمالی را مطرح سازند که اگر فرضا اوچنین بگوید ما چگونه از حق دفاع کرده و سخن ها و حرفهای سفسطه آمیز او را پاسخ دهیم البته باید در کنار آمادگی فکری وعلمی و داشتن اطلاعات کافی هم از ذوق سلیم و هم سلیقه مستقیم وهم وارستگی و پاکی خاصی برخوردار باشیم.

و در آخر، توجه دادن افراد به ضرورت این موضوع در همه ادوار واعصار می تواند گروهی را در هرجا برای تحقق این مهم بسیج کنند واشخاصی اظهار آمادگی کنند. در اهمیت این موضوع همین بس که هریک از امامان پاک ما بلکه کلا خاندان عصمت حتی احیانا زنانشان درمواقعی به مناظره با مخالفان خود نشسته و با منطق و استدلال وارائه ادله حلی و نقضی طرف مخالف را و سرجای خود نشانیده اند ومی دانیم کتاب بزرگ و پرارزش احتجاج طبرسی مجموعه مناظرات ومباحثاتی است که یکی از بزرگان دین با دشمنان داشته اند و نوعادر این مناظرات چهره زیبای حق ظاهر گشته و طرف مقابل بدان اقرار و اعتراف نموده است. مراعات و به کار بستن این امور باآنچه قبلا عرض شد، از آمادگی و استعداد نوع اهل قلم و مشتغلین حوزه علمیه براثر شیوه عالی تدریس که در آنجا دائر و رائج است. موضوع را آسان می کند و حوزه بااعتماد به لطف خداوند وهمکاری و همیاری و پرهیز از هرگونه فکر و نظری جز ترویج حق ودین خدا می تواند موفقیتهای خوبی را به دست بیاورد.

7- چگونه می توانیم اهل بیت(علیهم السلام)و فرهنگ آنان را به جهان اسلام معرفی کنیم؟

× به طور طبیعی دراین جهت و برای نیل به این هدف که هدفی بسیار عالی و خدا پسندانه است. دو راه به نظر می رسد; هرچند درموفقیت و تقریب هدف، یکسان نیستند بلکه تفاوت فاحش باهم دارند.

1- تبلیغات وسیع و گسترده از طریق رسانه های صوتی و تصویری ومکتوب و اعزام مبلغین فاضل و مایه دار و خصوصا مؤمن و دیندار به خارج و ممالک مختلف.

امروز که دنیا بر محور تبلیغات می گردد و هر فرد قدرتمند و یاگروه متشکلی می کوشند شبکه یا شبکه های رادیویی و یا تلویزیونی را در اختیار گرفته و یا روزنامه ها وهفته نامه و مجلات وسالنامه هایی را به خود اختصاص دهند و منویات و مقاصد و آراء وخواسته های خود را از این راه ها به جهانیان برسانند و علاوه می کوشند که همان برنامه ای را که دارند، با زیباترین وشیرین ترین و جذاب ترین صورتی برگزار نمایند و خود و آراء واندیشه های خود را درجهان مطرح سازند، زیبنده امت تشیع و پیروان مکتب اصیل و انسانساز اهل بیت عصمت و طهارت(علیهم السلام)نیست که با داشتن این وسایل و ابزار و رسانه های مختلف و گوناگون، تحرکی دراین جهت نداشته باشند یا اگر داشته باشند، ضعیف و نارساباشد. امروز شایسته است که از این رسانه های مختلف برای این مقصد انسانی استفاده کرد و به جاست که مسوولین مربوطه قسمت عمده و چشمگیری را از وقت و برنامه، ویژه این موضوع قرار دهندکه مکتب اهل بیت(علیهم السلام)را به مردم برسانند و معرفی کنندکه این عملکرد در راه پیشبرد انسانیت و عدالت و کرامت نفس انسانی است و در حقیقت بزرگترین خدمت به نوع بشر قلمداد می شود.

مجلات و روزنامه ها به زبانهای مختلف مقالات مایه داری با رعایت حلاوت بیان و قلم پیرامون شخصیت اهل بیت عصمت(علیهم السلام)بنویسند و در دنیای خارج نفوذ کرده و چهره های بس درخشنده ای که شیعه دارد، برای آنان معرفی بنمایند.

به لطف خدا کشور ما که مملکت رسول الله است. همه چیز داردو از جمله از نویسندگان خوب و زبردست و پرمایه ای برخوردار است و آنان می توانند همکاری کنند و این امر مهم را تحقق بخشند.

رفتن مبلغان کارکرده و با اطلاع به خارج و حضورشان چه درجمع شیعیان آن ممالک یا درجمع مردمان مختلف جهان و ارائه چهرهایی که قربانیان عدالت اجتماعی و فضائل انسانی اند قطعا بی اثرنخواهد بود و دست کم در دراز مدت می تواند آثار چشمگیری داشته باشد.

2- دومین طریق برای معرفی اهل بیت و مکتب آنان تبلیغ عملی است. اگر مردم شیعه مذهب بکوشند که عملا مردمی صالح و نیکوکار وایثارگر و فداکار باشند و به صدق و صفا و امانتداری اهتمام ورزند، قناعت و مناعت طبع و انفاق و احسان به یکدیگر را شعارخود کنند، رحم و انصاف و عدالت را در میان خود گسترش دهند و ازظلم و ستم و بدی و کینه جویی و غصب حقوق یکدیگر بپرهیزند،زبانشان خیر باشد و همواره برای یکدیگر خیر خواهی کنند، این خود عامل توجه جوامع دیگر به سوی مذهب تشیع و امامان معصوم شیعه می باشد و بدون دعوت زبانی و رنج و تلاش تبلیغی این روش به سبک موفقیت آمیزی دلها را متوجه به معتقدات و مقدسات شیعه می کندو تاثیر آن گذرا نیست; بلکه عمیق است و بالاخره کما و کیفادارای تاثیر خواهد بود.

وعظ فعلی خلق را جذابتر که رسد برجان هرباگوش تر حضرت امام حسن عسکری(ع)به شیعیان خود می فرمود: شما را سفارش می کنم به تقوا و ورع در دینتان و کوشش کردن برای خدا و راستگویی و اداءامانت به هرکسی که شما را امین خود دانست، خواه نیکوکار و خواه بدکار، و دیگر سجده طولانی و نیکو همسایه داری که محمد(ص)این برنامه ها را آورده درمیان قبایل این مردم، نماز بخوانید و برجنازه آنان حضور یابید و بیمارانشان را عیادت نموده و حقوق آنان را اداء کنید. زیرا یکی از شما (شیعیان)هنگامی که در دین خود ورع داشت و در سخن خود راست گفت و امانت داری نمود و اخلاق خود را با مردم نیکو ساخت، گفته می شود: «این شیعه است.» واین مرا مسرور می سازد. تقوای خدا را پیشه کنید و برای ما زینت و مایه آرایش باشید و مایه زشتی و ننگ ما نباشید. مودت و دوستی دیگران را به سوی ما جلب کنید و بدی و زشتی را از توجه به مادفع نمایید. (1)

مرحوم سید محسن امین راجع به تبت می گوید: بلادی است نزدیکی بلاد هند و تعداد زیادی شیعه دارد، در میان آنان علمای هستند که در هند و نجف اشرف درس می خوانند. من خود بعضی از حاجیان آنهارا در دمشق دیدم از آنان راجع به شیعه پرسش کردم. آنان گفتند:

