نسیم خوش روزهای زندگی
 
قالب وبلاگ
نويسندگان
لینک دوستان

حکمت اشراق
در حکمت اشراق برای تحقیق در مسایل فلسفی و مخصوصا حکمت الهی ، تنها تفکر و استدلال کافی نیست - سلوک قلبی و مجاهدات نفسانی و تصفیه ان نیز برای کشف حقایق ضروری و لازم است . لفظ اشراقبه معنای تابش نور است که از زمان شیخ اشراق ، سهره وردی مورد استفاده قرار گرفت .
ارسطو شاگرد افلاطون بود اما در نظریات فلسفی و الهی از او فاصله گرفت و حکمت مشا را به وجود اورد - حکمت اشراق را از افلاطون می شناسند . ارسطو نظریات افلاطون را رد کرد ، و نظریات جدید جای ان گذاشت . فارابی کتابی دارد به نام " الجمع بین رایی الحکیمین " در این کتاب مسایل اختلاف بین این دو فیلسوف مورد بررسی قرار گرفته و سعی شده اختلاف بین انها از بین برود .
از زمان شیخ اشراق ، اصالت ماهیت وجود - وحدت وجود - و کثرت وجود مطرح شد که مورد اختلاف ارسطو و افلاطون بود .
 مسله ماهیت وجود - مسله مرکب یا بسیط جسم - قاعده امکان اشرف - وحدت و کثرت وجود . شیخ اشراق بود که افلاطون و فیثاغورث را طرفدار ذوقی و اشراقی دانست و از افلاطون به عنوان رییس اشراقیون نام برد .
امیختن اشراق و استدلال از ابتکارات سهروردی بود .
 برخی از نویسندگان تاریخ فلسفه ضمن شرح عقاید و افکار افلاطون ، به هیچوجه از روش اشراقی او یاد نکرده اند . تاریخ فلسفه دکتر هومن - تاریخ فلسفه ویل دورانت - سیر حکمت در اروپا ، نامی از روش اشراقی افلاطون به گونه ای که سهروردی مدعی ست ، برده نشده است .
در سیر حکمت در اروپا ، موضوع عشق افلاطونی یاداوری می کند " روح پیش از امدن به دنیا ، زیبایی مطلق را دیده و چون در این دنیا زیبایی ظاهر را می بیند و به یاد زیبایی مطلق می افتد ، غم هجران به او دست می دهد - عشق جسمانی مانند حسن صوری ، مجازی است - اما عشق حقیقی چیز دیگریست و مایه ادراک اشراقی و دریافت زندگی جاوید می گردد .
انچه افلاطون در مورد عشق گفته است و بعدها به نام عشق افلاطونی معروف شده ، عشق زیبایی هاست که به عقیده او ، لااقل در حکیمان ، ریشه های الهی دارد و ربطی به انچه شیخ اشراق در باب تهذیب نفس و سیرو سلوک عرفانی الی الله گفته است ندارد .
 اما برتراندراسل در جلد اول تاریخ فلسفه اش مکررا از امیختگی تعقل اشراقی در فلسفه افلاطون یاد می کند ، ولی به هیچ وجه مدرکی ارایه نمی دهد و چیزی نقل نمی کند که روشن گردد ایا اشراق افلاطونی ! چیزی است که از راه مجاهدت نفس و تصفیه ان پیدا می شود و یا همان است که مولود یک عشق به زیبایی است .
 به عقیده این حقیر - چون بحث و استدلال از ذهن انسان نشات می گیرد و در همان حیطه باقی می ماند به هیچوجه برای شناخت حقیقت کافی نیست . و باید از سیر و سلوک و پالایش نفس برای حرکت از عقل به سوی عشق بهره برد . شناخت حقیقت کار ذهن و عقل نیست بلکه کار قلب و عشق است و بس . و تا نفس به کنترل در نیاید و ذهن ارام نگیرد و تمرکز حادث نشود . نمی توان به حقیقت نزدیک شد .
منبع : کانال فرهیختگان
نویسنده: ژ. آرمان

