نسیم خوش روزهای زندگی
 
قالب وبلاگ
نويسندگان
لینک دوستان

یکی از شاگردهای مدرسهء دارالفنون پسر شاهزاده آجودان بود.او هر وقت به پسرش در بین دانش آموزان برخورد می کرد،اعتراضی به او می کرد.یک روز که نتوانست چیزی از او پیدا کندو نخواست بی اعتراض هم رهایش کند،به او گفت:"صمد!زهر مار!باز تو جوراب رقیه را پات کردی؟!"
مرحوم عبدالله مستوفی در کتاب "زندگی من" ادامه می دهند:
با همه این سخت گیری ها شاهزاده صمد چیزی از آب در نیامد و در مجالس خصوصی اعیان زاده ها ضرب می گرفت و تصنیف می خواند و مسخرگی و مطربی می کرد. و پس از سی سال زندگی بی نظم و آلوده به افیون و الکل بدرود حیات گفت.
روزی در یکی از مجالس،شاهزاده صمد تنبک بر روی زانو گذاشته و رباعی زیر را می خواند:
صد داد ز دست فلک شعبده باز / شهزاده به ذلت و گدا زاده به ناز
نرگس ز برهنگی سرافکنده به پیش / صد پیرهن حریر پوشیده پیازو در هنگام خواندن مصرع دوم ،که "شهزاده به ذلت" را می خواند اشاره به سمت خود می کرد و در "گدازاده به ناز" به سمت صاحبخانه اشاره می کرد.

[ ۱۳٩٥/٩/۱٥ ] [ ٩:٢٥ ‎ب.ظ ] [ برات نیا ]

عارفی را پرسیدند :
زندگی به '' جبر '' است یا به '' اختیار '' ؟
پاسخ داد :
امروز را به '' اختیار '' است...
تا چه بکارم ...
اما
فردا ''جبر '' است...
چرا که به '' اجبار '' باید درو کنم هر آنچه را که دیروز به ''اختیار'' کاشته ام!

[ ۱۳٩٥/٧/٢٤ ] [ ۱٠:۱٩ ‎ب.ظ ] [ برات نیا ]

🌷🌷🌷
وقتی ظرف میشویی، خدا را شکر
کن...!
شکر کن،
به خاطر اینکه ظرف‌هایی داری که
بشویی...
یعنی غذایی در کار بوده...
یعنی کسی را سیر کردی...
یعنی با محبت، با عشق از یکی دو نفر مراقبت کردی...
برایشان آشپزی کرده‌ای...
میز چیده‌ای...

تصور کن چند میلیون نفر در این لحظه ظرفی برای شستن ندارند...
یا کسی را ندارند که برایش میز بچینند...
منبع: کانال دلشیفتگان@delshiftegan
دکتر بتسابه مهدوی

[ ۱۳٩٥/٧/٢٢ ] [ ٢:٤٥ ‎ب.ظ ] [ برات نیا ]

خدای من نه دور کعبه است؛؛
نه در کلیسا؛؛
نه در معبد؛؛
خدای من همینجاست...
کنار تمام دلواپسی هایم... بغض هایم... خنده هایم ...
خدای من, نمی ترساند مرا از آتـش
امــــــا
می ترساند مـرا از شکستن دلــــی... اشک آوردن به چشمی ... نــا حـق کردن حقی ...
خدای من می بیند مرا,, هر جا که باشم می فهمد مرا با هر زبانی که سخن می گویم
خدای من حواسش در همه احوال به من هست,,
خدای من مــرا از هیچ نمی ترساند,
جز "بی فـــکر سخن گفتن" و "رنجاندن دلـــــی"
خـــدای من
"خدای تمـــام مهربــــانی هاست"

[ ۱۳٩٥/٧/۱٥ ] [ ۳:٥۳ ‎ب.ظ ] [ برات نیا ]

🌹🌹
دیر یا زود

 تجربه زندگی به ما می آموزد که

در درون بعضی از انسان ها گاهی انسان دیگریست که

اورا هرگز نمی شناسی

گاه ممکن است سالها با کسی زندگی کنی

 اما تمام زوایای وجودش را نشناسی

آدم‌ها مانند کتابی نخوانده هستند.

 بعضی از این آدم‌ها را حتی با چندین بار خواندن هم

نمیفهمی

 و بعضی ها را تنها با خواندن اولین صفحه میشناسی

بعضی ها جلدهای زیبا دارند و محتوای نه چندان زیبا

 و بعضی ها مانند کتابهای عتیقه ،نخوانده قیمت دارند

[ ۱۳٩٥/٧/۱٥ ] [ ۳:٥٠ ‎ب.ظ ] [ برات نیا ]

متن زیبا درباره دوستی

به خیلی ها میگیم “ دوست ”…
به هرکسی که بتوونیم باهاش بیشتر از یه سلام و یه حال و احوالپرسی ساده حرف بزنیم .
خیلی از این “دوست”ها ، دوست نیستن.
همکارن ، همکلاسین ، فامیل دورن ، همسایه ن ، یه آشنان
”دوست”  اونیه که باهاش رازهای مشترک داری.
اونیه که وقتی دلت گرفت اول از همه شمارهء اونو میگیری.
اونیه که برای قدم زدن انتخابش میکنی .
اونیه که جلوش لازم نیست به چیزی تظاهر کنی .
که اگه دلت گرفت بهش میگی “ دلم گریه میخواد ! ”
اونیه که دستت رو میگیره و میگه  “ میفهمم ” .
که نمیخواد براش توضیح واضح بدی .
اونیه که سر زده خراب میشی سرش.
نمیگی شاید آمادگی نداشته باشه.
چون مهم نیست.
نه برای اون نه برای تو .
حتی اگر خونه ش خیلی کثیف باشه.
یا سرش خیلی شلوغ باشه.
چون همیشه برای تو وقت داره.
دوست اونیه که همیشه برات گزینهء اوله.
اونیه که بهت سرکوفت نمیزنه.
تحقیرت نمیکنه. بهت نمیخنده…
بقیه یا همکارن، یا همکلاسین، یا فامیل دورن، یا همسایه، یا یه آشنان
همهء اینا رو گفتم که بگم آدما عوض میشن
اما معیار دوستی عوض نمیشه.
برای همین یکی که تا دیروز برات “دوست” بود میشه یه خاطره یا یه همکلاسی قدیمی…
بعد اونی که سالها همکلاسی قدیمیت بود برات میشه “دوست ”

منبع:http://www.jazzaab.ir/beautiful-text-about-friendship.html

[ ۱۳٩٥/٧/۱٢ ] [ ۳:۳۳ ‎ب.ظ ] [ برات نیا ]

ﺩﻭﺳﺖ ﺩﺍﺷﺘﻦ ﺣﺮﻣﺖ ﺍﺳﺖ
ﻣﻨﻔﻌﺖ ﻧﯿﺴﺖ..
ﺧﻠﻮﺹ ﺍﺳﺖ..
ﺭﻧﮕﺎﺭﻧﮓ ﺷﺪﻥ ﻧﯿﺴﺖ..
ﺻﻔﺎﯼ ﺩﻝ ﺍﺳﺖ ﻭﺑﻼ‌ﻫﺖ ﻧﯿﺴﺖ
ﺩﻭﺳﺖ ﺩﺍﺷﺘﻦ ﺭﺍﺩﻭﺳﺖ ﺑﺪﺍﺭﯾﻢ
ﺑﯽ ﺭﯾﺎ،ﭘﺎﮎ ﻭﺑﺎﺗﻤﺎﻡ ﻭﺟﻮﺩﻻ‌ﯾﻖ ﻣﻬﺮﺑﺎﻧﯽ ﺑﺎﺷﯿﻢ...
روزتون بخیروپرازمهربانى

[ ۱۳٩٥/٧/۱٢ ] [ ۳:٠٥ ‎ب.ظ ] [ برات نیا ]
اندکی‌ بمان بعد برو می‌خواهم بلند بلند بگویم لعنت به دوست داشتن زیاد... | امیر_وجود |
[ ۱۳٩٥/٧/۱۱ ] [ ۱۱:٢٤ ‎ب.ظ ] [ برات نیا ]

📚 از بزرگی پرسیدند: شگفت انگیز ترین رفتار انسان چیست؟

پاسخ داد: از کودکى خسته مى شود ،براى بزرگ شدن عجله مى کند و سپس دلتنگ دوران کودکى خود مى شود .

ابتدا براى کسب مال و ثروت از سلامتى خود مایه مى گذارد سپس براى باز پس گرفتن سلامتى از دست رفته پول خود را خرج مى کند.

طورى زندگى مى کند که انگار هرگز نخواهد مرد، و بعد طورى مى میرد که انگار هرگز زندگى نکرده است .
انقدر به آینده فکر مى کند که متوجه از دست رفتن امروز خود نیست، در حالى که زندگى گذشته یا آینده نیست، زندگى همین حالاست.

[ ۱۳٩٥/٧/٦ ] [ ٧:٥٠ ‎ب.ظ ] [ برات نیا ]

صبح بخیر دوست مهربان من

 
خدایا!🌹
آدم‌های خوب سر راهمان بگذار ...
حس بسیار خوبیست
هنگامی که در لحظه‌ هجوم غم یا ناامیدی یا پریشانی؛
بی هوا کسی سر راه آدم سبز بشود ...
کلامش ، نگاهش؛ حتی نوشته‌اش
آرامش و شادی و امید بپاشد به زندگی مان
فقط از دستِ خودِ خدا   برمی‌آ مده
که یک نفر را ، یا کلام و نگاه و نوشته‌اش  برای آن لحظه‌ خاص‌ سرِ راه زندگی ما بگذارد ...

خدایا ما را واسطه ی خوب شدن حال دیگران قرار بده
آمین.🙏
🌾

[ ۱۳٩٥/٧/٦ ] [ ٧:٢٠ ‎ب.ظ ] [ برات نیا ]

" آنچه با پول نمى توان خرید "

مى گویند با پول هر کارى ممکن است. اگر پول مى توانست کارى کند، اوّل خودش را زنده مى کرد!!!
این آدمها هستند که چنان براى تکّه کاغذى ارزش قایل مى شوند که یادشان مى رود با پول خیلى چیزها را نمى توان خرید. و از جمله:
- احترام
- فرزند صالح
- زیبایى خدا داد
- فهم و شعور و خردمندى
- وجدان آسوده
- زندگى هدفمند
- استوارى و پایمردى
- خانواده اى گرم و صمیمى
- دوستان یکرنگ و بى ریا
- طول عمر
- ذهن بى تعصّب و گشوده
- فراغ خاطر
- اعتماد
- رگ هاى پاک و بى رسوب
- خلاقیّت
- سیاستمدار صادق
- صبر و شکیبایى
- بخت بلند و موافق
- اخلاق و شرافت
- کارنامه اعمال شایسته
- لذّت بردن از چیزهاى ساده زندگى
- عشق حقیقى
- بازیافتن فرصت هاى گمشده
- صلح جهانى
- نبوغ و استعداد
- خوشبختى
- جوانى
- آبرو و حسن شهرت
- تواضع و فروتنى
- خلاصى از منیّت ها
- ...

منبع: کتاب: "وجدان ات را دنبال کن"
اثر: فرانک سوننبرگ

[ ۱۳٩٥/٦/٢٩ ] [ ٩:٥۱ ‎ب.ظ ] [ برات نیا ]

تو پُر هستى از تمام حرفها و ذهنیت هاى مختلف
و خود به این پُر شدن ناآگاه هستى .

آگاه شو تا دیگر پُر نشوى از این همه شلوغى و چرت و پرت ها زیرا به خود میایى و میبینى لحظات آخر هست و کلى سر و صدا در سرت که هنوز دارد دستور میدهد و تو را میخورد .

بلند شو و قیامت خود را بپا کن آرى! علیه خود قیام کن و زندگى تازه اى را شروع کن تو نیاز دارى بِه پاکسازى و غبار رویى خود .

براى شروع پاکسازى، کمتر حرف بزن و شروع کن به مراقبه، ادامه بده تا آن حقیقت خود را ظاهر کند و زمانى ظاهر میشود که فضایى در درون تو ایجاد شده باشد تا مجال ظهور پیدا کند.

دکتر ب. مهدوی

[ ۱۳٩٥/٦/٢۸ ] [ ۱٠:٠۱ ‎ب.ظ ] [ برات نیا ]

ما چرا از تاریکی اندوه و حزن نجات پیدا نمی کنیم؟
دائما در حزن و اندوهیم ؟
چرا؟
علتش این است که ما بعضی از قسمت های زندگی مان یعنی خودمان را انکار  میکنیم. و بعضی از قسمت های زندگی خودمان را مثل شکستها ، ناکامی ها ، ضعف ها ، ناتوانی ها اینها رانفرین می کنیم.

وقتی تو قسمتی از خودت را نفرین می کنی ،وقتی قسمتی از زندگی خودت که شکست است را نمی پذیری باعث می شود در اندوه هر چه تمام تر بمانی.

 

تاریکی هایت را انکار نکن وقتی پذیرفتی نجات پیدا می کنی. نفرین نکن در جایی که در زندگی سختی و گرفتاری داشتی بد نگو ، نفرین نکن، نجات پیدا می کنی . همه زندگی ات را یکجا بپذیر.

[ ۱۳٩٥/٦/٢۸ ] [ ٩:٥٧ ‎ب.ظ ] [ برات نیا ]

وقتی ظرف میشویی دعا کن. شکر کن به خاطر اینکه ظرفهایی داری که بشویی یعنی غذایی در کار بوده .یعنی کسی را سیر کردی .یعنی با محبت ،با عشق ،از یکی دو نفر مراقبت کردی...برایشان آشپزی کردی ،میز چیده‌ای. تصور کن چند میلیون نفر در این لحظه ظرفی برای شستن ندارند یا کسی را ندارند که برایش میز بچینند.

#پائولو_کوئلیو

[ ۱۳٩٥/٦/٢۸ ] [ ٩:٥٦ ‎ب.ظ ] [ برات نیا ]

[ ۱۳٩٥/٦/٢۸ ] [ ٩:٤۸ ‎ب.ظ ] [ برات نیا ]

ﺑﺮﺍﯼ ﺷﻨﺎﺧﺘﻦ آدمها ؛
ﺍﯾﻨﻘﺪﺭ ﻋﺠﻠﻪ ﻧﺪﺍﺷﺘﻪ ﺑﺎﺵ ،
ﺭﻭﺯﮔﺎﺭ ، ﺫﺍﺕ ﺗﮏ ﺗﮏ ﺁﺩﻣﻬﺎ ﺭﺍ
ﺑﻪ ﺗﻮ ﻧﺸﺎﻥ ﻣﯽ ﺩﻫﺪ ...
ﻭ ﺗﻮ ﻣﯿﺮﻧﺠﯽ ﺍﺯ ﺧﻮﺩﺕ ..
ﻭ ﻗﻀﺎﻭﺗﻬﺎﯼ ﻋﺠﻮﻻﻧﻪ ﯼ ﺯﻭﺩ ﻫﻨﮕﺎﻣﺖ ...
ﯾﮏ ﺭﻭﺯ ﺑﻪ ﺁﺩﻣﻬﺎ ﻧﮕﺎﻩ ﻣﯿﮑﻨﯽ ..
ﻭ ﻣﯿﺒﯿﻨﯽ ﺁﻧﻬﺎﯾﯽ ﮐﻪ ﻓﮑﺮ ﻣﯽ ﮐﺮﺩﯼ ﺑﺪ ﻫﺴﺘﻨﺪ ،
ﺑﺮﺍﯾﺖ ﺑﺰﺭﮔﺘﺮﯾﻦ ﮐﺎﺭﻫﺎ ﺭﺍ ﮐﺮﺩﻩ ﺍﻧﺪ ..
ﻭ ﺁﻧﻬﺎ ﮐﻪ ﺩﻭﺳﺘﺸﺎﻥ ﺩﺍﺷﺘﯽ ..
ﻭ ﻓﮑﺮ ﻣﯽ ﮐﺮﺩﯼ ﻫﻤﯿﺸﻪ ﺩﺳﺘﺖ ﺭﺍ "
ﺑﺮﺍﯼ ﺑﻠﻨﺪ ﺷﺪﻧﺖ ﺍﺯ ﺯﻣﯿﻦ ﻣﯽ ﮔﯿﺮﻧﺪ ؛
ﺯﻣﯿﻨﺖ ﺯﺩﻩ ﺍﻧﺪ ...
ﺁﻧﻘﺪﺭ ﻣﺤﮑﻢ "
ﮐﻪ ﺻﺪﺍﯼ ﺧﻮﺭﺩ ﺷﺪﻥ ﺍﺳﺘﺨﻮﺍﻧﻬﺎﯾﺖ ﺭﺍ
ﺑﺎ ﺗﻤﺎﻡ ﻭﺟﻮﺩ ﺷﻨﯿﺪﻩ ﺍﯼ ...

