همیشه به یاد داشته باش:
وقتی از وضعیت زندگیت شکایت میکنی،مردمانی هستن که برای داشتن زندگی مثل زندگی تو و بودن به جای تو هرکاری حاضرن بکنن....
جواب داد گذشتم
رودخانه
رنگی در پارک "گلد استیریم" کانادا جریان دارد. آب این رودخانه در ٢٩
دسامبر ٢٠١٠ به رنگ سبز نئونی تغییر رنگ داد. مردم نمیتوانستند آن چه که
با چشم میبینند را باور کنند. خیلی عجیب و غیر قابل باور بود. طبق تحقیقات
محلی مشخص شد که این به دلیل یک واکنش شیمیایی در آب بوده که با مادهای
به نام "فلو ئورسین" میباشد آنها اعتقاد داشتند که بعضی افراد این ماده را
در آب رودخانه ریختند تا شوخی سال نو را اجرا کنند، اما آن ماده سمی نبوده و ماهیهای رودخانه را نابود نکرده است.
آنجه که می بینید فقط برای همدردی با هم نوعان است :
این آقا را می شناسید ؟ کوین کارتر عکاس اهل آفریقای جنوبی .
اگر چهره و نام اوبرایتان آشنا نیست حتما معروف ترین عکسی که گرفته آشنا خواهد بود . کوین کارتر در ۱۹۶۰ در آفریقای جنوبی به دنیا آمد و چرخش روزگار او را به کار در یک مرکز تعمیر دوربین عکاسی رساند و از آن پس کوین آرام آرام شد یک عکاس حرفه ای . در سال ۱۹۹۳ به عنوان عکاس سازمان ملل به سودان رفت تا از درد و رنج مردم قحطی زده ی این کشور که از ۲۱ سال جنگ داخلی در عذاب بودند عکس تهیه کند . روزی در یک کیلومتری کمپ تغذیه ی سازمان ملل از پشت بوته ها صدای ناله ی ضعیف کودکی را شنید . جلوتر که رفت دختر بچه ای را که در عکس می بینید پیدا کرد که در مسیر حرکت به طرف کمپ از خستگی و ضغف نشسته و به این شکل استراحت می کرده . در همین لحظه این کرکس به زمین می نشیند تا در صورت مردن کودک به او حمله کند .
کوین بعد از تنظیم کادر مورد نظرش به گفته ی خودش ۲۰ دقیقه منتظر می ماند تا شاید کرکس بالهایش را باز کند و در آن حالت عکس را بگیرد . اما کرکس صبور که زنده بودن دخترک را حس می کرده به همان حال می ماند . کوین که نا امید می شود عکس را به همین وضعیت که می بینید می گیرد و بر می خیزد و کرکس را فراری می دهد . در همین لحظه دختر بچه ی در حال مرگ از جا بر می خیزد و افتان و خیزان به طرف اردوگاه به راه می افتد . کوین که در طی روزهای سفرش صحنه های مرگ و میر زیادی بر اثر گرسنگی دیده بوده کمی اشباع شده بوده و طبعا آنطور که باید و شاید به دخترک توجه نمی کند و به راه خود ادامه می دهد . در ۲۶ مارچ سال ۱۹۹۳ عکس کوین در نیویورک تایمز به چاپ رسید و به سرعت مشهور شد . کمتر از یکسال بعد در ۱۲ اپریل ۱۹۹۴ از دفتر نیویورک تایز با کوین تماس گرفتند و به او اعلام کردند که بخاطر همان عکس و جلب توجه جهانیان به فجایع انسانی سودان برنده ی جایزه ی پولیتزر شده است . غافل از اینکه در درون کوین غوغایی به پا بود . پس از اعطای جایزه که در نیویورک انجام شد بسیاری از مطبوعات از کوین گفتند و نوشتند . برخی تحسینش کردند و برخی هم از او به خاطر بی توجهی به سرنوشت دخترک انتقاد کردند . جست و جوهای پرسنل سازمان ملل برای پیدا کردن دخترک هیچ نتیجه ای نداد و همین باعث شدت گرفتن انتقادها از کوین شد . به طوری که روزنامه ی سن پترزبورگ چاپ فلوریدا کارتر را کرکس دوم این صحنه خطاب کرد . همه ی این فشارها بر عذاب وجدانی که کوین همواره در خود احساس می کرد شدت می بخشید تا این که در ۲۷ جولای ۱۹۹۴ در سن ۳۴ سالگی با دود اگزوز خودروی خودش , خود کشی کرد . کوین کارتر مرد و هرگز مشخص نشد که آن دختر کوچک آیا زنده مانده یا نه . شاید بتوان گفت که کوین در زمان آن حادثه به شدت غرق در کارش بوده و هدفش گرفتن بهترین عکس ممکن بوده , ولی از حق نمی توان گذشت که به این شکل بی تفاوت هم نباید از کنار قضیه عبور می کرده
چند عکس تاثیرگذار دیگر هم از این عکاس معروف در زیر ببینید:
و سایت شمال نیوز (http://shomalnews.com/index.php?view&sid=30345)»
روستای ایستا واقع در شهرستان طالقان شاید مرموزترین روستای ایران باشد، روستایی در خاک البرز که مردمانش در زمان توقف کرده اند.
به گزارش خبرنگار مهر در کرج، سکوت حکمفرماست و کسی کاری به کار کسی ندارد. در کوچه ها اثری از رد پای تکه آهنهایی که در شهر "خودرو" نامیده می شود نیست. مردمانی که چون تابلو نقاشی زندگی و آداب و رسوم گذشته را در عصر ارتباطات یدک می کشند.
نه تنها شبها پای تلویزیون نمی نشینند که به شب نشینی هم اعتقادی ندارند. عروسی و عزا ندارند و مراسمی چون جشن تولد، سالگرد ازدواج و... برای آنان معنا و مفهومی ندارد.
مهمان نواز هستند به شرطی که احدی از زنان قصد ورود به روستای آنان را نداشته باشد. همانطور که تا کنون کسی از دنیای بیرون زنان آنان را ندیده است. متمول هستند و از طریق فروش زمینهای پدریشان در تبریز روزگار می گذرانند.
شناسنامه ندارند و جزو آمار جمعیت ایران به حساب نمی آیند. هیچگونه خدمات دولتی را دریافت نمی کنند.
جایی که هرگونه امکانات دنیای جدید را نمی پذیرند
اینجا ایستا است؛ مرموزترین روستای ایران! جایی که هیچگونه امکانات دنیای جدید را نمی پذیرند و بدون آب لوله کشی، گاز، برق، درمانگاه، ماشین آلات، وسایل ارتباطی و ... زندگی می کنند.
اهالی روستای ایستا واقع در شرق طالقان اوقات شرعی نماز را با شاخصههای خود استخراج کرده و آغاز و پایان ماه مبارک رمضان را نیز با رویت خویش تعیین میکنند، به رویای صادقانه معتقدند
فرزندان آن بعد از رسیدن به سن تکلیف مختارند که با آنان زندگی کنند یا به شهر تبریز بازگردند، هیچگونه فعالیت سیاسی و اجتماعی نداشته و باورهای خود را تبلیغ نمیکنند.
اهالی روستای ایستا شناسنامه ندارند
اهالی روستای ایستا شناسنامه ندارند و از امکانات رفاهی جدید مانند آب لوله کشی، گاز، برق، تلفن، رادیو و تلویزیون و... استفاده نمیکنند.
کودکان آن روستا به سبک سنتی و مکتب خانهای با فراگیری دروسی همانند واجبات و محرمات فقهی، خوشنویسی و اصول عقاید سواددار میشوند.
ساعت مچی و دیواری در محل زندگی "اهل توقف" وجود ندارد و سیمان و آهن در معماری خانههای آنان به کار نرفته است.
آنان به نحو اسرارآمیزی از مردم فاصله میگیرند و کمتر کسی را به خانه خود راه میدهند.
از هر نوع مظاهر مدرنیته و تکنولوژی دوری میکنند و با این عزلت گزینی و انتخاب زندگی رهبانی، هالهای از شایعات و سخنان عجیب را در اطراف خود پراکندهاند
هرمن و کاندلاریا زپ 11 سال با ماشین 83 ساله شان مشغول سفر به دور دنیا بودند ، آنها قرار بود فقط از آرژانتین به آلاسکا سفر کنند اما این سفر تبدیل به طی مسیری به طول 142000 مایل شد ، آنها در این مدت صاحب چهار فرزند با ملیت های مختلف شدند . خرج سفر آنها هم از فروش 2 کتاب چاپ شده بدست آمده است
| نهنگ غول پیکری که تا نزدیک ساحلی در انگلیس آمده بود، در اثر به گل نشستن و با وجود تلاش های زیاد مردم جان خود را از دست داد. به گزارش مهر، این غول دریایی با وجود ظاهری بزرگ بسیار مهربان است و تنها از پلانکتون ها و موجودات کوچک دریایی تغذیه میکند. این نهنگ عنبر با بیست تن وزن و نزدیک چهارده متر طول به آبهای ساحلی نزدیک و به گل نشسته بود که سرانجام با وجود تلاش های بسیار مردم محلی و مأموران آتش نشانی در ساحل «ردکار» در کلولند انگلیس جان خود را از دست داد. «ریچارد ایلدرتن»، از مرکز «غواصان امدادگر حیات دریایی» در انگلیس در این باره اظهار داشت: «دریای شمال محیطی اشتباه برای این مخلوقات بزرگ است. همین مسأله موجب شد که همه تلاش های ما برای بازگرداندن این نهنگ به دریا بی نتیجه بماند». وی افزود: «دریای شمال محیط مناسبی برای نهنگهای عنبر نیست چراکه غذای آنها در این دریا وجود ندارد؛ بنابراین، آنها غذا نمیخورند و دچار سوء تغذیه میشوند و همچنین آب بدن خود را از دست میدهند. چون این حیوانات آب نمینوشند بلکه مایعات بدن خود را از غذایی که میخورند به دست میآورند. تمام این موارد میتوانند انواعی از مشکلات سلامتی را برای آنها به وجود آورد که نتیجه آن چیزی میشود که در مورد این نهنگ رخ داد». بنا بر گزارش دیلی میل، به گفته ریچاد ایلدرتن، نهنگهای حداکثر تا وزن پنج تن را میتوان دوباره به آب بازگرداند، ولی این نمونه چهار برابر سنگین تر بود. ![]() غم انگیز ـ داوطلبان سعی در نجات این نهنگ عنبر 13.5 متری دارند که در پایان در ساحل ردکار در کلولند انگلیس جان خود را از دست داد
![]() این نهنگ عظیم 20 تنی نتوانست نجات پیدا کند و دوباره به دریا بازگردد ![]() صحنهای غیرعادی برای یک ساحل در دریای شمال؛ یک نهنگ در میان ماسهها ![]() دوربینهای مردم به سمت این مخلوق شگفت انگیز دریایی ![]() تنها لحظهای که میتوان به ارباب دریاها نگاهی تا این حد نزدیک انداخت ![]() بدن این نهنگ نیمه جان در مقابل آفتاب صبحگاهی و زیر آسمان آبی میدرخشد. این غول مهربان به دلیل پیدا نکردن غذا دچار سوء تغذیه شده بود ![]() در آغاز مأموران آتش نشانی فکر میکردند که میتوانند نهنگ را با ریختن آب نجات دهند اما این تلاش بی نتیجه |
![]()
طبیعت بهاری نمک آبرود
نمکآبرود شهرکی گردشگری و ویلایی در استان مازندران است. شهرک نمک آبرود بین راه چالوس به تنکابن در ۱۲ کیلومتری چالوس قرار دارد و دارای خط تلهکابینی به نام تلهکابین نمکآبرود است. نمک آبرود که در دوازده کیلومتری غرب چالوس واقع شده قسمتی از اراضی منطقه را با وسعت تقریبی ۶۵۰ هکتار در بر میگیرد. حد شمالی این اراضی را دریای خزر و حد جنوبی آن را ارتفاعات مدوبن (از بلندیهای رشته کوه البرز) تشکیل داده است. وجود پارکهای جنگلی بنفشه و شمشاد در قسمت شمالی این مجموعه با وسعت تقریبی ۲۰۰ هکتار مناظر بدیعی را در این قسمت از اراضی به وجود آورده است. ضمن آنکه در جنوب این اراضی دامنه کوه مدوبن به صورت جنگلی فشرده و با جاذبههای بصری فوق العاده واقع شده است.