عدد شیعه در آنجا آن به آن، رو به افزایش است. من سبب این رااز آنان پرسیدم، گفتند: ما اجتماع کردیم و بنابراین گذاشتیم که تبلیغ برای مذهب خود داشته باشیم ولی دیدیم که موفق ترین تبلیغ برای مذهب این است که اعمال و اخلاق خود را با به کار بستن راستی و امانت و اخلاقی که اسلام در آن امر کرده، نیکوکنیم و چون این شیوه را به کار بستیم، دیگران گفتند: اگر دین اینها حق نبود، این چنین عملکردهای خوب و اخلاق پسندیده ای نداشتند و این موجب شد که بت پرستان و غیر آنان به ما روی آورده و داخل دین ما شدند و می شوند. (2)

8- اگر کرامتی از حضرت امام رضا(ع)و حضرت معصومه(س)دارید،بیان فرمایید؟

× کرامات و خوارق عاداتی که به اذن الله تعالی از ائمه طاهرین صلوات الله علیهم اجمعین بویژه مولا و پناهگاه ایران وایرانیان یعنی حضرت علی بن موسی الرضا(ع)و نیز کریمه آل محمد،حضرت فاطمه معصومه(س)آن چنان است که زمینه انکار و حتی تردیدرا از بین برده و کتابها در این موضوع تالیف شده است. مانیزدو جریان را نقل می کنیم:

1- چند سال قبل درماه مبارک رمضان شبی در منزل یکی ازشیعیان اهل ترکیه که مقیم هلند بود. برای صرف افطاری دعوت شدیم.

در آن مجلس نوجوانی خوش اندام و زیبا چهره را دیدم که سفره را تنظیم می کرد و خدمت می نمود و ادب خاصی داشت و آقایان آن شب نقل کردند که این نوجوان از برکات حضرت رضا(ع)است، زیرا پدر ومادر او بچه دار نمی شدند و از این جهت نذر کردند که اگر خداوندفرزندی به آنان عطا کند، از هلند به ایران آمده و به مشهد مشرف شوند و قبر مطهر حضرت علی بن موسی الرضا(ع)را زیارت کنند وخداوند این پسر را به آنان عطا فرموده و آنها به نذر خود عمل کردند.

2- مرجع بزرگ راحل، مرحوم آیت الله العظمی آقای گلپایگانی(ره)برای اینجانب نقل فرمودند که: مرحوم(آیت الله) آقای آقا میرسیدعلی یثربی کاشانی رضوان الله علیه قم آمده بودندو من هم از ایشان دیدن کردم.

روزی که ایشان به منزل ما آمدند، به من گفتند: به شما بشارت و مژده می دهم. گفتم:

برای چه؟ گفتند: وقتی به مشهد مشرف شدم چنان بیمار شدم که نتوانستم به حرم مطهر تشرف پیدا کنم. از این رو بسیار ناراحت شدم.

در پی این ناراحتی، در خواب دیدم به من گفتند: اکنون که نمی توانی به حرم مشرف شوی، حضرت رضا(ع)می خواهند به دیدن شمابیایند. من درعالم رویا خودم را جمع و جور کردم و آماده تشریف فرمایی حضرت رضا(ع)شدم. ناگهان دیدم شما آمدید.

غرض آنکه حضرت رضا(ع)در قیافه مرحوم آیت الله العظمی گلپایگانی به دیدن مرحوم آیت الله یثربی کاشانی آمده بودند.

10- چرا ائمه علیهم السلام توجه خاصی به حضرت مهدی(ع)داشتند؟

× سر این مطلب، موقعیت خاصی است که حضرت بقیه الله مهدی موعودارواحنا له الفدا دارند. موقعیتی که برای هیچ یک از امامان معصوم و پیشوایان آسمانی پیش نیامد و آن انقلاب کلی و جهانی ودر نهایت، پیروزی کامل و حاکمیت مطلقه حق و زوال حکومتهای باطل است که تمام آرمان ائمه معصومین می باشد.

با آمدن حضرت ولی عصر(عج)حرکتهای ضد خدایی متوقف می گردد وتشکلهای شیطانی متلاشی و عوامل ناهنجاری در جامعه درهم کوبیده خواهد شد. داعیان ضلال و گمراهی گرفتار سوء اعمال و نتایج تلخ کارهای نادرست و عواقب وخیم اضلال بندگان خدا خواهند گردید. درآن زمان فروغ عدل و دادگستری اقطار جهان را نورانی کرده و عطرایمان و احسان و نیکوکاری مشام جان اهل عالم را طراوت می بخشد.

امید همه معصومین پاک و امامان شیعه، متوجه به حضرت حجه بن الحسن عجل الله تعالی فرجه الشریف است و اهداف و آرمانهای والا و آسمانی آنان در وجود مقدس امام زمان متبلور خواهد گردیدو خواسته تمامی آن انوار مقدسه به وسیله آن بزرگوار تحقق یافته و عینیت پیدا می کند.

در حالات حضرت امام جعفربن محمدالصادق(ع)آمده که همواره این شعر را می خواندند: لکل اناس دوله یرقبونها ودولتنا فی آخرالدهر تظهر (3)

برای هر جماعتی در جهان، روز عزت وقدرتی است که پیوسته در انتظارآن هستند و دولت ما آل محمد(ص)در آخرالزمان پدیدار خواهد گردید.

بنابراین طبیعی است که همه ائمه اطهار علیهم السلام به یاد حضرت مهدی موعود بوده و توجه مخصوص به آن حضرت داشته باشندو هرچه بیشتر یاد او را بر زبان داشته و انتظار روز ظهور او راببرند.

پی نوشتها:

1- بحار الانوار، ج 78، ص ؟

2- اعیان الشیعه، ج 2، ص 199.

3- امالی، شیخ صدوق.

 

[ ۱۳٩٤/٥/٢٦ ] [ ٦:٥۱ ‎ب.ظ ] [ برات نیا ]

مسابقهکتبی محرم وصفر1432هـ . قمهلتارسالپاسخنامه:  یک شنبه 17 بهمن 1389 زماناعلامنتایج: 27/بهمن /1389

در هر کلاس به دو نفر جوایزی اهدا خواهد شد

1- پیشنهادهجرترسولاکرم (ص) بهعنوانمبدأتاریخوتقویماسلامیتوسطچهکسیارائهشد؟

الف . حضرتعلی (ع)ب.  خلیفهاوّل   ج .   خلیفهدوم       د. خلیفهسوم

2- خداوندعوضقتلامامحسین (ع) چندویژگیبهآنحضرتعطافرمودهاست. برخیازآنهاکدامند؟

الف. امامتدرذریهحضرت ب .شفادرتربتحضرت ج. استجابتدعازیرقبهحضرت          د . همهموارد

3- محلدفنامامحسین (ع) کجاست؟الف.         گودالقتلگاه                ب. تلزینبیه ج. کنارفرات                              د.هیچکدام

4- عمارتموجوددرحرمامامحسین (ع) چندمینعمارتحرمحضرتاست؟عمارتسوم    عمارتچهارمعمارتهفتمعمارتپنجم

5- اینجملهازکداماماممعصوماست؟ بینقبرحسینعلیهالسلامتاآسمان،محلرفتوآمدفرشتگانالهیاست

الف. امامعلی (ع)                        ب. امامصادق (ع)                       ج. امامباقر (ع)                           د. امامرضا (ع)

6- درحدیثامامحسین (ع)،عبادتطایفهایکهحضرترابهعنوانشکروسپاسعبادتمیکنند،چهعبادتیاست؟