ﺁﺩﻣﻬﺎ ﺭﺍ ﻗﻀﺎﻭﺕ ﻧﮑﻦ ..
ﺭﻭﺯﮔﺎﺭ ﺑﻬﺘﺮﯾﻦ ﻗﺎﺿﯽ ﺍﺳت....
دکتر. ب. مهدوی

[ ۱۳٩٥/٦/٢۸ ] [ ٩:٠٠ ‎ب.ظ ] [ برات نیا ]

زیبایی حقیقت است

و حقیقت زیبایی است

و هر دو عین وجودند

و هر سه عین عشقند

و هر چهار همان شادی مطلقند

و هر پنج همان دل آدمیست

که چون پنجه ی آفتاب جامی از شراب ِ نور بدست جهانیان می دهد

دل آدمی

اگر چه دهکده ی عالم جایگاه ِ آب و ملک و دام و دد نباشد

خانه ی عشق است
منبع:http://majnoneeshgh.blogfa.com/8902.aspx

 

[ ۱۳٩٥/٦/٤ ] [ ٥:۱۸ ‎ب.ظ ] [ برات نیا ]

نام دوست

بسم اللّه نام آن پادشاهی است که میلان دل های عشاق به درگاه اوست و هیجان جان های مشتاق به بارگاه او. قلم حکمت او صورت آدم و هیأت عالم را نگاشته، و کرم نعمت او همه را در مهمان خانه انس داشته.

هرگز باشد که آینه دلت از زنگ غیر پاک شود، پرتو انوار تَجلّی در وی نمودن گیرد.

;چون صبح ولای حق دمیدن گیرد ;جان از همه آفاق رمیدن گیرد
;جایی برسد مرد که در هر نفسی ;بی زحمت دیده دوست دیدن گیرد

* * *

آنها که سال ها به در حجره محبت «یُحِبُّهم و یُحِبُّونَه» معتکف بوده اند و هر چه رقم «ما سوی اللّه دارد از حرم سینه بیرون کرده اند، نه بر آسمانی التفاتی بوده و نه بر زمین، نه امید بهشت دامن وقت ایشان را تاب داده و نه خوف آتشِ دوزخْ گریبان حال ایشان گرفته، نقود کاینات از صفحه ضمیر ایشان به کلی محو شده، مگر هستی او و طلب او تو را که بر هر گوشه ای از ریشه دستار خود عشقی است، بر هر ترکی از کلاه جاه خود میلی است، بر هر تکمه ای از قبای بقای خود تکیه ای است، دعوی محبت از تو چگونه درست آید؟ درین راه منزل اولْ دل دادن است و منزل دوم شکرانه را جان بر سر نهادن.

 

;آمد شب عشق و تو نباشی دانم ;رو رو که من امشب نه همانا مانم
;در وصل تو بستر بود جانا جانم ;چون تو رفتی ز دست شد درمانم

 

[ ۱۳٩٥/٦/٤ ] [ ٥:٠٦ ‎ب.ظ ] [ برات نیا ]

رنگ عشق

در و دیوار دنیا رنگی است. رنگ عشق...

خدا جهان را رنگ کرده است. رنگ عشق...

و این رنگ همیشه تازه است و هرگز خشک نخواهد شد.

از هر طرف که بگذری، لباست به گوشه ای خواهد گرفت و رنگی خواهی شد.

اما کاش چندان هم محتاط نباشی؛ شاد باش و بی پروا بگذر، که خدا کسی را دوست تر دارد که لباسش رنگی تر است...

عرفان نظرآهاری

 

[ ۱۳٩٥/٦/٤ ] [ ٥:٠٤ ‎ب.ظ ] [ برات نیا ]

تشنه ام، خورشید می خواهم‌

نامه ات‌ که‌ به‌ دستم‌ رسید، من‌ خواب‌ بودم؛ نامه ات‌ بیدارم‌ کرد. نامه ات‌ ستاره ای‌ بود که‌ نیمه شب‌ در خوابم‌ چکید و ناگهان‌ دیدم‌ که‌ بالشم‌ خیس‌ هزار قطره‌ نور است. دانستم‌ که‌ تو اینجا بوده ای‌ و نامه‌ را خودت‌ آورده ای. رد‌ پای‌ تو روشن‌ است. هر جا که‌ نور هست، تو هستی، خودت‌ گفته ای‌ که‌ نام‌ تو نور است. نامه ات‌ پر از نام‌ بود. پر از نشان‌ و نشانی. نامت‌ رزاق‌ بود و نشانت‌ روزی‌ و روز. گفتی‌ که‌ مهمانی‌ است‌ و گفتی‌ هر که‌ هنوز دلی‌ در سینه‌ دارد دعوت‌ است. گفتی‌ که‌ سفره‌ آسمان‌ پهن‌ است‌ و منتظری‌ تا کسی‌ بیاید و از ظرف‌ داغ‌ خورشید لقمه ای‌ برگیرد. و گفتی‌ هر کس‌ بیاید و جرعه ای‌ نور بنوشد، عاشق‌ می شود. گفتی‌ همین‌ است آن‌ اکسیر، آن‌ معجون‌ آتشین‌ که‌ خاک‌ را به‌ بهشت‌ می برد. و گفتی‌ که‌ از دل‌ کوچک‌ من‌ تا آخرین‌ کوچه‌ کهکشان‌ راهی‌ نیست، اما دم‌ غنیمت‌ است‌ و فرصت‌ کوتاه‌ و گفتی‌ اگر دیر برسیم‌ شاید سفره ات‌ را برچیده‌ باشی، آن‌ وقت‌ شاید تا ابد گرسنه‌ بمانیم... آی‌ فرشته، آی‌ فرشته‌ که‌ روزی‌ دوستم‌ بودی، بلند شو دستم‌ را بگیر و راه‌ را نشانم‌ بده، که‌ سفره‌ پهن‌ است‌ و مهمانی‌ است. مبادا که‌ دیر شود، بیا برویم، من‌ تشنه ام، خورشید می خواهم. ‌‌

عرفان‌ نظرآهاری‌

 

[ ۱۳٩٥/٦/٤ ] [ ٥:٠٢ ‎ب.ظ ] [ برات نیا ]

درگیر رۈیاے تۈم💔
منۈ دۈبارہ خۈاب ڪن
دنیا اگہ تنہام گذاشت💔
تۈمنۈ انتخاب ڪن

[ ۱۳٩٥/٦/٢ ] [ ٧:۱۱ ‎ب.ظ ] [ برات نیا ]

کار شاقی نکرده‌ام،
فقط به زانو در نیامدم
فقط تاریکی را از تکلمِ بی‌هودگی بازداشته‌ام.
دشوار نیست
شما هم بگویید نور!
بگویید امید!
بگویید عشق!
آدمی چیزی شبیه بوی خوش باران است.

 #سید_علی_صالحی

[ ۱۳٩٥/٥/۳٠ ] [ ۸:۱۸ ‎ق.ظ ] [ برات نیا ]

از آدمها بُت نسازید
این خیانت است
هم به خودتان
هم به خودشان
خدایی می شوند که
خدایی کردن نمی دانند!
وشمادر آخر می شوید
سر تا پا کافـرِ خدایِ خود ساخته...!!!

[ ۱۳٩٥/٥/۳٠ ] [ ۸:۱٥ ‎ق.ظ ] [ برات نیا ]

من آدم حساسى نیستم،
وقتى خانه ى والدینم را ترک کردم
گریه نکردم، وقتى گربه ام مرد گریه
نکردم، وقتى در ناسا کار پیدا کردم
گریه نکردم، و حتى وقتى روى ماه پا
گذاشتم، گریه نکردم،

اما وقتى از روى ماه به زمین نگاه
کردم، بـغضم گرفت..
با تردید با پرچمى که بنا بود
روى ماه نصب کنم بازى کردم
از آن فاصله اثرى از رنگ و
نژاد و هیـچ ملیتى نبود!
ما بودیم و یک خانه ى گرد و آبى..
با خودم گفتم آدمیزاد براى
چه مى جنگد.

شصت دستم را به سمت زمین
گرفتم و تمام دارایى ام و کره ى زمین
با آن عظمت پشت شصتم پنهان
شـد و من اشک ریختم.

خاطرات اولین انسانى که پا به کره ماه گذاشت


نیل آرمسترانگ

[ ۱۳٩٥/٥/۳٠ ] [ ۸:۱٤ ‎ق.ظ ] [ برات نیا ]

♦️آنقَدَر بی تو در این
 شهر خرابم که نگو

♦️آنقَدَر دوری تو داده
عذابم که نگو

♦️مثل یک پیچک غمگین
 شده از رفتن تو

♦️تا بیایی همه جا در
 تب و تابم ک نگو...

[ ۱۳٩٥/٥/۳٠ ] [ ۸:۱٢ ‎ق.ظ ] [ برات نیا ]
حکایت زیبای مور و قلم
مورچه‌ای کوچک دید که قلمی روی کاغذ حرکت می‌کند و نقش‌های زیبا رسم می‌کند. به مور دیگری گفت این قلم نقش‌های زیبا و عجیبی رسم می‌کند.نقش‌هایی که مانند گل یاسمن و سوسن است.
آن مور گفت: این کار قلم نیست، فاعل اصلی انگشتان هستند که قلم را به نگارش وا می‌دارند.
مور سوم گفت: نه فاعل اصلی انگشت نیست؛ بلکه بازو است. زیرا انگشت از نیروی بازو کمک می‌گیرد.
مورچه‌ها همچنان بحث و گفتگو می‌کردند و بحث به بالا و بالاتر کشیده شد. هر مورچه نظر عالمانه‌تری می‌داد تا اینکه مساله به بزرگ مورچگان رسید.
او بسیار دانا و باهوش بود گفت: این هنر از عالم مادی صورت و ظاهر نیست. این کار عقل است. تن مادی انسان با آمدن خواب و مرگ بی هوش و بی‌خبر می‌شود. تن لباس است. این نقش‌ها را عقل آن مرد رسم می‌کند.

مولوی در ادامه داستان می‌گوید: آن مورچه عاقل هم، حقیقت را نمی‌دانست. عقل بدون خواست خداوند مثل سنگ است. اگر خدا یک لحظه، عقل را به حال خود رها کند همین عقل زیرک بزرگ، نادانی‌ها و خطاهای دردناکی انجام می‌دهد.
[ ۱۳٩٥/٥/٢٦ ] [ ٤:٠۸ ‎ب.ظ ] [ برات نیا ]
معروف است که یوزپلنگ از هر ده بار تلاش برای شکار، تنها در یکی از آنها موفق می شود. 

وقتی یوزپلنگ نُه بار تلاش می کند و نتیجه نمی گیرد با خود نمی گوید که من برای این کار ساخته نشده ام، من شکارچی نیستم، بهتر است بروم علف بخورم!

او برای دهمین بار نیز تلاش می کند.

او آنقدر تلاش می کند تا به نتیجه دلخواه خود برسد...

اگر ناملایمات مسیر تو را خسته کردند از تلاش دست برندار؛ زیرا تو هیچ وقت نمی دانی تا چه اندازه به موفقیت نزدیک شده ای...
یادت نره که هیچ موفقیتی بدون درد و رنج نیس👊
[ ۱۳٩٥/٥/٢٦ ] [ ٤:٠٧ ‎ب.ظ ] [ برات نیا ]
زمستان بود.جان می کندم در نیویورک نویسنده شوم.
سه یا چهار روز بود لب به غذا نزده بودم. فرصتی پیش آمد تا بالاخره بگویم:"می خوام مقدار زیادی ذرت بو داده بخورم"
و خدای من!
مدت ها بود غذایی این همه به دهانم مزه نکرده بود. هر تکه از آن و هر دانه مثل یک قطعه استیک بود. آنها را می جویدم و راست می افتاد توی معده ام. معده ام می گفت: متشکرم! متشکرم! متشکرم!

مثل آنکه توی بهشت باشم همینطور قدم می زدم که سرو کله ی دو نفر پیدا شد.
یکیشان به آن یکی گفت: خدای بزرگ!
طرف مقابل پرسید: چه شده؟
اولی گفت: آن یارو را دیدی چه وحشتناک ذرّت میخورد!

بعد از آن حرف دیگر از خوردن ذرّت ها لذت نبردم.
به خودم گفتم: منظورش از وحشتناک چه بود؟!!
من که توی بهشت سیر می کنم...

گاهی به همین راحتی با یک کلمه، یک جمله، یک نیشخند یا حالتی از یک چهره می توانیم مردم را از بهشت خودشان بیرون بکشیم و این واقعاً بی رحمانه ترین کاری ست که انجام می دهیم!!!

چارلز بوکوفسکی
[ ۱۳٩٥/٥/٢٦ ] [ ٤:٠٦ ‎ب.ظ ] [ برات نیا ]

 

ﺍﻧﺴﺎﻥ ﻫﺎ ﺑﻪ ﺳﻪ ﺩﻟﯿﻞ ﭘﺸﺖ ﺳﺮﺗﺎﻥ ﺣﺮﻑ ﻣﯿﺰﻧﻨﺪ :

1- ﻭﻗﺘﯽ ﻧﻤﯿﺘﻮﺍﻧﻨﺪ ﺩﺭ ﺣﺪ ﺷﻤﺎ ﺑﺎﺷﻨﺪ .

2- ﻭﻗﺘﯽ ﭼﯿﺰﯼ ﮐﻪ ﺷﻤﺎ ﺩﺍﺭﯾﺪ ﻧﺪﺍﺭﻧﺪ .

3- ﻭﻗﺘﯽ ﻣﯿﺨﻮﺍﻫﻨﺪ ﺍﺯ ﺳﺒﮏ ﺯﻧﺪﮔﯽ ﺷﻤﺎ ﺗﻘﻠﯿﺪ ﮐﻨﻨﺪ ﺍﻣﺎ

ﻧﻤﯿﺘﻮﺍﻧﻨﺪ .

ﺑﺰﺭﮔﺘﺮﯾﻦ ﺍﻗﯿﺎﻧﻮﺱ ﺩﻧﯿﺎ ﺁﺭﺍﻡ ﺍﺳﺖ

!

ﭘﺲ ﺁﺭﺍﻡ ﺑﺎﺵ ﺗﺎ ﺑﺰﺭﮒ ﺑﺎﺷﯽ

[ ۱۳٩٥/۳/٦ ] [ ٦:٥٤ ‎ق.ظ ] [ برات نیا ]

 

عمو سبزی فروش

 

جالب است بدانیم، ترانه مشهور «عمو سبزی فروش» حداقل یک بار به عنوان سرود ملی ایران به کار رفته است!! برخی از دانشجویانی که در زمان احمدشاه قاجار در کشور آلمان مشغول به تحصیل بوده اند، نقل کرده اند که هنگام رژه در مقابل امپراتور آلمان، به دلیل آنکه اطلاعاتی درباره سرود ملی ایران نداشتند؛ به ناچار سرود عمو سبزی‌فروش را اجرا کرده‌اند.