|
:دوستان محیط زیستی
ببینین مسئولین محترم کلاردشتی چه راهکار جالبی برای دفن زباله هاشون پیدا کردن! ا
اینجا همون جنگلهای عباس آباد خودمونه...! ا
شیرابه های زباله روی اکوسیستم منطقه شدیدا تاثیر گذاشته و بوی تعفن تا شعاع چند کیلومتری به مشام میرسه
آیا این راهکار مسئولین باهوش برای جذب توریست در یک منطقه منحصر به فرد گردشگری در کشوره؟
محیط زیسته .... یا زباله دانی؟!
|
عکسهای زیبا از کشور مکزیک
ایالات متحد مکزیک یا مکزیک، کشوری است در آمریکای شمالی. این کشور از شمال با ایالات متحده آمریکا و از جنوب شرقی با گواتمالا و بلیز هممرز است. همچنین اقیانوس آرام، در غرب و جنوب، خلیج مکزیک در شرق و دریای کارائیب در جنوب شرق آن را دربرگرفتهاند. این کشور با حدود ۲ میلیون کیلومتر مربع وسعت، ۱۴اُمین کشور وسیع دنیا و با حدود ۱۰۹ میلیون نفر جمعیت، ۱۱اُمین کشور پرجمعیت دنیاست. ۷۶٫۵٪ مردم آن مسیحی کاتولیک و ۳/۶درصد پروتستان هستند. زبان رسمی آنها اسپانیایی است.
پایتخت آن مکزیکوسیتی، یکی از پرجمعیتترین شهرهای دنیا است. اولین آثاری که از انسان در مسوآمریکا (مکزیک کنونی) به دست آمده متعلق به ۴۰ هزار سال پیش است. مکزیک همچنین مهد یکی از مهمترین تمدنهای باستان، آزتک، بودهاست. مکزیک در قرن ۱۶ میلادی توسط هران کورتس کشف شد و در سال ۱۵۱۹ تمدنهای بومی مکزیک از سوی اسپانیاییها مورد حمله قرار گرفتند. این کشور از سال ۱۵۲۱ تاجنگهای استقلال مابین ۱۸۲۱-۱۸۱۰ مستعمره اسپانیا بودهاست.
نام آغازین این کشور اسپانیای نو بود. اما پس از آنکه نام پایتخت آن را مکزیکوسیتی انتخاب کردند نام مکزیک که برگرفته از زبان سرخپوستی ناهوآتل است را برای آن گزیدند. معنی مکزیک مشخص نیست اما به نظر برگرفته از mextli یا Mēxihtli است.
آب و هوای آن در نواحی مرتفع معتدل کوهستانی و در سایر نواحی گرم و مرطوب و یا خشک است. بلندترین نقطه آن قله سیتلال تپتل (اوریسابا ) با ۷۰۰، ۵ متر ارتفاع میباشد . رود ریوگرانده (۰۳۴، ۳ کیلومتر) نی طویلترین رود آن است.
بر اساس آخرین برآورد رسمی جمعیت مکزیک ۱۱۱ میلیون نفر است و پرجمعیتترین کشور اسپانیایی زبان در جهان است.
پنجاه نفرعلیرغم خطر مرگ برای کنترل در راکتورفوکوشیما باقی مانده اند.مردم ژاپن به آنها سامورایی می گویند
این گروه کوچک مهندسین و تکنسین ها بصورت قهرمانان ملی ژاپن درآمده اند.به آنها “کامی کازی” و سامورایی گفته می شود. آنها در معرض تشعشعات بسیار قوی رادیو اکتیو هستند و بدون شک بسیاری از پیامد آن جان خواهند سپرد. جایشان را هر پانزده دقیقه عوض می کنند که از تشعشع نسوزند. پنجاه نفر داوطلبانه برای کنترل راکتور در مرکز مانده اند. بیست نفر دیگر علیرغم خطر مرگ به آنها پیوسته اند تا راکتور را از کار بیندازند.امروز در ژاپن همه می دانند که اگر از بروز فاجعه ای عظیم جلوگیری شده، بخاطر فداکاری مردانی بوده که هویتشان اعلام نشده است. میدانیم در میان آنها مردی 59 ساله است که تنها هجده ماه به بازنشستگیش مانده است. دختر او پیامی تکان دهنده در سایتی که به قربانیان زمین لرزه اختصاص یافته، منتشر کرده است.
حالا دیگه وقتی پرسیدن دلیل پیشرفت یک کشور چیه نگید هوش و ذکاوت، فرهنگ قدیمی و... بگید تعهد و از خودگذشتگی، بگید فرهنگ بالا، فرهنگی که توش سامورایی ها افسانه نیست بلکه واقعیته ....
من خودم بعید بدونم که بتونم مثل اونها بزرگ باشم، ولی امیدوارم بتونم برای اونها احترام لازم رو قائل بشم
|
دوستان عزیز
لینک ذیل آدرس سایت آقای دکتر سید محمد سعید نوری نائینی (استاد دانشگاه شهید بهشتی) کاندیدای ایران برای احراز پست مدیر کلی فائو است که انتخابات آن در دهه اول تیرماه در رم برگزار میشود. چنین امکانی برای پستی جهانی برای فردی با شایستگی های علمی و نه صرفا سیاسی، در سالهای پس از انقلاب کمتر بوده است و امکان موفقیت ایشان به دلیل حضور موثر چندین ساله با روابط غیر خصمانه با دیگر اعضا وجود دارد. لطفا با کلیک بر روی این لینک و مراجعه با آن باعث افزایش تعداد بازدید کنندگان و ارتقای رنکینگ آن در سایتهای جستجوگر شوید. ضمنا در صورت امکان آن را برای سایر دوستانتان نیز ارسال کنید. |
تقدیم به بهار و شما . ببینید و لذت ببرید









شیوهای ایرانی برای صید پرندگان
اینجا فقط مکانی برای صید نیست. اینجا دامگاه است؛ پناه و غذایی برای پرندگان مهاجر در فصل سرد و شالیزار آبگرفتهای با کمترین استفاده از کود و سم شیمیایی. دامگاه به راستی نمونه منحصربهفردی از مدیریت بومیست؛ چرا که در تمام دنیا به جز در فریدونکنار مازندران ایران چنین روشی برای صید پرندگان یافت نمیشود؛ روشی که از خود پرنده برای صید همنوع خودش استفاده میکنند.
یکعدهشان را تعلیم میدهند تا عده دیگر را فریب دهند و به تله یا همان دامگاه بکشانند. تالابهای دستساز که دو منظورهاند و کاربریشان از فصلی به فصل دیگر تغییر میکند؛ در بهار و تابستان برای کاشت برنج و در پاییز و زمستان برای صید پرنده. این دو کاربری آنقدر به هم وابستهاند که نبود یکی از آنها به نابودی دیگری منجر میشود.
با اینکه برپایی دامگاه دو ماه پیش از آمدن پرندگان مهاجر کار پرزحمتی است؛ اما هنوز هستند کسانی که در شمال ایران به این شغل سنتی مشغولند؛ شغلی که چهره محیط طبیعی را دستکاری نمیکند و صید پرنده برخلاف بسیاری از انواع دیگرش بر توسعه پایدار استوار است؛ همان توسعهای که استفاده انسان را از طبیعت نفی نمیکند و هدفش رساندن مواهب طبیعت به نسلهای آینده است. دامگاهها در عینحال بهشت پرندهنگران هم هستند؛ چرا که بر خلاف زیستگاه تابستانیشان که هر گونهای برای خود قلمرویی دارد در این تالابهای مصنوعی انواع پرندگان گردهم میآیند؛ مجموعه دامگاهها در تالاب بینالمللی فریدونکنار با نامهای "فریدونکنار"، "اِزباران"، "سُرخرود" شرقی و غربی است.
دامگاهدار اردک وحشی را گیر انداخته. برای آنکه اردک بیحرکت شود و فرار نکند، دو بال اردک وحشی را در هم میکنند. وقتی بالهای اردک به هم گیر میکند چنان بیحرکت میشود که اگر نبضش را در دست بگیرند حس میکنند انگار مرده.
این حصارهای منظم تو در تو همه کار دست است. کاری سخت برای اهل فن و خِبرههای دامگاهداری. حصارها را در تابستان جمعآوری میکنند و با دقتی منحصربهفرد به هم میدوزند تا دامگاه شکل گیرد.
