نسیم خوش روزهای زندگی
 
قالب وبلاگ
نويسندگان
لینک دوستان

 

 

خداوند گفت:سوگند به اسبان دونده ای که نفس نفس می زنند؛

سوگند به اسبانی که به سم از سنگ آتش می جهانند؛

اسبان شنیدند

و چنین شد که بی تاب شدند

و چنین شد که دویدند،

چنان که از سنگ آتش جهید.

اسبان تا همیشه خواهند دوید از اشتیاق آن که خدانام شان را برده است؛

 

 

خداوند گفت: سوگند به انجیر و سوگند به زیتون.

و زیتون , انجیر شنیدند

و چنین شد که رسم روییدن پا گرفت و سبزی آغاز شد

و چنین شد که دانه شکفتن آموخت و خاک رویاندن

 و چنین شد که انجیر جوانه زدو زیتون میوه داد؛

 

 

خداوند گفت: سوگند به آفتاب و روشنی اش. سوگند به ماه چون از پی آن بر آید

سوگند به روز چون گیتی را روشن کند و سوگند به شب چون فرو پوشد

 وسوگند به آسمان و سوگند به زمین؛

آن ها شنیدند

 و چنین شد که آفتاب بالا آمد و ماه از پی اش.

 و چنین شد که روز روشن شد و شب فرو پوشید.

و چنین شد که آسمان بالا بلند شد وزمین فروتن؛

 

 


و انسان بود و می دید که خداوند به اسب و به انجیر قسم می خورد،

 به ماه و به خورشید و به هر چیز بزرگ و کوچک؛

و آن گاه دانست که جهان معبدی مقدس است

و هر چه در آن است متبرک و مبارک است؛

 

 


پس انسان مومنانه رو به خدا ایستاد

 و تقدیس کرد اسب و زیتون وماه را،

 آفتاب را و انجیر و آسمان را...

[ ۱۳۸٩/٦/۱٩ ] [ ۱٢:٤٩ ‎ب.ظ ] [ برات نیا ]
.: Weblog Themes By Iran Skin :.

درباره وبلاگ

موضوعات وب
RSS Feed