 

آقای «دکتر جلال گنجی» می گوید :

 

روزی رئیس دانشگاه به ما اعلام نمود که همه دانشجویان خارجی باید از مقابل امپراطور آلمان رژه بروند و سرود ملی کشور خودشان را بخوانند...

 

همه ایرانی‌ها دور هم جمع شدیم و گفتیم ما که سرود ملی نداریم، و اگر هم داریم، ما به‌یاد نداریم. پس چه باید کرد؟ وقت هم نیست که از نیشابور و از پدرمان بپرسیم. به راستی عزا گرفته بودیم که مشکل را چگونه حل کنیم... یکی از دوستان گفت: این ها که فارسی نمی‌دانند. چطور است شعر و آهنگی را سر هم بکنیم و بخوانیم و بگوییم همین سرود ملی ما ست ... کسی نیست که سرود ملی ما را بداند و اعتراض کند.

 

اشعار مختلفی که از سعدی و حافظ می‌دانستیم، با هم تبادل کردیم. اما این شعرها آهنگین نبود و نمی‌شد به‌صورت سرود خواند. بالاخره من [دکتر گنجی] گفتم: بچه‌ها، عمو سبزی‌فروش را همه بلدید؟.. گفتند: آری. خودم با صدای بلند و خیلی جدی شروع به خواندن کردم: «عمو سبزی‌فروش... بله! سبزی کم‌فروش... بله! سبزی خوب داری؟... بله!»

 

فریاد شادی از بچه‌ها برخاست و شروع به تمرین نمودیم. بیشتر تکیه شعر روی کلمه «بله» بود که همه با صدای بم و زیر می‌خواندیم... روز رژه، با یونیفورم یک‌شکل و یک‌رنگ از مقابل امپراطور آلمان، «عمو سبزی‌فروش» خوانان رژه رفتیم. پشت سر ما دانشجویان ایرلندی در حرکت بودند.. از «بله» گفتن ما به هیجان آمدند و «بله» را با ما همصدا شدند، به‌طوری که صدای «بله» در استادیوم طنین‌انداز شد و امپراطور هم به ما ابراز تفقد فرمودند و داستان به‌خیر گذشت...

[ ۱۳٩٥/۳/٦ ] [ ٦:۳٩ ‎ق.ظ ] [ برات نیا ]

 

اگر رؤیاهایتان را نسازید، یک نفر استخدامتان می کند، تا رؤیاهای او را بسازید!

 

آنقدر خوب باشید که ببخشید، امّا

آنقدر ساده نباشید که دوباره اعتماد کنید!

 

اگر احساس افسردگی دارید، درگیر گذشته هستید.

اگر اضطراب دارید، درگیر آینده!

و اگر آرامش دارید، در زمان حال به سر می برید.

پس در لحظه زندگی کنید...!

 

قدر لحظه ها را بدانید!

زمانی می رسد که دیگر شما نمی توانید بگویید جبران می کنم.

 

یک نکته را هرگز فراموش نکنید :

لطف مکرّر، حق مسلّم می گردد!

پس به اندازه لطف کنید...

 

از کسی که به شما دروغ گفته نپرسید: چرا؟

چون سعی می کند با دروغ های پی در پی، شما را قانع کند!

 

غصّه هایتان را با قاف بنویسید تا هرگز باورشان نکنید!

انگار فقط قصّه است و بس...

 

هیچ بوسه ای جای زخم زبان را خوب نمی کند!

پس مراقب گفتارتان باشید...

 

جاده زندگی نباید صاف و هموار باشد

وگرنه خوابمان می برد!

دست اندازها نعمت بزرگی هستند...

 

و نکته آخر :

هیچ وقت فراموش نکنید که :

" دنیا تکرار نمی شود . . . ! "

[ ۱۳٩٥/۳/۳ ] [ ٦:٤٦ ‎ق.ظ ] [ برات نیا ]

زندگی را

ﺳﺨﺖ ﻧﮕﯿﺮ

ﺭﻭﻧﻖِ ﻋﻤﺮِ ، ﭼﻨﺪ ﺻﺒﺎﺣﯽ ﮔﺬﺭﺍﺳﺖ .

ﻗﺼﻪ ﯼ ﺑﻮﺩﻥ ﻣﺎ .

ﺑﺮﮔﯽ ﺍﺯ ﺩﻓﺘﺮ ﺍﻓﺴﺎﻧﻪ ﺍﯼ ﺭﺍﺯ ﺑﻘﺎﺳﺖ .

ﺩﻝ ﺍﮔﺮ ﻣﯽ ﺷﮑﻨﺪ .

ﮔﻞ ﺍﮔﺮ ﻣﯽ ﻣﯿﺮﺩ .

ﻭ ﺍﮔﺮ ﺑﺎﻍ ﺑﻪ ﺧﻮﺩ ﺭﻧﮓ ﺧﺰﺍﻥ ﻣﯿﮕﯿﺮﺩ .

ﻫﻤﻪ ﻫﺸﺪﺍﺭ ﺑﻪ ﺗﻮﺳﺖ؛

ﺟﺎﻥ ﻣﻦ

ﺳﺨﺖ ﻧﮕﯿﺮ

ﺯﻧﺪﮔﯽ ﮐﻮﭺ ﻫﻤﯿﻦ ﭼﻠﭽﻠﻪ ﻫﺎﺳﺖ .

ﺑﻪ ﻫﻤﯿﻦ ﺯﯾﺒﺎﯾﯽ .

ﺑﻪ ﻫﻤﯿﻦ ﮐﻮﺗﺎﻫﯽ..

[ ۱۳٩٤/٧/۱٠ ] [ ٥:٢۳ ‎ب.ظ ] [ برات نیا ]

آدم های مهربان از سر احتیاج مهربان نیستند آنها دنیا را کوچکتر از آن میبینند که بدی کنند!

آنها خود انتخاب کرده اند که نبینند نشنوند و به روی خود نیاورند نه اینکه نفهمند!

هزاران فریاد پشت سکوت آدمهای مهربان است، سکوتشان را به پای بی عیب بودن خود نگذارید

[ ۱۳٩٤/٦/۳۱ ] [ ٧:۱۱ ‎ب.ظ ] [ برات نیا ]

.ﺧﻮﺏ ﺑﻮﺩﻥ ﺧﻮﺩﺭﺍ منوط به،

ﺧﻮﺏ ﺑﻮﺩﻥ ﺩﯾﮕﺮﺍﻥ ﻧﮑﻦ!

و ﺑﺪ ﺑﻮﺩﻥ ﺧﻮﺩ ﺭﺍ ﺑﻪ ﻋﻠﺖ،

ﺑﺪﺑﻮﺩﻥ ﺩﯾدﮕﺮﺍﻥ ﺗﻮﺟﯿﻪ ﻧﮑﻦ!

ﻣﺎ ﺁﯾﯿﻨﻪ ﻧﯿﺴﺘﯿﻢ، ﺍﻧﺴﺎﻧﯿﻢ!

ﻣﺸﮏ ﺭﺍ ﮔﻔﺘﻨﺪ:

ﺗﻮ ﺭﺍ ﯾﮏ ﻋﯿﺐ ﻫﺴﺖ،

ﺑﺎ ﻫﺮ ﮐﻪ ﻧﺸﯿﻨﯽ

ﺍﺯ ﺑﻮﯼ ﺧﻮﺷﺖ ﺑﻪ ﺍﻭ ﺩﻫﯽ.

ﮔﻔﺖ:

ﺯﯾﺮﺍ ﮐﻪ ﻧﻨﮕﺮﻡ ﺑﺎ ﮐﯽ ﺍﻡ،

ﺑﻪ ﺁﻥ ﺑﻨﮕﺮﻡ ﮐﻪ ﻣﻦ ﮐﯽ ﺍﻡ!

ﻫﯿﭽﻮﻗﺖ ﺑﺎﺑﺖ عشقهاﯾﯽ ﮐﻪ

ﻧﺜﺎﺭ ﮐﺴﺎﻧﯽ ﮐﺮﺩﯾﺪ و

ﺑﻌﺪﻫﺎﺑﻪ ﺍﯾﻦ ﻧﺘﯿﺠﻪ رسیدید،

کوچکترین ارزشی

ﺑﺮﺍﯼ ﻋﺸﻖ ﺷﻤﺎ ﻗﺎﺋﻞ ﻧﺒﻮﺩﻧﺪ،

ذره ای ﺍﻓﺴﻮﺱ ﻧﺨﻮﺭﯾﺪ.

ﺷﻤﺎ ﺁﻧﭽﯿﺰﯼ ﮐﻪ

ﺑﺎﯾﺪﺑﻪ ﺯﻧﺪﮔﯽ ﺑﺒﺨﺸﯿﺪ،

ﺑﺨﺸﯿﺪﯾﺪ.

ﻭ ﭼﻪ ﭼﯿﺰﯼ ﺯﯾﺒﺎﺗﺮ ﺍﺯﻋﺸﻖ!

ﻋﺸﻖ ﺗﻤﺎﻣﺎ " ﺍﻧﺮﮊﯾﺴﺖ و

ﺩﺭﮐﺎﺋﻨﺎﺕ ﻣﺎﻧﺪﮔﺎﺭﺧﻮﺍﻫﺪﺑﻮﺩ.

ﻭ ﺩﺭ ﻧﻬﺎﯾﺖ،

ﻫﺮ ﺭﻧﺞِ ﺩﻭﺳﺖ ﺩﺍﺷﺘﻦ،

ﺻﯿﻘﻠﯽ ﺳﺖ ﺑﺮ ﺭﻭﺡ!

ﺑﺎ ﻫﺮ ﺗﻤﺮﯾﻦ ﺩﻭﺳﺖ ﺩﺍﺷﺘﻦ،

ﺭﻭﺡ ﺯﻻﻝ ﺗﺮ ﻣﯿﺸﻮﺩ،

ﻭ ﺑﺨﺸﯿﺪﻥ ﺳﻬﻞ ﺗﺮ،

ﻭ ﻓﺮﺍﻣﻮﺵ ﮐﺮﺩﻥ ﺳﺎﺩﻩ ﺗﺮ،

ﻫﺮ ﺑﺎﺭ ﺑﯿﺸﺘﺮ می آﻣﻮﺯﯾﻢ ﮐﻪ

"ﺩﻭﺳﺖ ﺩﺍﺷﺘﻪ ﺑﺎﺷﯿﻢ بی دﻟﯿﻞ"

ﻭ ﺍﯾﻦ ﯾﻌﻨﯽ:

ﺭﺳﯿﺪﻥ ﺑﻪ ارامش!

[ ۱۳٩٤/٦/۳٠ ] [ ٧:۱٧ ‎ب.ظ ] [ برات نیا ]

 وقتى آنکس که دوستش داریم بیمار میشود میگوییم امتحان الهى است .

 

و هنگامى که بیمار میشود شخصى که دوستش نداریم میگوییم عقوبت الهى .

 

وقتى آنکس که دوستش داریم دچار مصیبتى میشود میگوییم از بس که خوب بود .

 

و هنگامى که به مصیبتى دچار میشود شخصى که دوستش نداریم میگوییم از بس که ظالم بود .

 

مراقب باشیم ! .

 

قضا و قدر الهى را آن طور که پسندمان هست تقسیم نکنیم! .

 

همه ما حامل عیوب زیادى هستیم و اگر لباسى از سوى خدا که نامش  سِتْر (پوشش) است نبود گردنهاى ما از شدت خجالت خم میشد .

 

☝پس عیب جویى نکنیم در حالى که عیوب زیادى چون خون دررگها در وجودمان جاریست.

[ ۱۳٩٤/٦/۳٠ ] [ ٧:۱٢ ‎ب.ظ ] [ برات نیا ]

ما عادت کردیم وقتی فیلم به تیتراژ رسید،

اگه تو خونه باشیم،

دستگاه رو خاموش می کنیم،

اگه تو سینما باشیم

سالن رو ترک می کنیم...!

ما تو زندگیمون هیچ وقت .. !!!

کسانی که زحمت اصلی رو برامون کشیدن نمی بینیم...

ما فقط دوست داریم کسایی رو ببینیم که برامون

نقش بازی می کنند....😞

[ ۱۳٩٤/٦/۳٠ ] [ ٧:۱۱ ‎ب.ظ ] [ برات نیا ]

ﺍﺯ ﺳﻮﺳﮏ ﻣﯿﺘﺮﺳﯿﻢ،

ﺍﺯ ﻟﻪ ﮐﺮﺩﻥ ﺷﺨﺼﯿﺖ ﺩﯾﮕﺮﺍﻥ ﻣﺜﻞ ﺳﻮﺳﮏ ﻧﻤﯿﺘﺮﺳﯿﻢ!

ﺍﺯ ﻋﻨﮑﺒﻮﺕ ﻣﯿﺘﺮﺳﯿﻢ،

ﺍﺯ ﺍﯾﻦ ﮐﻪ ﺗﻤﺎﻡ ﺯﻧﺪﮔﯿﻤﻮﻥ ﺗﺎﺭ ﻋﻨﮑﺒﻮﺕ ﺑﺒﻨﺪﻩ ﻧﻤﯿﺘﺮﺳﯿﻢ !

ﺍﺯ ﺧﻮﺏ ﺳﺮﺥ ﻧﺸﺪﻥ ﺳﺒﺰﯼ ﻗﻮﺭﻣﻪ ﻣﯿﺘﺮﺳﯿﻢ،

ﺍﺯ ﺳﺮﺥ ﮐﺮﺩﻥ ﺁﺩﻣﺎ ﺍﺯ ﺧﺠﺎﻟﺖ ﻧﻤﯿﺘﺮﺳﯿﻢ !

ﺍﺯ ﺟﺎ ﻧﯿﻔﺘﺎﺩﻥ ﺧﻮﺭﺷﺖ ﻣﯿﺘﺮﺳﯿﻢ،

ﺍﺯ ﺍﯾﻨﮑﻪ ﺟﺎﯼ ﺧﻮﺩﻣﻮﻥ ﺭﺍ ﺩﺭﺳﺖ ﭘﻴﺪﺍ ﻧﻜﺮﺩﻳﻢ ﻧﻤﯿﺘﺮﺳﯿﻢ !

ﺍﺯ ﮔﻢ ﮐﺮﺩﻥ ﺳﮑﻪ ﻫﺎﻣﻮﻥ ﻣﯿﺘﺮﺳﯿﻢ،

ﺍﺯ ﺳﮑﻪ ﯼ ﯾﻪ ﭘﻮﻝ ﮐﺮﺩﻥ ﺩﯾﮕﺮﺍﻥ ﻧﻤﯿﺘﺮﺳﯿﻢ !

ﺍﺯ ﺳﺮﻣﺎﺧﻮﺭﺩﮔﯽ ﻣﯿﺘﺮﺳﯿﻢ،

ﺍﺯ ﺳﺮ ﺧﻮﺭﺩﻩ ﮐﺮﺩﻥ ﺩﻭﺳﺘﺎﻣﻮﻥ ﻧﻤﯿﺘﺮﺳﯿﻢ!

ﺍﺯ ﺷﮑﺴﺘﻦ ﻟﯿﻮﺍﻥ ﻣﯿﺘﺮﺳﯿﻢ،

ﺍﺯ ﺷﮑﺴﺘﻦ ﺩﻝ ﺁﺩﻣﺎ ﻧﻤﯿﺘﺮﺳﯿﻢ!