اردک سرسبز زیرک به سوی اردکهای وحشی پرتاب شده تا فریبشان دهد. دامگاه به خوبی استتار شده و برای همین اردکهای وحشی نمیدانند که این اردک تعلیمدیده از دست چه کسی و برای چه نیتی به پیشوازشان آمده است.
دیواره دامگاه در آن دورها به خوبی مشخص است. البته برای ما، نه برای پرندهها که قرار است بعضیهایشان صید شوند. غازها که در پاییز و زمستان به این تالاب میآیند تمام باقیمانده سبز شده از شالی برنج فصل قبل را به همراه علفهای هرز هرس میکنند. فقط آب صاف باقی میماند که به قول محلیها "آبتخت" میشود.
نیازی به هدایت نیست؛ رفقای اردکی خودشان راه را بلدند. در راه در سکوت به سوی "سرکیمه" میروند تا نوبت به پروازشان برسد و یکی یکی به آسمان پرتاب شوند. قرار اردکها با دامگاهدار آوردن اردکهای وحشی به "دوما چال" یا همان تله دامگاه است.
اینجا دوما چال یا همان تله است. حتی وقتی تور روی سر رفقای اردکی میافتد، باز هم آرام منتظر میمانند تا دوست آدمیزادشان از راه برسد و آن را بردارد. البته این سرنوشت اردکهای وحشی نیست. آنها سرنوشت خوبی ندارند.
بعد از یک صید موفقیتآمیز، به هر دو سوی ماجرا غذا میرسد؛ مشتی دانه برای اردکهای دستآموز و چندتایی اردک وحشی برای انسان. قرار انجام یافته و اردکهای تعلیمدیده مزدشان را میگیرند
ده نکته یادگرفتنی از ماجرای اخیر ژاپن:
1) آرامش ==== حتی یک مورد سوگواری شدید یا زدن به سروصورت دیده نشد. میزان تاثر و اندوه بطور خود بخود بالا رفته بود.
2) وقار ==== صفوف منظم برای آب و غذا. بدون هیچ حرف زننده یا رفتار خشن.
3) توانمندی === بعنوان نمونه معماری باورنکردنی بطوریکه ساختمانها به طرفین پیچ و تاب میخوردند ولی فرو نمی ریختند.
4) رحم و شفقت ==== مردم فقط اقلام مورد نیاز روزانه خود را تهیه کردند و این باعث شد همه بتوانند مقداری آذوقه تهیه کنند.
5) نظم ===غارتگری دیده نشد. زورگویی یا ازدست دیگران ربودن دیده نشد. فقط تفاهم بود.
6) ایثار === پنجاه نفر از کارگران نیروگاه های اتمی ماندند تا به خنک کردن دستگاهها ادامه دهند.
7) مهربانی === رستورانها قیمتها را کاهش دادند. یک خودپرداز بدون محافظ دست نخورده ماند. دستگیری فراوان از افراد ناتوان.
8) آموزش === از بچه تا پیر همه میدانستند باید چکار کنند و دقیقاً همان کار را کردند.
9) وسایل ارتباط جمعی === در انتشار اخبار بسیار خوددار بودند. از گزارشات مغرضانه خبری نبود. فقط گزارشات آرامبخش.
10) وجدان === هنگامی که در یک فروشگاه برق رفت، مردم اجناس را برگرداندند سرجایشان و به آرامی فروشگاه را ترک کردند.
امیر حجوانی - مارشال
زلزله و سونامی در ژاپن
به تمام بازماندگان این حادثه تسلیت میگم
1-عکس هایی که از درفش های ایران آورده شده است لزوماً در کل دوران مشخص شده جاری نبوده اند و شاید متعلق به یک دوره ی خاص از آن دوران باشند. درفش به جا مانده از کوروش بزرگ دیگر درفش های هخامنشیان: فروهر آراسته شده به سه رنگ سبز ، سفید ، قرمز به جا مانده از دوران هخامنشیان اشکانیان درفش اشکانیان با خورشید آراسته می شده است ساسانیان درفش کاویانی در دوران ساسانی هم مطرح بوده است سیاه جامگان رنگ سیاه نماد پیروان ابومسلم خراسانی سرخ جامگان رنگ سرخ نماد پیروان بابک خرم دین غزنویان سلجوقیان تیموریان دوران صفویه مهم ترین و اصلی ترین پرچم دوران صفویه نشان شیر و خورشید برای اولین بار به طور رسمی از اینجا وارد پرچم ایران شده است پرچم شاه اسماعیل پرچم شاه تهماسب افشاریان پرچم های نادر شاه افشار دوران زندیه دوران قاجار پرچم دوره آقا محمد خان پرچم دوره محمد شاه پرچم ایران در دوران ناصرالدین شاه ، مشروطیت و پهلوی دوران پهلوی در برخی از درفش های دوره پهلوی تاج پهلوی دیده می شود جمهوری اسلامی اما قضیه این سه رنگ چیست ؟
2- برخی از درفش ها از روی گفته ها و منابع تاریخی بازسازی شده اند و مطمئنا درفش ها به همین شکلی که در عکس ها تصویر شده اند ، وجود نداشتند(برای مثال درفش اشکانیان)
رنگ سبز به احترام 90 درصد از مردم ایران که مسلمان هستند انتخاب شده است. این رنگ ، مورد علاقه پیامبر اصلام بوده و نشانه دین اسلام نیز هست. رنگ سپید پرچم ایران نشانه دین زرتشت ، نماد پاکی صلح و آرامش است. رنگ سرخ تفاسیر گوناگونی دارد. برخی بر این عقیده اند که چون انقلاب مشروطه در ماه مرداد (برج اسد ییا شیر) به پیروزی رسید این رنگ نمادی از گرما و نیز نمادی از خون شهیدان مشروطه است. پس از انقلاب اسلامی نیز سه رنگ سبز ، سپید و سرخ نگه داشته شدند ولی چندی پس از پیروزی به فرمان آیت اله خمینی نماد شیر و خورشید حذف گردید.تا مدتی پرچم ایران بدون نشانه بود (در دولت مهندس بازرگان) و پس از آن یک نماد جدید که توسط یک معمار طراحی شده بود (ارم الله) جایگزین آن شد و پرچم به صورت فعلی خود درآمد.
پرچم کشورمان در طول سالهای گوناگون دگر گونی های ریز و درشتی بر خود دیده تا به ما رسیده است.
اما هرچه هست پرچم ما نماد همبستگی ماست و یادگاری از تاریخ کهن کشور ایران
به نظرت این عکس چیه؟
اگه فکر میکنی این یه عکس معمولی از یه جاده آسفالته در اشتباهی
.



!!مرگ میلیونها ماهی بر اثر آلودگی آب بانفت
بازار واژهای فارسی است که ریشه آن در زبان پهلوی بهاچار است به معنای مکان قیمتها. بازار تنها محل مبادله کالا و محصولات نیست. بلکه مکانی برای معرفی آداب، فرهنگ، سنت ها و روش های زندگی مردم نواحی مختلف جهان است. بازارهای سنتی همواره بعنوان قسمتی از نماد فرهنگی هر قوم و ملتی مطرح بوده و هستند، بطوریکه به سادگی با مشاهده آنها می توان از گذشته های دور آنها اطلاعات مفیدی بدست آورد. در اینجا به معرفی چند نمونه از این بازارهای سنتی میپردازیم.
بازار سنتی تبریز بزرگترین بازار سنتی مسقف جهان
بازار سنتی تبریز یکی از نمونههای منحصر به فرد از لحاظ معماری بوده و بزرگترین بازار مسقف جهان است. بازار تبریز خاطرات ناگفته فراوانی در دل خود دارد و کوچهپس کوچههای پیچ در پیچ آن، آشنای هر کودک و پیر تبریزی است. مجموعه بازار تبریز که قدمت آن به قرن چهارم هجری- قمری میرسد، بهعنوان یکی از زیباترین و بزرگترین بازارهای به هم پیوسته، گواهی زنده بر اصالت تجارت و معماری در مشرق زمین است.

سبک معماری، آرایش مغازهها، تیمچهها، کاروانسراها، دالانها، راستهها، انواع مشاغل و وجود تعدادی مدرسه و مسجد که پیشینه تاریخی دارند، بازار تبریز را نمونه عالی یک محیط تجاری و معماری اسلامی و شرقی کرده است. جایگاه و اهمیت تبریز در تجارت و کسب و کار، ایجاب میکرد بازاری بزرگ و مراکزی برای مبادله، فروش و انبار کالاهای شرقی و غربی به وجود آید که این امر در طول تاریخ تحقق پیدا کرد.
در طول تاریخ، بازار تبریز همواره مورد توجه جهانگردان ایرانی، عرب و اروپایی بوده و افرادی همچون مقدسی، یاقوت حموی، زکریا محمود قزوینی و ابن بطوطه، حمدالله مستوفی، اولیا چلبی، مارکوپولو، اودریک، کلاویخو، جان کارت رانت، کنتارینی، تاورنیه، شاردن، پیر ژوبر، فردریک ریچاردز و دورتی اسمیت درباره آن مطالب ارزندهای بیان کردهاند.
![]()
بازار شناور تایلند

تایلند که به نام ونیز شرق شناخته میشود. این کشور به خاطر داشتن کانالها و راههای آبی متعدد به این نام شهرت یافته است. بنابر این وجود بازارهای شناور در آن دور از ذهن به نظر نمی رسد. تایلند بازارهای شناوری دارد که بازار دمنوین سادواک Damnoen Saduak از معروف ترین آنها است. بازار دمنوین سادواک در ۱۰۹ کیلومتری جنوب بانکوک قرار دارد.
از آنجا که خاک اطراف کانال ها برای کشاورزی بسیار مناسب است کشاورزان در اطراف آنها به کار و فعالیت مشغول اند و مهمترین محصولی هم که در این بازارها به فروش می رسد محصولات کشاورزی است.
![]()
بازار سنتی پاکستان
بازار در بسیاری از شهرهای خاورمیانه و نیز در پاکستان به مرکز تجاری اصلی شهر اطلاق میشود که از آن برای خرید و فروش و نیز برای مبادله کالا استفاده میشود. بازارهای پاکستان به شکل کاملا سنتی اداره می شود و از لحاظ شکل ظاهری به بازارهای ایران بسیار شبیه است. در آنجا کالاها به شکل عمده در کنار هم چیده شده و اکثر محصولات داخلی پاکستان به صورت باز و کیلویی به فروش می رسد.