الف. عبادتآزادگان                      ب. عبادتتجار                              ج .عبادتبردگان                          د. همهموارد

7- «باشخصیتترینافراد»درسخنامامحسین (ع) چهکسیاست؟   الف. کسیکهتواضعوفروتنیداشتهباشد

ب. کسیکهخداترسباشد ج. کسیکهبهخدمتخلقمشغولباشد     د.کسیکهاهمیتندهددنیادردستچهکسیاست

8-روایتامامحسین (ع) رابااستفادهازگزینهصحیحتکمیلفرمایید:              «...کاملنمیشود،مگرباتبعیتاز... »

الف. عقلحق                          ب. حقعقل                             ج. ایمانحق                           د. حقایمان

9- کدامیکازعواملزیردرپدیدآوردنعاشورادخیلبودند؟

الف . غفلتوبیخبریمردم                 ب. تنهاگذاشتنرهبرالهی                                ج. بیعتامامحسین (ع)   د. مواردالفوب

10-گفتهزیردربارهواقعهکربلاازسخنانچهکسیاست؟«آیاقلبیپیدامیشودکهوقتیدربارهکربلاسخنیمیشنود،آغشتهباحزنوالمنگردد؟ »

الف. مهاتماگاندی                       ب. ادواردبراون                          ج. فردریکجمس                        د. محمدعلیجناح

11-عبارتزیرازکدامیکازبزرگاناهلتسنناست؟«اگرگناهمندوستیاهلبیتپیامبراست،منهیچگاهازآنتوبهنمیکنم »

الف. احمدبنحنبل                       ب. شافعی                                  ج. ابوحنیفه                                                د. مالکبنانس

12-درسخنمعاویه،شایستهترینافرادبرایامرحکومتچهکسیاست؟الف. علیاکبر (ع) ب.امامحسین (ع)ج. حضرتعباس (ع)     د.امامحسن (ع)

13-شاهکارعمانسامانیچهنامدارد؟ الف. گنجنامه                 ب. حکمتازلی             ج. طاقدیس               د. گنجینةالاسرار

14-عمانسامانیدوبیتزیررادروصفچهکسیسرودهاست؟

زنمگو،مردآفرینروزگارزنمگو،بیتالجلال،اختالوقار                              زنمگوخاکدرشنقشجبینزنمگودستخداراآستین

الف. حضرتزهرا (س)  ب.            حضرتزینب (س)         ج.  حضرتامکلثوم (س)                د. حضرتمعصومه (س)

15-کدامیکازمواردزیرازآثارارزشمنددعاست؟

الف. وسیلهبرقراریرابطهمعنویباخدا ب. آرامشوسکوننفس    ج. ایجادکنندهروحتعهداجتماعی  د. همهموارد

16-کدامیکازانواعگریه،شایستهامامحسین (ع) نیست؟الف. گریهشوق  ب. گریهعاطفی              ج . گریهذلتوشکست   د. گریهپیامآورهدف

17-کدامیکازیارانامامحسین (ع) پسازنهضتکربلازندهماند؟

الف. حبیببنمظاهر                                        ب. مسلمبنعوسجه                         ج. مسلمبنریاح                            د. قاسمبنالحسن

18-آغازگرجنگدرکربلاچهکسیبود؟                الف. عمرسعد                             ب.حرمله                   ج. شمر                     د. ابنزیاد

19-امامزینالعابدین (ع) وامامباقر (ع) بهترتیبدرروزعاشوراچندسالهبودند؟

الف.  25 ساله 4 ساله                                 ب.  22 ساله 4 ساله                                    ج.  28 ساله 3 ساله                    د.  27 ساله 3 ساله

20-بیتزیرمعروفترینشعرکداممرثیهسرایبزرگایرانیاست؟«بازاینچهشورشاستکهدرخلقعالماستبازاینچهنوحهوچهعزاوچهماتماست»

الف. عمانسامانی                                          ب. سعدیشیرازی                                         ج. هاتفاصفهانی                          د.محتشمکاشانی

امور تربیتی مجتمع آموزشی امام خمینی(ره) ابوظبی

[ ۱۳٩٤/٥/٢٦ ] [ ٦:٤٩ ‎ب.ظ ] [ برات نیا ]

مهاتماگاندی(رهبر استقلال هند)

من زندگی امام حسین آن شهید بزرگ را به دقت خوانده ام و توجه کافی به صفحات کربلا نموده ام و بر من روشن شده است که اگر هندوستان  بخواهد یک کشور پیروز گردد بایستی از امام حسین پیروی کند.

محمد علی جناح( قائد اعظم پاکستان)

هیچ نمونه ای از شجاعت بهتر از آنکه امام حسین ار لحاظ فداکاری و تهور نشان داد در عالم پیدا نمی شود. به عقیده من تمام مسلمین باید از سرمشق این شهیدی که خود را در سرزمین عراق قربان کرد پیروی نماید.

چارلزدیکنز(نویسنده معروف انگلیسی)

اگر منظور امام حسین جنگ در راه خواسته های دنیایی بود. من نمی فهمم چرا خواهران و زنان و اطفالش به همراه او بودند؟ پس عقل چنین حکم مینماید که او فقط به خاطر اسلام فداکاری خویش را انجام داد.

توماس کارلایل (فیلسوف و مورخ انگلیسی)

 بهترین درسی که از تراژدی کربلا می گیریم، این است که حسین و یارانش ایمان استوار به خدا داشتند. آنها با عمل خود روشن کردند که تفوق عددی در جای که حق با باطل رو برو میشود اهمیت ندارد و پیروزی حسین با وجود اقلیتی که داشت باعث شگفتی من است.

ادوارد بران:(مستشرق معرف انگلیسی)

ابا قلبی  پیدا می شود که وقتی درباره کربلا سخن می شنود، آغشته با حزن و الم نگردد؟ حتی غیر مسلمانان نیز نمی توانند  پاکی  روحی را که در این جنگ اسلامی در تحت لوای آن انجام گرفت انکار کنند.

فردر جمس:

درس امام حسین و هر قهرمان شهید دیگری این است که در دنیا اصول ابدی عدالت و ترحم و محبت وجود دارد که تغییر ناپذیرند و همچنین می رساند که هر گاه کسی برای این صفات مقاومت  کند و راه آن پافشاری نماید ان اصول همیشه در دنیا باقی و پایدار خواهد ماند.

ل.م.بوید:

در طی قرون افراد بشر همیشه جرات و پردلی و عظمت روح، بزگی قلب و شهامت روانی را دوست داشته اند و در همین هاست که آزادی و عدالت هرگز به نیروی ظلم و فساد تسلیم نمی شود.

ابن بود شهامت  و این بود عظمت امام حسین. و من مسرورم که با کسانی که این فداکاری عظیم را از جان و دل نثا می گویند شرکت کرده ام هر چند که1300 سال از تاریخ ان گذ شته است.

واشنگتن ایروینگ ( مورخ مشهور امریکایی)

برای امام حسین (علیه السلام) ممکن بود که زندگی خود را با تسلیم شدن به یزید نجات بخشد، لیکن مسوولیت پیشوا و نهضت بخش اسلام اجازه نمی داد که او را به عنوان خلافت بشناسد.

او به زودی خود را برای قبول هر ناراحتی و فشاری به منظورها رها ساختن اسلام از چنگال بنی امبه آماده ساخت. در زیر افتاب سوزان سرزمین خشک و در روی ریگهای تفتیده عربستان روح حسین فنا ناپذیر است. ای پهلوان و ای نمونه شجاعت و ای شهسوار من ای حسین!

