شعر

لکنت شعر و.. پریشانی و.. جنجال دلم...

چه بگویم که کمی خوب شود حال دلم!؟

.

کاش می‌شد که شما نیز خبردار شوید..

لحظه‌ای از من و از دردِ کهنسال دلم!

.

از سرم آب گذشته‌ست، مهم نیست اگر..

غم دنیای شما نیز شود مالِ دلم

.

 

عاشق نان و زمین نیستم این را حتما..

بنویسید به دفترچه‌ی اعمال دلم

.

آه! یک عالمه حرف است که باید بزنم

ولی انگار زبانم شده پامال دلم!!

.

مردم شهر! خداحافظتان؛ من رفتم...

کسی از کوچه‌ی غم آمده دنبال دلم...

/ 0 نظر / 27 بازدید