ﺍﺯ ﺧﻮﺍﺏ ﻣﻮﻧﺪﻥ ﻣﯿﺘﺮﺳﯿﻢ،

ﺍﺯ ﻋﻤﺮﯼ ﮐﻪ ﻫﻤﻪ ﺑﻪ ﺧﻮﺍﺏ ﺳﭙﺮﯼ ﺷﺪ ﻧﻤﯿﺘﺮﺳﯿﻢ !

ﺍﺯ ﻭﻗﺖ ﮐﻢ ﺁﻭﺭﺩﻥ ﻣﯿﺘﺮﺳﯿﻢ،

ﺍﺯ ﻫﺪﺭ ﺭﻓﺘﻦ ﻭﻗﺘﯽ ﮐﻪ ﺩﺍﺭﯾﻢ ﻧﻤﯿﺘﺮﺳﯿﻢ !

ﺍﺯ ﺩﺭﺱ ﭘﺮﺳﯿﺪﻥ ﻭ ﺍﻣﺘﺤﺎﻥ ﭘﺲ ﺩﺍﺩﻥ ﻣﯿﺘﺮﺳﯿﻢ،

ﺍﺯ ﯾﻪ ﺟﺎ ﻣﻮﻧﺪﻥ ﻭ ﺭﻭﺯﻫﺎ ﺭﺍ ﺑﻲ ﻣﻄﺎﻟﻌﻪ ﮔﺬﺭﻭﻧﺪﻥ

ﻧﻤﻴﺘﺮﺳﯿﻢ !

ﺍﺯ ﺍﯾﻨﮑﻪ ﺑﻬﻤﻮﻥ ﺧﯿﺎﻧﺖ ﮐﻨﻨﺪ ﻣﯿﺘﺮﺳﯿﻢ،

ﺍﺯ ﺧﯿﺎﻧﺖ ﮐﺮﺩﻥ ﺑﻪ ﺧﻮﺩﻣﻮﻥ ﻧﻤﯿﺘﺮﺳﯿﻢ !

ﺍﺯ ﺍﯾﻨﮑﻪ ﺩﻟﺨﻮﺭﻣﻮﻥ ﮐﻨﻨﺪ ﻣﯿﺘﺮﺳﯿﻢ،

ﺍﺯ ﺩﻝ ﺧﻮﻥ ﮐﺮﺩﻥ ﺩﯾﮕﺮﺍﻥ ﻧﻤﯿﺘﺮﺳﯿﻢ !

ﺍﺯ ﮔﻢ ﮐﺮﺩﻥ ﺭﺍﻩ ﻣﯿﺘﺮﺳﯿﻢ،

ﺍﺯ ﻫﯿﭻ ﻭﻗﺖ ﺑﻪ ﻫﯿﭻ ﺟﺎﯾﯽ ﻧﺮﺳﯿﺪﻥ ﻧﻤﯿﺘﺮﺳﯿﻢ !

ﺍﻣﺎﻥ ﺍﺯ ﺩﺳﺖ

ﺧﻮﺩﻣﻮﻥ

[ ۱۳٩٤/٦/۳٠ ] [ ٧:٠٦ ‎ب.ظ ] [ برات نیا ]

وقتى آنکس که دوستش داریم بیمار میشود میگوییم امتحان الهى است .

 

و هنگامى که بیمار میشود شخصى که دوستش نداریم میگوییم عقوبت الهى .

 

وقتى آنکس که دوستش داریم دچار مصیبتى میشود میگوییم از بس که خوب بود .

 

و هنگامى که به مصیبتى دچار میشود شخصى که دوستش نداریم میگوییم از بس که ظالم بود .

 

مراقب باشیم ! .

 

قضا و قدر الهى را آن طور که پسندمان هست تقسیم نکنیم! .

 

همه ما حامل عیوب زیادى هستیم و اگر لباسى از سوى خدا که نامش  سِتْر (پوشش) است نبود گردنهاى ما از شدت خجالت خم میشد .

 

پس عیب جویى نکنیم در حالى که عیوب زیادى چون خون دررگها در وجودمان جاریست.

[ ۱۳٩٤/٦/٢٧ ] [ ٤:٢٠ ‎ب.ظ ] [ برات نیا ]

ما عادت کردیم وقتی فیلم به تیتراژ رسید،

اگه تو خونه باشیم،

دستگاه رو خاموش می کنیم،

اگه تو سینما باشیم

سالن رو ترک می کنیم...!

ما تو زندگیمون هیچ وقت .. !!!

کسانی که زحمت اصلی رو برامون کشیدن نمی بینیم...

ما فقط دوست داریم کسایی رو ببینیم که برامون

نقش بازی می کنند....😞

[ ۱۳٩٤/٦/٢٧ ] [ ٤:۱٩ ‎ب.ظ ] [ برات نیا ]

یاد بگیریم آسان بگیریم و از زندگی لـــذّت ببریم ‌؛

خود را رها کنید و به اشتباهات خود بخندید ،

زندگی ارزش غصه خوردن برای اشتباهات گذشته را ندارد.

به یک لبخند ، یک بوسه ، یک نگاه از روی عشق ایمان داشته باشید.

« جدی بگیرید چیزهای ساده را برای خوشبختی »

[ ۱۳٩٤/٦/٢٧ ] [ ٤:۱۸ ‎ب.ظ ] [ برات نیا ]

خوبی دیگران راچندین برابر جبران کن !

مثل خدا باش ،

با مظلومان و درمانده گان دوستی کن …

مثل خدا باش ،

عیب و زشتی دیگران را فاش نکن …

مثل خدا باش ،

در رفتار باهمه ی مردم عدالت رارعایت کن …

مثل خدا باش ،

بدون توقع و چشمداشت نیکی کن …

مثل خدا باش ،

بدی دیگران را با خوبی و محبت تلافی کن …

مثل خدا باش ،

با بزرگواری و بی نیازی از مردم زندگی کن …

مثل خدا باش ،

اشتباهات و بدی دیگران را نادیده بگیر و ببخش ...

مثل خدا باش ،

برای اطرافیانت دلسوزی کن ...

مثل خدا باش ،

مهربان تر از همه ...

 

ﺍﺯ ﺳﻮﺳﮏ ﻣﯿﺘﺮﺳﯿﻢ،

ﺍﺯ ﻟﻪ ﮐﺮﺩﻥ ﺷﺨﺼﯿﺖ ﺩﯾﮕﺮﺍﻥ ﻣﺜﻞ ﺳﻮﺳﮏ ﻧﻤﯿﺘﺮﺳﯿﻢ!

ﺍﺯ ﻋﻨﮑﺒﻮﺕ ﻣﯿﺘﺮﺳﯿﻢ،

ﺍﺯ ﺍﯾﻦ ﮐﻪ ﺗﻤﺎﻡ ﺯﻧﺪﮔﯿﻤﻮﻥ ﺗﺎﺭ ﻋﻨﮑﺒﻮﺕ ﺑﺒﻨﺪﻩ ﻧﻤﯿﺘﺮﺳﯿﻢ !

ﺍﺯ ﺧﻮﺏ ﺳﺮﺥ ﻧﺸﺪﻥ ﺳﺒﺰﯼ ﻗﻮﺭﻣﻪ ﻣﯿﺘﺮﺳﯿﻢ،

ﺍﺯ ﺳﺮﺥ ﮐﺮﺩﻥ ﺁﺩﻣﺎ ﺍﺯ ﺧﺠﺎﻟﺖ ﻧﻤﯿﺘﺮﺳﯿﻢ !

ﺍﺯ ﺟﺎ ﻧﯿﻔﺘﺎﺩﻥ ﺧﻮﺭﺷﺖ ﻣﯿﺘﺮﺳﯿﻢ،

ﺍﺯ ﺍﯾﻨﮑﻪ ﺟﺎﯼ ﺧﻮﺩﻣﻮﻥ ﺭﺍ ﺩﺭﺳﺖ ﭘﻴﺪﺍ ﻧﻜﺮﺩﻳﻢ ﻧﻤﯿﺘﺮﺳﯿﻢ !

ﺍﺯ ﮔﻢ ﮐﺮﺩﻥ ﺳﮑﻪ ﻫﺎﻣﻮﻥ ﻣﯿﺘﺮﺳﯿﻢ،

ﺍﺯ ﺳﮑﻪ ﯼ ﯾﻪ ﭘﻮﻝ ﮐﺮﺩﻥ ﺩﯾﮕﺮﺍﻥ ﻧﻤﯿﺘﺮﺳﯿﻢ !

ﺍﺯ ﺳﺮﻣﺎﺧﻮﺭﺩﮔﯽ ﻣﯿﺘﺮﺳﯿﻢ،

ﺍﺯ ﺳﺮ ﺧﻮﺭﺩﻩ ﮐﺮﺩﻥ ﺩﻭﺳﺘﺎﻣﻮﻥ ﻧﻤﯿﺘﺮﺳﯿﻢ!

ﺍﺯ ﺷﮑﺴﺘﻦ ﻟﯿﻮﺍﻥ ﻣﯿﺘﺮﺳﯿﻢ،

ﺍﺯ ﺷﮑﺴﺘﻦ ﺩﻝ ﺁﺩﻣﺎ ﻧﻤﯿﺘﺮﺳﯿﻢ!

ﺍﺯ ﺧﻮﺍﺏ ﻣﻮﻧﺪﻥ ﻣﯿﺘﺮﺳﯿﻢ،

ﺍﺯ ﻋﻤﺮﯼ ﮐﻪ ﻫﻤﻪ ﺑﻪ ﺧﻮﺍﺏ ﺳﭙﺮﯼ ﺷﺪ ﻧﻤﯿﺘﺮﺳﯿﻢ !

ﺍﺯ ﻭﻗﺖ ﮐﻢ ﺁﻭﺭﺩﻥ ﻣﯿﺘﺮﺳﯿﻢ،

ﺍﺯ ﻫﺪﺭ ﺭﻓﺘﻦ ﻭﻗﺘﯽ ﮐﻪ ﺩﺍﺭﯾﻢ ﻧﻤﯿﺘﺮﺳﯿﻢ !

ﺍﺯ ﺩﺭﺱ ﭘﺮﺳﯿﺪﻥ ﻭ ﺍﻣﺘﺤﺎﻥ ﭘﺲ ﺩﺍﺩﻥ ﻣﯿﺘﺮﺳﯿﻢ،

ﺍﺯ ﯾﻪ ﺟﺎ ﻣﻮﻧﺪﻥ ﻭ ﺭﻭﺯﻫﺎ ﺭﺍ ﺑﻲ ﻣﻄﺎﻟﻌﻪ ﮔﺬﺭﻭﻧﺪﻥ

ﻧﻤﻴﺘﺮﺳﯿﻢ !

ﺍﺯ ﺍﯾﻨﮑﻪ ﺑﻬﻤﻮﻥ ﺧﯿﺎﻧﺖ ﮐﻨﻨﺪ ﻣﯿﺘﺮﺳﯿﻢ،

ﺍﺯ ﺧﯿﺎﻧﺖ ﮐﺮﺩﻥ ﺑﻪ ﺧﻮﺩﻣﻮﻥ ﻧﻤﯿﺘﺮﺳﯿﻢ !

ﺍﺯ ﺍﯾﻨﮑﻪ ﺩﻟﺨﻮﺭﻣﻮﻥ ﮐﻨﻨﺪ ﻣﯿﺘﺮﺳﯿﻢ،

ﺍﺯ ﺩﻝ ﺧﻮﻥ ﮐﺮﺩﻥ ﺩﯾﮕﺮﺍﻥ ﻧﻤﯿﺘﺮﺳﯿﻢ !

ﺍﺯ ﮔﻢ ﮐﺮﺩﻥ ﺭﺍﻩ ﻣﯿﺘﺮﺳﯿﻢ،

ﺍﺯ ﻫﯿﭻ ﻭﻗﺖ ﺑﻪ ﻫﯿﭻ ﺟﺎﯾﯽ ﻧﺮﺳﯿﺪﻥ ﻧﻤﯿﺘﺮﺳﯿﻢ !

ﺍﻣﺎﻥ ﺍﺯ ﺩﺳﺖ

ﺧﻮﺩﻣﻮﻥ

[ ۱۳٩٤/٦/٢٧ ] [ ٤:۱٥ ‎ب.ظ ] [ برات نیا ]

 توی یک جمع بی حوصله نشسته بودم

طبق عادت همیشگی مجله را ورق زدم تا به جدول رسیدم

همین که توی دلم خواندم سه عمودی

 

یکی گفت بلند بگو

 

گفتم یک کلمه سه حرفیه

 

ازهمه چیز برتر است

 

حاجی گفت: پول

 

تازه عروس مجلس گفت: عشق

 

شوهرش گفت: یار

 

کودک دبستانی گفت: علم

حاجی پشت سرهم گفت : پول، اگه نمیشه طلا، سکه

 

گفتم: حاجی اینها نمیشه

 

گفت: پس بنویس مال

گفتم: بازم نمیشه

گفت: جاه

 

خسته شدم با تلخی گفتم: نه نمیشه

 

دیدم همه ساکت شدند

 

مادر بزرگ گفت: مادرجان، "عمر" است.

 

سیاوش که تازه از سربازی آمده بود گفت: کار

 

دیگری خندید و گفت: وامv

 

یکی از آن وسط بلندگفت: وقت

 

یکی گفت: آدم

 

خنده تلخی کردم و گفتم: نه

 

اما فهمیدم

تا شرح جدول زندگی کسی را نداشته باشی

حتی یک کلمه سه حرفی آن هم درست در نمی آید !!!

 

باید جدول کامل زندگیشان را داشته باشی.

بدون آن همه چیز بی معناست!!!

 

هرکس جدول زندگی خود را دارد.

 

هنوز به آن کلمه سه حرفی جدول خودم فکر میکنم

 

شاید کودک پا برهنه بگوید: کفش

کشاورزبگوید: برف 

لال بگوید: حرف

ناشنوا بگوید: صدا

نابینا بگوید: نور

 

و من هنوز در فکرم

که چرا کسی نگفت:

 "   خدا       

           

     

                        «صادق هدایت»

[ ۱۳٩٤/٦/٢٧ ] [ ٤:۱٤ ‎ب.ظ ] [ برات نیا ]

می گویند عمر بعضی پروانه ها فقط یک روز است. اما همان یک روز آن قدر بال بال می زنند و از نعمت زندگی لذت می برند که وقتی از دنیا می روند از زندگی خود ناراضی نیستند!

بسیاری از اوقات اگر ما بپذیریم که مثل همون پروانه برای چشم برهم زدنی فرصت زندگی یافته ایم خیلی از کارها و رفتارهایمان عاقلانه تر ومحبت آمیزتر و هیجاناتمان مهارتر و زندگیمان شیرین تر می شود.

 

زندگیتون پر از لحظه های پروانه ای!

[ ۱۳٩٤/٦/٢٧ ] [ ٤:۱۳ ‎ب.ظ ] [ برات نیا ]

 

 انسان با یک کلمه سقوط میکند و با یک کلمه به معراج میرود:

 

کلمه میتواند تو را مشتاق کند مثل :

"دوستت دارم"

تو را ویران کند مثل :

 "از تو بیزارم"

تو را تلخ کند مثل :

"خسته ام"

تو را سبز کند مثل :

"خوشحالم"

تو را زیبا کند مثل:

"سپاسگزارم"

تو را سست کند مثل :

"نمیتوانم"

تو را پیش ببرد مثل:

 "ایمان دارم"

تو را خاموش کند مثل:

 "شانس ندارم"

 

کلمه میتواند تو را آغاز کند مثل:

از همین لحظه شروع میکنم،

ازهمین نقطه تغییر میکنم،

ازهمین دم یک طرح نو میزنم،

 

می توانم...

 می خواهم...

 میشود.