توماس ماساریک :

گرچه کشیشان ما هم از ذکر مصائب حضرت مسیح مردم را متاثر می سازند، ولی آن شور و هیجانی که در پیرامون حسین (علیه السلام) یافت می شود در پیروان مسیح یافت نخواهد شد و گویا سبب این باشد که مصائب مسیح در برابر مصائب حسین (علیه السلام) ماننده پر کاهی است در مقابل یک کوه عظیم پیکر .

موریس دوکبری :

در مجالس عزاداری حسین گفته می شود که حسین، برای حفظ شرف و ناموس مردم و بزرگی مقام و مرتبه اسلام، از جان ومال و فرزند گذشت و زیر بار استعمار  وماجراجویی یزید نرفت . پس بیایید ما هم شیوه او را سرمشق قرار داده ، از زیر دست استعمار گران خلاصی  یابیم و مرگ با عزت را بر زندگی ذلت تر جیح دهیم .

ماربین المانی(خاور شناس) :

حسین (علیه السلام) با قربانی گردن عزیزترین افراد خود و با اثبات مظلومیت و حقا نیت خود ، به دنیا درس فداکاری و جانبازی آموخت ونام اسلام و اسلامیان را در تاریخ ثبت و در عالم بلند آوازه ساخت . این سرباز رشید عالم اسلام به مردم دنیا نشان داد که ظلم و بیدار و ستمگری پایدار نیست و بنای ستم هر چه ظاهر ا عظیم و استوار باشد ، در برابر حق و حقیقت چون پر کاهی بر باد خواهد رفت.

آنطون بارا (مسیحی) :

اگر حســــین از آن ما بود، در هر سرزمینی برای او بیرقی بر می افراشتیم و در هر روستایی برای او منبری بر پا می نمودیم و مردم را با نام حســین به مسیحیت فرا می خواندیم .

گیبون (مورخ انگلیسی):

با انکه مدتی از واقعه کربلا گذشته و ما با صاحب واقعه هم وطن نیستیم ،مع ذلک مشقات و مشکلاتی که حضرت حسین (ع) تحمل نموده، احساسات سنگین دل تریـن خواننده را برا می انگیزد، چندان که یک نوع عطوفت و مهربانی به آن حضرت در خود می یابد .

نیکلسون (خاورشناس معروف)

بنی امیه سرکش و مستبد بودند، قوانین اسلامی را نادید انگاشتند و مسلمین را خوار نمودند...و چون تاریخ را بررسی کنیم، گوید: دین بر ضد فرمانرویی تشریفاتی قیام کرد و حکومت دینی در مقابل امپراتوری ایستادگی نمود. بنابراین ، تاریخ از روی انصاف حکم می کند که خون حسین (ع) به گردن بنی امیه است.

سرپرسی سایکس(خاورشناس انگلیسی)

حقیقتا آن شجاعت و دلاوری که این عده قلیل از خود بروز دادند، به درجه ای بوده است که در تمام این قرون متمادی  هر کسی آن را شنید، بی اختیار زبان به تحسین و آفرین گشود.

علامه طنطا وی( دانشمند و فیلسوف مصری)

(داستان حسینی) عشق آزادگان را به فداکاری در راه خود بر می انگیزد و استقلبال مرگ را بهترین آرزوها به شما می آورد ،چندانکه برشتاب به قربانگاه  برکدیگر پیشی می جویند.

العبیدی(مفتی موصل):

فاجعه کربلا در تاریخ بشر نادره ای است ، همچنان که مسببین آ ن نیز نادره اند...

حسین بن علی(علیهما السلام) سنت دفاع از حق مظلوم مصالح عموم را بنا بر فرمان خداوند در قرآن به زبان پیامبر اکرم وظیفه خویش دید و از اقدام به آ ن تسامحی نورزید.

هستی خود را در آن قربانگاه بزرگ فدا کرد وبدین سبب   نزد پروردگار "سرورشهیدان"محسوب شد ودر تاریخ ایام " پیشوای اصلاح طلبان"به شمار رفت .آری  به آنچه خواسته بود و بلکه برتراز  کامیاب گردید.

 

[ ۱۳٩٤/٥/٢٦ ] [ ٦:٤٧ ‎ب.ظ ] [ برات نیا ]

فرازهایی از زیارت اربعین

از امام صادق علیه‏السلام روایت شده که فرموده‏اند: «در روز اربعین هنگامی که روز بلند شد زیارت می‏کنی و می‏گویی: سلام بر ولی خدا و حبیب او، سلام بر خلیل خدا و بنده نجیب او، سلام بر بنده برگزیده خدا و فرزند برگزیده او، سلام بر حسین مظلوم شهید، سلام بر آقایی که در میان امواج بلا گرفتار آمد و کشته اشک روان است. آن‏گاه امام صادق علیه‏السلام فرمودند: علیه آن حضرت هم دست شدند کسانی که دنیا فریبشان داده بود و بهره خود را در ازای بهایی ناچیز فروختند و آخرت خویش را به قیمت ناچیز حراج کردند. در چاه هوا و هوس فرو رفتند و تو و پیامبرت را به خشم آورده و مطیع بندگان شقی گردیدند؛ امام حسین علیه‏السلام در مقابل آنان تن به ذلت نداد و با آنان با شکیبایی به جهاد پرداخت تا آن گاه که خونش را ریختند و اهل بیتش را به اسارت بردند.

 

[ ۱۳٩٤/٥/٢٦ ] [ ٦:٤٧ ‎ب.ظ ] [ برات نیا ]

علمای اعلام اتفاق دارند که اربعین، روز بیستم ماه صفر است؛ و زیارت اربعین هم که مأثور وارد شده و مثاب است، همان زیارت بیستم ماه صفر است.

شیخ طوسی ابوجعفر محمد بن حسن متوفی 460 در کتاب «التهذیب» صفحه‏ی 17 جلد 2 باب فضل زیارت الحسین «علیه‏السلام» می‏نویسد:

اخبار وارده در زیارت مقید به اوقات خاصه است که از آن جمله روز عاشورا و روز بیستم ماه صفر است.

طبق روایت جابر بن عبدالله انصاری به عنوان اولین زائر

در «مصباح المتهجد» صفحه‏ی 551 در استحباب زیارت حسین روز اربعین که بیستم ماه صفر است می‏نویسد: روزی است که جابر در این روز به زیارت آمد.

و سید ابن‏طاووس در «اقبال» و علامه‏ی حلی در «المنتهی» و علامه‏ی مجلسی در مزار بحار و شیخ یوسف بحرانی در «حدائق» و حاجی نوری در «تحیة الزائر» و شیخ عباس قمی در «مفاتیح»، همه از شیخ طوسی نقل کرده‏اند.