![]()
بازار های سنتی هند

هند مسیر طولانی را در جهت توسعه و پیشرفت پیموده و الگوی توسعه ای هند به عنوان یکی از الگوهای جالب توسعه جهان همواره مورد توجه بود و دانشمندان علم اقتصاد آن را مورد بررسی قرار داده اند. اما در کنار بازارهای پیشرفته مدرن امروزی هنوز هم بازارهای سنتی در کشور هفتاد و دو ملت وجود دارد. بازارهایی که بوی ادویه تازه و مخصوص هندی از هر سوی به مشام می رسد.
![]()
بازار سنتی استامبول

استانبول بازارها و مراکز خرید بسیاری داشت. معروف ترین این بازارها Grand Bazaar و Spice Bazaar است. با این وجود بازار سنتی استامبول برای بسیاری از ایرانی ها کاملا شناخته شده است و هرساله بسیاری از گردشگران ایرانی که به این شهر سفر می کنند بازدید از این بازار را هم در لیست کارهایشان قرار می دهند. این بازار مخصوص محصول خاصی نبوده و به اصطلاح از شیر مرغ تا جان آدمیزاد در آن یافت می شود. با این وجود باید مراقب باشید که کالای اصل بخرید و مارک های تقلبی نصیبتان نشود.
![]()
بازار سنتی عربستان
بازار عربستان در شهرهای مکه و مدینه برای بسیاری از ایرانیها، جایی آشنا است. دهها هزار ایرانی هر سال به شوق دیدار کعبه رو به سوی جزیره العرب می نهند و در راه بازگشت از زیارت خانه خدا (چه حج تمتع باشد و چه عمره) به سنت ایرانیان و بنا به سلیقه و وسع خویش، سوغاتی می خرند. سوداگران عرب نیز از این خصلت ایرانیها بسیار خرسندند و از آن بهره ها می برند، به گونه ای که بسیاری از آنان در شهرهای مکه و مدینه نه تنها پول ایرانی را می شناسند و به کار می گیرند بلکه حتی، زبان فارسی را نیز به خوبی فراگرفته اند. اگرچه شکل ظاهری برخی از این بازارها به تقلید از بازارهای غربی ساخته شده و معماری غربی دارد ولی شکل اداره آنها کاملا سنتی می باشد.
![]()
و اما یک بازار کاملا متفاوت …

از نظر بین المللی آشپزی تایی مشهور است. تایی ها خوردن را دوست دارند. همانند سایر کشورهای جنوب شرق آسیا، ایستگاههای غذا در هر جایی از خیابانها، فروشگاهها و نمایشگاههای تایلند به چشم میخورد. اما بازار های خیابانی فروش غذاهای تایی بسیار دیدنی است در این بازار ها همه جور جانوری کباب شده و برای خوردن محیاست.


در این بازارها که قدمت چندین ساله دارند انواع حشرات هم به صورت کباب شده در محیط باز دیده می شوند که بعضی مردم علاقه ی زیادی به خوردن آنها دارند. از ستاره دریایی گرفته تا عقرب، ملخ، سوسک، مارمولک، هزارپا … که خدا کند هیچکدام از شما دوستان مجبور به خوردن آنها نشوید
از خلیج فارس تا خوزستان و کارون زیبا و کویر ارومیه !
توهین به خلیج فارس فقط تحریف نامش نیست!
هست ؟؟؟
مرگ بی سابقه ماهی ها در سواحل بندرعباس - آذر 1389

سواحل آلوده بوشهر
اما حقیقت آن است که حرمتشکنی خلیج فارس فقط در تحریف نامش خلاصه نمیشود!

مرگ لاک پشت های سبز در سواحل نایبند - عسلویه
شما به من بگویید: فارس نامیدن آلودهترین محیط آبی جهان چه فخر و وقاری برای ما دارد؟
نگاهی به خوزستان و لب کارونی که دیگر گلبارون نیست!


و سرانجام نخستین تصویر از کویر ارومیه انتشار یافت!
تازه ترین تصویر از کویر ارومیه - 15 آذر 1389

و این هم کویر دریاچه نمک قم در جنب مرنجاب: بهار 1385
وای بر ما که به مرگ طبیعت عادت کردهایم
و همچنان حاضر نیستیم تا دست از خودخواهیها و آزمندیهای خویش برداریم!
منبع: وبلاگ "مهار بیابان زایی"
نپال کشوری در آسیا در شمال هندوستان. بیشتر محدوده نپال بر روی رشتهکوههای هیمالایا قرار گرفتهاست.
نپال به ۱۴ ناحیه (استان) و ۷۵ بخش تقسیم شدهاست
مردم نپال اغلب پیرو دیانیت هندو هستند. از نگاه ظاهری تفاوت چندانی بین نپالیها و مردمان شمال شرق هند وجود ندارد.
مردم نپال دارای اسمهای بسیار شبیه به هم هستند. نام وسط «بهادر» نامی بسیار مرسوم در بین نپالیها است. گورونگ (Gurung) که اشاره به قومیت گورونگ دارد نام خانوادگی بیش از ۱۵ درصد نپالی هاست. از دیگر نامهای متداول میتوان به تاپا (Thapa) و تمنگ Tamang اشاره کرد.
در سال ۱۸۵۶، در طرح نقشهبرداری مثلثاتی بزرگ هند ، برای اولین بار ارتفاع قله اورست –که در آن زمان با نام قله ۱۵ شناخته میشد- به مقدار ۸٬۸۴۰ متر گزارش شد. در سال ۱۸۶۵، نام انگلیسی رسمی اورست توسط انجمن سلطنتی جغرافیا بنابر توصیهنامه اندرو واگ، رئیس وقت ممیزی بریتانیا در هندوستان انتخاب شد.
قله اورست توجه بسیاری از کوهنوردان در تمام ردهها را جلب کردهاست. از کوهنوردان حرفهای و مجرب تا کوهنوردان مبتدی که مایل به پرداخت مبالغ قابل توجهی هستند تا توسط کوهنوردان حرفهای راهنمایی شوند و صعودی کامل و موفقیتآمیز را رقم بزنند.
اخیراً ارتفاع این کوه، ۸٬۸۴۸ متر شناخته شد، با این حال مقداری اختلاف در اندازهگیری همواره وجود دارد.
کوهنوردان منبع کسب درآمد توریستی قابل توجهی برای کشور نپال هستند. دولت این کشور تمامی کوهنوردان را مستلزم به پرداخت مبلغ زیادی برای دریافت جواز صعود میکند که این مبلغ چیزی در حدود ۲۵ هزار دلار آمریکا به ازای هر نفر میباشد.
جهان اطراف ما همیشه پر از رمز و راز بوده و بشر نیز همواره به دنبال کشف این رمز و رموز طبیعت بوده است. در این میان 10 رکورد بارز طبیعت توجه زمین شناسان را بخود جلب کرده که آنرا برای شما دوستان نیز بیان می کنیم.
1. کویر لوت ؛ گرمترین نقطه ی زمین
در مورد گرمترین نقطه جهان بحث های بسیاری وجود دارد. برخی صحرای العزیزیه لیبی که بالاترین دمای ثبت شده در آن 58 درجه سانتیگراد است و برخی دره مرگ (Death valley) در کالیفرنیا با 56 درجه سانتیگراد را گرمترین نقطه جهان می دانند. اما ماهواره ی سازمان ناسا در کویر لوت دمای 71 درجه سناتیگراد را نیز ثبت کرده است و کارشناسان معتقدند که این دما بالاترین دمای ثبت شده در جهان است.
-------------------------------------------------------------------------------
2. قله چیمبورازو در اکوادور ؛ مرتفع ترین نقطه از مرکز زمین
همه می دانند که قلعه اورست با ارتفاع 8848 متر مرتفع ترین قله و بلندترین نقطه جهان از سطح دریاست اما آنچه خیلی ها نمی دانند این است که قله چیمبورازو با ارتفاع 6320 متر بلندترین نقطه جهان از مرکز زمین است. قله چیمبورازو در نزدیکی خط استوا حدود 2 کیلومتر نسبت به قله اورست، از مرکز زمین دورتر است.
------------------------------------------------------------------------------
3. جزیره تریستان ؛ دور افتاده ترین جزیره مسکونی
جزیره تریستان در جنوب اقیانوس اطلس دورترین نقطه مسکونی در جهان و به قدری کوچک است که فاقد فرودگاه می باشد. این جزیره 272 نفر جمعیت دارد که تنها از 8 نام خانوادگی استفاده می کنند. این جزیره در دهه 1800 میلادی به مستعمرات انگستان افزوده شده. ساکنین این جزیره دارای کد پستی بریتانیا هستند و اگر از طریق اینترنت کالایی را خریداری کنند مدت ها طول می کشد تا به دست آنها برسد. در صورتی که قصد سفر به آنجا را داشته باشید باید بدانید که نزدیکترین خشکی با آن 2000 مایل معادل 3218 کیلومتر فاصله دارد.
--------------------------------------------------------------------------------------
4. آبشار های آنجل ؛ بلندترین آبشار جهان
آبشار آنجل در ونزوئلا با ارتفاع 984 متر بلندترین آبشار جهان محسوب می شود.
-----------------------------------------------------------------------------------
5. اویمایکن ؛ سرد ترین نقطه مسکونی روی زمین
اویمیاکن روستایی است در سیبری واقع در روسیه با 800 نفر جمعیت. پایین ترین دمای ثبت شده در این منطقه 71 درجه سانتیگراد زیر صفر است و به همین دلیل سردترین نقطه مسکونی جهان محسوب می شود.
------------------------------------------------------------------------------------
6. دره های بیابانی ؛ خشک ترین نقطه جهان
حدود 2 میلیون سال است که در دره های بیابانی (dry valleys) واقع در آنتارتیکا بارندگی صورت نگرفته است و فاقد یخ، آب یا برف هستند.
------------------------------------------------------------------------------
7. عمیق ترین نقطه اقیانوس ها
گودترین نقطه جهان چاله ماریاناس (گودال ماریان) در اقیانوس آرام است. عمیق ترین نقطه این چاله حدود 11 هزار متر عمق دارد. اگر قله اورست را به درون این گودال بیندازیم قله آن بیش از دو کیلومتر در اعماق این اقیانوس فرو خواهد رفت. فشار آب در ته این گودال 1000 برابر فشار در سطح دریاست. در سال 1960 نیروی دریایی آمریکا زیر دریایی را با دو سرنشین به کف این گودال فرستاد. و آنها ماهی، خرچنگ و دیگر موجودات دریایی را در اعماق این گودال مشاهده کردند.