[ ۱۳٩٦/٢/۱٦ ] [ ٦:٥٥ ‎ب.ظ ] [ برات نیا ]

خانقاه محل حضور پیر یا مراد یا مولای یک سلسله از  دراویش می باشد که سالکین را دور خود جمع کرده و به تعلیم و تربیت انها می پردازد .
در مورد اقتدا به علی ابن ابوطالب به عنوان پیش کسوت و سالار دراویش پرسیده بودید - تا به درجه خدایی ، باید بگویم این طرز فکر و تلقی از فرقه ای بنام علی الهی ها نشات گرفت و در اذهان جای گرفت و با اینکه فرقه های متعددی تشکیل شدند اما همه انها را به علی الله ای ها نسبت می دهند . با اینکه حضرت علی ( ع ) از تمام صفات لازم برای مولا و سروریت خانقاه ها بر خوردار است و در دل و جان ما مسلمانان شیعه مقامی شامخ و احترامی عمیق دارند - اما باید بگویم که این انتخاب از ریشه و بدو حرکت معنوی،  بیشتر جنبه سیاسی داشته است . احترام به اهل بیت حضرت پیامبر و عشق به نوادگان ایشان زیر بنای شکل گیری مذهب شیعه شد که در بعد سیاسی نوعی حرکت ضد عرب بود . در این مورد زیاد وارد جزییات نمی شوم - کتب تاریخی و تفاسیر مذهبی و معنوی بسیاری در دسترس عزیزان قرار دارد که می توانند مطالعه کنند .
اما حقیقت ماجرا این است که بزرگان عرفان اسلامی هم مانند عرفای دیگر سنت های شرق ، رشد اگاهی را در تمرینات مستمر معنوی و به زیر کشیدن شهوات و امیال نفسانی و تعلیم و تربیت ذات درون می دانند و همین را اموزش می دهند . هرچند در گردهم ایی ها و در رقص و سماع ، برای رفتن به خلسه ذهنی از اذکار و یا چنت نام مولای متقیان استفاده کنند . اما هرگز ایشان را جایگزین خدا نمی شناسند . و این طرز تلقی غلط است . بلکه بیشتر ایشان را الگو و اسوه رشد معنوی می دانند .
دلایل دیگری هم وجود دارد . از انجا که انسان در دنیای ذهن زندگی می کند و ذهن با تصویر سازی درک معانی می کند - پس در طول تاریخ انسان برای درک خدا و الوهیت نیازمند بت سازی به اشکال مختلف بوده است . چون بدون تصویر سازی قادر نبوده است که رابطه ای با الوهیت ( بی شکل و بدون فرم و صفت و قالب ) برقرار کند . بنا براین از سنگ و درخت و بته گرفته تا روحانیت انسانی و شفیع و واسطه را سمبل های الهی قرار داده است . اگر خوب دقت کنیم و بدون تعصب به قضیه نگاه کنیم ، حتی بعد از فروپاشی بت های خدای گونه و برپایی ایمان به خدای نادیده ، باز هم می بینیم که برای درک و ایجاد رابطه از سمبل های مادی استفاده شده است . باور به اینکه خدا در جسم عیسی مسیح متولد شده است ، ریشه در ادیان هندویی دارد یعنی خدا در قالب شیوا متولد شده و بعد ازدواج می کند و صاحب فرزند می شود ، و بعد خدا به الهه های متعدد برای امور متعدد و نیاز بشری تقسیم شده است . و از ان هم فراتر رفته با سنگ و چوب و فلز سمبل های خدایی ساخته می شود و در مقابل ان تعظیم و کرنش انجام می گردد و مراسم مذهبی به پا می گردد . در نماد مشابه ، تعظیم در مقابل تندیس عیسی مسیح بر صلیب - و یا مریم مقدس و خود صلیب جایگزین بت های رنگ و وارنگ می شود . تازه در اینجا از ادیان ابراهیمی که ریشه در یکتا پرستی دارد  حرف می زنیم . از ان گذشته انواع و اقسام قدیسین و کلیساها و مقبره ها که مبدل به زیارتگاه ها  شده است . متاسفانه در همه مذاهب ابراهیمی شاهد این سقوط هستیم . با اینکه اساس و بنیاد ادیان ابراهیمی بر ده فرمان استوار است و در اولین قانون از ده فرمان گفته شده : من ، یهوه ، خدای تو هستم - خدایی که تو را از اسارت و بندگی مصر ازاد کرد . تو را خدایان دیگر غیر از من نباشد . هیچ گونه بتی به شکل حیوان یا پرنده یا ماهی برای خود درست نکن . در برابر انها زانو نزن و انها را پرستش نکن .
بنابر این نیاز به تصویر سازی و جسمیتی که قابل تشخیص با حواس پنجگانه انسان باشد در رابطه ادراکی  با الوهیت جا خوش می کند و جلوه گر می شود اما البته با توجیهات مختلف .
رابطه انسان با خدا ، رابطه ای عمیقتر از نیاز ذهنی ست - خدا را نمی توان به تصویر کشید ، زیرا خدایی که به تصویر در اید از ابداعات ذهن است که ابزار درک دنیای مادی ست . خدا اساس و پایه و جوهر وجود است - او هست چون هستی از اوست ، نه این که چون هستی وجود دارد پس او هم هست . درک این مطلب امکان ندارد مگر اینکه از دنیای ذهنی فراتر برویم . و ساختمان ذهن و عادات و باور های مربوط به دنیای ذهن را فرو بشکنیم .
این در مورد اموزه های معنوی نیز جا خوش کرده است . جایگزین کردن مرادی که همه هوش و حواس سالک را معطوف به خود کرده است . عشقی دیوانه وار و بی پایان به شخص که در جای خدا می نشیند .و متاسفانه گرایش ذهن انسان به قالب های مادی ، انرا تشدید می کند .
منبع: کانال فرهیختگان معنوی
ژ. آرمان