فقط شیخ بهائی در «توضیح المقاصد» می‏نویسد:

اربعین حسین 19 ماه صفر می‏شود، و این نظریه روی حساب دهم محرم است که جزو عشره‏ی اول می‏شود، و باید چهلم جزو عشره‏ی دوم 19 باشد، و این رأی اولل خلاف متعارف است، ثانیا ربطی به ثواب و زیارت مأثوره ندارد، چه همه ساله که اختلاف حسابی در تمام و ناقص بودن نیست که بگوئیم اگر ماه محرم 29 روز بوده، اربعین نوزده می‏شود، و چهلم را از روز 11 محرم می‏شمارند، چنانچه مجلسی از کفعمی در وجه تسمیه‏ی زیارت اربعین در حدیث حضرت عسکری «علیه‏السلام» می‏نویسد: اربعین روز بیستم ماه صفر است که چهل روز پس از عاشورا می‏باشد، یعنی چهلم شهادت حسین «علیه‏السلام» است، و این همان روزی است که جابر بن عبدالله انصاری برای زیارت قبر سیدالشهداء آمد و حدیث نبوی را روایت کرد، و اول زائر قبر حسین در اولین اربعین بوده است

مهم ترین دلیل بزرگداشت اربعین سیدالشهدا(علیه السلام) روایت مرسله ای از امام عسکری(علیه السلام)است که فرموده است: نشانه های مؤمن، پنج چیز است که یکی از آن ها زیارت اربعین است.3 افزون بر این، امام صادق(علیه السلام)زیارت اربعین را به صفوان بن مهران جمّال تعلیم داده است که در آن به بزرگداشت اربعین تصریح شده است.1

اما درباره منشأ اهمیت اربعین در منابع کهن شیعه، باید گفت که به این روز از دو جهت توجه شده است:

یکی از جهت بازگشت اسرا از شام به مدینه و دیگری به سبب زیارت قبر سیدالشهدا(علیه السلام) توسط جابر بن عبدالله انصاری، یکی از اصحاب برجسته رسول خدا(صلی الله علیه وآله) و امیرالمؤمنین(علیه السلام).

شیخ مفید، شیخ طوسی و علامة حلّی(قدس سره) در این باره می نویسند:

روز بیستم صفر روزی است که حرم امام حسین(علیه السلام) از شام به سوی مدینه بازگشتند. هم چنین در این روز، جابر بن عبدالله انصاری، صحابی رسول خدا(صلی الله علیه وآله) برای زیارت امام حسین(علیه السلام) از مدینه به کربلا آمد و او اولین کسی بود که قبر امام حسین(علیه السلام) را زیارت کرد.2

شیخ طوسی، مصباح المتهجد، ص 788- 789; همو، تهذیب الاحکام، ج6، ص 113- 114; سید ابن طاووس، همان، ج3، ص 101- 103; مجلسی، بحار الانوار، ج 98، ص 331 -332.

2. شیخ مفید، مسارّ الشیعة (چاپ شده در جلد 7 مؤلفات شیخ مفید)، ص 46; شیخ طوسی، مصباح المتهجد، ص 787; رضی الدین علی بن یوسف مطهر حلی، العدد القویه، ص 219.

[ ۱۳٩٤/٥/٢٦ ] [ ٦:٤٥ ‎ب.ظ ] [ برات نیا ]

عاشورا و امام حسین(ع) از دیدگاه مهاتما گاندی (رهبر بزرگ هندوستان)
من زندگی امام حسین، آن شهید بزرگ اسلام را به دقّت خوانده‌ام و توجّه کافی به صفحات کربلا کرده‌ام بر من روشن شده است که اگر هندوستان بخواهد یک کشور پیروز گردد، باید از امام حسین پیروی کند.

عاشورا در نگاه برخی مستشرقین ، بزرگان و علما

شیخ جعفر شوشتری _ گاندی _ جناح _ الشّاطی _ علی خان _ عقّاد _ صُبحی _ زُغلول پاشا _ شرقاوی _ طه حسین _ جَودهُ السحّار _ طنطاوی _ العُبیدی

  شیخ جعفرشوشتری : ازعظمت بلکه معجزه قرآن، آن است که برخلاف دیگر کتابها تکرارش ملال آور نیست، بلکه لطفش بیشتر می گردد، مصیبت امام حسین (ع) هم همینطور است. هرچه خوانده یا شنیده شود باز تازه است. دیگرآنکه نگاه کردن به خط قرآن عبادتست، تلاوت و گوش دادن به آن عبادتست، مرثیۀ امام حسین(ع) ، هم چنین است، خواندنش و گوش دادنش عبادتست، گریاندنش و گریه کردنش نیز عبادتست .

« مَنْ بَکی اَوْ بَکی اَوْ تَباکی وَجَبَتْ لَهُ الْجَنَّةِ » ازجمله آنکه قرآن مجید به جمیع شئون معجزه است و ... و حسین (ع) هم به سربریده اش ، به اعضایش، به بدنش همه معجزه است. « بخشی ازکتاب سرای دیگر»

 مَهاتما گاندی (رهبر استقلال هند) : من زندگی امام حسین(ع)، آن شهید بزرگ اسلام را به دقّت خواندم و توجّه کافی به صفحات کربلا نموده ام و بر من روشن است که اگر هندوستان بخواهد یک کشور پیروز گردد، بایستی از سرمشق امـــام حسین(ع) پیروی کند.

  محمّد علی جناح (قاعد اعظم پاکستان) : هیچ نمونه ای از شجاعت، بهتر از آنکه امام حسین(ع) از لحاظ فداکاری و تهوّر نشان داد در عالم پیدا نمی شود. به عقیدهء من تمام مسلمین باید از سرمشق این شهیدی که خود را در سرزمین عراق قربان کرد پیروی نمایند.

 

  بنتُ الشّاطی (نویسنده مصری) : زینب، خواهر حسین(ع) لذّت پیروزی را در کام ابن زیاد و بنی امیّه خراب کرد و در جام پیروزی آنان قطرات زهر ریخت، در همهء حوادث سیاسی پس از عاشورا، همچون قیام مختار و عبدالله بن زبیر و سقوط دولت امویان و برپایی حکومت عباسیان و ریشه دواندن مذهب تشیّع، زینب، قهرمان کربلاف نقش برانگیزنده داشت.

  لیاقت علی خان (نخستین نخست وزیر پاکستان) : این روز محرّم، برای مسلمانان سراسر جهان معنی بزرگی دارد. در این روز، یکی از حزن آورترین و تراژدیک ترین وقایع اسلام اتفاق افتاد،شهادت حضرت امام حسین(ع) در عین حزن، نشانهء فتح نهایی روح واقعی اسلامی بود، زیرا تسلیم کامل به ارادهء الهی به شمار می رفت. این درس به ما می آموزد که مشکلات و خطرها هر چه باشد، نبایستی ما پروا کنیم و از حق و عدالت منحرف شویم.

  عبّاس محمود عقّاد (نویسنده و ادیب مصری) : جنبش حسین(ع)، یکی از بی نظیرترین جنبش های تاریخی است که تاکنون در زمینهء دعوت های دینی یا نهضت های سیاسی پدیدار گشته است ... دولت اموی پس از این جنبش، به قدر عمر یک انسان طبیعی دوام نکرد و از شهادت حسین(ع) تا انقراض آنان بیش از شصت و اندی سال نگذشت.

 احمد محمود صُبحی : اگر چه حسین بن علی(ع) در میدان نظامی یا سیاسی شکست خورد، امّا تاریخ، هرگز شکستی را سراغ ندارد که مثل خون حسین(ع) به نفع شکست خوردگان تمام شده باشد. خون حسین(ع)، انقلاب پسر زبیر و خروج مختار و نهضت های دیگر را در پی داشت، تا آنجا که حکومت اموی ساقط شد و ندای خونخواهی حسین(ع)، فریادی شد که آن تخت ها و حکومت ها را به لرزه درآورد.

  محمد زُغلول پاشا (در مصر، در تکیهء ایرانیان) : حسین(ع) در این کار به واجب دینی و سیاسی خود قیام کرده و اینگونه مجالس عزاداری، روح شهادت را در مردم پرورش می دهد و مایهء قوّت اراده آنها در راه حق و حقیقت می گردد.