-----------------------------------------------------------------------------
8. مرطوب ترین ترین نقطه جهان
شهر Llore در کلمبیا سالانه به طور متوسط 30 سانتیمتر بارندگی دارد.
--------------------------------------------------------------------------------
9. کوه تر (thor) در کانادا مرتفع ترین پرتگاه عمودی جهان
این کوه که در پارک ملی جزیره بافن در کانادا واقع است دارای پرتگاه عمودی به ارتفاع 1250 متر و زاویه 150 درجه است.
--------------------------------------------------------------------------------------
10. پست ترین نقطه جهان
بحر المیت با ارتفاع 422 متر پایین تر از سطح دریا، پست ترین ساحل جهان را دارد. این دریاچه در مرز اردن و فلسطین اشغالی واقع است. جاده دور این دریاچه نیز کم ارتفاع ترین جاده جهان محسوب می شود. به دلیل شوری بیش از حد آب (10 برابر بیشتر از دریای مدیترانه) این دریاچه، هیچ موجود زنده ای در آن زندگی نمی کند، به همین دلیل هم نام این دریاچه بحر المیت یا دریای مرده است.

درکشوری با مساحت 320000 کیلومتر مربع وجمعیتی بالغ بر 27 میلیون نفر واقع در جنوب غرب آسیاکه شغل اکثر مردمانش کشاورزی در مزارع موز، اناناس وکائوچو ویا صید ماهی بوده وتا قبل از سال 1981 اکثرا
" در روستاها وجنگلها ودر پائینترین سطح امکانات زندگی میکردند و درآمدسرانه هر نفر کمتر از 100 دلار بود ومناقشات وجنگهای مذهبی ناشی از وجود 18 دین ومذهب ونژاد کشوررا بشدت نا امن نموده بود خداوند شخصی را بعنوان هدیه برایشان فرستاد که کسی نبود به جزء
mahadir bin mohamat ,
یا همان مهاتیر محمد که تمام دنیا اورا با این نام میشناسند وبه او احترام میگذارند .
مهاتیر کوچکترین عضو خانواده 11 نفره ای بود که شغل معلمی پدرش تکافوی برآوردن آرزوی پسرش مهاتیر جهت خریدن دوچرخه برای رفت وآمد به دبیرستان را نمیکرد بنابراین مهاتیر جهت برآورده نمودن آرزویش شروع به فروختن موز در خیابان بعد از اتمام اوقات مدرسه نمود. مهاتیر پس ازاتمام دبیرستان وارد دانشگاه پزشکی کشور همسایه سنگاپور شده وهمزمان مسئولیت اتحادیه دانشجویان مسلمان آن دانشگاه را برعهده گرفت . سال 1953 پس از فرغ التحصیلی به کشورش بازگشت وبعنوان پزشک جراح به استخدام نیروهای انگلیسی که کشورش را اشغال کرده بودند درآمد ، پس از خروج نیروهای انگلیسی ودر سال 1957 با افتتاح مطبی شروع به طبابت نموده ونیمی از وقتش را صرف معالجه رایگان افراد فقیر نمود
. در سال 1964 به مدت 5 سال بعنوان نماینده در مجلس ملی فعالیت نمود ودر سال 1970 کتاب معروف خود بنام"" آینده اقتصادی مالزی "" را به رشته تحریر درآورد که همین کتاب بعدها پایه واساس تفکرات آن مرد جهت تحول اقتصادی کشورش گردید . بهرحال مهاتیر در سال 1974 بعنوان سناتور وارد مجلس سناودر سال 1975 بعنوان وزیر آموزش وپرورش وسپس نیابت نخست وزیر وبالاخره در سال 1981 به سمت نخست وزیری نائل گردید. تکرار میکنم سال 1981 یعنی سال شروع انقلاب اقتصادی یک جراح در مالزی!!
ولی پرسش اساسی این است که آن جراح مالیزیایی چه کاری انجام داد ؟!!!
نخست
: نقشه آینده مالزی را ترسیم نمود و اولویتها ، اهداف ونتایجی را که میبایست در طی مدت 10 سال وبعد 20 سال ونهایتا تا سال 2020 به آنها دست یابند را مشخص نمود .
دوم : تصمیم گرفت که آموزش همگانی وتحقیقات علمی اولین اولویت ودرراس برنامه ها قرار گیرند ، بنحوی که بیشترین میزان بودجه واعتبار رابرای آموزش همگانی وکسب مهارتهای فنی- ریشه کنی بی سوادی واز همه مهمتر آموزش زبان انگلیسی وتحقیقات علمی اختصاص داد. مهاتیر در همان سالها هزاران
نفر از دانشجویان را با پرداخت بورسیه به بهترین دانشگاههای جهان اعزام نمود.
سوم : استراتژی وبرنامه های خودرا بصورت کاملا شفاف و با صداقت با مردم کشورش در میان گذاشت ،آنان را بانظام مالیاتی جدید که مسیرکشور را بسوی انقلاب اقتصادی هموار میکرد آشنا نمود واز همه مهمتر از مردم دست یاری طلبید . مردم نیز چون اورا صادق دیدند باورش کردند وهمراه ودنباله رو گردیدند بنابراین در اولین سال اقدام به کاشت یک میلیون اصله درخت روغنی نمودند که همین امر طی تنها دو سال مالزی را بعنوان بزرگترین و اولین کشور تولید کننده وصادر کننده روغن درختی به دنیا معرفی نمود .
مهاتیر تصمیم گرفت صنعت جهانگردی مالزی را طی 10 سال به درآمد 20 میلیارد دلاری در عوض درآمد 900 میلیونی سال 81 برساند این درحالیست که درآمد حال وحاضر مالزی از صنعت جهانگردی 34 میلیارد میباشد وی برای رسیدن به این هدف پادگا نهای نظامی ژاپنی را که از سالهای جنگ جهانی دوم در کشور مالزی باقی مانده بودند را به مناطق جهانگردی شامل انواع بازیهای تفریحی ، ورزشی و فرهنگی تبدیل نمود تا مالزی مرکزی جهانی برای برگزاری مسابقات بین المللی اتومبیل رانی ، اسب سواری و بازیهای آبی تبدیل گردد او همچنین کولالامپور را مقر اصلی کنفدراسیون فوتبال آسیا قرارداد .مالزی در سال 1996 با رشدی معادل 46% نسبت به سالهای قبل از آن در زمینه صنعت برق والکترونیک خودرا بعنوان یکی از صادر کنندگان لوازم برقی والکترونیکی به دنیا معرفی نماید.مهاتیر محمد با وضع قوانین شفاف و ضوابط مشخص درهای اقتصادی کشور را بسوی سرمایه گزاران خارجی گشود وبا تاسیس شرکت عظیم پتروناس در برجهای دوقلوی کولالامپوربازار بورسی با یک میلیون دلار معامله در روز پایه ریزی نمود.
تاسیس بزرگترین دانشگاه اسلامی دنیا گامی دیگر جهت جذب نخبگان علمی داخلی وخارجی از تمام نقاط دنیا علی الخصوص کشورهای اسلامی بود وی توانست با تاسیس پایتخت اداری جدید بنام پاتوراجایا با دو میلیون نفر جمعیت در کنار پایتخت تجاری ( کولالامپور ) هم از نظر سیاحتی و هم تقسیم کار و با تاسیس دو فرودگاه جدید ومدرن ودهها جاده واتوبان سریع السیر رفت وآمد جهانگردان وسرمایه گزارانی که از کشورهای چین- هند وحاشیه خلیج فارس وباقی نقاط دنیا با آن کشور سفر میکردند را تسهیل بخشید.
بطور خلاصه باید گفت حاج مهاتیر محمد طی مدت 21 سال یعنی از سال 1981 تا 2003 موفق گردید کشوری فقیر با درآمد سرانه 100 دلار را به کشوری توسعه یافته با درآمد سرانه 1600 دلار در سال و میزان سرمایه گذاری را از 3 میلیارد به 98 میلیارد دلار ومیزان صادرات رابه رقم قابل توجه 200 میلیارد دلار برساند . مهاتیر محمد در سال 2003 با اراده شخصی تصمیم به کناره گیری از قدرت وسپردن زمام امور کشور به نیروهای جوان وتازه نفس گرفت . علیرغم درخواست مردم کشورش مبنی بر ماندن بر مسند قدرت ،او تصمیم خودرا گرفته بودوبدون اینکه بخواهدفردی از افراد خانواده اش را به قدرت برساند ویا حکومت را موروثی کند بطور کلی از دنیای سیاست کناره گیری نمود تا جانشینان او بتوانند آرزوی طراحی شده او بنام مالزی بیست.... بیست .... یا مالزی در 2020 را که در آن مالزی بعنوان چهارمین قدرت اقتصادی آسیا پس از ژاپن – چین – وکره تبدیل گردد را به واقعیت تبدیل نمایند .مهاتیر در نهضت اقتصادی خویش هیچگاه منتظر کمکهای آمریکا وکشورهای اروپائی نماند بلکه توکل او ابتدا بر قدرت لایزال الهی سپس بر اراده وپشتکار خود واز همه مهمتر عزم واراده وحمایت مردم کشورش قرار داشت .
اینچنین بود که یک موز فروش ویا بعبارتی پزشک جراح توانست با مهارت وعشق عمیق به کشور ومردمش وپشتکار عالی مالزی را از یک موش به یک ببر آسیائی تبدیل نماید
ولی سوالی که وجوددارد این است که آیا دیگر جراحان کشورهای اسلامی نیز میتوانند همان کار ومعجزه جراح مالیزیائی را تکرار کنند ویا تنها هنرشان آن است که در یک عمل جراحی زیبائی یک شیر را به موش تبدیل نمایند ؟!!!!
|
دنیای ادب و نزاکت: رتبهبندی35 شهر
|
|||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
|
||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
در این جا معنی نام کشورهای جهان به ترتیب حروف الفبا آمده و زبانی که ریشه این نام در اصل از آن گرفته شده در میان پرانتز یا کمانک آورده شده است.