[ ۱۳٩٤/٦/٢۳ ] [ ٩:۳٩ ‎ب.ظ ] [ برات نیا ]

ﺯﻧﺪﮔﯽ

 ﮐﻠﺒﻪ ﺩﻧﺠﯽﺳﺖ

 ﮐﻪ ﺩﺭ ﻧﻘﺸﻪ ﺧﻮﺩ،

ﺩﻭ ﺳﻪ ﺗﺎ ﭘﻨﺠﺮﻩ

 ﺭﻭ ﺑﻪ ﺧﯿﺎﺑﺎﻥ ﺩﺍﺭﺩ....

 

ﮔﺎﻩ ﺑﺎ ﺧﻨﺪﻩ

 ﻋﺠﯿﻦ ﺍﺳﺖ ﻭ

ﮔﻬﯽ ﺑﺎ ﮔﺮﯾﻪ،

ﮔﺎﻩ ﺧﺸﮏ ﺍﺳﺖ ﻭ

ﮔﻬﯽ ﺷﺮ ﺷﺮ ﺑﺎﺭﺍﻥ ﺩﺍﺭﺩ،

 

ﺯﻧﺪﮔﯽ

ﻣﺮﺩ ﺑﺰﺭﮔﯽ ﺳﺖ

 ﮐﻪ ﺩﺭ ﺑﺴﺘﺮ ﻣﺮﮒ

ﺑﻪ ﺷﻔﺎﺑﺨﺸﯽ ﯾﮏ ﻣﻌﺠﺰﻩ

 ﺍﯾﻤﺎﻥ ﺩﺍﺭﺩ،

 

ﺯﻧﺪﮔﯽ

ﺣﺎﻟﺖ ﺑﺎﺭﺍﻧﯽ

ﭼﺸﻤﺎﻥ ﺗﻮ ﺍﺳﺖ

ﮐﻪ ﺩﺭ آﻥ

 ﻗﻮﺱ ﻭ ﻗﺰﺡ ﻫﺎﯼ ﻓﺮﺍﻭﺍﻥ ﺩﺍﺭد،

 

ﺯﻧﺪﮔﯽ

 آﻥ ﮔﻞ ﺳﺮﺧﯽ ﺍﺳﺖ

 ﮐﻪ ﺗﻮ ﻣﯽ ﺑﻮﯾﯽ

ﯾﮏ ﺳﺮآﻏﺎﺯ ﻗﺸﻨﮕﯽ ﺍﺳﺖ،

 ﮐﻪ ﭘﺎﯾﺎﻥ ﺩﺍﺭد.……….

 

 زندگی کن

 

ﺟﺎﻥِ ﻣﻦ

ﺳﺨﺖ ﻧﮕﯿﺮ

ﺭﻭﻧﻖِ ﻋﻤﺮِ ﺟﻬﺎﻥ

ﭼﻨﺪ ﺻﺒﺎﺣﯽ ﮔﺬﺭﺍﺳﺖ

 

ﻗﺼﻪ ﺑﻮﺩﻥ ﻣﺎ ....

ﺑﺮﮔﯽ ﺍﺯ

 ﺩﻓﺘﺮ ﺍﻓﺴﺎﻧﻪ ﺍﯼ ﺭﺍﺯ ﺑﻘﺎﺳﺖ

 

ﺩﻝ ﺍﮔﺮ ﻣﯽ ﺷﮑﻨﺪ ....

ﮔﻞ ﺍﮔﺮ ﻣﯽ ﻣﯿﺮﺩ ....

ﻭ ﺍﮔﺮ ﺑﺎﻍ ﺑﻪ ﺧﻮﺩ

 ﺭﻧﮓ ﺧﺰﺍﻥ ﻣﻲ ﮔﻴﺮﺩ ....

ﻫﻤﻪ ﻫﺸﺪﺍﺭ ﺑﻪ ﺗﻮﺳﺖ؛

 

ﺟﺎﻥ ﻣﻦ

ﺳﺨﺖ ﻧﮕﯿﺮ

ﺯﻧﺪﮔﯽ

 ﮐﻮﭺ ﻫﻤﯿﻦ ﭼﻠﭽﻠﻪ ﻫﺎﺳﺖ ....

 

ﺑﻪ ﻫﻤﯿﻦ ﺯﯾﺒﺎﯾﯽ ...

ﺑﻪ ﻫﻤﯿﻦ ﮐﻮﺗﺎﻫﯽ

[ ۱۳٩٤/٦/٢۳ ] [ ٩:۱٢ ‎ب.ظ ] [ برات نیا ]

 (خدای مهربونم)

تسلیم نخواهم شد !

زندگی می کنم ...

برای رویاهایی که منتظرند به دست من واقعی شوند ...

من فرصتی برای بودن دارم،

پس ساکت نمی نشینم ....!!!

می گذارم همه بدانند که من با تمام توانایی ها و کاستی ها، شاهکار زندگی خود هستم ؛

کافی ست لحظات گذشته را رها کنم و برای ثانیه های آینده زندگی کنم ...!!!

چون رویاهایم آنجاست ،

و من فقط ؛ یک بار فرصت زندگی کردن را دارم ..

 

♥ ﻟﺤﻈﻪ ﻫﺎﯾﺘﺎﻥ ﭘﺮ ﺍﺯ ﺍﻧﺮﮊﯼ ﻣﺜﺒﺖ ♥

[ ۱۳٩٤/٦/٢۱ ] [ ٩:٢٩ ‎ب.ظ ] [ برات نیا ]

: "" لذّت دنیا،

داشتنِ کسى ست

که دوست داشتن را بلد است؛♥️

به همین سادگى ..! ""

این روزها

گفتن دوستت دارم! آنقدر ساده است که میشود آنرا از هر رهگذری شنید!

اما فهمش...

یکی از سخت ترین کارهای دنیاست

سخت است اما زیبا!

زیباست

برای اطمینان خاطر یک عمر زندگی

تا بفهمی و بفهمانی...

هر دوره گردی "لیلی" نیست...

هررهگذری"مجنون"...

و تو شریک زندگی هر کس نخواهی شد!

تا بفهمی و بفهمانی...

اگر کسی آمد و هم نشینت شد

در چشمانش باید

رد آسمان، رد خدا باشد

و باید برایش

از"من" گذشت

تا به

"ما" رسید......

[ ۱۳٩٤/٦/٢۱ ] [ ٩:٢٥ ‎ب.ظ ] [ برات نیا ]

پروردگارا!

 

 

چاره عشق سکوت است که بلوا نشود

مشت عاشق ابدا پیش کسی وا نشود

 

درسکوت است که پروانه بماند باشمع

گرچه سوزد دهنش باز به شکوا نشود

 

من دلم آتش و لب را زده ام مهر سکوت

پر گشودم که پرم سوزد و پروا نشود

 

دیشبم گفت خرد فکر دگر شیرین کن

گفتمش مزه هر شهد که حلوا نشود

 

زدل و جان زده ام حرف وفا پس دیگر

سخن آنگونه به غیرش به لب آوا نشود

 

برو ای عقل بنه کار دل ما به خودش

تو چه کارت بشود یا که نه رسوا نشود

 

درک دل برتو میسر نبود عقل بهوش

پیش گل بین دل و فکر تو دعوا نشود

 

عاشقی کار دل و بار جنون است نه تو

مصرع از عشق مگو قافیه شیوا نشود

28/08/2015 12:48: Mozhgan D.g: شدم گمراه و سرگردان میان این همه ادیان

میان این تعصبها میان جنگ مذهب ها

یکی افکار زرتشتی یکی افکار بودایی

یکی پیغنبرش مانی یکی دینش مسلمانی

یکی در فکر تورات است یکی هم هست نصرانی

هزاران دین و مذهب است دراین دنیای انسانی

خدا یکی ولی اما هزاران فکر روحانی

رها کردیم خالق را گرفتاران ادیانیم

تعصب چیست در مذهب مگر نه این که انسانیم

اگر روح خدا در ماست خدا گر مفرد و تنهاست

ستیزه پس برای چیست؟

برای خود پرستی هاست

[ ۱۳٩٤/٦/٢۱ ] [ ٩:٢۱ ‎ب.ظ ] [ برات نیا ]

از سیمین بهبهانی

داشتم به میهمانم میگفتم اگر راحت تر است رویه نایلونی روی مبل های سفید را بردارم، اراده کرده بودم قبل از رسیدنشان برشان دارم،

او تعارف کرد و گفت راحت است. من اما گرمم شد و برش داشتم، بعد یکدفعه حس کردم چقدر راحت تر است.

سه سالی می شد خریدمشان اما هیچ لک و ضربه ای بر انها نیفتاده

اگر چه بیشتر اوقات بدلیل ماندن همین روپوش نایلونی بر رویشان از لذت راحتیشان محروم مانده ام...

بعد یاد همه روکش های زندگی خودم و اطرافیانم افتادم،

روکش روی موبایل ها، شیشه ها، روکش صندلی های ماشین، روکش روی کنترل های تلویزیون، روکش روی لباس های کمد و...

و همه این روکش ها دال بر دونکته است:

یا بر نامیرایی خود باور داریم

و یا اینکه قرار است چنین چیزهای بی ارزشی را به ارث بگذاریم...

هر روز در روابط روزمره امان همین روکش ها را بر رفتارمان میگذاریم

تا فلانی نفهمد عصبانی هستیم،

فلانی نفهمد چقدر خوشحالیم،

فلانی نفهمد چقدر شکست خورده ایم.

نقاب ها و روکش ها را استفاده میکنیم برای اینکه اعتقاد داریم

اینطوری شخصیت اجتماعی ما برای یک روز مبادا بهتر است...

 

کدام روز مبادا؟!

زندگی همین امروز است...

[ ۱۳٩٤/٦/٢٠ ] [ ٤:۱٩ ‎ب.ظ ] [ برات نیا ]

باران که گذشت دلم پرواز می‌ خواهد…

دلم با تو پریدن در هوای باز می‌ خواهد

دلم آواز می ‌خواهد…

دلم از تو سرودن با صدای سازمی ‌خواهد…

دلم بی‌ رنگ و بی‌ روح است

دلم نقاشی یک قلب پر احساس می‌ خواهد...!!!

[ ۱۳٩٤/٦/٢٠ ] [ ٤:۱٧ ‎ب.ظ ] [ برات نیا ]

سال ها گذشت ...

 

☜ فهمیدم همیشه اونى که میخواى نمیشه...!

 

☜ فهمیدم هرکسى که باهاته الزاماً  "دوستت"  نیست!

 

☜ فهمیدم کسى که توو نگاه اول ازش بدت میاد یه روزى میشه صمیمى ترین دوستت و بلعکس... !

 

☜ فهمیدم که بى تفاوتى بزرگ ترین انتقامه...

 

☜ تنفر یه نوع عشقه ...

 

☜ دلخورى و ناراحتى از میزان اهمیته...!

 

☜ غرور بزرگ ترین دشمنه...

 

☜ خدا بهترین دوسته ...

 

☜ خانواده بزرگ ترین شانسه ...

 

☜ سلامتى بالاترین ثروته...

 

☜ اسایش بهترین نعمته ...

 

☜ فهمیدم" رفتن" همیشه از روى نفرت نیست ...

 

☜ هرکى زبونش نرمه دلش گرم نیست...

 

☜ هرکى اخلاقش تنده،جنسش سخت نیست!

 

☜ هرکى میخنده، بدون درد و غم نیست!

 

☜ ظاهر دلیلى بر باطن نیست...

 

☜ فهمیدم کسى موظف به آروم کردنت نیست...

 

☜ فهمیدم جنگ کردن با خیلیا اشتباهه محضه...

 

☜ فهمیدم خیلى موقع ها خواسته هات ، حتى باگریه و التماس، انجام شدنى نیست ...

 

☜ فهمیدم گاهى اوقات توو اوج شلوغى تنهاترینى!

 

☜ گاهى اوقات دلت تنگه اون آدماى دوست داشتنى سابق میشه...

 

☜ گاهی اوقات صمیمی ترین کست میشه غریبه ترین آدم

 

☜ گاهی اوقات با همه وجودت کسیو دوس داریو اون نمیبینتت

 

☜ گاهی اوقات باید رفت

       باید دل کند

          باید گذشت

             باید رد شد و عوض شد.

                 باید رفت........

[ ۱۳٩٤/٦/٢٠ ] [ ٤:۱۳ ‎ب.ظ ] [ برات نیا ]

شخصی از خدا دو چیز خواست......

یک گل و یک پروانه......

اما چیزی که به دست آورد

یک کاکتوس و یک کرم بود......

غمگین شد.با خود اندیشید شاید خداوند من را

دوست ندارد و به من توجهی ندارد......

چند روز گذشت......

از آن کاکتوس پر از خار گلی زیبا روییده شد و

آن کرم تبدیل به پروانه ای شد......

اگر چیزی از خدا خواستید و چیز دیگری دریافت کردید

به او اعتماد کنید.........

خارهای امروز گلهای فردایند......

[ ۱۳٩٤/٦/٢٠ ] [ ٤:۱٢ ‎ب.ظ ] [ برات نیا ]

 تنها دو روز در سال هست که نمیتونی هیچ کاری بکنی؛

یکی دیروز و یکی فردا .

--

دو شخـص به تـو می آمـوزد:

یکی آمـوزگـار، یکی روزگـار

اولی به قیمت جـانش، دومی به قیمت جـانت

--

آدما دو جور زندگی میکنن :

یا غرور شونو زیر پاشون میذارن و با انسانها زندگی میکنن،

یا انسانهارو زیر پاشون میذارن و با غرورشون زندگی میکنن

--

رابطه ها در دو حالت قشنگ میشن:

اول پـیـدا کـردن شـبـاهت ها

دوم احترام گذاشتن به تفاوتها

--

همه یادشون میمونه باهاشون چیکار کردى،

ولـى یادشون نمیمونه براشون چـکار کردى.

 

آرامش نتیجه سه عبارت است:

 1- تجربه دیروز

 2-استفاده امروز

 3-امید به فردا .....

 

ولی اغلب ما با سه عبارت دیگر زندگی می کنیم:

 1- حسرت دیروز

 2- اتلاف امروز

 3-ترس از فردا....

 

در حالی که آفریدگار مهربان ...

گذشته را عفو  ...

امروز را مدد....

و فردا را کفایت می کند.

[ ۱۳٩٤/٦/٢٠ ] [ ٤:۱٠ ‎ب.ظ ] [ برات نیا ]

امروز را دریاب

 

که این زندگی است و جوهر حیات ،

 

در طول مدت زمان کوتاه آن ،تمامی واقعیت های زندگی ما گنجانده شده است :

 

موهبت رشد ،

 

شکوه جنبش ،

 

و جلال زیبایی .

 

آری دیروز جز خاطره ای بیش نیست

 

و فردا فقط یک رویاست .

 

اما اگر امروز را خوب زندگی کنی ،

 

تمام دیروز هایت به خاطره ای خوش

 

و تمام فردا هایت به رویا های امید تبدیل خواهد شد .

 

بنابر این ، امروز را خوب دریاب ،

 

امروز ، سرآغاز طلوع است

[ ۱۳٩٤/٦/٢٠ ] [ ٤:٠۳ ‎ب.ظ ] [ برات نیا ]

با دلخوری به خدا گفتم...

درب آرزوهایم را قفل کردی...

کلید را هم پیش خودت نگه داشتی...

لبخندی زد و جواب داد...

.

.

.

.

همه عشقم این است که به هوای این کلید هم شده...

گاهی...

به من سر می زنی...

[ ۱۳٩٤/٦/٢٠ ] [ ٤:٠٢ ‎ب.ظ ] [ برات نیا ]

اینم یک انرژی مثبت از مولانا

 

امشب غم دیروز و پریروز و فلان سال و فلان حال و فلان مال که بر باد فنا رفت...نخور

به خدا حسرت دیروز عذاب است ; مردم شهر به هوشید...؟

هر چه دارید و ندارید بپوشید و برقصید و بخندید که امشب سر هر کوچه خدا هست

روی دیوار دل خود بنویسید خدا هست

نه یکبار و نه ده بار که صد بار به ایمان و تواضع بنویسید

خدا هست...