  عبد الرحمن شرقاوی (نویسنده مصری) : حسین(ع)، شهید راه دین و آزادگی است. نه تنها شیعه باید به نام حسین(ع) ببالد، بلکه تمام آزادمردان دنیا باید به این نام شریف افتخار کنند.

  طه حسین (دانشمند و ادیب مصری) : حسین(ع) برای به دست آوردن فرصت و از سرگرفتن جهاد و دنبال کردن از جایی که پدرش رها کرده بود، در آتش شوق می سوخت. او زبان را دربارهء معاویه و عمّالش آزاد کرد، تا به حدّی که معاویه تهدیدش نمود. امام حسین(ع)، حزب خود را وادار کرد در طرفداری حق سختگیر باشند.

  عبد المجید جَودهُ السحّار (نویسنده مصری) : حسین(ع) نمی توانست با یزید بیعت کند و به حکومت او تن بدهد، زیرا در آن صورت، بر فسق و فجور، صحّه می گذاشت و ارکان ظلم و طغیان را محکم می کرد و بر فرمانروایی باطل تمکین می نمود. امام حسین(ع) به این کارها راضی نمی شد، گر چه اهل و عیالش به اسارت افتند و خود و یارانش کشته شوند.

  علامه طنطاوی (دانشمند مصری) : (داستان حسینی) عشق آزادگان را به فداکاری در راه خدا بر می انگیزد و استقبال مرگ را بهترین آرزوها به شمار می آورد، چنانکه رای شتاب به قربانگاه، بر یکدیگر پیشی جویند.

  العُبیدی (مفتی موصل) : فاجعهء کربلا در تاریخ بشر نادره ای است، همچنان که مسبّبین آن نیز نادره اند ... حسین بن علی(ع) سنّت دفاع از حق مظلوم و مصالح عموم را بنا بر فرمان خداوند در قرآن به زبان پیامبر اکرم(ص) وظیفهء خویش دید و از اقدام به آن تسامحی نورزید. هستس خود را در آن قربانگاه بزرگ فدا کرد و به این سبب نزد پروردگار، "سرور شهیدان" محسوب می شود و در تاریخ ایام، "پیشوای اصلاح طلبان" به شمار رفت. آری، به آنچه خواسته بود و بلکه برتر از آن، کامیاب گردید.

صفحه اصلی > عاشورا در نظر دیگران > عاشورا در نگاه برخی بزرگان و علما

نهضت امام حسین از نظر مهاتما گاندی : من زندگی امام حسین علیه السلام آن شهید بزرگ اسلام را به دقت خوانده ام و توجه کافی به صفحات کربلا نموده ام و بر من روشن است که اگر هندوستان بخواهد یک کشور پیروز گردد، بایستی از سرمشق امام حسین علیه السلام پیروی کند.

محمدعلی جناح درباره امام حسین سخن می گوید : هیچ نمونه ای از شجاعت بهتر از آنکه امام حسین علیه السلام از لحاظ فداکاری و تهور نشان داد در عالم پیدا نمی شود، به عقیده من تمام مسلمین باید از سرمشق این شهیدی که خود را در سرزمین عراق قربان کرد، پیروی نمایند.

چارلز دیکنز درباره نهضت امام حسین اینگونه می گوید: اگر منظور امام حسین جنگ در راه خواسته های دنیائی خود بود، من نمی فهمم چرا خواهران و زنان و اطفالش به همراه او بودند، پس عقل چنین حکم می نماید که او فقط به خاطر اسلام فداکاری خویش را انجام داد.

امام حسین علیه السلام از نظر توماس کارلایل : بهترین درسی که از تراژدی کربلا می گیریم، این است که امام حسین و یارانش ایمان استوار به خدا داشتند، آنها با عمل خود روشن کردند که تفوق عددی در جایی که حق با باطل روبه رو می شود، اهمیت ندارد و پیروزی امام حسین با وجود اقلیتی که داشت باعث شگفتی من است.

سخنان پروفسور ادوارد براون درباره حادثه طف : آیا اقلیتی پیدا می شود که وقتی درباره کربلا سخن می شنود، آغشته با حزن و الم نگردد، حتی غیرمسلمانان نیز نمی توانند پاکی روحی را که این جنگ اسلامی در تحت لوای آن انجام گرفت، انکار کنند.

نهضت امام حسین از نظر فردریک جمس : درس امام حسین علیه السلام و هر قهرمان شهید دیگری این است که در دنیا اصول ابدی عدالت و ترحم و محبت وجود دارد که تغییر ناپذیرند و همچنین می رساند که هرگاه کسی برای این صفات ابدی مقاومت کند و بشر در راه آن پافشاری نماید، آن اصول همیشه در دنیا باقی و پایدار خواهد ماند.

عظمت امام حسین از نظر ل. م. بوید : در طی قرون افراد بشر همیشه جرات و پردلی و عظمت روح و بزرگی قلب و شهامت روانی را دوست داشته اند و در همین هاست که آزادی و عدالت هرگز به نیروی ظلم و فساد تسلیم نمی شود. این بود شهامت و این بود عظمت امام حسین علیه السلام و من مسرورم که با کسانی که این فداکاری عظیم را از جان و دل ثنا می گویند، همنوا بوده ام، هر چند که 1300 سال از تاریخ آن گذشته است.

امام حسین از نظر واشنگتن ایروینک مورخ آمریکایى: برای امام حسین علیه السلام ممکن بود که زندگی خود را با تسلیم شدن اراده یزید نجات بخشد، لیکن مسئولیت پیشوا و نهضت بخش اسلام اجازه نمی داد که او یزید را به عنوان خلافت بشناسد. او به زودی خود را برای قبول هر ناراحتی و فشاری به منظور رها ساختن اسلام از چنگال بنی امیه آماده ساخت. در زیر آفتاب سوزان سرزمین خشک و در روی ریگ های تفتیده عربستان روح امام حسین فناناپذیر است. ای پهلوان و ای نمونه شجاعت و ای شهسوار من، ای امام حسین.