آذربایجان: آتورپاتکان نگهدار آتش است(فارسی دری)
آرژانتین: سرزمین نقره(اسپانیایی)
آفریقای جنوبی: سرزمین بدون سرما (آفتاب) جنوبی(لاتین،یونانی)
آفریقای مرکزی: سرزمین بدون سرما(آفتاب)مرکزی(لاتین،یونانی)
آلبانی: سرزمین کوهنشینان
آلمان: سرزمین همه مردان یا قوم ژرمن(فرانسوی - ژرمنی)
آنگولا: از واژه نگولا که لقب فرمانروایان محلی بود
اتریش: شاهنشاهی شرق(ژرمنی)
اتیوپی: سرزمین چهره سوختگان(یونانی)
ارمنستان: سرزمین فرزندان ارمن،نام نبیره نوح(ع)(فارسی دری)
ازبکستان: سرزمین خودسالارها(سغدی، ترکی، فارسی دری)
اسپانیا: سرزمین خرگوش کوهی(فنیقی)
استرالیا: سرزمین جنوبی( لاتین)
استونی: راه شرقی(ژرمنی)
اسرائیل: جنگیده با خدا(عبری)
اسکاتلند: سرزمین اسکات ها البته در لاتین قوم گائل را گویند.(لاتین)
افغانستان: سرزمین قوم افغان( فارسیدری)
اکوادور: خط استوا(اسپانیایی)
الجزایر: جزیره ها(عربی)
السالوادور: رهایی بخش مقدس(اسپانیایی)
امارات متحده عربی: شاهزاده نشین های یکپارچه عربی(عربی)
اندونزی: مجمع الجزایر هند(فرانسوی)
انگلیس: سرزمین قوم آنگل(ژرمنی)
اوروگوئه: شرقی
اوکراین: منطقه مرزی(اسلاوی)
ایالات متحده امریکا: از نام آمریگو وسپوچی دریانورد ایتالیایی
ایتالیا: شاید به معنی ایزد گوساله(یونانی)
ایران: سرزمین نجیب زادگان(آریاییان)(فارسی دری)
ایرلند: سرزمین قوم ایر(شاید هم معنی با آریا)(انگلیسی)
ایسلند: سرزمین یخ(ایسلندی)
بحرین: دو دریا(عربی)
برزیل: چوب قرمز
بریتانیا: سرزمین نقاشی شدگان(لاتین)
بلژیک: سرزمین قوم بلژ(از اقوام سلتی)واژه بلژ احتمالا معنی زهدان و کیسه می داده است.
بنگلادش: ملت بنگال(بنگلادشی)
بورکینافاسو: سرزمین مردم درستکار(از زبان های موره - دیولا)
بولیوی: از نام سیمون بولیوار مبارز رهایی بخش آمریکای لاتین
پاراگوئه: این سوی رودخانه
پاکستان: سرزمین پاکان
پاناما: جای پر از ماهی( کوئوا)
پرتغال: بندر قوم گال(از اقوام سلتی)(لاتین)
پورتوریکو: بندر ثروتمند(اسپانیایی)
تانزانیا: این نام از هم آمیزی تانگانیگا(سرزمین دریاچه تانگا)و زنگبار به دست آمده است.
تایلند: سرزمین قوم تای
ترکمنستان: سرزمین ترک مانندها
ترکیه: سرزمین قوی ها(ترکی با پسوند عربی)
جامائیکا: سرزمین بهاران
چاد: دریاچه( بورنو)
چین: سرزمین مرکزی(چینی)
دانمارک: مرز قوم «دان»
دومینیکن: کشور دومینیک مقدس(اسپانیایی)
روسیه: کشور روشن ها، سپیدان(شاید از ریشه سکایی«راوش»)
روسیه سفید(بلاروس): درخشنده(روس)سفید(روسی)
رومانی: سرزمین رومی ها
ژاپن: سرزمین خورشید تابان(ژاپنی)
ساحل عاج: ساحل عاج
سریلانکا: جزیره باشکوه(سانسکریت)
سلیمان جزایر: از نام حضرت سلیمان
سوئد: سرزمین قوم «سوی»
سوازیلند: سرزمین قوم سوازی
سوئیس: سرزمین مرداب
سودان: سیاهان(عربی)
سوریه: سرزمین آشور(سامی)
سیرالئون: کوه شیر
شیلی: پایان خشکی- برف(از زبان بومی آنجا)
صحرا: بیابان(عربی)
صربستان: سرزمین قوم صرب(یوگسلاوی: سرزمین اسلاوهای جنوب)
عراق: شاید ازایراک به معنای ایران کوچک(فارسی)
عربستان سعودی: سرزمین بیابانگردان در تملک خاندان خوشبخت. واژه عرب به معنی گذرنده و بیابانگرد است. سعود یعنی خوشبخت.
فرانسه: سرزمین قوم فرانک(از اقوام سلتی)
فنلاند: سرزمین قوم «فن»
فیلیپین: از نام پادشاهی اسپانیایی به نام فیلیپ
قرقیزستان: سرزمین چهل قبیله(قرقیزی)
قزاقستان: سرزمین کوچگران(قزاقی)
قطر: شاید به معنای بارانی(عربی)
کاستاریکا: ساحل غنی(اسپانیایی)
کانادا: دهکده(زبان سرخپوستی«ایروکوئی»)
کلمبیا: سرزمین کلمب(کریستف کلمب)(اسپانیایی)
کنیا: کوه سپیدی(زبان کیکویو)
کویت: د ژ کوچک(هندی-عربی)
گرجستان: سرزمین کشاورزان(یونانی)
لبنان: سفید(عبری)
لهستان: سرزمین قوم «له»
لیبریا: سرزمین آزادی
مجارستان: سرزمین قوم مجار(مجاری)
مصر: شهر - آبادی
مقدونیه: سرزمین کوه نشین ها، بلندنشین ها(یونانی)
مکزیک: اسپانیای جدید(اسپانیایی)
موریتانی: سرزمین قوم مور(لاتین)
میکرونزی: مجمع الجزایر کوچک(فرانسوی)
نرو ژ: راه شمال
نیجر: سیاه(لاتین)
نیجریه: سرزمین سیاه(لاتین)
واتیکان: گرفته شده از نام تپه ای به نام واتیکان(اتروسکی)
ونزوئلا: ونیز کوچک
ویتنام: اقوام «ویت» جنوبی(ویتنامی)
ویلز: بیگانگان(ژرمنی)
هلند: سرزمین چوب(آلمانی)
هند: پر آب(فارسی باستان)
هندوراس: ژرفناها(اسپانیایی)
یمن: خوشبخت
یونان: سرزمین قوم «یون»منبع : روزنامه ابتکار
'If you have food in the refrigerator, clothes on your back, a roof overhead and a place to sleep you are richer than 75% of this world. If you have money in the bank, in your wallet, and spare change in a dish, you are among the top 8% of the world's wealthy .'
'And if you get this on your own computer, you are part of the 1% in the world who has that opportunity. '
کار یک نیاز است برای همه انسان ها تا بتوانند استعداد ها و علاقه های نهفته در وجود خویش را شکوفا نمایند. بسیاری از انسان ها برای یافتن کار مجبور به مهجرت می شوند ، خانه و خانواده خود را ترک می کنند تا شاید در سرزمین جدید بتوانند این نیاز خود را برآورده نمایند اما بسیاری از آنها شاید هیچگاه نتوانند حقیقت کار در خارج از وطن خود را بگویند.
بعضی وقتها برخی جملات از زبان این گونه افراد ذهن آدم را به خود مشغول می دارد و می اندیشی که چگونه است که در این دنیای غرق شده در مادیات و در عالم جهانی شده ی امروز هنوز هم رنج های است که بسیاری از آدم ها از ان رنج می برند بدون اینکه آنرا بتوانند برای سایرین بازگو کنند.
برای خرید چند قلم کالا به فروشگاهی رفته بودم. برای کالای مورد نظر با کارگر فروشگاه هم صحبت شدم . می گفت روزی 12 ساعت کار می کنم از میزان در امدش و آنچه کسب می کند پرسیدم .نکته ی بسیار جالبی را در مورد کارش و میزان در آمدش بیان کرد که مرا به اندیشه وا داشته است . او گفت:
working for nothing
نظر شما در باره این کارگران زحمت کش چیست؟
شهر سوخته در ۵۶ کیلومتری زابل در استان سیستان و بلوچستان و در حاشیه جاده زابل - زاهدان واقع شده است
این شهر در ۳۲۰۰ سال قبل از میلاد پایه گذاری شده است
«کلنل بیت» یکی از ماموران نظامی بریتانیا از نخستین کسانی است که در دوره قاجار و پس از بازدید از سیستان به این محوطه اشاره کرده و نخستین کسی است که در خاطراتش این محوطه را شهر سوخته نامیده و آثار باقیمانده از آتش سوزی را دیده است
شهر سوخته دارای نظام مرتب و منظم آبرسانی و تخلیهی فاضلاب بوده است
اولین جراحی بروی مغز در این شهر و بروی سر یک دختر بچه انجام گردیده است
بر مبنای یافتههای باستان شناسان شهر سوخته ۱۵۱ هکتار وسعت دارد
برای نخستین بار در شهر سوخته یک چشم مصنوعی متعلق به 4800 سال پیش کشف شد. این چشم مصنوعی متعلق به زنی 25 تا 30 ساله بوده که در یکی از گور های شهر سوخته مدفون شده بوده است.
کشف اولین خط کش جهان با قدمت بیش از پنج هزار سال
این خط کش به طول 10 سانتیمتر با دقت نیم میلیمتری و از جنس چوب آبنوس است. کشف خط کش در شهر سوخته زابل نشانگر این است که ساکنان این شهر باستانی دارای پیشرفت های زیادی در زمینه علم ریاضیات بوده اند
قدیمی ترین تخته نرد جهان
از گور باستانی موسوم به شماره 761 کهن ترین تخته نرد جهان به همراه 60 مهره ی آن در شهر سوخته پیدا شد. این تخته نرد بسیار قدیمی تر از تخته نردی است که در گورستان سلطنتی «اور» در بین النهرین پیدا شده بود.
مخترع انیمشین در جهان ما بوده ایم نه چینی ها
نخستین انیمیشن جهان
باستان شناسان هنگام کاوش در گوری 5 هزار ساله جامی را پیدا کردند که نقش یک بز همراه با یک درخت روی آن دیده می شود. آن ها پس از بررسی این شی دریافتند نقش موجود بر آن برخلاف دیگر آثار به دست آمده از محوطههای تاریخی شهر سوخته، تکراری هدفمند دارد، به گونهای که حرکت بز به سوی درخت را نشان می دهد. هنرمندی که جام سفالین را بوم نقاشی خود قرار داده، توانسته است در 5 حرکت، بزی را طراحی کند که به سمت درخت حرکت و از برگ آن تغذیه می کند.