[ ۱۳٩٦/٢/۱٦ ] [ ٥:۳٥ ‎ب.ظ ] [ برات نیا ]

خود را به هستی واگذار.
واگذار کردن خود بسیار زیباست، زیرا تو را زیبا و برازنده می سازد و فرصت بزرگی را پیش رویت قرار می دهد.
خدا خیر و رحمتش را در حجمی وسیع بر تو جاری می سازد.
کسی که همواره در حال ستیز است، بسته و دور از دسترس خداوند می ماند.

کسی که رها و در آرامش است، کسی که با هستی دشمنی ندارد و به هیچ طریقی درصدد غلبه بر کسی یا چیزی نیست، در دسترس خداوند است.
تمام درها و پنجره های او باز است.
باد می تواند در او وارد شود و بر او بوزد.
باران می تواند بر او ببارد و خورشید می تواند بر او بتابد.
پس خدا می تواند در او وارد شود.
خدا گاهی در شکل باد وارد می شود، گاهی در شکل باران و گاهی در شکل خورشید.

اینها راههای ورود خدا در تو هستند.
او هرگز در شکل خدا وارد نمی شود. خدا یک شخص نیست.
تو خدا را در شکل یک شخص ملاقات نخواهی کرد.
همیشه با او در شکل انرژی ای طبیعی تماس خواهی یافت.
گلی که شکوفه زده خدایی است که بر تو سلام می کند و آسمان پر ستاره...
خدا بازوانش را به روی تو گشوده و آماده در آغوش گرفتن توست.

