پوپولیسم زن گرا و ناشهر زن ستیز:



عیسی پیری، دانشگاه زنجان

در چند روز اخیر موجی از انتخاب زنان به سمت رییس شوراهای شهر در نظام مدیریت شهری یا قول معاونت زنان یا سفارت ایشان نقل محافل  لابی دولت دوازدهم شده است. هر چند علی الظاهر اتفاق میمونی است اما من، نه از منظر برنامه ریزی شهری فمینیستی، بلکه از ساحت عقلانیت اجتماعی / سیاسی ناظر بر "تجربه شهر" (urban experience)و  عملکرد فضاهای عمومی شهرهای کشور  و البته نوعی اگزیستانسیالیسم شهرگرایانه بگویم که طراحی و معماری فضاهای عمومی و همچنین اقتصاد سیاسی شهرهای کشور به شدت زن ستیزانه است. عدم امنیت عمومی زنان، (منظورم آن امنیت سخت و پلیسی نیست)، از منظر طراحی و برنامه ریزی فضاهایی که متناسب با هویت و جنسیت زنانه بوده باشد در شهرهای مردسالارانه ایران، به شدت در بوته فراموشی است. کنشگری زنان در اقتصاد شهری و صنعتی و نظام شهری مبتنی بر اطلاعات، بر کسی پوشیده نیست اما با توجه به مفهوم کارایی( efficiency) در اقتصاد شهری، باید گفت که  عملکرد فضاهای عمومی شهر به قول مارکوزه تک ساحتی است به این معنی که فضاهای عمومی کالبدی شهر شامل خیابان، پیاده روها، پارک های محله ای و منطقه ای و گذر های عمومی با توجه به ابعاد فعالیت مردسالارانه طراحی و تعبیه شده است بنابراین اینجا مفهوم شهر به معنای مدنیت از درون تخلیه شده و با نادیده انگاشتن بیش از نیمی از جمعیت شهر خود نیز به " ناشهر" تبدیل می شود." مقیاس مرد" باعث اختلال رفتار و عملکرد زنان به هنگام حضور در فضاهای عمومی شهر شده است.  ناشهرها، از منظر کالبدی ویژگی های عمده و مشخصی دارند که برخی از آن ها عبارتند ،
 ۱- مقیاس مردانه مبلمان شهری و المان ها
 ۲- فضاهای عمومی نا امن
۳-  طراحی پیاده رو به جای پیاده راه،
۴- فلکه به جای میدان
۵- توزیع نامتوازن خدمات شهری
۶- فقدان حساسیت های جنسیتی در طراحی المان
۷- جدایی گزینی جنسیتی ( gendered segregation) به جای عدالت فضایی جنسیتی( gendered spatial justice)

طراحی و برنامه ریزی شهری از حوزه عمومی public sphere) متاثر می شود ( در معنای هابرماسی) و در واقع بازنمایی حوزه عمومی است که ریشه در فرهنگ، تاریخ، ارزش های اجتماعی و سیاسی دارد و در واقع تجربه شهری، زیست نوعی رئالیسم آن هویت تاریخی یا افشا شدن آن حوزه عمومی است. عناصر مکانی ماندگار ترین بخش فضای شهری است. به راحتی و در خفا نمی توان خطای فنی در طراحی و اجرای یک پل یا خیابان یا سیستم لوله کشی آب و ... را تغییر داد و یا تعویض نمود. اگر یک پل شهری به صورت اشتباهی طراحی شود شهروندان تا مدت ها باید هزینه این اشتباه را بپردازند مثال های بی شماری می توان زد از جمله پل صدر تهران.
از این مثال می خواهم به جنبه پنهان مفهوم " کارایی شهری" بپردازم و آن "امر جنسی" ( the gender )است  که منضم امر فضایی است به عبارت دیگر در فقدان فضامندی طرح ها و پروژه های کالبدی سطح کارایی شهری رو به افول و کم شدن می گذارد و این کاهش کارایی شهری می تواند هزینه  های زمانی و مکانی بسیاری بر تن و کالبد اقتصاد شهری تحمیل کند.

پوپولیسم معمولا با طرح ها و پروژه های کوتاه مدت مکانی و البته غیرفضامند، بیش از هر چیز فضای شهری را از بین می برد و آن را به مکان شهری تقلیل می دهد. ناشهر بودگی اغلب مولود این نوع پوپولیسم مکانی است.
در شهرهای ایران ، متاثر از حوزه عمومی به شدت مردسالار، آن چیزی که بیش از همه آزادی زنان را در فضاهای عمومی محدود می کند و حتی به یغما می برد، به قول سارتر " متافیزیک نگاه" است. نگاه مردسالارانه مردان، "حضور زنان در فضاهای عمومی شهر هنوز برنتابیده است و با اولین ابزار اگزیستانسیالیستی خود یعنی "نگاه"، زن را در شهر  "زیادی"، جلوه می دهد. مثلا عدم امکان حضور زنان در عمومی ترین فضای شهری ،یعنی ورزشگاه ها در کشور بازنمایی از آن نگاه متافیزیکی هست
البته این نگاه به ضد خود تبدیل می شود و در دیالکتیک نهفته در مفهوم " شهریت شهر" و پدیدارشناسی آن نگاه متافیزیکی، برای بازخوانی خود و فهم و ادراک خود و نیز عشق ورزی به حضور زن در فضای شهری نیازمند هست. حضور منتخب و ویرایشی  زنان  در مسابقات والیبال یا انتخاب " سرکار خانم تکنوکرات" به ریاست شورای شهر یا شهرداری یا سفارت، با توجه به آن بستر حوزه عمومی از همین منظر هگلی، دیالکتیک خدایگان و بنده، قابل تامل است.
سیمون دوبووار می گفت که کسی زن به دنیا نمی آید بلکه زن می شود. اینچنین در نظم شهری مردسالار، زن از فضای عمومی حذف می شود و با تن دادن به تحقیر شدگی از طرف حوزه عمومی، هر روز بیشتر ، از یک سوبژه برای خود بودن به یک ابژه در خود بودن فرو می رود. شهر با چنین تراکم نگاه متافیزیکی هرگز روی توسعه نخواهد دید.

# رنسانس شهری ایران??

/ 0 نظر / 18 بازدید