حاصل انیمیشن و باز سازی آن بروی کامپیوتر
به گفته این باستانشناس، بز از جمله حیواناتی است که در رسیدن به ارتفاعات تبحر داشته و میتواند با یک حرکت جهشی به سمت بالا حرکت کند. هنرمند نقاش شهر سوختهای، با دقت و زبردستی موفق به تصویر کردن جهش این بز شده است.
از دیگر اشیای مهم از میان هزاران شی یافت شده، میتوان از سفال با امضای سفالگر بر روی آن، چکش، سوزن، شهرکهای مسکونی و ساختمانهای همهگانی همچون آپارتمان، بذر خربزه، حبوبات، ماهی خشک کرده، برنج، زیره، کورههای سفالگری، کورههای ذوب فلزات، دکمه، تبر، بندکفش، قلاب، شانه سر، طناب، سبد، گل مو، قابهای چوبی، کفش، کمربند و ... نام برد.
قدیمی ترین تاس جهان :
دره های خشک آنتارتیکا :
می گویند دره های خشک آنتارتیکا با زمین های خشک و بی آب و علف پوشیده از شن، شبیه ترین قسمت زمین به کره مریخ است. این سرزمین جایی است در میان Victoria land از آن دست زمین هایی که هرگز رنگ برف به خود نمی بینند . اما دلیل شباهت این منطقه به مریخ بیابانی بودن آن نیست که در زمین بیابان بی آب و علف کم نیست، بلکه چیزهایی در این منطقه مشاهده می شود که در زمین دیده نشده است؛ یخ در بیابان . در این منطقه دره هایی هست، پوشیده از یخ و البته در زیر یخ ها، در آب هایی شور،جاندارانی هم زندگی می کنند، چیز هایی که هرگز در هیچ منطقه بیابانی دیگری دیده نشده است . تحقیقات روی این موجودات و دلایل پیدایش این سرزمین همچنان ادامه دارد
|
|
|
در اواخر قرن 19 عامل مهم دیگری در تاکید بر تدریس و تحقیق در جغرافیا، مساله جنگ بود.در این امر، بدون شک جنگ فرانسه- پروس(1871-1870) بسیار تاثیر داشته است. چارلز دالی رئیس انجمن جغرافیای آمریکا(1899-1864) به حق، دریافت که در جنگ به همان اندازه با نقشه می جنگند که با اسلحه به میدان می روند. او اضافه کرد که پیروزی قشون آلمان با در نظر گرفتن همه شرایط جغرافیایی، امکان پذیر گشته است. چارلز دالی نتیجه می گیرد که سرنوشت هر کشوری در جنگ، در نهایت به اطلاعات جغرافیایی بستگی دارد.
سرتوماس هولدیچ معاون انجمن جغرافیایی سلطنتی، درباره جغرافیای کاربردی چنین اظهار نظرمی کند: جغرافیا باید عملا در خدمت امپراتوری انگلستان قرار بگیرد زیرا عدم توجه به جغرافیای عملی، عدم پیشترفت نظامی و عقب ماندگی به همراه دارد. او به نقش حیاتی ارتش در امپریالیسم تاکید می ورزد. در انگلستان، مامورین نظامی بیش از سایر کارمندان، آموزشهای جغرافیایی می دیدند. از این رو در اواخر قرن 19 و اوایل قرن 20، نفوذ و قدرت نظامی و دریایی انجمن جغرافیایی انگلستان فوق العاده بالا می گیرد و غالبا میان اعضای هیت رئیسه انجمن، همواره 3/1 تا 2/1 اعضاء از نظامیان برجسته و افسران نیروی دریایی انتخاب می شوند
http://www.ngdir.ir/geoportalinfo/PSubjectInfoDetail.asp?PID=439&index=3
دهه1870، آغاز تحول در علم جغرافیا بود.در این دوره، در اروپا و امریکا، جغرافیا به عنوان یک رشته علمی و دانشگاهی پذیرفته می شود. این امر درست مقارن با زمانی است که سرمایه داری در کشورهای اروپایی، امریکا و ژاپن در اوج خود به امپریالیسم تبدیل می گردد.
تاریخ علم جغرافیا، بیانگر این واقعیت است که در اواخر قرن نوزدهم، استعمارگرایی و امپریالیسم هر دو به مطالعات جغرافیایی اعتبار می بخشند و جغرافی دانان و موسسات جغرافیایی در شکل گیری و توسعه امپراتوریهای بزرگ استعماری نقش مهمی به عهده می گیرند. بی جهت نیست که در غرب کمتر به این امر مهم توجه می شود، در حالی که از سال 1870 به بعد جغرافیا به عنوان ابزاری در دست امپریالیسم جهانی به ایفای نقش می پردازد. روی این اصل در دهه1870، تحقیق و تدریس جغرافیای جدید در سطح گسترده ای آغاز می گردد. در این دوره، جغرافیا به عنوان وسیله ای در جهت مالکیت سرزمینها، بهره برداری اقتصادی، میلیتاریسم و برتریهای نژادی به کار گرفته می شود. در سه دهه آخرقرن 19، مکتبهای جغرافیایی، در کشورهای مختلف مسیرهای تازه ای را در جغرافیا می گشایند.
http://www.ngdir.ir/geoportalinfo/PSubjectInfoDetail.asp?PID=439&index=3
از دوره باستان، جغرافیدانان همواره بر کاربرد علم جغرافیا در مسائل مختلف زندگی تاکید می کردند، چنانکه” استرابو” که عده ای او را اولین جغرافی دان در زمینه جغرافیای کاربردی می دانند معتقد بود که جغرافی دان باید عمر خود را وقف مواردی بنماید که دارای جنبه کاربردی است. استرابو عقیده داشت که تالیفات جغرافیایی او می تواند امپراتور را در اداره امپراتوری روم یاری دهد.
در علم جغرافیا، این جریان فکری به هنگام شروع بهره کشیهای استعماری بیشتر مورد توجه قرار می گیرد و جغرافی دانان معتقد می شوند که حرفه آنها، علاوه بر آموزش و پرورش، قادر است عملا در حل مسائل فضای زندگی موثر افتد. از این تاریخ به بعد، جغرافی دانان اروپایی، استفاده از کاربردهای جغرافیا را به دولتها، سازمانها وشرکتهای اقتصادی کشور خود توصیه می کردند تا از جغرافیا در توسعه اقتصادی کشور و اداره کشور استفاده شود.
در سال 1884، استانلی (H.M.Stanley) کاشف معروف قاره افریقا تعریف زیر را برای توصیف علم جغرافیا به کار می برد:
علم جغرافیا تنها مطالعه ساده توپوگرافی نیست و هدف از این علم، گردآوری مقداری اطلاعات، نقشه و کتاب در مسافرتها نیز نمی باشد، بلکه، جغرافیا یک دانش فنی است که کاربردهای آن مستقیما با رفع نیازهای جوامع انسانی پیوند می خورد.
درنیمه اول قرن 19، بعد از تاسیس انجمنهای جغرافیایی در اروپا، می توان اهداف همه این انجمنها را که به نحوی به توسعه جغرافیای کاربردی امکان داده اند به شرح زیر بیان کرد:
1-هدف های سیاسی و اقتصادی: در جهت تامین هدفهای سیاسی و اقتصادی، امکانات کافی برای مطالعه و کشف سرزمینهای ناشناخته و یا کمتر شناخته شده فراهم می آید.
2-هدفهای استعماری: جغرافی دانان باید با تلاش فراوان در راه هموار کردن زمینه های مستعمراتی و مستعمر یابی بکوشند.
3-هدف های اقتصادی: بدون تهیه نقشه عملی نخواهد بود، از این رو لازم است رشته کارتوگرافی مورد توجه قرار گیرد.
4-جمع آوری اسناد، مدارک، کتابها، عکس های جغرافیایی و تشکیل کنفرانسها، سمینارها و انتشار کتابها و مجلات جغرافیایی از وظایف انجمنها می باشد.
تولد و رشد جغرافیای کاربردی در انگلستان به موازات اهمیت پیدا کردن بنادر، جریان مواد خام به سوی بریتانیا و صدور تولیدات کارخانه ای به کشورهای مختلف عملی شده است. بی جهت نیست که عده ای از جغرافی دانان انگلیسی معتقدند که جغرافیای کاربردی، در ساخت صنعتی انگلستان، توسعه شهرهای بزرگ و مطلوبیت بخشیدن به محیط زیست شهری نقش عمده ای داشته است.
از سال 1918به بعد بررسی های ناحیه ای، فکر بسیاری از جغرافی دانان را به خود مشغول می دارد و جغرافیای کاربردی به عنوان پایه اصلی برنامه ریزی ناحیه ای و شهری مورد تاکید قرار می گیرد. در این دوره، تا شروع جنگ جهانی دوم، مطالعه و تصمیم گیری در زمینه نظام جدید شهری، مسائل داخلی شهرها، رابطه میان شهر و روستا، تقسیم بندی داخلی کشورها، بیکاری های شهری، محلات عقب مانده شهرها، مورد توجه خاص جغرافی دانان قرار می گیرد که به مسیرهای تازه ای در جغرافیای کاربردی می انجامد.
با شروع جنگ جهانی دوم، این عقیده رواج می یابد که جغرافی دانان می توانند در زمان جنگ بیش از زمان صلح به کشور خود خدمت کنند. از این رو، مطالعات جغرافیایی به سرعت در تاکتیک ها و تصمیمات نظامی و نیروی دریایی به کار گرفته می شود. کارهای کارتوگرافی، تفسیر عکسهای هوایی و مطالعه ناهمواریها، رهبران کشورهای درگیر در جنگ جهانی دوم را وادار می سازد که جغرافیای کاربردی را به عنوان ابزار جنگی و نظامی بپذیرند و موسسات جغرافیایی را وسعت بخشند.
