نسیم خوش روزهای زندگی
 
قالب وبلاگ
نويسندگان
لینک دوستان

در آغاز هیچ نبود و کلمه بود و کلمه نزد خدا بود.

خداوند اما کلمه هایش را به آدمی بخشید و جهان پر از کلمه شد

من اما از تمام کلمه های دنیا تنها یک کلمه را برگزیده ام و

همه جمله هایم را با همان یک کلمه می سازم

با همان یک کلمه حرف می زنم،شعر می گویم و می نویسم

 

آن یک کلمه هم فعل است و هم فاعل،هم صفت است و هم موصوف.

احتیاجی به حرف اضافه ندارد

 

متمم نمی خواهد.هیچ قیدی هم ندارد.آن یک کلمه خودش همه چیز است

و من با همان یک کلمه است که می بینم و راه می روم و نفس می کشم.با همان یک کلمه عشق می ورزم و زندگی می کنم

آن یک کلمه غذای روح من است،بی او گرسنه خواهم ماند.خانه من است،

بی او آواره خواهم شد

بی او بی کس می شوم،غریب و تنها.این کلمه همه دارایی من است

و اگر روزی شیطان آن را از من بدزدد

آن قدر فقیر می شوم که خواهم مُرد

من با همین کلمه با درخت ها حرف می زنم.آنها منظورم را می فهمند

و برگهایشان را برای من تکان می دهند

این کلمه را به گنجشک ها که می گویم،در آسمان حیاطمان جشن می گیرند

و با هم ترانه می خوانند

به نسیم می گویم،آن قدر ذوق می کند که شهر به شهر می چرخد و میگردد

و می رقصد

به ابر ها که می گویم،چنان خوشحال می شوند که یک عالم نقل و نبات

برف و باران روی سرم می پاشند

این کلمه،این کلمه عزیز و دوست داشتنی

حرف رمز من با همه چیز است

اما ... وقتی به آدم ها می گویم
بگذریم ،

دلم گرفته،من زبان شما را بلد نیستم.من توی این شهر غریبم.

کسی منظورم را نمی فهمد

کسی جوابم را نمی دهد

اما تو فرق می کنی.تو از جنس آفتاب و درخت و پرنده هایی.

تو آن کلمه را بلدی و سالهاست که آن را گوشه قلبت نگه داشته ای

پس من آن رمز را به تو خواهم گفت

آن کلمه کوچک اسم بزرگ خداوند است

خورشید را باور دارم حتی اگر نتابد....به عشق ایمان دارم حتی اگر آن را حس نکنم

 

به خدا ایمان دارم حتی اگر سکوت کرده باشد

جایی که برای کرم ابریشم پایان دنیاست پروانه ای متولد می شود

برای پروانه شدن راه زیادی لازم است. باید قبل از آن به قدر کافی شجاع شد

باید فهمید که پرواز آن قدر ها هم که فکر می کنیم ، ساده نیست.

باید دانست که اگر ترس در دل راه یابد ، سقوط حتمی ست.
برای پروانه شدن ، گذشتن از تنگنای پیله های در هم تنیده شده زندگی لازم است.

گاه چنان این پیله ها در هم گره خورده اند که خستگی در تک تک سلول های بدن خانه می کنند و

این خیال به وجود می آید که رهایی غیر ممکن است

ولی تنها کسانی می توانند پروانه شوند که بیش از همه امید داشته باشند و البته صبر...
پروانه به ناچار باید پرواز کند و شرط اول پرواز ، گشودن بال هاست.

بال های ضعیف و رنجور ، پروانه را از پرواز باز می دارد.

, شرط دیگر نترسیدن از ارتفاع است


پروانه بودن ، قلب پروانه ای می طلبد. و احساس پروانه ای، برای یافتن گل ها

برای درک زندگی و این که
در نگاه کسانی که معنی پرواز را نمی فهمند هر چه اوج بگیری کوچکتر می شوی

============ ========= ===

fariba

[ ۱۳۸٩/۳/۱٦ ] [ ۱۱:۳٧ ‎ب.ظ ] [ برات نیا ]
.: Weblog Themes By Iran Skin :.

درباره وبلاگ

موضوعات وب
RSS Feed