نسیم خوش روزهای زندگی
 
قالب وبلاگ
نويسندگان
لینک دوستان

یه روز دیدن مجنون نشسته هی با دستش مینویسه لیلی....
هی گریه میکنه اشکش میاد....
اسم لیلی پاک میشه...خاک ها مبدل به گل میشه....
گفتن چی کار میکنی؟ مگه دیوونه شدی؟....
گفت: چون میسر نیست ما را کام او.....عشق بازی میکنیم با نام او!

[ ۱۳۸٩/۳/۱۸ ] [ ۱٢:٤٦ ‎ق.ظ ] [ برات نیا ]
.: Weblog Themes By Iran Skin :.

درباره وبلاگ

موضوعات وب
RSS Feed