خدا هست...

[ ۱۳٩٤/٦/٢٠ ] [ ۳:٥۳ ‎ب.ظ ] [ برات نیا ]

"خـــــــدا" در گل ، خدا در آب و رنگ ست

"خـــــــدا" نقاش این دشت قشنگست

"خـــــــدا" یعنی درختان حرف دارند ، شقایق ها درونی ژرف دارند

"خـــــــدا" در هر نظر آینه ماست

همین حالا خدا در سینه ماست

"خـــــــدا" شبنم

        "خـــــــدا" باد

              و "خـــــــدا" گل

"خـــــــدا" زیباترین باغ تکامل

گهی گل میکند ما را خبردار،گهی مرغی بما میگوید اسرار

"خـــــــدا" در اوج گل ، در عمق رنگست

"خـــــــدا" درمعنی لفظ قشنگست

"خـــــــدا" را میتوان از نور فهمید

"خـــــــدا" را در پرستش میتوان دید

[ ۱۳٩٤/٦/٢٠ ] [ ۳:٥٢ ‎ب.ظ ] [ برات نیا ]

امروز را دریاب

 

که این زندگی است و جوهر حیات ،

 

در طول مدت زمان کوتاه آن ،تمامی واقعیت های زندگی ما گنجانده شده است :

 

موهبت رشد ،

 

شکوه جنبش ،

 

و جلال زیبایی .

 

آری دیروز جز خاطره ای بیش نیست

 

و فردا فقط یک رویاست .

 

اما اگر امروز را خوب زندگی کنی ،

 

تمام دیروز هایت به خاطره ای خوش

 

و تمام فردا هایت به رویا های امید تبدیل خواهد شد .

 

بنابر این ، امروز را خوب دریاب ،

 

امروز ، سرآغاز طلوع است .

 

 

[ ۱۳٩٤/٦/٢٠ ] [ ۳:٥٠ ‎ب.ظ ] [ برات نیا ]

خیال کن که غزالم...بیا و ضامن من شو

بیا که آتش صیاد..از زبانه بیفتد..

الا یا غریب خراسان..رضا مشو که بمیرد..

اگر که مرغک زاری از آشیانه بیفتد...

السلام علیک یا غریب الغربا یا معین آلضعفا السلطان یا ابالحسن یا علی ابن موسی الرضا علیه السلام.

[ ۱۳٩٤/٦/٢٠ ] [ ۳:٥٠ ‎ب.ظ ] [ برات نیا ]

آیا میدانید 🚗

 آیا میدانید پراید  در شرکت کیا موتور ساخته شده. و تولید پراید از سال 1987شروع و تاریخ انقضای تولید در 2001بوده است و بخاطر ایمن نبودن از چرخه خودرو سازی کیا موتور به طور کامل حذف شد .اما در ایران تولید میشود

 آیا میدانستید که پژو 405در شرکت فرانسوی پژو در سال1989ساخته شد و تولید ان به خاطر ایمن نبودن سر نشینان جلو در سال1991متوقف شد .اما ایران خودرو این ماشین را تولید میکند و جان سر نشینان جلو برایش مهم نیست

 آیا میدانستید ماشین سمند که به ظاهر خودروی داخلی است بدنه اش از bmwسال 2000تولید شد تقلید شده است

  آیا میدانستید که پژو 206 در سال 1990توسط شرکت پژو تولید و در سال 2008تولید ان متوقف شد .اما هنوز در ایران تولید میشود

 آیا میدانستید ماشین های پژو و پراید که در ایران تولید میشوند در کشور اصلی سازنده جزو خودرو های اسقاطی محسوب میشوند

 آیا میدانستید قطعات اصلی که روی ماشین های داخلی بسته میشود چینی و هم چنین قطعات دسته دوم است این موضوع در اخبار هم اعلام شده

 ایا میدانستید قیمت تولید شده خودرو در داخل یک دوم قیمت فروش ان است یعنی اگر خودرویی 30ملیون قیمت گذاری شود قیمت تولید ان 15ملیون تومان است

آیا میدانستید مدیران این دو شرکت در حال حاظر مانند زالو خون مردم را میمکند
 

آیا میدانستید تمام این حرف ها حقیقت دارند و برای اطمینان میتوانید به اینترنت مراجعه کنید

آیا میدانستید که اگر مردم ایران این دو شرکت خودرو سازی ایران خودرو و سایپا را به مدت 4ماه تحریم کنند و از ان ها خودرو نخرند این شر کت ها حتی قادر به دادن حقوق کار کنان خود نیستند

[ ۱۳٩٤/٦/۱٧ ] [ ٩:٠٩ ‎ب.ظ ] [ برات نیا ]

دیالوگی ماندگار از کتاب

"" سپس هیچکدام باقی نماندند ""

 

دکتر: بعضی وقتا احساس افسردگی می کنم.

این حس منو می ترسونه.

قاضی: نمی تونی با دارو کنترلش کنی؟

دکتر: ترجیح میدم بدون دارو این کارو بکنم.

قاضی: پس توام به دارو اعتقاد نداری دکتر!

دکتر: مگه تو به عدالت اعتقاد داری؟!

 

 

نوشته آگاتا کریستی

[ ۱۳٩٤/٦/۱٧ ] [ ٩:٠٧ ‎ب.ظ ] [ برات نیا ]

 هیچکس را در زندگی مقصر نمی دانم...

از خوبان "خاطره"

و از بدان "تجربه"

میگیرم...!

بدترین ها "عبرت" میشوند...!

وبهترین ها"دوست"

حرف اشتباهیست که میگویند...

با هر کس باید مثل خودش رفتار کرد.

اگر چنین بود!!!

از منیت و شخصیت هر کس چیزى باقى نمیماند.

هرکس هر چه به سرت اورد فقط خودت باش.

اگر جواب هر جفایى بدى بود.

داستان زندگی ما خالى از ادم های خوب بود.

اگر نمیتوانى ادم خوبه ى زندگی کسى باشى.

اگر براى یاد دادن تنها همان خوبى هایى که خودت بلدى ناتوانت کردند

اگر همان اندک مهربانیت را از بر نشدند.

اگر خوبى کردى و بدى دیدى.

کنار بکش!!!

اما بد نشو...

زیرا این تنها کاریست که از دستت بر میاید.

مهم نیست با تو چه کردند.

تو قهرمان زندگی خودت بمان

تو ادم خوبه ى زندگی خودت باش

با وجدانت اسوده بخواب.

سرت را پیش خدایت بالا بگیر.

و بخاطر همه چیز شاکر باش...

[ ۱۳٩٤/٦/۱٧ ] [ ۸:٥٠ ‎ب.ظ ] [ برات نیا ]

 ﻗﺎﻟﯽ ﺑﺰﺭﮔﯽ ﺍﺳﺖ ﺯﻧﺪﮔﯽ .....

ﮐﻪ ﺗﻮ ﻣﯽ ﺑﺎﻓﯽ ﻭ ﻣﻦ ﻣﯽ ﺑﺎﻓﻢ ﻭ ﺍﻭ ﻣﯽ ﺑﺎﻓﺪ ,

ﻣﯽ ﺑﺎﻓﯿﻢ ﻭ ﻧﻘﺶ ﻣﯽ ﺯﻧﯿﻢ

ﺩﺍﺭ ﺍﯾﻦ ﺟﻬﺎﻥ ﺭﺍ ﺧﺪﺍ ﺑﻪ ﭘﺎ ﮐﺮﺩ.

ﻫﺮ ﮐﻪ ﺁﻣﺪ ﮔﺮﻩ ﺍﯼ ﺗﺎﺯﻩ ﺯﺩ ﻭ ﺭﻧﮕﯽ ﻭ ﻃﺮﺣﯽ

ﺁﻣﯿﺰﻩ ﺍﯼ ﺍﺯ ﺯﯾﺒﺎ ﻭ ﻧﺎ ﺯﯾﺒﺎ .......

ﺳﺎﯾﻪ ﺭﻭﺷﻨﯽ ﺍﺯ ﮔﻨﺎﻩ ﻭ ﺛﻮﺍﺏ ......

ﮔﺮﻩ ﺗﻮ ﻫﻢ ﺑﺮ ﺍﯾﻦ ﻗﺎﻟﯽ ﺧﻮﺍﻫﺪ ﻣﺎﻧﺪ

ﻃﺮﺡ ﻭ ﻧﻘﺸﺖ ﻧﯿﺰ ........

ﻭ ﻫﺰﺍﺭﻫﺎ ﺳﺎﻝ ﺑﻌﺪ ﺁﺩﻣﯿﺎﻥ ﺑﺮ ﻓﺮﺷﯽ ﺧﻮﺍﻫﻨﺪ ﺯﯾﺴﺖ ﮐﻪ

ﮔﻮﺷﻪ ﺍﯼ ﺍﺯ ﺁﻥ ﺭﺍ ﺗﻮ ﺑﺎﻓﺘﻪ ﺍﯼ

ﮐﺎﺵ ﮔﻮﺷﻪ ﺍﯾﯽ ﺭﺍ ﮐﻪ ﺳﻬﻢ ﺗﻮﺳﺖ ﺯﯾﺒﺎﺗﺮ ﺑﺒﺎﻓﯽ.

[ ۱۳٩٤/٦/۱٧ ] [ ۸:٤٧ ‎ب.ظ ] [ برات نیا ]

 اینا گاندی خطاب به همسرش چه زیبا نوشت:

 

خوبِ من ، هنر در فاصله هاست ؛

زیاد نزدیک به هم می سوزیم،

و زیاد  دور از هم ، یخ می زنیم .

 

تو نباید آنکسی باشی که من میخواهم،

و من نباید آنکسی باشم که تو میخواهی.

کسی که تو از من می خواهی بسازی،

یا  کمبودهایت هستند یا آرزوهایت.

 

من باید بهترین خودم باشم برای تو.

 

و تو باید بهترین خودت باشی برای من .

 

خوبِ من ، هنرٍِِ عشق در پیوند تفاوت هاست،

و معجزه اش  نادیده گرفتن کمبودها .

 

زندگی ست دیگر...

همیشه که همه رنگ‌هایش جور نیست؛

همه سازهایش کوک نیست.

 

باید یاد گرفت با هر سازش رقصید؛

حتی با ناکوک ترین ناکوکش.

 

اصلا رنگ و رقص و ساز و کوکش را فراموش کن؛

 

حواست باشد به این روزهایی که دیگر برنمی گردد؛

 

به فرصت هایی که مثل باد می آیند و می روند و همیشگی نیستند.

به این سالها که به سرعت برق گذشتند؛

 

به جوانی که رفت؛

میانسالی که می رود.

 

حواست باشد به کوتاهی زندگی،

 

به زمستانی که رفت؛

 

بهاری که دارد

تمام می شود کم کم،

آرام آرام.

 

زندگی به همین آسانی می گذرد.

ابرهای آسمان زندگی

گاهی می بارد و گاهی هم صاف است.

میگذرد، هر جور که باشی

........پس شکر.

[ ۱۳٩٤/٦/۱٧ ] [ ۸:٤٤ ‎ب.ظ ] [ برات نیا ]

~ ۱۳ جمله آموزنده:*****

 

۱)از زشت رویی پرسیدند: آنروز که جمال پخش میکردند کجا بودی ؟

گفت : در صف کمال!

.

۲)اگر کسی به تو لبخند نمیزند علت را در لبان بسته خود جستجو کن!

.

۳)مشکلی که با پول حل شود ، مشکل نیست ، هزینه است!

.

۴)همیشه رفیق پا برهنه ها باش ، چون هیچ ریگی به کفششان نیست!!

.

۵)با تمام فقر ، هرگز محبت را گدایی مکن و با تمام ثروت هرگز عشق را خریداری نکن!

.

۶)هر کس ساز خودش را می زند، اما مهم شما هستید که به هر سازی نرقصید!

.

۷)مردی که کوه را از میان برداشت کسی بود که شروع به برداشتن سنگ ریزه ها کرد!

.

۸)شجاعت یعنی : بترس ، بلرز ، ولی یک قدم بردار!

.

۹)وقتی تنها شدی بدان که خدا همه رو بیرون کرده ، تا خودت باشی و خودش!

.

۱۰)یادت باشه که : در زندگی یه روزی به عقب نگاه میکنی و به آنچه گریه دار بود میخندی!

.

۱۱)آدمی را آدمیت لازم است ، عود را گر بو نباشد ، هیزم است

.

۱۲)کشتن گنجشکها ، کرکس ها را ادب نمی کند!

.

۱۳)فرق بین نبوغ و حماقت این است که نبوغ حدی دارد ولی حماقت نه.

[ ۱۳٩٤/٦/۱٧ ] [ ۸:۳٥ ‎ب.ظ ] [ برات نیا ]

 

 

دنیا ۷ رو دارد:

 

۱.خوشی و سرور

۲.ناخوشی و اندوه

۳.عافیت وتندرستی

۴.موفقیت وکامیابی

۵.بخشش وآمرزش

۶.احترام ومحبت

۷.چشم پوشی و نادیده گرفتن بدی ها

 

از خدای مهربان میخواهم

اوّلی را نصیب شما کند،

و دوّمی را از شما دور کند،

و با سوّمی شما را بپوشاند،

و چهارمی را در مسیرتان قرار بدهد،

و پنجمی را از فضل کرمش به شما ببخشد،

و اما ششمی از طرف من تقدیم به شما،

و هفتمی را هم از شما درخواست دارم.

[ ۱۳٩٤/٦/۱٧ ] [ ۸:٢۸ ‎ب.ظ ] [ برات نیا ]

 

از کتاب مناجات نامه چوپان معاصر نوشته رضا احسان پور

 

خدایا!

مرا به خاطر

همه‌ی مورچه‌هایی که کشته‌ام

ببخش

 

خدایا!

ممنونم که فقط یکی هستی

چینی‌ها عمراً بتوانند تقلبی‌ات را بسازند

 

خدایا!

مرا ببخش که بعضی وقت‌ها با تو

شبیه کت و شلوار پلوخوری رفتار کرده‌ام!

یعنی فقط زمانی سراغت آمد‌ه‌ام که

احتیاجت داشته‌ام

 

خدایا!

من از اختیارهایم می‌ترسم

فردا، پس‌فردا، خودت به خاطر همه‌ی آن‌ها

یقه‌ام را می‌گیری

 

خدایا!

من اگر بسوزم

بوی گند می‌دهم!

خود دانی، می‌خواهی بیندازی جهنم، بینداز!

 

خدایا!

گوش‌هایم دراز شده است

کی وقت داری بیایم برایم کوتاهش کنی؟

 

خدایا!

حیف نیست

بهشت به این قشنگی ساخته‌ای،

آن وقت به همه نشانش ندهی؟

 

خدایا!

کاش بیمارستان‌ها

بخش کودکان سرطانی نداشت

 

خدایا!

شش روز طول کشید

تا دنیای ما را بسازی

آن وقت ما در یک چشم بهم زدن

آن را خراب می‌کنیم!

ببخشید!

 

خدایا!

من فقط یک «مسکن مهر» سراغ دارم

آن‌هم خانه‌ی تو است

 

خدایا!

آسایش دو گیتی

تفسیر این سه حرف است:

۱- خدا ۲- را ۳- شکر

 

خدایا!

تو خوب‌تر از آن هستی

که مرا تنها بگذاری

 

خدا

[ ۱۳٩٤/٦/۱٧ ] [ ٦:٥٥ ‎ب.ظ ] [ برات نیا ]

دل من دیر زمانی ست که می پندارد...که خدا می شنوند!!