بعد از پایان جنگ، عمرانهای ناحیه ای و بازسازی نواحی و شهرهای ویران شده مطرح می شود و جغرافیای کاربردی درجهت کمال بخشیدن به محیط زیست شایسته انسان به عنوان مغز سازمان دهنده فضای زندگی، اساس سیاست برنامه ریزی شناخته می شود. از این زمان به بعد، نیازهای اساسی جامعه ها، نیازهای ناحیه ای، مکان یابی صنایع، مسائل خانه سازی، پراکندگی متعادل جمعیت، جغرافیای کاربردی را بیش از پیش با نیازهای جامعه و زمان پیوند می دهد.
http://www.ngdir.ir/geoportalinfo/PSubjectInfoDetail.asp?PID=439&index=1
جغرافیای کاربردی و نظریه سیستم ها
در جغرافیای کاربردی، تحلیل سیستمی به عنوان موتور تحقیقاتی در دو مورد به کار گرفته می شود:
1- تحلیل سیستم های طبیعی و انسانی
2- بکار گیری چهارچوب سیستم ها جهت تحلیل موضوعات جغرافیایی
درجغرافیای کاربردی و اصولا در همه شاخه های جغرافیا، بیشتر از مفاهیم سیستم باز استفاده می شود. سیستم باز، سیستمی ا
ست که در آن اثرات متقابل محیط و سیستم وجود دارد و مبادله انرژی صورت می گیرد، جریان ورودی ماده و بازده های انرژی و ماده عملی است. اما سیستم بسته، سیستمی است با مرزهای معین که درآن هیچگونه مبادله انرژی صورت نمی گیرد. یعنی در آن نه جریان ورودی ماده وجود دارد ونه جریان خروجی ماده. در سیستم های بسته، تاثیرات متقابل محیط و سیستم دیده نمی شود. در جغرافیا، به ندرت می توان یک سیستم کاملا بسته پیدا کرد.
تفکرات سیستم باز، توجه به ناهمگن بودن سازمان فضای زندگی، به وجود آمدن جدایی گزینی و افزایش تفاوتهای سلسه مراتبی را که در طول زمان به وقوع می پیوندد بیشتر می کند. این مشخصات قبل از همه، بیانگر سیر تحول اجتماعی و بیولوژیکی است. از این رو مدل سیستم باز، از مشخصات دیدگاه کارکردی محسوب می شود.
جامعه به طور کلی، سیستمی باز است و مانند هر سیستم باز دیگر، با محیط خویش مرتبط می باشد. ارتباط هر جامعه با محیط علاوه بر ارتباط مادی که در سیستم های مادی باز وجود دارد شامل مبادلات اطلاعاتی و کنترلی نیز می شود. در سیستم های اجتماعی، عناصر سیستم نه تنها با محیط خارج مبادلات ماده و انرژی و اطلاعاتی دارند که تبادل مادی و اطلاعاتی در درون سیستم نیز از مشخصات اصلی این گونه سیستم هاست.
در یک سیستم فضای جغرافیایی، هر خرده سیستم (زیرسیستم، سیستم فرعی) کارکرد ویژه ای دارد. اما امکان مرکزی، کارکردهای مرکزی بوجود می آورد، سیستم های صنعتی، سود تولید می کنند و سیستم حمل و نقل جمعیت و کالا را جابجا می کند. در حکم نهایی، موجودیت فقط دلالت بر شرایط ضروری دارد. بنابراین، مکان مرکزی سیستم های صنعتی و سیستم های حمل و نقل ممکن است به عنوان سیستم های خود پایا در نظر گرفته شود. آنها تابع تبیین کارکردی می باشند. از طرفی شرط لازم در هر سیستم فضای جغرافیایی، موضوع نیازهاست. وحدت فضای جغرافیایی، یک وحدت کارکردی است.
به سخن ساده، تاکید بر نظریه سیستم ها در جغرافیای کاربردی، تحقیق و بررسی علمی از کل و کلیت، ساخت سلسله مراتبی، ثبات، علل غائی تفاوت یابی و جهت گیری اهداف می باشد.
در جغرافیا، شاید همه سیستم ها، سیستم های بازی می باشند که به وسیله یک سلسله مبادلات با محیط اشان مشخص می شوند. وابستگی در داخل این سیستم ها، فوق العاده مهم به نظر می رسد. این وابستگی ها، حلقه های پس خورندگی را تشکیل می دهند. پس خورندگی منفی سبب ثبات داخلی یا تعادل سیستم می شود. در حالی که حلقه های پس خورندگی مثبت آن را تغییر شکل می دهد. تعادل میان این دو، به وسیله فشار و مکانیسم کنترل (اداره سیستم) عملی می گردد.
http://www.ngdir.ir/geoportalinfo/PSubjectInfoDetail.asp?PID=439&index=35
در 20 سال گذشته، نوشته ها و تحقیقات جغرافیایی، بیشتر روی تحلیل سیستمی در داخل موضوعات جغرافیایی و وابستگی جغرافیا به سایر رشته های علوم صورت گرفته است. در نتیجه این تحقیقات، دانش جغرافیا، در 20 سال گذشته، به مسیرهای کاملا علمی کشیده شده و به تکامل لازم در میان سایر شاخه های علوم دست یافته است. تا آنجا که دوید هاروی (David Harvey) به حق می گوید که مفهوم سیستم، مطلقا اساس درک ما از تبیین در جغرافیا می باشد. هر چند که مفاهیم برخورد سیستمی و تفکرات سیستمی و نظریه عمومی سیستم ها به وسیله محققان و جغرافی دانان، به صور گوناگون و گاهی مبهم، به کار گرفته شده است اما در نهایت، تحلیل سیستمی در تبیین جغرافیا، این دانش کهن را به توان یک دانش کاملا علمی و شاید ممتاز، میان همه علوم محیط زیست قرار داده است.
http://www.ngdir.ir/geoportalinfo/PSubjectInfoDetail.asp?PID=439&index=35
از میان همه مکتب های فلسفی و اجتماعی که به طور مستقیم و غیر مستقیم در مطالعات جغرافیایی تاثیر داشته است شاید مکتب کارکردی در ردیف محدود تفکرات فلسفی است که در تئوری، روش کار، مباحثات فلسفی و تجربی علم جغرافیا و علوم سیاسی، مردم شناسی و علوم اجتماعی بیش از همه دخالت داشته است. بدون شک، اغلب جغراف دانان در مطالعات جغرافیای مفاهیم کارکردی را دنبال می کنند. علاوه بر این مفاهیم کارکردی تاکنون برای بسیاری از شاخه های جغرافیا، قوانین فلسفی و روش شناسی تهیه شده است.
می توان مفاهیم کارکردی را به شرح زیر بیان کرد:
1-جوامع را باید به صورت کلی نگری در یک چهارچوب با مناسبات مشترک سیستم ها مورد مطالعه قرار داد.
2-رابطه علت و معلولی دارای اثر متقابل می باشد و در موارد بسیار، اثرات گوناگونی دارد.
3-مکتب کارکردی کمتر به تاریخ یک جامعه تاکید دارد اما بیشتر به اثرات اجتماعی و تعادل اجتماعی می اندیشد.
4-دیدگاه کارکرد گرائی، تلاش می کند تا وابستگی های اجزاء ترکیب دهنده یک ساخت اجتماعی را بیابد.
5-دیدگاه کارکردی بیشتر جنبه ترکیبی دارد و حتی عده ای آن را معادل زیست شناسی می دانند. در اینجا، هر جزء، ارتباط دو جانبه با کل دارد و هر جزء که وارد کل شود خصلت تازه ای می یابد.
کارکردگرایی به شکل های گوناگون و به طور مستقیم و غیر مستقیم بدانسان که در زیر می آید وارد علم جغرافیا شده است:
1-کارکردگرایی غیر مستقیم: تقریبا به صورت مفاهیم کارکردها مثلا تعیین نقش مشاغل در ارتباط با توسعه شهری، وابستگی میان یک متغیر وابسته و یک یا چند متغیر مستقل، کارکرد یا نقش شهرها در داخل ناحیه و مناسبات بین ناحیه ای، عمل کرده است.
2-جانشینی کارکردی: نفوذ سریع تکنولوژی خارجی در داخل کشورهایی که تکنولوژی سطح پایینی دارند نیازهای جدید و تعادل های اکولوژیکی جدیدی به وجود می آورد و یا ورود یک اسلحه گرم میان روستائیان یک منطقه ممکن است به تعادل های اکولوژیکی میان روستائیان و حیوانات موجود منطقه آسیب برساند و این تعادل ها را برهم زند.همچنین ممکن است غربی کردن شتاب زده یک جامعه در همه شئونات یک کشور به عدم تعادلهایی منجر گردد.
3-هدف ها: هدف ها در چهاچوب یک فضای جغرافیایی مطالعه می شود.
4- نگهداری وضع موجود تعادل و خود تنظیمی: این مفاهیم کانون اصلی مطالعات جغرافیایی و جهت بررسی سلسله عملیات داخلی سیستم های انسانی است. در این مرحله، عملکردهایی که وضع موجود را تضعیف یا تخریب می کند مورد مطالعه قرار می گیرد. مثلا در مورد سیاست عدم تمرکز، سعی می شود که حاکمیت اداری، اقتصادی و اجتماعی پایتخت تعدیل گردد و این کار شاید از طریق ایجاد قطب های جدید توسعه، عملی شود. این کارکرد، تعادلی به الگوهای رشد در نواحی مختلف کشور می بخشد و خود تنظیمی ناحیه ای بوجود می آورد. تعادل یابی نه براساس سود اقتصادی بلکه بر اساس زندگی بهتر برای بیشتر مردم می باشد.
5- سازگاری و تطابق: در این مرحله، هماهنگی و سازگاری موجود زنده با محیط بررسی می شود و یا مثلا گسترش سکونتگاههای انسانی در رابطه با شرایط محیط مطالعه می گردد.
6- وابستگی عناصر در یک مجموعه: در همه مباحث کارکردی، وابستگی عناصر در یک مجموعه، مفهوم اصلی کارکردی را می رساند و به موارد زیر تاکید دارد:
الف) یک وضع موجود برای مدت طولانی
ب) یک گروه از هدف ها و هنجارها
ج) یک فضای زندگی تحت اشغال یک گروه
د) اثرات متقابل خرده سیستم های داخلی (سیستم های فرعی زیر سیستم ها)
ه) تحرک
مفهوم تحلیل کارکردی را در جغرافیای کاربردی به شرح زیر می توان خلاصه کرد:
1-فلسفه سیستم ها، تاکید بیشتر روی وابستگی های داخلی میان خرده سیستم ها(سیستم های فرعی).
2-فلسفه علل غائی.
منبع:
http://www.ngdir.ir/geoportalinfo/PSubjectInfoDetail.asp?PID=439&index=34
Reed Flute یکی از بهترین جذابیتهای توریستی و منطقه ای بسیار زیبا در گوانکسی چین میباشد. این غار حدود 180 میلیون سال قدمت دارد و توسط گروهی از مهاجرین در سال 1940 کشف شد. با دیدن عکسهای غار متوجه می شوید که جذب آدمهای زیاد از سراسر دنیا به اینجا بی دلیل نیست. ![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
نظرات ()