اما خدا تنها زمانی می تواند تو را در آغوش بگیرد و بر تو بوسه زند که دست از ستیز برداری و گرنه چنان مشغول و درگیر خواهی بود که هیچ فرصتی برای عشق بازی با خدا نخواهی یافت.
زندگی یک رهرو باید سرشار از عشق به خدا باشد.
رهروی همان عشق بازی با خداست و به همین دلیل آرامش، راحتی و رهایی عظیمی لازم است.
این تنها چیز لازم است.
منبع: د. ب . م

[ ۱۳٩٦/۱/٢۳ ] [ ۱۱:٠٥ ‎ب.ظ ] [ برات نیا ]

[ ۱۳٩٦/۱/٢۳ ] [ ٩:۱۱ ‎ب.ظ ] [ برات نیا ]

[ ۱۳٩٦/۱/٢۳ ] [ ٩:۱٠ ‎ب.ظ ] [ برات نیا ]

[ ۱۳٩٦/۱/٢۳ ] [ ٩:٠۸ ‎ب.ظ ] [ برات نیا ]

[ ۱۳٩٦/۱/٢۳ ] [ ٩:٠٧ ‎ب.ظ ] [ برات نیا ]

[ ۱۳٩٦/۱/٢۳ ] [ ٩:٠٥ ‎ب.ظ ] [ برات نیا ]

[ ۱۳٩٦/۱/٢۳ ] [ ٩:٠٤ ‎ب.ظ ] [ برات نیا ]

[ ۱۳٩٦/۱/٢۳ ] [ ٩:٠۳ ‎ب.ظ ] [ برات نیا ]

[ ۱۳٩٦/۱/٢۳ ] [ ٩:٠٢ ‎ب.ظ ] [ برات نیا ]

[ ۱۳٩٦/۱/٢۳ ] [ ٩:٠٢ ‎ب.ظ ] [ برات نیا ]

[ ۱۳٩٦/۱/٢۳ ] [ ٩:٠۱ ‎ب.ظ ] [ برات نیا ]

[ ۱۳٩٦/۱/٢۳ ] [ ٩:٠٠ ‎ب.ظ ] [ برات نیا ]

[ ۱۳٩٦/۱/٢۳ ] [ ٩:٠٠ ‎ب.ظ ] [ برات نیا ]

[ ۱۳٩٦/۱/٢۳ ] [ ۸:٥٩ ‎ب.ظ ] [ برات نیا ]

[ ۱۳٩٦/۱/٢۳ ] [ ۸:٥۸ ‎ب.ظ ] [ برات نیا ]

[ ۱۳٩٦/۱/٢۳ ] [ ۸:۳٩ ‎ب.ظ ] [ برات نیا ]

[ ۱۳٩٦/۱/٢۳ ] [ ۸:۳٩ ‎ب.ظ ] [ برات نیا ]

[ ۱۳٩٦/۱/٢۳ ] [ ۸:۳۸ ‎ب.ظ ] [ برات نیا ]

[ ۱۳٩٦/۱/٢۳ ] [ ۸:٢٧ ‎ب.ظ ] [ برات نیا ]

[ ۱۳٩٦/۱/٢۳ ] [ ۸:٢٦ ‎ب.ظ ] [ برات نیا ]

[ ۱۳٩٦/۱/٢۳ ] [ ۸:٢٦ ‎ب.ظ ] [ برات نیا ]

[ ۱۳٩٦/۱/٢۳ ] [ ۸:٢٥ ‎ب.ظ ] [ برات نیا ]

[ ۱۳٩٦/۱/٢۳ ] [ ٧:٥٧ ‎ب.ظ ] [ برات نیا ]

[ ۱۳٩٦/۱/٢۳ ] [ ٧:٤۱ ‎ب.ظ ] [ برات نیا ]

[ ۱۳٩٦/۱/٢۱ ] [ ٩:۳٤ ‎ب.ظ ] [ برات نیا ]

[ ۱۳٩٦/۱/٢۱ ] [ ٩:۳۳ ‎ب.ظ ] [ برات نیا ]

[ ۱۳٩٦/۱/٢۱ ] [ ٩:۳٢ ‎ب.ظ ] [ برات نیا ]

[ ۱۳٩٦/۱/٢۱ ] [ ٩:۳۱ ‎ب.ظ ] [ برات نیا ]
.: Weblog Themes By Iran Skin :.

درباره وبلاگ

موضوعات وب
RSS Feed