.

که خدا می بخشد..

.

و خدا منتظر است ...!!

.

و دلم می خواهد که دعایی بکنم..!!

.

که مرا دوست بدارد باران...

.

و زمین ...

.

و هوا ...

.

و خدایی که در این نزدیکیست

سلام.صبح همه عزیزان بخیر.

[ ۱۳٩٤/٦/۱٦ ] [ ٧:٠۸ ‎ب.ظ ] [ برات نیا ]

ده جمله بسیار زیبا🌱

❤❤❤❤❤❤❤

📌-به چشمی اعتمادکن که

 به جای صورت، به سیرت تو

مینگرد... به دلی دل بسپار که

بسیارجای خالی برایت داشته

باشد ... 
و  دستی را بپذیر که

بازشدن را بهتر ازمشت شدن

بلد باشد.......................

❤❤❤❤❤❤❤❤

📌 - هوسبازان کسی راکه

 زیبا می بینند دوست دارند.

    اما عاشقان کسی را که

دوست دارندزیبامیبینند.

❤❤❤❤❤❤❤❤

📌- وقتی تو زندگی به یک

دربزرگ رسیدی نترس وناامید

نشو... چون اگه قرار بود « در »

بازنشه جاش دیوارمیذاشتن?.

❤❤❤❤❤❤❤❤

📌- آنچه که هستی

هدیه خداوندست وآنچه

که می شوی هدیه ی تو به

خداوند.پس بی نظیرباش

❤❤❤❤ ❤❤❤❤

📌-   شریف
ترین  دلها

  دلی است که 
اندیشه ی

آزار دیگران درآن نباشد.

❤❤❤❤❤❤❤❤

📌-بدبختی تنهادرباغچه ای

که خودت کاشته ای میروید

❤❤❤❤❤❤❤❤

📌- وقتی زندگی برایت

خیلی سخت شد یادت باشه

که دریای آروم ناخدای قهرمان

         نمی سازه......

❤❤❤❤❤❤❤❤

📌- هر اندیشه شایسته ای

     به  
« چهره ی انسان »

    زیبایی می بخشد...

❤❤❤❤❤❤❤❤

📌- قابل اعتماد بودن

         ارزشمند تر از

   دوست داشتنی بودن                  است..........................

❤❤❤❤❤❤❤❤

📌- نگو: شب شده است.

  بگو صبح در راه است.

❤❤❤❤❤❤❤❤

[ ۱۳٩٤/٦/۱٦ ] [ ۳:٠٢ ‎ب.ظ ] [ برات نیا ]

ﺷﻬﺮﯾﻮﺭ ﺩﻭﺳﺖ ﺩﺍﺷﺘﻨﯽ

ﻗﺪﻣﺖ ﺑﺮﺍﯼ ﺩﻭﺳﺘﺎﻧﻢ ﺑﻪ ﺧﯿﺮ ﺑﺎﺩ ...

ﯾﮏ ﺳﺒﺪ ﻋﺸﻖ؛

ﯾﮏ ﺩﻧﯿﺎ ﺁﺭﺯﻭﻫﺎﯼ ﺯﯾﺒﺎ،ﻭ ﯾﮏ ﻋﺎﻟﻤﻪ ﺍﻟﻄﺎﻑ ﺧﺪﺍﻭﻧﺪﺭﺍ

ﺑﻪ ﺭﻭﯼ ﭼﺸﻤﻬﺎﯾﺸﺎﻥ ﺑﭙﺎﺵ ﻭ ...

ﺑﮕﺬﺍﺭ ﺑﺎ ﺩﻧﯿﺎﯾﯽ ﺍﺯ ﺍﻣﯿﺪ

ﭼﺸﻤﺎﻧﺸﺎﻥ ﺭﺍ ﺑﻪ ﺭﻭﯼ ﺗﻮ ﺑﺎﺯ ﮐﻨﻨﺪ ...

**ﺍﺯﺍﻭﻟﯿﻦ ﺭﻭﺯ ﺍﯾﻦ
ﻣﺎﻩ ... ﺗﺎ ﺁﺧﺮﯾﻦ ﺭﻭﺯ ﺩﻧﯿﺎ ﺩﻟﺘﻮﻥ ﭘﺮ ﺍﺯ

ﺣﺴﺎﯼ ﺧﻮﺏ

[ ۱۳٩٤/٦/۱٦ ] [ ۳:٠۱ ‎ب.ظ ] [ برات نیا ]

لکنت شعر و.. پریشانی و.. جنجال دلم...

چه بگویم که کمی خوب شود حال دلم!؟

.

کاش می‌شد که شما نیز خبردار شوید..

لحظه‌ای از من و از دردِ کهنسال دلم!

.

از سرم آب گذشته‌ست، مهم نیست اگر..

غم دنیای شما نیز شود مالِ دلم

.

 

عاشق نان و زمین نیستم این را حتما..

بنویسید به دفترچه‌ی اعمال دلم

.

آه! یک عالمه حرف است که باید بزنم

ولی انگار زبانم شده پامال دلم!!

.

مردم شهر! خداحافظتان؛ من رفتم...

کسی از کوچه‌ی غم آمده دنبال دلم...

[ ۱۳٩٤/٦/۱٦ ] [ ٢:٥۸ ‎ب.ظ ] [ برات نیا ]

سخن روز : 

تمام افکار خود را روی کاری که دارید انجام می دهید متمرکز کنید. پرتوهای خورشید تا متمرکز نشوند نمی سوزانند .

گراهام بل

 

[ ۱۳٩٤/٥/۱۸ ] [ ٧:۱٤ ‎ب.ظ ] [ برات نیا ]

سخن روز : 

انسان هم میتواند دایره باشد و هم خط راست. انتخاب با خودتان هست : تا ابد دور خودتان بچرخید یا تا بینهایت ادامه بدهید...

[ ۱۳٩٤/٥/۱۸ ] [ ٧:۱٠ ‎ب.ظ ] [ برات نیا ]

زندگی را یادمان ندادند
نگفتند....
کسی که می‌خنده، بی‌غم نیست!
کسی که سکوت می‌کنه، لال نیست!
کسی که بهت دست می‌ده، دوست نیست!
کسی که می‌بوستت،عاشقت نیست!
یادمان ندادند، زود قضاوت نکنیم....!!



گوسفندها فکر می‌کنند که چوپان دوست‌شان دارد اما نمی‌دانند که چوپان دوست صمیمی قصاب است...


همیشه
از گرما مینالیم از سرما فرار میکنیم!
درجمع،از شلوغی کلافه می‌شویم و در خلوت،از تنهایی بغض می‌کنیم!
تمام هفته منتظر رسیدن روز تعطیل هستیم و اخر هفته هم بی‌حوصله تقصیر غروب جمعه است و بس!
همیشه در انتظار به پایان رسیدن روزهایی هستیم که بهترین روزهای زندگی‌مان را تشکیل می‌دهند:
مدرسه....
دانشگاه....
کار....
حتی در سفر همواره به مقصد می‌اندیشیم بدون لذت از مسیر!
غافل از اینکه زندگی همان لحظاتی بود که می‌خواستیم بگذرند

 


آیا مشکل ما در فهم زندگیست؟؟؟
خیر
ما
"لذت بردن را یاد نگرفته‌ایم"
به دنبال خوشبختی در بیرون از ذهنمان میگردیم
بیایید به هم بیاموزیم از لحظاتمون لذت ببریم

 

 

خیلی‌ها برای لذت بردن از زندگی ، گذشته‌ی خود را رها می‌کنند و می‌گویند: امروز انگار نخستین روز عمر منه!
اما من ترجیح می‌دهم که بگویم امروز آخرین روز از زندگی منه و می‌خواهم از لحظه‌لحظه‌ی آن استفاده کنم گویی که فردایی در کار نیست ...



فریب مشابهت روز و شب ها را نخوریم
امروز، دیروز نیست
و فردا امروز نمی‌شود ...


آینده کتابی‌ست که امروز می‌نویسی!
چیزی بنویس که در آینده از خواندن آن لذت ببری ...




فردا یک راز است برایش برنامه‌ریزی کن اما نگران نباش.
دیروز یک خاطره بود لطفاً حسرتش را نخور.
ولی امروز یک هدیه است. پس قدرش را بدان.

 

خوشبختی ما در سه جمله است: تجربه از دیروز، استفاده از امروز، امید به فردا
ولی حیف که ما با سه جمله دیگر زندگی مان را تباه می کنیم :

حسرت دیروز، اتلاف امروز، ترس از فردا

 

[ ۱۳٩٤/۳/۳ ] [ ٥:٥٤ ‎ب.ظ ] [ برات نیا ]

بعضی حرف ها را “نباید زد”
بعضی حرف ها را “نباید خورد”
«بیچاره دل» 
چه می‌کشد میان این “زد” و”خورد”...!!

[ ۱۳٩۳/۸/۱ ] [ ۱:٥٢ ‎ق.ظ ] [ برات نیا ]

[ ۱۳٩۳/٥/٢٢ ] [ ٩:٤٥ ‎ق.ظ ] [ برات نیا ]

[ ۱۳٩۳/٥/٢٠ ] [ ٩:٤٥ ‎ق.ظ ] [ برات نیا ]
ذات انسان هااز گوسفندی پرسیدند:اگر تو گرگ بودی چه کار می کردی؟
گوسفند گفت: من گرگ ها را به علف خوردن عادت می دادم تا دیگر به گوسفند های بی گناه حمله نکنند
از گرگی هم پرسیدند:اگر گوسفند بودی چه کار می کردی؟

گفت: من به گوسفند ها می اموختم که چه طور با دو پای عقبشان به سر گرگ ها بزنند و ان ها را بکشند.

ذات هیچ حیوانی را نمی توان عوض کرد

و

آدم ها هم با پوشیدن لباس های رنگارنگ(...) ذاتشان تغییر نمیکند
[ ۱۳٩۳/۳/۱۳ ] [ ۸:٢٠ ‎ق.ظ ] [ برات نیا ]

واقعا مشکل خیلی از ما انسانها این است که:

همانقدر که مسخره می کنیم احترام نمی گذاریم
همانقدر که اشتباه میکنیم تفکر نمیکنیم
همانقدر که عیب میبینیم برطرف نمی کنیم
همانقدر که از رونق می اندازیم رونق نمی بخشیم
همانقدر که کینه به دل می گیریم محبت نمی کنیم
همانقدر که حرف میزنیم عمل نمی کنیم
همانقدر که می گریانیم شاد نمیکنیم
همانقدر که ویران میکنیم آباد نمیکنیم
همانقدر که کهنه میکنیم تازگی نمی بخشیم
همانقدر که دور میشویم نزدیک نمی کنیم
همانقدر که آلوده میکنیم پاک نمیکنیم
همیشه دیگران مقصرند ما گناه نمیکنیم

ارسالی از : خانم مهندس م . سالاری

[ ۱۳٩۳/۳/۱۳ ] [ ۸:۱۸ ‎ق.ظ ] [ برات نیا ]

خدایا
وقتی تو پشتمی
مهم نیست کیا جلوم هستن …

 

خدای خوب من
 زندگی به سختی اش می ارزد
اگر تو در انتهای هر قصه ایستاده باشی

 

ناشنوا باش
 وقتی همه
 از محال بودن آرزوهایت سخن می گویند …

 

جاذبه ی سیب ، آدم را به زمین زد
و جاذبه ی زمین ، سیب را !
فرقی نمیکند

"سقوط" سرنوشت ِ دل دادن به هر جاذبه ای غیر از خداست

 

 درست متر کن! آدم ها هم قد خودشان اند، نه هم قد تصورات تو

 

همیشه به قلبتان گوش دهید

اگر چه در سمت چپ شما قرار دارد

همیشه راست خواهد گفت

 

خدایا یا خیلی برگردون عقب یا بزن بره جلو َ اینجای زندگی خیلی دلم گرفته

 

به کسانی که پشت سر شما حرف می زنند بی اعتنا باشید جای آنها همان جاست

دقیقا پشت سر شما ....

 

از تو بگذشتم و بگذاشتمت با دگران

رفتم از کوی تو لیکن عقب سر نگران

ما گذشتیم و گذشت آنچه تو با ما کردی

تو بمان با دگران وای به حال دگران

[ ۱۳٩٢/۱۱/۱ ] [ ٥:۳٧ ‎ب.ظ ] [ برات نیا ]

تو کلاس درس خدا

اونیکه ناشکری می کنه رد میشه

اونیکه ناله می کنه ، تجدید می شه

اونیکه شکر می کنه شاگرد ممتاز می شه

دعا می کنم عزیزم همیشه شاگرد ممتاز خدا باشی

دعاکن برام تا همکلاس تو باشم

[ ۱۳٩٢/۱٠/٢۸ ] [ ۱٢:٢٤ ‎ب.ظ ] [ برات نیا ]

بی دوست عبور از دل شب ها شدنی نیست

شب های پر از راز که فردا شدنی نیست

گفتم که برایت بفرستم دل خود را

افسوس که چون نامه ی دل تا شدنی نیست

[ ۱۳٩٢/۱٠/٢۸ ] [ ۱٢:۱٦ ‎ب.ظ ] [ برات نیا ]

 

[ ۱۳٩٢/۱٠/٢٥ ] [ ۱۱:۳٢ ‎ق.ظ ] [ برات نیا ]

گاهی دلت می خواهد کسی باشد تا با هم بروین،

گاهی دلت می خواهد این همسفرت هم پایت باشد

گاهی دلت می خواهد او تورا قبول داشته باشد

گاهی دلت می خواهداینقدر بهت ایمان داشته باشد که نپرسد

کجا؟

[ ۱۳٩٢/۸/٢۸ ] [ ۸:۳۸ ‎ب.ظ ] [ برات نیا ]

[ ۱۳٩٢/۸/۱٧ ] [ ٩:٥٥ ‎ق.ظ ] [ برات نیا ]

Whatever has happened, has happened for good.
Whatever is happening, is also for good.
Whatever will happen, shall also be good.
What have you lost, that you cry for?
What did you bring, that you have lost?
What did you create, that was destroyed?
What you have taken, has been from here.
What you gave, has been given here.
What belongs to you today, belonged to someone yesterday,
Shall belong to third person day after.
So why worry unnecessarily?
Change is the Law of Universe.

JAY SHRI KRISHNA

GOOD NIGHT WORLD

[ ۱۳٩٢/۸/۱٧ ] [ ٩:۱٤ ‎ق.ظ ] [ برات نیا ]

گاهی ادم ناخواسته اعتماد عزیز ترین کسانش را نسبت به خودش خراب می کند. با حرف های ساده. با حرکات ساده. با یک نگاه ساده. گاهی با زبان بی زبانی ، گاهی با نرمی زبان. گاهی با نوشتن.

نمی دانم چرا این کلمه قدرت عجیبی دارد وقتی به فردی اعتماد می کنی یعنی تمام زندگی و مسایل خصوصی ات را نیز ممکن است به برادرت و یا خواهرت نگویی ولی به او خواهی گفت: چون بهش اعتماد داری . اما وقتی با یک حرکت ساده با آمدن " بی " بر اول آن همه چیز خراب می شود دیگر تو می وشی نامحرم و دیگر هیچ جیزی به تو گفته نخواهد شد و تو نیز هیچ حرفی برای گفتن پیدا نمی کنی چون می ترسی جایی لو برود و یا بر علیه خودت در جای دیگری استفاده شود. خلاصه همه ی رابطه ها بهم می خورد. دوستی از بین می رود . محبت جایش را به نفرت می هدو بد تر از انکه دیگر هیگاه به قبل بر نمی گردد چون بر صفحه اعتماد چروک افتاده و با هیچ اتویی قابل از بین رفتن نیست. این حرف ها را برای خودم می نویسم که یاد بگیرم:

[ ۱۳٩٢/۸/۱۳ ] [ ٧:۱٧ ‎ب.ظ ] [ برات نیا ]

دل آدم ...چه گرم می شود گاهی ساده... به یک دلخوشی کوچک...