موریس دوکبری می نویسد:اگر مورخین ما، حقیقت این روز را می دانستند و درک می کردند که عاشورا چه روزی است این عزاداری را مجنونانه نمی پنداشتند، زیرا پیروان امام حسین به واسطه عزاداری امام حسین می دانستند که پستی و زیردستی و استعمار واستثمار را نباید قبول کنند، زیرا شعار پیشرو و آقای آنها ندادن تن به زیربار ظلم و ستم بود. قدری تعمق و بررسی کنیم که در مجالس عزاداری امام حسین علیه السلام چه نکات دقیق حیات بخشی مطرح می شود! در مجالس عزاداری امام حسین گفته می شود، که امام حسین علیه السلام برای حفظ شرف و ناموس مردم و بزرگی مقام و مرتبه اسلام، از جان و مال و فرزند گذشت و زیربار استعمار و ماجراجویی یزید نرفت. پس بیایید ما هم شیوه او را سرمشق قرار داده از زیردستی استعمارگران( بیگانگان) خلاصی یابیم و مرگ باعزت را بر زندگی با ذلت ترجیح دهیم زیرا مرگ با عزت و شرافت بهتر از زندگی با ذلت است. مسلم است ملتی که از گهواره تا گور تعلیماتش چنین است دارای چه مقام و مرتبتی است، دارای هر گونه شرافت و افتخاری است، همه سرباز حقیقی عزت و شرافتند. علاوه بر منافع سیاسی که ذکر شد و اثراتش طبیعی است. بزرگترین پاداش اخروی را مسلمانان در این عملیات( یعنی تعزیه داری امام حسین می دانند) آشنایان به تاریخ تصدیق خواهند نمود که اصلاح اخلاق و تعلیمات بین المللی جز به وسیله مذهب ، امروزه و بلکه در قرن ها در ملل خاورمیانه غیرممکن است. جمعیت تسلیح اخلاقی به خوبی بدین نکته پی برده که وطن خواهی و اتحاد و اتفاق را در سایه دین و مذهب و دیانت ملل خاور زمین به دست آورده اند. امروزه در ممالک متحده آمریکا مردم را به نام خدمت به وطن دعوت می کنند، ولی در آسیا می توان خدمات شایانی را به نام دین و مذهب حاصل نمود. اگر مسلمانان مذهب را نادیده انگارند و به نام وطن خواهی بخواهند ترقیات سیاسی حاصل کنند، بجای نفع، زیان خواهند برد. زیرا اگر تعلیمات سربازی را با دین توأم سازند، سربازان تا خون در بدن دارند، حاضر نیستند حتی یک وجب از خاک مقدس وطن را تسلیم اجانب نمایند. امروز اگر استقلالی در مسلمانان مشاهده می شود، عامل اصلی آن پیروی از دستورات قرآن و اسلام است و خواهیم دید روزی را که سلطنت های اسلامی در سایه همین نکته اساسی قوت گیرند و بدین وسیله مسلمانان عالم در سایه اتحاد و اتفاق واقعی مانند صدراسلام ممالک مشرق و مغرب عالم را مطیع اوامر خود سازند، امام حسین علیه السلام شبیه ترین روحانی به حضرت مسیح است، ولی مصائب او سخت تر و شدیدتر است.

دکتر ژوزف مورخ معروف فرانسوی در کتاب " اسلام و اسلامیان" می نویسد: بعد از رحلت بنیان گذار اسلام یعنی محمدبن عبدالله (ص) اختلاف کلمه و عقیده در تابعین و جانشینان وی پیدا شد. دسته ای به خلافت دامادش علی بن ابی طالب قائل و دسته دیگری خلافت پدرزن او ابوبکر را قبول نمودند، دسته اول را شیعه و دسته دوم را سنی نامیدند. وقتی حضرت علی علیه السلام به خلافت رسید و عایشه زوجه حضرت محمد (ص) و دختر ابوبکر بر مخالفت او برخاست و معاویه برادرزن دیگر محمد (ص) در شام پرچم پادشاهی را برافراشت. در این موقع سه دستگی به وجود آمد و جنگ های شدیدی برپا شد و عده زیادی مقتول و مجروح گردیدند. زمانی که زمامدار شام( معاویه) به قتل و غارت پیروان حضرت علی علیه السلام پرداخت و دستور داد که نام حضرت علی علیه السلام را به زشتی یاد کنند در منابر و مساجد نسبت به علی علیه السلام اهانت نمایند. عداوت و دشمنی بین دو دسته شیعه و سنی بیش از پیش شد و شیعیان از زیربار اطاعت بزرگان سنت بیرون آمده و تنفر و انزجار خود را از آنها ابراز داشتند. ولی حکومت و اقتدار در دست تسنن بود. از بعد از زمان خلافت، شیعیان از ترس حکومت های جابر هیچ گونه ابراز عقیده ای نمی نمودند و این شیوه برقرار بود تا واقعه عاشورا که در این روز به دستور حاکم شام( یزید بن معاویه) امام حسین علیه السلام و یارانش را در حوالی کوفه به قتل رسانیدند و این واقعه حائز اهمیت شایانی گردید و پیروان حضرت علی علیه السلام برآشفته و موقع را مغتنم شمرده مشغول پیکار شدند و جنگ ها نموده و خون ها ریخته شد و عزاداری برپا گردید و کار به جائی رسید که شیعیان، عزاداری نوه محمد (ص) یعنی امام حسین بن علی علیه السلام را جزو مذهب خود قرار دادند و از آن روز تاکنون به پیروی از بزرگان دین خود که آنها را دوازده نفر از اولاد حضرت علی و حضرت فاطمه علیها السلام می دانند و گفتار و رفتار و کردار هر یک از آنها را در مرتبه گفتار و کردار خدا و رسول و تالی قرآن می شمارند، در عزاداری امام حسین علیه السلام شرکت کرده و رفته رفته این عزاداری از ارکان مذهب شیعه قرار گرفت.
مهاتما گاندی (رهبر بزرگ هندوستان): من زندگی امام حسین، آن شهید بزرگ اسلام را به دقّت خوانده‌ام و توجّه کافی به صفحات کربلا کرده‌ام بر من روشن شده است که اگر هندوستان بخواهد یک کشور پیروز گردد، باید از امام حسین پیروی کند. عظمت قیام، اوج فداکاری و ویژگی‌های دیگر امام حسین(ع) و یارانش، سبب شده که نویسندگان و اندیشمندان بزرگ جهان، در باره این نهضت و حماسه‌آفرینان عاشورا اظهار نظرهای بسیاری داشته، حتی برخی از نویسندگان غیرمسلمان درباره این واقعه کتاب بنویسند. اکنون به برخی از این دیدگاه‌ها اشاره می‌کنیم.

جرج جرداق (دانشمند و ادیب مسیحی)
وقتی یزید، مردم را تشویق به قتل امام حسین(ع) و مأمور به خون‌ریزی تشویق می‌‌کرد، آن‌ها می‌گفتند: چه مبلغی به ما می‌دهی؟ امّا انصارحسین(ع) به او گفتند: ما با تو هستیم و اگر هفتاد بار کشته شویم، باز می‌خواهیم در رکابت جنگ کنیم و کشته شویم.

آنطون بارا (اندیشمند مسیحی)
اگر حسین از آنِ ما بود، در هر سرزمینی برای او بیرقی بر می‌افراشتیم و در هر روستایی، برای او منبری برپا می‌کردیم و مردم را با نام حسین به مسیحیّت فرا می‌خواندیم.

تاملاس توندون (رئیس سابق کنگره ملّی هندوستان)
این فداکاری‌های عالی از قبیل شهادت امام حسین(ع)، سطح فکر آدمی را ارتقاء بخشیده، و شایسته است خاطره آن همیشه باقی بماند و یادآوری شود.

فردریک جِمس
درس امام حسین و هر قهرمان شهید دیگری این است که در دنیا، اصول ابدی عدالت و ترحم و محبّت وجود دارد که تغییر‌ناپذیرند و همچنین می‌رساند که هر گاه کسی برای این صفات مقاومت کند و در راه آن پافشاری کند، آن اصول همیشه در دنیا باقی و پایدار خواهد ماند.

بنت الشاطی (نویسنده معروف مصری)
زینب، خواهر حسین‌بن علی، لذّت پیروزی را در کام ابن زیاد و بنی‌امیّه خراب کرد و در جام پیروزی آنان قطرات زهر ریخت. در همه حوادث سیاسی پس از عاشورا همچون قیام مختار و عبدالله بن زبیر و سقوط دولت امویّان و برپایی حکومت عباسیّان و ریشه دواندن مذهب تشیّع، زینب ـ قهرمان کربلا ـ نقش برانگیزاننده داشت.

