چاره عشق

پروردگارا!

 

 

چاره عشق سکوت است که بلوا نشود

مشت عاشق ابدا پیش کسی وا نشود

 

درسکوت است که پروانه بماند باشمع

گرچه سوزد دهنش باز به شکوا نشود

 

من دلم آتش و لب را زده ام مهر سکوت

پر گشودم که پرم سوزد و پروا نشود

 

دیشبم گفت خرد فکر دگر شیرین کن

گفتمش مزه هر شهد که حلوا نشود

 

زدل و جان زده ام حرف وفا پس دیگر

سخن آنگونه به غیرش به لب آوا نشود

 

برو ای عقل بنه کار دل ما به خودش

تو چه کارت بشود یا که نه رسوا نشود

 

درک دل برتو میسر نبود عقل بهوش

پیش گل بین دل و فکر تو دعوا نشود

 

عاشقی کار دل و بار جنون است نه تو

مصرع از عشق مگو قافیه شیوا نشود

28/08/2015 12:48: Mozhgan D.g: شدم گمراه و سرگردان میان این همه ادیان

میان این تعصبها میان جنگ مذهب ها

یکی افکار زرتشتی یکی افکار بودایی

یکی پیغنبرش مانی یکی دینش مسلمانی

یکی در فکر تورات است یکی هم هست نصرانی

هزاران دین و مذهب است دراین دنیای انسانی

خدا یکی ولی اما هزاران فکر روحانی

رها کردیم خالق را گرفتاران ادیانیم

تعصب چیست در مذهب مگر نه این که انسانیم

اگر روح خدا در ماست خدا گر مفرد و تنهاست

ستیزه پس برای چیست؟

برای خود پرستی هاست

/ 0 نظر / 57 بازدید