به یک احوالپرسی ساده...
به یک دلداری کوتاه ...
به یک "تکان سر"...یعنی...تو را می فهمم...

... به یک گوش دادن خالی ...بدون داوری!
به یک همراهی شدن کوچک ...
به حتی یک همراهی کردن ممتد آرام ...
به یک پرسش :"روزگارت چگونه است ؟"

به یک دعوت کوچک به صرف یک فنجان قهوه ! 
... به یک وقت گذاشتن برای تو...
به شنیدن یک "من کنارت هستم "...
به یک هدیه ی بی مناسبت ...
به یک" دوستت دارم "بی دلیل ...

به یک غافلگیری :به یک خوشحال کردن کوچک ...
به یک نگاه ...
به یک شاخه گل...
_دل آدم گاهی ...چه شاد است ...
به یک فهمیده شدن ...درست !

به لبخند!
به یک سلام !
به یک تعریف به یک تایید به یک تبریک ...!!!

می خواهم بگویم گاهی ادمی اشتباه می کند و دل دوستانش را می شکند خواسته یا ناخواسته . برای بدست اوردن دل دوستان ابتدا برای شروع سلامی عرض می نماییم و ارادتی. برخی حرف ها را نمی گفت و نوشت فقط نگاه ملتمسانه می تواند بیان کند که ای دوست برگرد و دوباره باز باهم زیر باران قدم بزنیم , دوباره با هم گپی بزنیم و لحظه های تنهایی را با کلمات دلنشین پر کنیم.

ایت دسته گل برای شمایی که بودنتان گرما بخش همه ی وجود ماست:

[ ۱۳٩٢/۸/۱٠ ] [ ۱٠:٥٥ ‎ق.ظ ] [ برات نیا ]

[ ۱۳٩٢/۸/۱٠ ] [ ۱٠:٥۱ ‎ق.ظ ] [ برات نیا ]

دلت که گرفت، دیگر منت زمین را نکش
راه آسمان باز است، پر بکش
او همیشه آغوشش باز است، نگفته تو را میخواند ؟
اگر هیچکس نیست، خدا که هست...
.
.
اون لبخندی که برای پنهان کردن دردت میزنی،
لبخند خداست به بنده اش
اون لبخندی هم که پشتش خدا باشه،
تمام مشکلاتو حل میکنه

[ ۱۳٩٢/۸/۱٠ ] [ ۱٠:٤۱ ‎ق.ظ ] [ برات نیا ]

 

[ ۱۳٩٢/٧/۱٢ ] [ ۱۱:۱۳ ‎ق.ظ ] [ برات نیا ]

شیلر شاعر آلمانی می گوید :

از نظر فعالیت زنبور عسل می تواند استاد تو باشد و از جهت زندگی کرم می تواند معلم تو گردد، ولی هنر را تو ای انسان تنها تو می توانی مالک باشی .

[ ۱۳۸٥/٦/٢٦ ] [ ۱٠:۳٠ ‎ب.ظ ] [ برات نیا ]

تو که نمی دانی ...
دل هایم برایت تنگ شده اند . . .

آخر تو که نمی دانی ،

برای فراموش کردنت دو دل شده ام !

ارسالی از : شبنم

[ ۱۳٩٢/٦/۱٦ ] [ ۱۱:٥۱ ‎ب.ظ ] [ برات نیا ]

آدم ها را
      گاهی باید رها کرد بروند
اسارت از یادشان می برد مهربانیت را

ارسالی از : شبنم

[ ۱۳٩٢/٦/۱٥ ] [ ۱٠:٤٦ ‎ق.ظ ] [ برات نیا ]

چه شـباهـت متـفـاوتی بـین ماسـت…!!!

تـو دل شـکـسـتـه ای ،من دلــشــکـسـتـه ام ..

 

گفتی:

شاید برگشتم..

هنوز زنده ام!

به امید همان “شاید” ..

 

آرامشی ملیح در گوشه چشمانم..

مانند بارانی بروی شیروانی..

اما…

ناودان ندارد..!!

غصه هایم درون سینه ام به چاه میروند

 

درگیر جنگ تن به تنم با تنی که نیست…

دارم شکست میخورم از دشمنی که نیست…

 

خواهش دارم روبه روی من نمان ،

عبور کن ،اگر نمی خواهی بر تیره بختی من گواهی دهی

کوچه را طی کن

و در انتهای کوچه محو شو ،

همان گونه که آدم های خوشبخت محو می شوند...

 

دلم یک دنیا تنهایی میخواهد

با یه عالمه تو

و تمام گوشه کنارهای آغوشت

 

شازده کوچولو می گفت:

گل من گاهی بداخلاق و کم حوصله و مغرور بود

اما ماندنی بود

همین بودنش بود که او را تبدیل به گل من کرده بود

 

 

توقع زیادی نیستــ خواستن امنیت آغوش

تــــــــــــــو

و....

عشقی که زیر خطـ کمـــربنـد نباشــــــد

!!!!!

!!!!!

عشقی که زیر خطـ کمـــربنـد نباشــــــد

و....

تــــــــــــــو

توقع زیادی نیستــ خواستن امنیت آغوش

 

[ ۱۳٩٢/٦/۱۳ ] [ ۱۱:۱۳ ‎ق.ظ ] [ برات نیا ]


سکوت، یعنی گفتن در نگفتن، یعنی مقابله با شهوت رام نشدنی حرف، یعنی تمرین برگشتن به دوران جنینی و شنیدن انحصاری لالائی قلبِ مادر در تنهائی محض.

سکوت در مکالمه تلفنی، یعنی تردید یا مزاحمت، یا شرم.

هر سکوتی، سرشار از ناگفته ها نیست، بعضی وقت ها، سرشار از خجالتِ گفته هاست.

موسیقی، یعنی سکوت بعلاوه سکوت های شکسته شده ی موزون.

سکوتِ آرام کتابخانه، یعنی رعد و غرش نهفته ی تمامِ حرف های فشرده ی عالم، در پیش از این.

سکوتِ شاهد، یعنی شهادتِ دروغ، موقع خواب و استراحت و تعطیلی وجدان.


سکوتِ محکوم بی گناه، یعنی بغض، آه، گریه درون.

سکوتِ مظلوم، یعنی نفرینی مطلق و ابدی.


بعضی سکوت را به رشوه ای کلان می خرند و با سودی سرشار، به اسم حق السکوت، می فروشانند.

سکوتِ عاشق در جفای معشوق، یعنی پاس حرمتِ عشق.


سکوت، در خود گریه دارد ولی گریه، با خود سکوتی ندارد.

بعضی با سکوت آنقدر دشمنند که حتی در خواب هم آنرا با پریشان گوئی می شکنند.


سکوتِ در بیمارستان، بهترین هدیه ی عیادت کنندگان است.

آدم، بسیاری حرف ها را که می شنود، آرزو می کند کاش بشر گنگ و ساکت بود.


ایرانی ها، از قدیم معنی سکوت و سخن بخردانه گفتن را خوب بلدند، اشکال فقط در استفاده گاه و بیگاه از این دو نعمت، به جای هم است.

آنان که حرمت سکوت را پاس می دارند، بیش از حرّافانِ حرفه ای، به بشر امیدواری می دهند.


وقتی خدا بخواهد فساد کسی را برملا کند، نعمتِ سکوت را از او سلب می کند.

سکوتِ قاضی، رعب آورترین سکوتِ زمینی است، وقتی بدانی گناهکاری.


سکوتِ وداعِ واپسین دیدار دو دلدار، همیشه مرطوب است.

سکوتِ یک محکوم به مرگ، پر از پشیمانی لزج است.


خیالتان آسوده، سکوتِ مرگ، سرد و منجمد است، ولی شکستنی نیست.

زیر زمین خانه های قدیمی تمام مادر بزرگ ها، سرشار از سکوتِ ترشی سیر، انار خشکیده، سرکه ی انگور، عروسک ها و دوچرخه دوران بچگی است.


سینمای صامت، پر از سکوتی گویا و خنده دار بود.


غیرقابل درک ترین سکوت، متعلق به معلم ادبیات پیری است که، شاگرد قدیمش را در حال غلط خواندن گلستان سعدی از تلویزیون می بیند.


آزار دهنده ترین سکوت، وقتی است که دروغ می گوئی و مخاطبت در سکوتی سنگین، فقط نگاه می کند.

در گورستان، فقط در ساعات معینی که ارواح به میهمانی می روند، سکوت برقرار است.


بعضی، بلدند با تمام وجود مدت ها ساکت باشند، حیف که زبانشان آخر همه را به باد می دهد.

آدم های ترسو، برای فرار از سکوت، با خود حرف می زنند.


تابلوهای جهت نما، در خیابان و جاده ها، در سکوتی بی ادعا، عابران را راهنمائی می کنند.

تمام مردم جهان، با یک زبان واحد سکوت می کنند، ولی به محض باز کردن دهان از هم فاصله می گیرند.


کرو لال ها، در سکوتِ محض با هم حتی پرچانگی هم می کنند.

سکوت، خیلی خیلی خوب است، اما نه هر سکوتی.


بعضی، قادرند تا لحظه مرگ، سکوت کنند، به شرطِ آنکه حق السکوتِ قابلی در قبالش گرفته باشند.

در آخرت، تو را به خاطر حرفهای نسنجیده، ممکن است مجازات کنند، ولی سکوتِ بی جایت را، هرگز نمی بخشایند.


سکوت را با هر چیزی می شود شکست، ولی با هر چیزی نمی توان پیوند زد.

سکوت، حتی از نوع مطلق اش در نهایت شکستنی است.


دفاترِ سفید و بی خطِ نو، مثل نوارِ خام، مملو از سکوتند.

تاکنون، هیچ مترجمی پیدا نشده که بتواند سکوت را، از زبانی به زبان دیگر ترجمه کند.


قطعاً یکی از راههای تحمل ِزندگی، پناه بردن به سکوت است.

همیشه گفته اند، از آن نترس که های و هو دارد، از آن بترس که برّوبرّ، نگاهت می کند و در سکوت، برایت نقشه ای شیطانی می کشد.


آدم های خسیس، ممکن است بی بهانه حرف بزنند، ولی بی بها، سکوت نمی کنند.

سکوت گاهی وقتها واقعا زیباست... مثل وقتایی که آدم توی طبیعته؛ توی یه جای بکر و دنجش. که جز پرنده ها و آب و درختاش کس دیگه ای نیست و صدایی نیست جز همین صداها که گوش دادن بهشون یه شور خاصی به آدم میبخشه.


سکوت ساحل واقعا زیباست و سکوت زمانیکه یه نوای زیبا به گوش میرسه و همه ی وجود آدم رو در بر میگیره ...

سکوت؛ در آن می توان شکفت، شکست، خندید، بارید، ترسید، شنید. در او می توان نشست و هیچ نگفت و تنها در سکوت است که می توان فاصله ها را با گوهر خیال، پیوند داد.


راستی چه زیباست سکوت؛ این واژه پر از فریاد ...

[ ۱۳٩٢/٦/۱٠ ] [ ۱٠:٥٦ ‎ق.ظ ] [ برات نیا ]


تمام حجم خیالم از تو لبریز است

دنیای خیالم کوچک نیست ، تو بی نهایت عزیزی . . .


اشکی که بی دلیل بیاید ، اشک دلتنگی نیست ، اشک بی کسی است !
 

فرق است میان دوست داشتن و داشتن دوست،

دوست داشتن امریست لحظه ای و اما داشتن دوست

استمرار لحظه های دوست داشتن است
 

منتظر هیچ دستی در هیچ جای دنیا نبودم،

همیشه اشکهایم را بادستان خودم پاک کردم،

چون میدانم همه رهگذرند…
 

تنها بودن قدرت می خواهد و من قدرتمندم،

این قدرت را کسی به من داد که روزی میگفت تنهایت نمیگذارم…
 

چای هایت را تلخ نخور! کمی نگاهم کن…

تمام قند های دلم را برایت آب می کنم
 

خدایا آسمانت چه مزه ایست؟

من که فقط زمین خورده ام…
 

تنهایی را بلند ترین شاخه درخت میفهمد،

انگار هر چه بزرگتر میشویم تنهاتر میشویم

براستی خدا از بزرگی تنهاست ،یا از تنهایی بزرگ؟!!!


****************************


اگر روزی داستانم را برای کسی نقل کردی بگو:
بی کس بود،اما کسی رو تنها نذاشت.

دلشکسته بود،اما دل کسی رو نشکست.

کوه غم بود،ولی کسی رو غمگین نکرد.

و شاید بد بود ولی برای کسی بد نخواست…
 

تابلو نقاش را ثروتمند کرد

شعرِ شاعر به چند زبان ترجمه شد

کارگردان جایزه ها را درو کرد

و هنوز سر همان چهارراه واکس میزند کودکی که بهترین سوژه بود !
 

به هرکه می گویم “تو” به خودش می گیرد

چه ساده اند اینها ! نمیدانند هیچکس برای من “تو” نمیشود . .
 

سربه هوانیستم

اماهمیشه چشم به آسمان دارم

حس عجیبی است دیدن همان آسمانی که

شاید توچند لحظه پیش به آن خیره شده باشی...
 

گمم نکن…

در گوشه ای از حافظه ات مینشینم آرام…

فقط بگذار بمانم…
 

بعضی‌ وقتا باید بذاری آدما همینطوری برن ،

نه برای اینکه اونا واسه تو با ارزش نیستن .

بلکه برای اینکه تو دیگه برای اونا با ارزش نیستی‌!!!!
 

همیشه سخت ترین سیلی را از کسی میخوری که روزی بهترین نوازشگرت بود . . .
 

میدونی محبت یعنی چی ؟

م : من
ح : حالا
ب : به یاد
ت : توام

[ ۱۳٩٢/٦/٩ ] [ ۱٢:۱٠ ‎ب.ظ ] [ برات نیا ]

[ ۱۳٩٢/٦/٩ ] [ ۱٢:٠٤ ‎ب.ظ ] [ برات نیا ]

[ ۱۳٩٢/٥/٢۳ ] [ ۱٠:۳٥ ‎ق.ظ ] [ برات نیا ]
هنوز به دیدار خدا می روند ... خدایی که در یک مکعب سنگی خود را حبس کرده !!

خدا همین جاست ، نیازی به سفر نیست !

خدا همان گنجشکی است که صبح برای تو می خواند ،خدا در دستان مردی است که نابینایی رااز خیابان رد می کتد ،

خدا در اتومبیل پسری است که مادر پیرش را هر هفته برای درمان به بیمارستان می برد ،

خدا در جمله ی " عجب شانسی آوردم"است !!

خدا خیلی وقت است که اسباب کشی کرده و آمده نزدیک من و تو!!

خدا کنار کودکی است که می خواهداز فروشگاه شکلات بدزد !!

خدا کنارساعت کوک شده ی توست، که می گذارد 5 دقیقه بیشتر بخوابی!!

از انسانهای این دنیا فقط خاطراتشان باقی می ماند و یک عکس با روبان مشکی ، از تولدت تا آن روبان مشکی ، چقدر خدا را دیدی ؟!

خدا را 7 بار دور زدی یا زیر باران کنارش قدم زدی ؟

خدا همین جاست ، نه فقط در عربستان!

خدا زبان مادری تو را می فهمد ، نه فقط عربی را !.......... خدایا دوستت دارم...!
[ ۱۳٩٢/٥/٢ ] [ ٩:۱٢ ‎ق.ظ ] [ برات نیا ]
.: Weblog Themes By Iran Skin :.

درباره وبلاگ

موضوعات وب
RSS Feed