عباس محمود عقّاد (نویسنده و ادیب مصری)
جنبش حسین، یکی از بی‌نظیرترین جنبش‌های تاریخی است که تاکنون در زمینه دعوت‌های دینی یا نهضت‌های سیاسی پایدار گشته است... دولت اموی پس از این جنبش، به قدر عمر یک انسان طبیعی، دوام نیاورد و از شهادت حسین تا انقراض آنان بیش از شصت و اندی سال نگذشت.

چارلز دیکنز (نویسنده معروف انگلیسی)
اگر منظور حسین، جنگ در راه خواسته‌های دنیایی بود، من نمی‌فهمم چرا خواهران و زنان و اطفالش به همراه او بودند؟ پس عقل چنین حکم می‌کند که او فقط به خاطر اسلام فداکاری خویش را انجام داد.

محمد علی جناح (رهبر بزرگ پاکستان)
هیچ نمونه‌ای از شجاعت بهتر از این که حسین از لحاظ فداکاری و شهامت نشان داد، در عالم پیدا نمی‌شود. به عقیده من، تمام مسلمانان باید از این شهیدی که خود را در سرزمین عراق قربانی کرد، پیروی کنند.

ل. م. بوید
در طول قرون، افراد بشر همیشه جرئت و پردلی، عظمت روح و بزرگی قلب و شهامت روانی را دوست داشته‌اند و به خاطر همین‌هاست که آزادی و عدالت ‌هرگز به نیروی ظلم و فساد تسلیم نمی‌شود. شهامت و این بود عظمت امام حسین و من مسرورم که با کسانی که این فداکاری عظیم را از جان و دل ثنا می‌گویند، شرکت کرده‌ام، هر چند که 1300 سال از آن تاریخ گذشته است.

مهاتما گاندی (رهبر بزرگ هندوستان)
من زندگی امام حسین، آن شهید بزرگ اسلام را به دقّت خوانده‌ام و توجّه کافی به صفحات کربلا کرده‌ام بر من روشن شده است که اگر هندوستان بخواهد یک کشور پیروز گردد، باید از امام حسین پیروی کند. (1)

توماس کارلایل (دانشمند انگلیسی)
بهترین درسی که از تراژدی کربلا می‌گیریم، این است که حسین و یارانش به خدا ایمان استوار داشتند. آن‌ها با عمل خود روشن کردند که تفوّق عددی در جایی که حق و باطل روبه‌رو می‌شوند، اهمیّت ندارد و پیروزی حسین با وجود اقلیّتی که داشت، باعث شگفتی من است.(2)

توماس ماساریک:
اگر چه کشیشان ما هم از ذکر مصایب حضرت مسیح، مردم را متأثّر می‌سازند، ولی آن شور و هیجانی که در پیروان حسین یافت می‌شود، در پیروان مسیح یافت نخواهد شد و گویا سبب، این باشد که مصایب مسیح در برابر مصایب حسین، پر کاهی است در مقابل یک کوه عظیم پیکر.(3)

ادوارد براون (پروفسور):
حتی غیر مسلمانان نیز نمی‌توانند پاکی روحی را که این جنگ اسلامی تحت لوای آن انجام گرفت، انکار کنند. (4)

واشنگتن ایرونیگ (تاریخ‌نگار امریکایی):
در زیر آفتاب سوزان سرزمین خشک و در روی ریگ‌های تفتیده عراق، روح حسین فنا ناپذیر است. ای پهلوان و ای نمونه شجاعت و ای شهسوار من، ای حسین.(5)

موریس دوکبرا:
اگر مورّخان ما حقیقت روز (عاشورا) را می‌دانستند و درک می‌کردند که عاشورا چه روزی است، این عزاداری را مجنونانه نمی‌پنداشتند، زیرا پیروان حسین به واسطه عزاداری حسین می‌دانند که پستی و زیر دستی و استعمار و استثمار را نباید قبول کنند و شعار پیشرو و آقای آن‌ها، تن به ظلم و ستم ندادن بود.(6)

بروکلمان کارل (خاورشناس و پژوهشگر آلمانی):
شهادت حسین علاوه بر نتایج و اثرات سیاسی، موجب تحکیم و اشاعه مذهب شیعه گردید و این مذهب، مرکز و مظهر تمایلات ضدّ غرب شد.(7)


اثر گذاری قیام عاشورا بر جنبش‌های آزادی‌بخش جهان
قیام کربلا به صورت یک حادثه هر چند جانکاه در دل تاریخ مدفون نگشت و دیری نپائید که به یک حماسة جاویدان تبدیل شد. قیام حسینی به صورت قیام و انقلابی الگو آفرین و تاریخ ساز درآمد و الهام بخش جنبش‌های گوناگون در تاریخ گردید.

یکی از دستاوردهای مهمّ قیام کربلا، تبیین شیوه‌ای اصولی و بسیار مؤثّر در مبارزه با حکومت‌های سلطه‌گر و زورمدار بوده است. حادثه کربلا، یک قیام اسوه و یک سیره عام برای تئوری انقلاب و یک پیام انقلابی ـ تاریخی است که برای هر عصری، پیام ویژه‌ای دارد.

بر اساس ویژگی‌های شاخص نهضت امام حسین(ع)، میان جنبش‌های اسلامی در سراسر جهان اسلام، پیوند به وجود آمد و موج بیداری و انقلاب، مناطق وسیعی از جهان اسلام مانند مصر، سوریه، لبنان، عراق، ترکیه، افغانستان، پاکستان، الجزایر، تونس، مراکش، حجاز، اندونزی، هندوستان و ایران را در بر گرفت.

در بیشتر کشورهای اسلامی، ویژگی مردمی بودن روحانیّت، رسالت رهبری حرکت‌ها و جنبش‌ها را بر دوش رهبران دینی نهاد. «شاه ولی‌الله دهلوی» و فرزندش، «سیّد احمد خان هندی»، «سیّد جمال الدّین اسدآبادی»، «اقبال لاهوری»، «محمّد علی جناح»، «شیخ محمد عبده»، «شیخ عبدالرّحمان کواکبی»، «حسن البنا» و امام خمینی(ره)، نمونه‌هایی برجستة مبارزه بر ضدّ استکبار و طاغوت بر اساس نظام هدفمند انقلاب حسین بودند.

برخی از جنبش‌ها عبارتند از:
1. جنبش اسلامی شبه قاره هند

2. جنبش اسلامی در شمال آفریقا و کشورهای عربی (به ویژه مصر)
الف) جنبش سیّد جمال‌الدّین اسدآبادی در مصر
ب) جنبش شیخ محمّد عبده
ج) جنبش شیخ عبدالرّحمان کواکبی
د) جنبش حسن البنا

3. جنبش‌های اسلامی ایران
الف) جنبش تنباکو
ب) جنبش مشروطیّت
ج) جنبش سردار جنگل
ه‍) قیام شیخ محمّد خیابانی
و) جنبش آیت‌الله کاشانی
ز) جنبش فدائیان اسلام
ح) جنبش آزادی ایران
ط) جنبش امام خمینی (ره)

پی‌نوشت‌ها:
1. بر شطی از حماسه و حضور، ص 283، به نقل از مجله بصائر، ش 7 و 8، ویژه‌نامه محرّم، ص 25.
2. همان، ص 447.
3. همان، ص 451
4. همان.
5. همان.
6. همان.
7. همان.

 

[ ۱۳٩٤/٥/٢٦ ] [ ٦:٤٤ ‎ب.ظ ] [ برات نیا ]
.: Weblog Themes By Iran Skin :.

درباره وبلاگ

موضوعات وب
RSS Feed